آرشیو ‘سفرنامه‌های دیگر’

بخشی از سفر

پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۳

شما را دعوت می کنم به گزارش تصویری از ۱ ساعت در برلین و ۵ ساعت در کپنهاگ:

در یکی از شب های اقامت در برلین، ملاقاتی داشتم با “فرشته ثابتیان” (صاحب وبلاگ “چمدانک”).

از او پرسیدم: در برلین کجا بروم که خاص باشد؟!

گفت: برو به قبرستان یهودی ها!

این شد که به قبرستان یهودی ها رفتم. بد نبود، اما خیلی خاص هم نبود.

نمایی از قبرستان

این قبرستان بیشترین فضای سبز را در میان قبرستان هایی داشت که تا کنون دیده ام. مثل این بود که وسط جنگل های شمال ایران راه بروی و آن وسط چند قبر هم باشد.

نمایی دیگر از قبرستان یهودی ها در برلین.

این عکس مفهومی را در “کپنهاگ” انداختم. شهری که جزو “شهرهای سبز” دنیا محسوب می شود و نقش دوچرخه در آن بسیار پررنگ و با اهمیت است.

آن ساختمان استوانه ای با سطح مقطع بیضوی که در سقفش دیده می شود، سالن سینماست.

نمایی از کپنهاگ!

نمایی دیگر

به نظرتان قوهای “کپنهاگ” به این درشتی هستند؟!

در تنهایی یک بعد از ظهر باز به قبرستان رفتم تا …

محل دفن این استاد را بیابم.

و نهایتا یافتم.

این مقبره ساده از آن “هانس کریستین اندرسن” است.

اگر کسی نداند فکر می کند که شاهد یک مسابقه دوچرخه سواری است. خیر، این تنها یک صحنه از هزاران صحنه اینچنینی است که هر لحظه در کپنهاگ رخ می دهد.

عکاس کوچک

همان

از برجی در داخل شهر بالا رفتم تا عکس بگیرم.

از آن بالا منظره شهر خیلی هم ویژه نبود.

نقشه شهر “کپنهاگ” را در تصویر می بینید. این شهر را می توان قدم زد. فکر کنم کلا با دو روز کامل (روزی ۸ تا ۱۰ ساعت قدم زدن) می توان به همه مکان های جالب توجه این شهر سر کشید. این دفعه بخش های بیشتری از شهر را درک کردم. این دومین مرتبه بود که به “کپنهاگ” سفر کردم.

بعضی از مکان های شهر در حال ساخت و ساز برای ایجاد ایستگاه مترو یا احداث ساختمان موزه بود. متوجه شدم برای اینکه حصاری که دور این مکان ها می کشند سرد و بی روح نباشد، از آن ها به عنوان صحنه ای برای آفرینش آثار هنری استفاده می کنند. در این تصویر می بینید که بر روی حصار، از انواع کفش به عنوان یک اثر هنری (اینستالیشن) اسفاده کرده اند.

همان توضیح بالا

گونه ای دیگر از آفرینش هنری بر روی حصار مکان در حال ساخت و ساز را در تصویر می بینید.

در این بخش از حصار، اتفاقی رقم می خورد که شهروندان با محل ساخت و ساز در کنش باشند. وقتی اینگونه باشد، نه تنها شهروندان و گردشگران بی اعتنا از این محل عبور نخواهند کرد، بلکه بعدتر (حتی چند دهه بعد) به یاد خواهند آورد که در فرآیند ساخت این مجموعه نقش خودشان چه بوده است. مفهوم جالبی است، نه؟

همان توضیح بالا

همان

گونه ای دیگر از آفرینش اثر هنری بر روی حصار

این دفعه، فرصتی پیش آمد تا از داخل باغ “تیولی” Tivoli که شهر بازی کپنهاگ به شمار می رود بازدید کنم. مبلغ ورودیه بدون استفاده از بازی ها، ۱۰۰ کرون (هر یورو معادل حدود ۷ کرون) است.

داخل باغ

یکی از بازی های داخل باغ

وقتی از باغ بیرون می آمدم، شب شده بود.

