فرهنگ عزیز

چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱

متن زیر را “ایمان چشم فسا” یکی از دانشجویان کلاس “آشنایی با میراث فرهنگی” از “موسسه آوای طبیعت پایدار” درباره فوت مادربزرگش نوشته است:


فرهنگ عزیز

اسمش شهربانو بود امّا همه عزیز صدایش می­زدند چرا که عزیز دل همه بود. هفته­ی گذشته(چهارشنبه مورخ ۲۰/۲/۹۰) پس از ۹۱ سال زندگی، به خاک سپردندش، در روستای نقوسان(۱۲ کیلومتری شهرستان تفرش در استان مرکزی). همان­جایی که در سال ۱۳۰۰ ه.ش به­دنیا آمد، زندگی کرد، عشق ورزید و سرانجام جان سپرد. با این وجود، بدن او تنها چیزی نبود که به خاک سپرده شد. به راستی با ارزش­ترین چیزی که با عزیز برای همیشه در دل خاک آرام گرفت چه بود؟ جواب دادن به این سئوال کار بسیار دشواری است چرا که نمی­توان تمام ابعاد زندگی یک فرد را به صورت کامل و صحیح درک نمود. با این حال، سعی کردم با مرور خاطرات گذشته، سئوال از اطرافیان نزدیک عزیز، نگاهی به دستاوردها و شیوه­ی زندگی وی و همچنین اهالی روستا بتوانم تا حدودی به این سئوال پاسخ بدهم.

به یاد دارم که قالی و گلیم و جاجیم می­بافت، نان محلی و کلوچه درست می­کرد، انواع لبنیات محلی از قبیل ماست، کره، پنیر، خامه و دوغ را به عمل می­آورد، در پرورش حیوانات اهلی مانند گاو و گوسفند و بز و مرغ و خروس و به­ویژه بهره­برداری از آن­ها نقشی اساسی داشت، تمام محصولات کشاورزی مورد نیاز مانند سبزی­جات، صیفی­جات و میوه­های فصلی را در حیاط و باغ خانه به عمل می­آورد، ضمن این­که هیچ­گاه از مسئولیت اصلی مادرانه­ی خویش، یعنی مراقبت و پرورش فرزندان خود غافل نبود.

این­ها تنها گوشه­ای از دستاوردهای مادی عزیز در طول زندگی­اش بود که در نگاه اول دستگیرت می­شد. اما زندگی عزیز سرشار بود از دستاوردهای معنوی و غیرملموسی که برای کشف و درک آن­ها می­بایست بیشتر در زندگی غور کرد.

- فرهنگ عزیز ما فرهنگ قناعت و آب بود. با این­که لوله­کشی آب و شیشه­های پلاستیکی باعث انقراض کوزه­های سفالی و آب انبارها در روستا شده بود امّا پس از آن نیز به ندرت امکان داشت که شیر آب را باز کنی و عزیز نگوید “جانم، باریک بازکن”. اوایل مفهوم حرف عزیز را نمی­فهمیدم ولی سخن او اشاره به همان فرهنگ قناعت که با آب گره خورده بود داشت، فرهنگی که ریشه در نسل­های گذشته داشت و هزاران سال کم آبی این سرزمین.

- فرهنگ عزیز ما فرهنگ اهدا و مهمان­نوازی بود. وقتی­که چشم از این دنیا فرو بست، هیچ­ ارث مادی از خود به جای نگذاشت در حالی­که تمام فرزندانش در خانه­هایشان قالی­هایی از او به یادگار دارند، قالی­هایی که با عشق بافته شده و روح هنری نسل­های گذشته به طرز ماهرانه­ای در آن دمیده شده بود. امکان نداشت نوه­ای را ببیند امّا جیبش را از خوراکی­های محلی پر نکند. هنگام برداشت محصولات کشاورزی، آن­ها را با مدیریتی خاص برای اطرافیان خود در نظر می­گرفت و نحوه­ی رسیدن محصولات به دست آن­ها می­شد تنها دغدغه­اش. وقتی به خانه­اش می­رفتی برایت از جان مایه می­گذاشت و هرچه داشت، چه کم و چه زیاد، به مهمانش عرضه می­کرد تا با تمام وجود مفهوم جمله­ی معروف “مهمان حبیب خداست” را درک کنی. آری، عزیز هیچ چیز نداشت چون همه را در طول عمر پربرکت خود اهدا کرده بود و این است همان فرهنگ غنی اهدا و مهمان­نوازی که ما ایرانیان را شهره ساخته.

