آرشیو ‘در جستجوی حسن’

چاپ مجدد کتاب

دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲

به استحضار علاقمندان می رساند که کتاب “در جستجوی حسن” توسط “کتابسرای تندیس” با قیمت ۱۷۰۰۰ تومان تجدید چاپ شد:

یک قطره برای دریا

پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲

همانطور که قول داده بودم، بخش کوچکی از مراتب احترام و سپاسگزاری خودمان را از حسن و فاطمه -البته نه چنان که در شان آنها بود بلکه تا جایی که در این زمان اندک می توانستیم انجام دهیم- به جای آوردیم.

لازم به ذکر است که این مراسم روز سه شنبه، ۵ آذر در هتل کوثر اصفهان، در میان مدیران و کارکنان دفاتر خدمات مسافرتی استان اصفهان برگزار شد. بد نیست بدانید از ۴۰۰ نفر حاضر در جلسه تنها حدود ۵ نفر ماجرای حسن را می دانستند. البته حالا دیگر اینطور نیست.

موضوع قدردانی از “حسن” و “فاطمه” را با “شرکت ایرانگردی مارکوپولو” در میان گذاشته بودم، آنها نیز برای این کار پیش قدم شدند و انجامش دادند. به نوبه خودم از مدیران این شرکت تشکر و قدردانی می کنم.

در حین برگزاری مراسم با “ترنس وارد” تماس تلفنی برقرار کردم و ایشان چند کلمه ای به فارسی از طریق بلندگوی موبایل با حاضرین در جلسه صحبت کرد. در زیر بخشی از ایمیل “ترنس وارد” نویسنده کتاب Searching For Hassan بعد از برگزاری مراسم  روز سه شنبه را می خوانید:

Arash jan salam,

How amazing that you arranged the beautiful evening with Hassan and his family at Kowsar Hotel!! Thank you for sharing this kindness with your open heart. I think Hassan is such a special symbol of cross-cultural friendship today. You have blessed him and his family with this recognition and with your lovely ta’arof!!

………………………………..

به چند عکس از مراسم که توسط آقای “حمزه حسینی تودشکی” گرفته شده، دقت بفرمایید:

حسن و فاطمه

جمعیت حاضر در سالن (طبقه هفتم هتل کوثر اصفهان)

این دفعه اولی بود که “حسن” در هتل کوثر اصفهان، یعنی همان جایی که به عنوان سرآشپز به مدت ۲۵ سال فعالیت می کرد، به مثابه مهمان پذیرایی شد.

خبر خوب این است که ترجمه فارسی کتاب “در جستجوی حسن” تجدید چاپ شد.

خانواده حسن در ردیف اول و دوم

بعد از دیدن عکس ها “ترنس وارد” ایمیل دیگری برایم ارسال کرد:

Arash jan, It is so wonderful that you organized this splendid celebration for Hassan and his family at Kowsar hotel yesterday! I know you invited 200 people to the event and over 350 people came and that there was standing room only. Bravo!

Thanks for letting me say hello to everyone via your cell phone hook-up. Now that you have exposed this story to your association of tour guides and the general public, it can only help to spread the good word about Iranian hospitality and the beauty of your country.

I just spoke with Hassan and he was very touched that you have presented him as a “symbol of friendship” to the Iranian people and also as a model for the young Irooni. He’s laughing a lot these days. He finds his new celebrity status very amusing and loves when people ask to take a foto with him.

In April, when I come to Isfahan perhaps we can do a second evening together–the two of us. Hassan wants to prepare remarks that he can share with the audience. Maryam also told me that Hassan was thrilled about the evening.  And to see his old friends from the hotel after so many years. She says he and Fatemeh are much younger than before.   Grazie mille for all the links and the fotos that I have shared with them.

And many thanks also on behalf of my three brothers for the heart-felt work you have done!

You are a prince and a true Pahlavan!!!