دیدار با “کوشکی”

چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲


گزارش تصویری سفر:

زمان: از ۳ تا ۵ بهمن

مکان: استان خراسان شمالی، منطقه میاندشت

هدف: دیدار با یوزپلنگ آسیایی

از تاریخ ۳ تا ۵ بهمن با همراهی برخی از افراد کارگروه پروژه “حضور یوزپلنگ آسیایی در جام جهانی”، مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست، مدیران “بیمه دانا” و گروه فیلمبرداری شبکه  ”Press TV” سفر کردیم تا از یوزپلنگ های در اسارت (دلبر و کوشکی) دیدار کنیم.

از تهران به طرف شاهرود رفتیم. در شاهرود ناهار خوردیم و به سمت “میامی” ادامه مسیر دادیم. گروه فیلمبرداری Press TV از “میامی” به سمت “بیارجمند” رفتند تا از “دلبر”، یوزپلنگ ماده در اسارت در منطقه “بیارجمند” دیدار کنند. بقیه به سمت “سنخواست” (محل اقامت همه گروه) ادامه مسیر دادیم. عکس بالا، تصویری از روستای “پویه” (در مسیر میامی - گرمه) را نشان می دهد.

نمایی دیگر از روستای “پویه”

شب اول در “سنخواست” اقامت کردیم. روز دوم همگی برای دیدار از “کوشکی” به منطقه “میاندشت” رفتیم.

این بانوی چوپان را در روستای “سرخه چشمه” ملاقات کردیم. بافت معماری خانه های این روستا کم نظیر و بسیار دوست داشتنی است که البته متاسفانه در این تصویر دیده نمی شود. این روستا در مسیر محل نگهداری “کوشکی” قرار دارد.

برای شرکت در یک مراسم (قبل از دیدار با کوشکی) به روستایی در نزدیکی روستای “سرخه چشمه”، به نام “چهل دختران” رفتیم.

نمایی از روستای “چهل دختران” با مردمان فوق العاده مهمان نواز و خونگرمش

نمایی از یکی از خانه های روستای “چهل دختران”

سه پسر بر فراز بام چهل دختران

دورنمایی از چهل دختران

بدون شرح

من و چند نفر از همراهان از این خانه عکس گرفتیم، بعد خودمان را به صرف چای به خانه اشان دعوت کردیم. گپ و گفت با روستائیان در خانه هایشان یکی از ماندگارترین و لذت بخش ترین کارهایی است که می شود در ایران انجام داد.

بافته و بافنده

همان بانو این دفعه در کسوت نانوا

بدون شرح

بدون شرح

لحظه های شیرین سفر، شیرین، شیرین …

خداحافظی او با ما

مراسمی که ما به خاطرش به روستای “چهل دختران” رفتیم، عبارت بود از اهدای جوایز و هدایا به چند روستایی به خاطر اینکه:

چند روز قبل یک یوزپلنگ به روستا نزدیک شده بود. این دفعه روستائیان به جای اینکه یوز را بکشند یا به آن صدمه بزنند، از آن عکس و فیلم گرفتند و نهایتا آن را به سمت زیستگاهش هدایت کردند.

به نظرم اخبار منتشر شده در رابطه با یوز و اهمیت بیش از پیش یافتن آن در این مدت به دلیل اجرای پروژه حضور لوگوی یوز بر روی پیراهن تیم ملی، در این فرهنگ سازی موثر بوده است.

بعد از اتمام مراسم از روستای “چهل دختران” برای زیارت “کوشکی” رفتیم. در تصویر مکانی را می بینید که “کوشکی” در آن نگهداری می شود.

گروه های مختلف فیلمبرداری در این روز برای دیدار از کوشکی آمده بودند.

همان توضیح بالا

همچنین بازدیدکنندگان بسیاری برای دیدار از “کوشکی” آمده بودند.

این محیطبان غذای کوشکی را آماده می کند.

خرگوش بینوا می دود، در حالیکه از سرنوشت محتوم خود مطلع گشته.

یک جهش سریع، چند قدم و تمام.

غذا آماده است.

نوش جان!

بعد از خوردن می رود برای لمیدن.

مزه مزه می کند خون گرم خرگوش را

چند دقیقه بعد دیگر اثری از خون خرگوش باقی نخواهد ماند.

از راست: هومن جوکار، رجبعلی کارگر، مسعود حاتمی و دو نفر سمت چپی از محیط بانان منطقه هستند. سه نفر سمت راستی به همراه “هادی احمدی” بیشترین نقش را در بیمه شدن یوزپلنگ ایفا کردند.