- فرهنگ عزیز ما فرهنگ کار و تلاش بود. برای عزیز ساعت کاری یعنی از زمان بیداری تا زمان خواب؛ اینجاست که گویی زندگی و کار یکی شده­اند و نمی­توانی آن­ها را از هم تفکیک کنی. به همین دلیل بود که تهران با آن عظمتش برای عزیز همچون قفسی تنگ و تاریک بود که ماندن در چنین قفسی برایش آزاردهنده و زجرآور و بازگشت به روستا حکم رهایی و پریدن را داشت. فرزندان تازه شهری شده­ی روستا همواره به اهالی قدیمی روستا ایراد می­گرفتند که چرا از دوبار عقب و جلو کشیدن ساعت طی سال تبعیت نمی­کنند، دریغ از این­که درک کنند اینجا میزان دو چیز است، آواز خروس و نجوای جیرجیرک­ها.

آری، باارزش­ترین چیزی که با عزیز به خاک سپرده شد تا به همراه بدن بی­جانش چیزی از آن باقی نماند، فرهنگ عزیز بود. امروز تمام فرزندان عزیز و اهالی روستا برای کسب درآمد بهتر و زندگی مرفه­تر به شهر مهاجرت کرده­اند. معمارباشی روستا، که به قول یکی از اهالی قدیمی روستا سنگ­ها با او حرف می­زدند، از کارافتاده تا همراه با او معماری سنگ و ملاط روستا پس از چند هزار سال از رمق بیفتد. دیگر خبری از کشاورزی پربار سابق نیست تا همه­ی افراد روستا متفق­القول اذعان کنند که خیر و برکت از روستا رفته است. دیگر از قنات­ها، این میراث و شاهکار چندهزار ساله­ی ایرانی، در روستا خبری نیست، چرا که پمپاژ آب سفره­های آب زیرزمینی را از نفس انداخته است. دیگر از آن تعامل عاطفی و مهرانگیز با طبیعت خبری نیست تا اطراف روستا توسط فرزندان مصرف­گرای سیری­ناپذیر شهری­ و به اصطلاح متمدن شده­ی امروزی در تعطیلات تابستان تبدیل به زباله­دانی شود. آری، این­چنین است که حافظه­ی جمعی عزیز، که انباشت قرن­ها زندگی عاشقانه در این سرزمین بود، از صفحه­ی روزگار محو شد تا به جرأت بتوان گفت فرهنگ عزیز به هیچ­کدام از ۵ فرزند، ۱۶ نوه، ۱۴ نتیجه و ۴ نبیره­اش منتقل نگردید. و در پایان این سئوال باقی می­ماند: که آیا این بهای گزافی برای عبور از راهروی پر پیچ و خم سنت به مدرنیته نیست؟

انّا لله و انّا الیه راجعون

مرثیه­ای از نوه­ی کوچک عزیز، ایمان چشم­فسا

معرفی یک وبلاگ دوست داشتنی

چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱

آقای “جعفر سپهری” از دوستان بنده هستند و چند سالی است که با هم در ارتباط علمی و فرهنگی هستیم. جدای از شان و منزلت علمی ایشان، دختری به نام کتایون دارند که در “جشنواره سفرنامه نویسی ناصر خسرو قبادیانی” در بخش کودکان، از هیات داوران انتخاب شدند و جایزه گرفتند.