Ghorbanat and much love,

boos boos,

T

امیدوارم بتوانیم دین خودمان را ادا کنیم

سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۲

به نقل از خبرگزاری مهر:

http://www.mehrnews.com/detail/News/2177220

سمینار در جستجوی حسن

دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۲

http://ttga.ir/user/news/news.php?id_news=404

تاملی بر کتاب “در جستجوی حسن”

یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۲

کتاب “در جستجوی حسن” را خواندم. حالا قصد دارم چند فعالیت را به کمک دوستان و علاقمندان انجام دهم:

۱- معرفی کتاب “در جستجوی حسن”، معرفی خانواده حسن و شرح چگونگی سفر ما به “تودشک” در یکی از جلسات هفتگی “انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران”

۲- برگزاری مراسم بزرگداشت خانواده حسن

۳- تشویق و کمک به انتشار دوباره کتاب “در جستجوی حسن”

۴- دعوت از “ترنس وارد” برای آمدن به ایران و سخنرانی در محافل ادبی و گردشگری ایران

………………………………………………………….

اکنون، لطفا به مواردی که بنده در حین خواندن کتاب “در جستجوی حسن” دریافته ­ام توجه بفرمایید:

وقتی این کتاب را می­ خوانید متوجه می­ شوید نویسنده کاملا با فرهنگ ایران آشناست. “ترنس وارد” نه تنها در صفحات متعددی از کتاب ما را با چهره ­های مختلف ایران مواجه می ­کند بلکه در انتها، کتاب­ هایی را برای آشنایی بیشتر به خوانندگان معرفی می ­کند که خود این کتاب­ ها از بهترین­ ها هستند برای شناخت ایران.

کتاب با چهارشنبه سوری و نوروز آغاز می ­شود و این یک شروع عالی است برای خواننده ­ای که قرار است در طی یک سفر ادبی با ایران و ایرانی آشنا شود.

زمان آغازین کتاب به ماه مارس ۱۹۶۳ میلادی مربوط می­ شود، هرچند که داستان اصلی (سفر به ایران) در آوریل ۱۹۹۸ میلادی اتفاق می ­افتد.

شرحی که نویسنده در صفحات اول کتاب از آداب پریدن از روی آتش و قاشق ­زنی ارائه می­ کند، گونه ­ای از رئالیسم جادویی که در نوشته ­های نویسندگان آمریکای لاتین دیده می­ شود رخ می ­نماید. ظاهرا نویسنده تلاش داشته همان تاثیری را که از گوش کردن به قصه ­های حسن در زمان کودکی ­اش گرفته، منتقل کند.

“ترنس وارد” در همان صفحات اول قهرمان داستانش را مشخص می­ کند، همو که نامش در عنوان کتاب آمده، “حسن”. کتاب را که می­ خوانیم، همه­ جا در می­یابیم که فراتر از هر چهارچوبی که طبق آن ایران و فرهنگ ایران شرح داده می ­شود، حسن و خانواده­اش جایگاه ویژه ­ی خودشان را دارند. در این کتاب ایران روایت می­ شود، ولی حسن یک فرا روایت است.

برای نویسنده ­ی کتاب، “حسن” دقیقا و یقینا همان “یوسف” گم ­گشته است. حسن کسی است که تصورات و تخیلات نویسنده و برادرانش را ساخته. در جایی از کتاب “حسن” این ­گونه توصیف شده:

“او مانند ویرجیل همیشه راهنمای ما بود. از بازارهای تاریک گرفته تا یاد دادن آداب و رسوم محلی، با عشق و علاقه ­ای که برای درک فرهنگ او لازم بود و کار ما را آسان می ­کرد.”

آری، حسن به مثابه ­ی یک “درویش” است برای نویسنده ­ی کتاب، چنان ­که در مکاتباتش با نگارنده هم این نکته را یادآوری کرده.