این دو پیرمرد باصفا حدود ۸۰ سال است که با هم رفیق هستند. از کودکی تا امروز. هر دو شکارچی بوده اند و رمز سلامتی و شادابی اشان را انس با طبیعت و به دنبال شکار دویدن می دانند. ما برای اقامت شبانه امان در این سفر مهمان این دوستان نازنین بودیم.

سفر به “ابوزید آباد و اطراف”

شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۲

در تاریخ ۲۹ دیماه به دعوت دوست عزیزم، “حمیدرضا پوربرات” (دانش آموخته گردشگری) به همراه “مجید عرفانیان” به “ابوزید آباد” (استان اصفهان- از توابع شهرستان آران و بیدگل) سفر کردیم تا در رابطه با ایجاد بستری برای رونق گردشگری این منطقه تبادل نظر کنیم. گزارش تصویری زیر حاصل بازدید یک روزه ما از این منطقه است:

ادامه مطلب …

آذر آذربایجان

جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۲

در طول دو سه هفته گذشته به شهرهای اصفهان، شیراز، یزد، کرمان و تبریز سفر کردم. در این سفرهای کاری که با همکاری شرکت ایرانگردی مارکوپولو صورت گرفت، هم با اعضای انجمن های صنفی راهنمایان گردشگری استان ها دیدار کردم، هم بخشی از پروژه های دو سه ماهه اخیر از جمله؛ “در جستجوی حسن”، “حضور لوگو یوز در جام جهانی” و “گردشگری خلاق” را برای مخاطبانی که از مدیران و کارمندان دفاتر خدمات مسافرتی این شهرها و استان ها بودند، شرح دادم. از این بابت وظیفه خودم می دانم که از شرکت ایرانگردی مارکوپولو برای به وجود آوردن این فرصت قدردانی کنم.

گفتمانی که میان دفاتر خدمات مسافرتی و راهنمایان گردشگری به وجود آمده تا از راهنمایان محلی بیشتر استفاده شود را باید به فال نیک گرفت. شخصا اعتقاد راسخ دارم که استفاده از راهنمای محلی باید جا بیفتد تا یکی از اهداف مهم صنعت گردشگری که منفعت جامعه محلی است، محقق شود.

از این ها که بگذریم، در شهر تبریز به همراه دوستان راهنمای گردشگری از یک موزه و محل کار یک استاد بازدید کردیم که گزارش آن تقدیم می شود:

در دومین روز اقامتمان در تبریز شاهد ریزش برف بودیم. به همین دلیل در پرواز برگشت، با چند ساعت تاخیر روبرو شدیم.

خانه امیرنظام گروسی در محله قدیمی “ششگلان” تبریز بعد از مرمت به موزه قاجار تغییر کاربری داده است. تبریز در اوایل دوره قاجار (در زمان عباس میرزا) ولیعهد نشین بوده و دارالسلطنه محسوب می شده. این است که حضور موزه قاجار در این شهر بی ارتباط و البته خالی از لطف نیست.

این موزه که بازدید از آن را به راهنمایان گردشگری و گردشگران توصیه می کنم دارای اشیایی از قبیل، عکس، مجسمه، سکه، بافته، چینی، فلزات، موسیقی، اسلحه، مکتوبات و … است. وقتی از موزه بازدید می کردیم به “میکائیل نظری” و “نوید مشهوری آفاق” (هر دو از اعضای هیات مدیره انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان آذربایجان شرقی هستند) گفتم تحقیق کنند تا بدانند آیا تاکنون از عکس ها و مکتوبات این موزه اسکن انجام شده یا خیر. امیدوارم اگر این کار انجام نشده، اعضای انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان این مسوولیت را به عهده بگیرند و یک وبسایت برای معرفی اشیا این موزه چنان که شایسه است، طراحی کنند یا برای تهیه کتابی در این زمینه اقدام کنند.

یک نقاش ایتالیایی این تصویر را از احمد شاه قاجار کشیده است.

بخشی از یک نقاشی را می بینید که چهره پادشاهان ایران را از کیومرث تا احمد شاه در آن به تصویر کشیده شده است.