آقای سپهری برای ایمیل زدند و نوشتند:

سلام

کتایون خودش تنها و بدون کمک کسی این وبلاگ را درست کرده است.

سپهری

http://www.katy-animal.avablog.ir

کرسی یونسکو در “مطالعات میراث جهانی” در دانشگاه فنی براندنبورگ، آلمان

سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱

کمتر از یک سال پیش “سمیه کارآمد”  (از دوستان راهنمای گردشگری اهل مشهد) به دفتر محل کارم آمد و برایم گفت که قرار است به آلمان برود و در یک رشته مرتبط با میراث جهانی در یونسکو است، تحصیل کند. با شنیدن این خبر بسیار خوشحال شدم، خودش هم بسیار شگفت زده بود.

حالا “سمیه” در آلمان مشغول به تحصیل است و متن زیر را برای علاقمندان به رشته “مطالعات میراث جهانی” نوشته و از بنده خواست که این متن را در این سایت به نمایش دربیاورم. این هم از اطاعت امر ایشان:

UNESCO Chair in “World Heritage Studies”, BTU Cottbus, Germany

مثل باقی هم‎کلاسی‎ها، منم این رشته رو از خلال جستجوی اینترنتی پیدا کردم، اما شاید یک متن مختصر فارسی، جایی که حلقه دوستداری میراث هست یه طعم دیگه داشته باشه!

یونسکو کرسی‎های مختلف تو زمینه‎های آموزشی، علمی و فرهنگی داره. خانم پروفسور آلبرت صاحب کرسی فرهنگی “مطالعات میراث جهانی” سال ۱۹۹۹ این رشته رو در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه فنی براندنبورگ (اختصاری: بی تی او)، کوتبوس راه‎اندازی کردند. محتوای رشته ترکیبی از موضوعات علمی، فنی، فرهنگی و سیاسی هست که برای یادگیری حفاظت، نگهداری و مدیریت میراث جهانی (مادی و معنوی) در راستای کنوانسیون‎های یونسکو انتخاب شده‎اند. مباحث توسعه پایدار و توریسم هم که ظاهرا جزو هیجانات هستن!

کنوانسیون میراث جهانی (مادی) ۱۶نوامبر آینده چهل ساله میشه (روز تولد منم ۱۶نوامبره!)، معلومات، منابع و متخصص در این زمینه بیشتر هست تا کنوانسیون‎های جوان‎تری مثل میراث معنوی یا میراث زیر آب و … و یا حتا مباحثی مثل منظر فرهنگی یا سایر برنامه‎های فرهنگی یونسکو مثل حافظه جهانی که چندان شناخته شده نیستند. از میراث طبیعی تو کشور خودمون هم دیگه چیزی نمیگم! پروفسور آلبرت و تیم اساتیدشون سعی در جاانداختن و تربیت متخصص در این زمینه‎ها دارند. البته متخصص میراث معماری شدن به قوت خودش باقیست.

قصد من از معرفی این رشته، جلب توجه دوستان علاقه‎مند به میراث کشورمون برای تحصیل آکادمیک در این زمینه هست اما اگه دور‎نمای شغلی رو بخواین بدونین، باید بگم بنا به علاقه خودتون و سمت و سوق کلاس‎های انتخابی‎تون، پروژه‎هاتون و حتا کارورزی و پایان‎نامه در کنار تسلط زیاد، میتونید هرجای دنیا تو سازمان‎ها یا سایت‎های مرتبط کار پیدا کنید.

اطلاعات کاربردی!

درس‎ها به ۵ گروه اصلی “علوم انسانی و اجتماعی”، “هنر، معماری و حفاظت”، “میراث طبیعی و منظر فرهنگی”، “مدیریت” و “دروس پایه و پروژه‎های تحقیقاتی” تقسیم می‎شه. مباحث پایه در ترم اول ارائه می‎شه و شامل آشنایی با انواع میراث، کنوانسیون‎ها، دستورالعمل‎های اجرایی و … هست.