در تالار بافته های موزه، طرح هایی بر روی بافته ها وجود دارد که هم زیبا بودند و هم برخی از آنها کمتر دیده شده. یکی از این بافته ها از نقش اژدها استفاده کرده بود که به نظرم خیلی جالب آمد. فکر کردم که اگر نگرش و خوانش جدیدی از طرح های قدیمی داشته باشیم می توانیم در صنعت نساجی و همچنین طراحی مد لباس از آنها بهره مند شویم.

بدون شرح

این کتاب چاپ سنگی شرح سفر ناصرالدین شاه در سال ۱۳۰۹ هجری قمری است به عراق عجم

این عکس مربوط می شود به جشن صدسالگی استاد “ابوالحسن اقبال آذر (۱۲۴۲-۱۳۴۹) خواننده و موسیقیدان”. ایشان ۱۰۷ سال عمر کردند. در این موزه پرتره نقاشی از ۱۰۵ سالگی ایشان نیز موجود است. اطلاعات بیشتر در رابطه با این استاد آواز را در آدرس http://rouzegareno.blogfa.com/post/61 مطالعه بفرمایید.

اتاق موسیقی

حضور کدو تنبل در آلت موسیقی

اشاره به سفر ناصرالدین شاه به فرنگ در روزنامه پاریسی

روزنامه پاریسی le Petit Parisien ترور ناصرالدین شاه قاجار توسط میرزا رضای کرمانی را به تصویر کشیده.

اگر این نقش برایتان آشناست به این دلیل است که همان نقش های ایوان بزرگ تاق بستان کرمانشاه را تداعی می کند که صحنه شکار در زمان ساسانیان را نشان می دهد.

این عکس از این منظر اهمیت دارد که تصور کنیم در کاروانسراهای ایران چه خبر بوده. واقعا جای یک فیلم مستند یا سینمایی که ماهیت و اوضاع کاروانسراهای ایران را بازسازی کند، خیلی خالی است.

به این سینی که نگاه کردم، یاد عبارت زیبای “لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب” حافظ افتادم.

بعد از دیدار از موزه قاجار به پیشنهاد میکائیل نظری به سراغ استادی رفتیم که این کارگاه هنری را اداره می کند. “رضا سرابی اقدم” هنرمند وطن پرستی است که بسیاری از موزه های تبریز، اشیایی را نگه می دارند که او به آنها امانت داده. همچنین بسیاری از مجسمه هایی که در داخل شهر تبریز وجود دارد، اثر هنری ایشان است.

این هنرمند از افتخارات شهر تبریز است.

ما این هنرمند بی تکلف را در یک اتاق ۱۲ متری دیدار کردیم که پر بود از کلکسیون های مختلف. در این اتاق، چند صندلی و یک کاناپه برای پذیرش مهمان وجود داشت و مابقی عبارت بود از چند ده جلد کتاب، یک میز کار، کامپیوتر و کلی اشیای جالب توجه. در تصویر شیشه هایی را می بینید که در داروسازی های سنتی مورد استفاده قرار می گرفت. ایشان یک نسخه پزشک مربوط به سال ۱۳۰۸ هجری شمسی به بنده نشان دادند.

ایشان فانوس های بسیاری را از ایران و دیگر کشورها جمع آوری کرده اند. جالب این است که این هنرمند برای تهیه این اشیای عتیقه از ایران خارج نشده، بلکه فقط از حراجی ها مطلع شده و آن ها را تهیه کرده.

در تصویر وزنه ها و گلوله های توپ را مشاهده می کنید. برخی از این گلوله های توپ متعلق به “جنگ چالدران” است.

یک تلفن قدیمی

در این تصویر یک کتاب می بینید، یک بیلچه و یک قمقمه. موضوع این کتاب روایت ها و عکس های جنگ جهانی اول است. بیلچه و قمقمه نیز همان هایی هستند که در این کتاب تصویر آنها دیده می شود.

نمای نزدیکتر برای درک بهتر قضییه

یک قمقمه دیگر که تصویرش در کتاب هم دیده می شود.

جزو اولین لامپ های تولید شده توسط ادیسون

این لامپ با تصویر ناصرالدین شاه در زمان و به دستور مظفرالدین شاه به ایران وارد شده.

آقای “رضا سرابی اقدم” کلاه های مختلف را هم نگهداری می کند.

این در هم متعلق است به دوران مشروطه.

این گاوصندوق متعلق بوده به بانک ایران و انگلیس که علاوه بر قفل هایی که دارد یک رمز مخفی هم داشته.