هر درس ۶ واحد و دروس رو تا سقف ۶۶ واحد باید ترکیبی از این گروه‎ها انتخاب کرد همراه با ۲ تا پروژه تحقیقاتی (۲۴واحد) و ۳۰ واحد پایان‎نامه، مجموعا ۱۲۰ واحد. دوره تحصیلی ۲ ساله است. کارورزی اجباری نیست اما شدیدا توصیه شده است، به‎ویژه از لحاظ سابقه کاری برای شغل آینده. کارورزی (اینترنشیپ) بنابه علاقه میتونه در خلال ترم‎های تحصیلی به مدت حداقل ۳ ماه در سازمان‎های مرتبط در سراسر دنیا انجام بشه.

پیش‎نیاز شرکت در این رشته داشتن لیسانس معتبر (ترجیحا مرتبط یـا داشتن اطلاعات و زمینه کاری یا تحقیقی مرتبط)، مدرک زبان انگلیسی، نامه درخواست، توصیه‎نامه، رزومه و ترجمه رسمی مدارک تحصیلی هست. دانشجوهای اینترنشنال مدرکشون رو برای بررسی به یونی‎اسیست (برای هماهنگ‎سازی با سیستم تحصیلی آلمان) میفرستن و یونی‎اسیست به دانشگاه.

دِدلاین (مهلت ارسال) درخواست‎ها معمولا ۱۵جولای هست. پذیرش سالی یک بار و برای ترم زمستون هست و کلاس‎ها اوایل اکتبر شروع می‎شه.

پذیرش محدودیت سنی نداره، داشتن تجربه اجتماعی و کاری کمک میکنه اما واجب نیست. نداشتن تجربه هم خلاقیت رو بیشتر میکنه! از ظن خودتون این رو بخونید.

این رشته رایگان هست و تنها هزینه‎ای که پرداخت می‎کنید هزینه ثبت نام دانشگاه هست برای برخورداری از امکانات حمل و نقل و امور دانشجویی. هزینه زندگی تو شرق آلمان به مراتب پایین‎تر از غرب هست و مقدار موجودی مالی که سفارت آلمان اعلام می‎کنه برای یک سال اصولا کافی هست و حتا میشه صرفه‎جویی هم کرد! اما به خاطر کوچیک بودن شهر و حجم بالای دروس این رشته، خیلی روی پیدا کردن کار مخصوصا تو ترم اول نمی‎شه حساب کرد.

شهر کوتبوس شهر زیبا اما! کوچیکی تو شرق هست که با قطار ۱.۵ ساعت از برلین و ۲ ساعت از درسدن فاصله داره. اکثر مردم انگلیسی نمیدونن و یاد گرفتن مقداری زبان آلمانی کار راه اندازه!

دانشگاه کلاس‎های رایگان زبان آلمانی داره که صبح زود قبل از کلاس‎های اصلی شروع می‎شه. کلاس رفتن صِرف برای یاد گرفتن کافی نیست اما محرک خوبیه! و بهانه بیدار شدن تو صبح‎های تاریک زمستون اینجا! کلاس‎های فشرده سطح پایه هم هست که اواسط سپتامبر شروع می‎شه.

اکثر خوابگاه‎های دانشگاه نزدیک خود محوطه دانشگاه هستن اما پیدا کردن اتاق خالی واسه ترم اول کار راحتی نیست! درخواست خوابگاه جدا از درخواست پذیرش تحصیلی هست. امکان زندگی تو مهمانپذیر و خونه اشتراکی (وِ.گِ.) یا تکی هم وجود داره.

یه فروم بسیار فعال و مفید به اسم اپلای ابرود هست که بچه‎هایی که قصد ادامه تحصیل دارن اطلاعات و سوالاتشون از امتحان زبان و نحوه پر کردن فرم‎ها گرفته تا درخوست ویزا و وسایل لازم زندگی! رو اونجا به اشتراک میذارن. اینو نوشتم که آرش مجبور نشه پاسخ این کامنت‎ها رو بده!!!

یه خورده توصیه!

زیاد به نمره زبانتون تکیه نکنید! اساتید و همکلاسی‎هاتون لهجه‎های مختلف دارن و بعضا نِی‎تیو! هستن و دروس سراسر کلمات تخصصی هست که حتا ممکنه تو ایران و به زبان فارسی توش استاد باشید، اما اولش سخت جلوه می‎کنه.

زبان انگلیسی آکادمیک‎تون رو تا حد ممکن تقویت کنید.

کنوانسیون‎ها رو موشکافانه بخونید.

اگه میتونید یه خورده آلمانی یاد بگیرید.

و !

زیاد به دِدلاین تکیه نکنید. هرچه زودتر اقدام کنید بهتره، کارای تحصیلی تو آلمان اصولا ماه آگوست تعطیله! دریافت ویزای دانشجویی آلمان بین ۶ تا ۸ هفته طول می‎کشه (جدا از گرفتن نوبت مصاحبه) تعداد اتاق‎ها و خونه‎های خوب کمتر از تعداد دانشجوهاست! تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.

اعداد و آمار نوشته شده تو این متن بر اساس تجربه من هست و نه آخرین تغییرات، پس حتما سایت رشته رو چک کنید. نه یک بار، چند بار.

لینک‎هایی که مرتبط هستند رو اینجا میذارم:

کرسی‎های فرهنگی یونسکو

http://www.unesco.org/en/university-twinning-and-networking/access-by-domain/culture

معرفی رشته در سایت دانشگاه

http://www.tu-cottbus.de/fakultaet2/en/studium/programms/master-programms/world-heritage-studies.html

لینک رشته در سایت دانشگاه

http://www.tu-cottbus.de/btu/de/whs

لیست دروس و برنامه هفتگی فعلی!

http://www.tu-cottbus.de/btu/de/whs/programme/timetable-of-lectures.html

لیست پیش نیازها و نحوه ارسال درخواست

http://www.tu-cottbus.de/btu/de/whs/admission/requirements.html

http://www.tu-cottbus.de/btu/de/whs/admission/procedure/foreign-educational-credentials.html

سایت بی تی او

http://www.tu-cottbus.de/btu/en.html

درخواست و اطلاعات خوابگاه

http://www.studentenwerk-frankfurt.de/2011/index.php?lg=en&rt=Alle&ct=Wohnen&sct=Home&city=&style=&city=Cottbus

سایت سفارت آلمان در ایران

http://www.teheran.diplo.de

فروم اپلای ابرود

http://www.applyabroad.org/forum

میراث جهانی در یونسکو

http://whc.unesco.org

میراث معنوی در یونسکو

http://www.unesco.org/culture/ich/index.php?lg=en&pg=home

منظر فرهنگی

http://whc.unesco.org/en/culturallandscape

برنامه‎های فرهنگی یونسکو

http://www.unesco.org/new/en/culture/themes

پ.ن: امکان تحصیل در پایه دکترای مطالعات میراث هم اخیرا در همین دانشگاه راه‎اندازی شده.