آن زائده کوچک همان رمز مخفی است که عرض کردم. با فشار دادن این تکمه اهرم پنهان بر روی در گاوصندوق نمایان می شده که در طی فرایندی منجر به باز شدن در می گردیده. خلاصه همه اشیای موزه کوچک ولی پربار آقای “سرابی اقدم”، قصه شیرین مربوط به خود را دارند.

گفتگوهای بیشتر و مستند کردن صحبت های ایشان در رابطه با تمام اشیایی که نگهداری می کنند را به راهنمایان گردشگری همراهم پیشنهاد کردم.

آخر سر یک عکس دسته جمعی گرفتیم و با این هنرمند عزیز و خوش ذوق خداحافظی کردیم. در پایان گفتگوهایمان پروژه یوز را برایشان توضیح دادم و خواستم که اگر ممکن است یک مجسمه بزرگ از یوز بسازند. همچنین گفتم اگر مجسمه های کوچکی از یوز طراحی کنند و آنها را به تولید انبوه برسانند می توانیم برای فروش آنها اقدام کنیم. خوششان آمد. تا ببینیم چه خواهد شد.

ک و ی ر

دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۲

با چند نفر نفر از دوستانی که قبلا بارها همسفر بودیم، سفری پاییزی به کویر را برنامه ریزی کردیم.

نمایی از روستای فرحزاد

سقف یکی از خانه های روستای فرحزاد

حیاط خانه “سید هاشم طباطبایی”، عضو “خوشه سار بومگردی” را در تصویر می بینید. این خانه همان مکانی است که ما برای اقامتمان در روستای فرحزاد برگزیدیم.

سید هاشم را در سمت راست مشاهده می کنید. حسین (دومی از سمت راست) و محسن (نفر سمت چپ تصویر) هم در تصویر دیده می شوند. حسین و محسن پسران سید هاشم هستند.

همنوازی همسفران در حیاط خانه سید هاشم

در تصویر، برادر سید هاشم را در حال کار در مزرعه کوچک روستای فرحزاد مشاهده می فرمایید.

این رَمل ها فقط حدود ۵۰۰ متر با خانه سید هاشم در روستای فرحزاد فاصله دارند.

بدون شرح

بدون شرح

شترسواری یکی از فعالیت هایی است که در روستای فرحزاد امکان پذیر است.

همچنین تجربه سواری با اتومبیل های ۴WD در اطراف روستای فرحزاد و مصر امکان پذیر است.

رفته که در آرامش از کویر عکس بگیرد.

یکی در میان هیچ

در این گستردگی دیداری، می توان اندیشید به اینکه: ز کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟

موج دریای کویر

ریشه های نامریی

با این پسر بارها تور برگزار کردیم. در آن تورها، او راهنمای طبیعت آسمانی شب بود و من راهنمای فرهنگ زمینی روز.

بعد از مدتها دیدمش… او “هاشم” است. با “نگار” که ازدواج کرد، رفتند به کویر. آنجا ساکن شدند. “هاشم” و “نگار” برای اولین مرتبه در توری که بنده راهنمای روز و هاشم راهنمای شبش بود با هم آشنا شدند. آن شب آسمان را در روستای مصر رصد کردند و حالا در روستای مصر ساکن شده اند.

یک خانواده کویری

به نظرم زیبا آمد.

راز آمیز

آب در کویر

یکی از بازدیدهایی که در کویر انجام دادیم، دیدار از محوطه های جانبی کارخانه “پُتاس” در مسیر جاده خور به طبس بود. در این بخش از کویر، زمین را که بشکافی آبی چنین زلال و البته شور رخ می نماید.

یکی از بهترین مناطقی که می توان سرمایه گذاری گردشگری  در آن انجام داد، همین جاست. کلی ایده می شود برای اینجا مطرح کرد. قرار شده که طرح هایم را در روزنامه “دنیای اقتصاد” بیان کنم.

در انتهای تصویر یک آبشار نمکی (دست ساز) دیده می شود.

آبشار نمکی: به کارشناسان کارخانه پتاس پیشنهاد دادم که این آبشار نمکی باید به طول حداقل ۱ کیلومتر، ارتفاع حداقل ۱۰ متر و در دو طرف ایجاد شود تا گردشگران از میانشان عبور کنند. شک ندارم با اجرای این طرح این مکان به یکی از اصلی ترین قطب های گردشگری دنیا تبدیل خواهد شد.