سایت گروه دکترا

http://www.tu-cottbus.de/btu/de/whs/network/phd-programme.html

با احترام - سمیه کارآمد

اطلاع رسانی دوباره

دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱

نشستی با عنوان  تعامل موزه‌ها، جامعه و رسانه‌های نوین به مناسبت روز جهانی موزه و هفته میراث فرهنگی، درموزه ملی ایران برگزار می‌شود. در این نشست که با همکاری انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران، موزه ملی ایران، موزه ملک و موزه فرش برگزار می‌شود، تعدادی از پژوهشگران حوزه های فرهنگی، وبلاگ نویس ها و علاقمندان به حوزه‌های فرهنگی و گردشگری گرد هم می‌آیند و پیرامون موضوعات زیر به بحث و گفتگو بنشینند. این مباحث بر گرفته از شعار روز جهانی موزه‌ها در سال ۲۰۱۲ یعنی ” موزه‌ها در جهان ِدر حال تغییر؛ چالش‌های جدید، الهامات جدید” است. محورهای نشست عبارتند از:
-    آیا می‌توانیم در جهانِ در حال تغییر و چالش، موزه‌ای طراحی کنیم که بتواند چالش ایجاد کند و به تبع آن الهام دهنده باشد؟
-    چگونه می‌توانیم شیی موزه‌ای را با ادبیات خاص موزه در وب به مردم معرفی کنیم؟ این معرفی چه مشکلی را از مردم این جهانِ در حال تغییر حل می‌کند؟
-    از چه زاویه‌هایی می‌توانیم به شیی نگاه کنیم؟ (تنوع الهاماتی که از یک شیی می‌توانیم به دست آوریم با توجه به تخصص و نگاهمان)
-    چگونه به موزه‌ها‌ بنگریم و چگونه آن‌ها را توصیف کنیم تا وارد زندگی مردم شوند؟ ( راهکارهایی که موزه را به بخشی از زندگی مردم تبدیل کند)

- …
حضور برای علاقمندان آزاد است:

زمان: ساعت ۱۴، روز چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ماه / مکان: خیابان امام خمینی، ابتدای سی تیر، آمفی تئاتر موزه ملی ایران

گم آباد گردی: دو روز آخر (ناتمام)

شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱

برایتان گفتم که ما شب چهارم را در روستای “تنگل مزار” مهمان هموطنانی بودیم که تا قبل از این، هرگز ندیده بودیمشان. و حالا ادامه ی سفرنامه ی”سفر به شرق بهار”:

.

با کلمه ها شهری خواهم ساخت و در آن گشت خواهم زد

شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱

۱- “جلال ستاری”، نویسنده ی صاحب نام ایرانی در صفحات آغازین کتاب خود با عنوان “اسطوره ی تهران”، آنجا که می خواهد هدف خود را از نوشتن کتابش مشخص کند، می نویسد:

“بنابراین در بررسی و پژوهش مان همواره جویای آنیم که بدانیم تهران، نقش کارسازی در ساختار “رُمان” دارد یا نه و از اینرو سعی مان در شناخت دو نکته است: یکی شناخت اسطوره ی تهران (و نه تهران اسطوره ای که تصوری باطل است) و یا شناخت چیزها یا وقایعی از تهران که در رُمان ایرانی، احتمالا اسطوره گون شده اند و دو دیگر، شناخت نقش و کارکرد ساختاری تهران در سازمان اندام وار رُمان.”

و در پایان کتاب بعد از بررسی چند رُمان که با تهران در ارتباط هستند، نتیجه می گیرد:

“در همه ی رُمان هایی که خواندیم، تهران اگر هم گاه سیمایی افسانه ای یا اسطوره ای یافته است، آن سیما فقط توصیف شده است و بنابراین کیفیت و ماهیتش، بیشتر ظاهری یا درست تر بگوییم کلامی است و در بدنه ی رُمان، نقشی ساختاری ندارد.”

اکنون به نظر بنده، ایرادی که این استاد بزرگوار به تهران و نقش آن در رمان ها (و شاید کلا در ادبیات معاصر) می گیرد، ایرادی است که بقیه شهرهای ایران نیز از آن مبٌرا نیستند.

۲- به تازگی توسط یکی از دوستان (نسرین احمدی) یک نسخه از “بامداد”، “گاهنامه تخصصی ادبی دانشگاه هنر” به دستم رسید. در انتهای این گاهنامه نقشه ای وجود دارد با عنوان “نقشه ی ادبی منهتن”.

داستان شکل گیری این نقشه به این ترتیب است که از خوانندگان “نیویورک تایمز” درخواست شد تا بخش های داستان های محبوب خود را که مربوط به “منهتن” است بفرستند. محصول این نوشته ها، نقشه ای است با ۹۹ یادداشت بر روی آن که از داستان ها، رمان ها و اشعار نویسندگان مطرح آمریکایی انتخاب شده اند.

یعنی شما می توانید آدرس هایی مربوط به شهر منهتن که در داستان ها و رمان ها از آن ها یاد شده را در این نقشه پیدا کنید. به طور مثال:

- “پل جرج واشنگتن”: من همیشه زمانی که ستارگان فرود آمدند و مرا به بالای جرج واشنگتن کشیدند به یاد خواهم آورد…

- “خیابان ۱۱۶ غربی”: باد سرد نوامبر در سرتاسر خیابان ۱۱۶ می وزید. باد سر سطل های زباله را می لرزاند…

- “برادوی و خیابان ۱۱۲″: در کشمکش برای گرفتن عنان احساساتم بیرون زدم و برای یک وعده غذا در مون پلاس ولخرجی کردم. رستوران چینی مورد علاقه ام در خیابان ۱۱۲ در برادوی قرار داشت.

۳- بنده فکر می کنم که اگر به قول استاد ستاری، تهران در ساختار رمان ها نقش اساسی ندارد به این خاطر است که ما نسبت به تهران حس زادبومی نداریم. و عقیده دارم کلا در رمان های ایرانی، نام مکان خیلی اهمیت پیدا نمی کند.

بنابراین شاید این ایده که برای رمان ها و داستان ها نقشه درست کنیم و برایشان تورهای ادبی برگزار کنیم، بتواند برای ایجاد حس همذات پنداری نسبت به مکان ها و اسامی و آدرس آن ها مفید باشد.

فکر کردم که این هم می تواند یکی از موضوعات و خروجی های همایش گردشگری ادبی باشد.

خطاب به مسوولین سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری

شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱

بدون مقدمه عرض می‎کنم:

۱- امسال (۲۰۱۲ میلادی) چهلمین سالگرد تشکیل کنوانسیون میراث جهانی در یونسکو است. با توجه به این‎که به همین مناسبت مراسم قابل توجهی شامل نمایشگاه، کنفرانس، همایش و … در کشورهای نروژ، کوبا، بلغارستان، آفریقای جنوبی، شیلی، بلژیک، چین، اسپانیا، آلمان، مکزیک، پرو و … برگزار می‎شود، بهتر است ما نیز برنامه‎ای در این خصوص داشته باشیم.

قابل ذکر است که ایران تاکنون ۱۳ میراث فرهنگی جهانی (از این لحاظ به همراه لهستان و پرتغال رتبه هفدهم را در دنیا داریم)، ۹ میراث معنوی جهانی و ۵ حافظه جهانی به ثبت رسانده است.

۲- شعار روز جهانی گردشگری برای سال ۲۰۱۲ این است: گردشگری و انرژی پایدار: تامین و توسعه پایدار انرژِی

از آن‎جا که برخی از میراث فرهنگی و حتی میراث جهانی ما می‎توانند در زمره‎ی منابع تولید انرژی پایدار و انرژی‎های تجدیدپذیر قلمداد شوند، پیشنهاد می‎شود از این فرصت پیش آمده استفاده کنیم و برنامه‎های خلاقانه‎ای را برای معرفی این نوع از میراث که جزو جاذبه‎های گردشگری هم هستند به اجرا دربیاوریم.

بد نیست بدانیم که بادگیرها، یخچال‎ها، کبوترخانه‎ها، قنات‎ها، آسیاب‎ها، آسبادها، شوادان‎ها و بناها و فضاهایی این‎چنینی از موارد تولید منابع انرژی‎های تجدیدپذیر محسوب می‎شوند.