میز نمکی

تصورش را بکنید که مثلا یک طرح گل با این آب خوشرنگ فیروزه ای درست شود و شما بتوانید آن طرح را از یک ارتفاع ۵۰ متری تماشا کنید.

بخشی دیگر از محوطه کارخانه پتاس را در تصویر مشاهده می کنید. به دیواره های نمکی به وجود آمده دقت بفرمایید.

همان

دریاچه ای در کویر که با آب شور درست شده.

فکر کنم می شود با این نمک ها صنایع دستی درست کرد.

گُل نمکی

دیدار این چند ضلعی ها در کویر فوق العاده لذت بخش است. این “پلی گونی” ها در همان جاده خور به طبس دیده می شوند.

نمایی از باغات روستای گرمه

هاشم

“مازیار آل داوود” را در تصویر می بینید. مرد خوش مرامی که گردشگری منطقه به او مدیون است. شخصیت آرمانی کاریزماتیک دارد. من شخصا به او ارادت دارم. به احترامش بر می خیزم و هورا می کشم.

شعور کویر

گزارش تصویری از سفر به همدان

سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲

۱۱ مهر به همراه چند تن از دوستان از تهران به سمت همدان رفتیم و ۱۲ مهر به تهران برگشتیم. عکس ها و نوشته های زیر گزارش مختصری است از آنچه در این سفر گذشت:

ادامه مطلب …

پراگ

دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲

قبل از هر چیز شما را دعوت می کنم به دیدن دو فیلم کوتاه که با موبایل از شهر پراگ گرفته ام:

http://youtu.be/GDJJo-ksAGc
http://youtu.be/tQQ1gfLpo14

ادامه مطلب …

مجارستان + اسلواکی

یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۲

تعدادی عکس از دو کشور ذکر شده تماشا بفرمایید:

ادامه مطلب …

بوداپست

جمعه ۲۹ شهریور ۱۳۹۲

http://youtu.be/PrNLHjiNvXc

http://youtu.be/7hw_XZHMML8

نمای نطنز

چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۲

فرصتی پیش آمد تا در هنگام سفر به اصفهان (از تاریخ ۲۲ خرداد تا ۲۴ خرداد)، از شهری دیدار کنم که در پناه کوه “کرکس” آرام است و معمولا مورد بازدید گردشگران قرار نمی گیرد.

این گزارش تصویری به خوانندگان این سایت تقدیم می شود:

ادامه مطلب …

سفر به سمنان و خراسان

شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲

از صبح روز ۱۳ خرداد تا شب ۱۶ خرداد (به مدت ۴ روز) و به همراهی ۳ دوست (مجتبی گهستونی، وحید نظری و آرش صادق زاده)، به سمت سمنان و خراسان سفر کردیم. شما را به گزارش تصویری این سفر دعوت می کنم:

مسیر سفر:

روز اول: تهران-ده نمک-سنگسر (مهدی شهر)-چشمه علی-دامغان-شاهرود

روز دوم: بسطام-خرقان-خوش ییلاق-آزاد شهر-بجنورد-اسفراین-سبزوار

روز سوم: نیشابور-کاشمر

روز چهارم: بردسکن-بیارجمند-میامی-شاهرود-دامغان-سمنان-تهران

ادامه مطلب …

سفر به شیراز و اصفهان، خرداد ۹۲

پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲

قرار شد از تاریخ ۱ تا ۴ خرداد یک گروه ۳۰ نفره آلمانی را در شهرهای شیراز و اصفهان همراهی کنم. وظیفه ی بنده فقط همراهی و ارتباط گرفتن با این گروه بود و نقش راهنما بر عهده ی یکی از دوستان آلمانی زبان، “محراب سوری” گذاشته شده بود. همین جا بگویم که همه افراد از کشور آلمان و توسط هواپیمایی “ترکیش ایرلاین” به شیراز آمدند و از اصفهان برگشتند. در میان این گروه، چند ایرانی، دو افغانی، یک پاکستانی و همچنین چند ترکیه ای مقیم آلمان نیز وجود داشتند.

ادامه مطلب …

خورراس

شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲

“خورراس” نامی است که مسافران اسپانیایی ام به من دادند. ظاهرا تلفظ نام “آرش” برایشان سخت است.

ادامه مطلب …