گردشگری چتربازی

پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱

سه شنبه (۱۹ اردیبهشت) بعد از جلسه ی “انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران”، با برخی از دوستان به بام تهران رفتیم. قصد داشتیم در آنجا شام بخوریم. اما با یک تماس تلفنی “فرشاد تهمورثی شال” (این “شال” که در آخر فامیلی “فرشاد” وجود دارد خیلی خیلی مهم است) به “مهسا مطهر” داستان عوض شد.

حدود نیم ساعت بعد، حدود ۱۴ نفر به منزل “مهسا مطهر” رفتیم تا هم شام بخوریم و هم سالگرد تولد “مانا رستارنما”، سالگرد تولد “اشکان بروج”، و چهارمین سالگرد ازدواج “مهسا” و “حمید” (شوهر مهسا) را جشن بگیریم.

باغ‎ها و افسانه‎ها

پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱

به ذهنم رسید یکی از فضاهایی که در رابطه با “گردشگری ادبی” می تواند مورد توجه قرار گیرد، “باغ” است.

باغ و عناصر باغ در ایران، از روزگار کوروش تا به امروز با ادبیات عجین بوده است. بنابراین می توانیم سراغ ادبیات را در باغ بگیریم و نشانی باغ را در ادبیات بیابیم.

کافی است به عنوان “گلستان” و “بوستان” که حاوی اشعار سعدی هستند دقت کنیم و از طرفی به روایت های نگارگری ها که در فضای باغ اتفاق افتاده اند، بیندیشیم.

موضوع جالب دیگری که به ذهنم رسید این است که احتمالا مخلوط ادبیات-باغ در ایران بیش از هر کشور و فرهنگ دیگری نمود دارد که این خود می تواند فرصت کم نطیری برای گسترش گردشگری ادبی به ارمغان بیاورد.

مرتبط با گردشگری ادبی

پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱

لوکیشن یابی در آثار شاعران و نویسندگان خوزستان

سخنگوی “انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان” (مجتبی گهستونی) در نخستین سلسله نشست های دو هفتگی انجمن صنفی راهنمایان گردشگری خوزستان درباره لوکیشن یابی در آثار شاعران و نویسندگان خوزستانی با تاکید بر نخستین همایش بین المللی گردشگری ادبی سخن گفت.

وی با توجه به تصمیم انجمن صنفی راهنمایان گردشگری خوزستان برای برگزاری سلسله نشست های دو هفتگی با موضوع خوزستان شناسی، در نخستین جلسه از این نشست ها که سه شنبه ۱۹ اردیبهشت برگزار شد درباره لوکیشن یابی در آثار شاعران و نویسندگان خوزستان با تاکید بر نخستین همایش بین المللی گردشگری ادبی صحبت کرد.

در این نشست ضمن اشاره به تاثیر نوسیندگان برجسته ای همچون احمد محمود و عدنان غریفی بر سایر نویسندگان و حضور موفق سینماگرانی مثل ناصر تقوایی در حوزه داستان نویسی برشی از داستان هایی از احمد محمود، صفدر تقی زاده، فتح الله بی نیاز، بهرام حیدری، مسعودمیناوی، احمدآقایی، احمدبیگدلی، عدنان غریفی، عبدالحسین حاج سردار، مهدی ربی، زویا پیرزاد و… که به شخصیت سازی افراد بومی و مکان های عمومی در خوزستان پرداخته بود قرائت شد.

در نشست لوکیشن یابی در آثار شاعران و نویسندگان خوزستانی هم آثاری از نویسندگانی همچون علی محمد افغانی، اسماعیل فصیح ، هوشنگ گلشیری که خوزستانی نبوده ولی تحت تاثیر حضورشان در خوزستان آثاری خلق شده است معرفی شد.

در این نشست تاکید شد که داستان نویسانی که در خوزستان به دنیا آمده اند، ریشه داستان نویسی و گونه داستان نویسی شان را دراین استان می توان به صورت کاملا ملموس جستجو کرد.