با این ­که داستان واقعی است، نویسنده هرجا توانسته و آن هم با کمک حسن به فضاهای ماورایی داخل شده و از آن بهره برده است:

“… یک دختر شاهزاده که عاشق پسری می­ شد، خداوند در آسمان را باز می­ کرد و سخن می­گفت یا دستی از غیب راهنمای راه ما بود. بعضی اوقات، عشاق به صحنه می ­آمدند مانند لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد …

هر داستانی که به وسیله حسن بازگو می­ شد، ما هم­زمان جغرافیای آن، قصری که سر در ابرها فرو برده بود، گنج یافوت، صومعه و دیر و خانقاه، کاروان ­های شبانه و کارگاه ­های کیمیاگری را که باد از جا کنده بود در ذهن خود مجسم می ­کردیم.”

نگارنده با خواندن ترجمه ­ی فارسی کتاب Searching For Hassan احساس ­کردم که به نوشتن روی آوردن “ترنس وارد” بی ­ارتباط نیست با داستان­ هایی که حسن در زمان کودکی و در مدت پنج سال برای او و برادرانش روایت می­ کرده. نویسنده ­ی امروز ما توسط قصه­ های دوران کودکی ­اش که از یک روح شرقی مایه می ­گرفت تسخیر شده و روح غربی­اش تحت تاثیر قرار گرفته.

می ­توان این­ گونه پنداشت که نویسنده اصلی کتاب “در جستجوی حسن”، خود حسن بوده که از زبان “ترنس وارد” به رشته تحریر درآمده.

و احتمالا به همین خاطر است که نویسنده مبلغی از سود حاصل از فروش کتابش را به حسن تقدیم می ­کند.

کتاب “در جستجوی حسن” از شیعه ­های مقیم اطراف خلیج فارس و عرب سخن می­ گوید، از اوضاع سیاسی ایران، قبل و بعد از انقلاب صحبت م ی­کند، به بخش ­هایی از سفرنامه خارجیانی که به ایران سفر کرده ­اند -از زمان مارکوپولو تا زمان معاصر- رجوع می­ کند، از رابطه خانواده خودش با خانواده حسن -زمانی که حسن آشپز آن­ ها بود- می­گوید، خاطرات دوران کودکی ­اش را به یاد می­ آورد، افراد خانواده حسن را معرفی می­ کند، بخشی از زندگی آن­ ها را به تصویر می­ کشد و از میان همه ­ی این ­ها سفرنامه­اش را می ­نویسد.

“ترنس وارد” ضمن سفر در ایران، به معرفی شهرها، راه­ ها، روستاها، جاذبه ­های فرهنگی، طبیعی و مردم ­شناسی می ­پردازد.

سفر خانواده “وارد” از شیراز شروع می­ شود، آن­ها بعد از دیدار از دیدنی­ های شیراز از راه ابرقو به یزد و اردکان می­ روند. در اردکان به دیدار خانواده ­ی آیت ­الله خاتمی می­ شتابند. بعد از آن به نائین و اصفهان و ابیانه و قم و تهران سفر می­ کنند. در تهران نشانی از خانه ویلایی خود نمی ­یابند و حسرت بسیار نصیبشان می­ شود از این همه ساختمان ­هایی که به جای درختان باغ­ ها روییده ­اند.

“ترنس وارد” در طول کتاب، به خوبی خواننده را با ادبیات، آشپزی، فرش ­بافی، موسیقی، سینما و آداب و رسوم ایرانی آشنا می­کند. او فصل یکی مانده به آخر کتاب را “رنگ خدا” نام می­ نهد و از گفتگویش با “مجید مجیدی” شرح جالبی ارائه می­ دهد.

پی نوشت: به گزارش خبرگزاری مهر از داستان “در جستجوی حسن” که بعد از سفر ما و در تاریخ ۲۶/۸/۹۲ توجه بفرمایید:

http://mehrnews.com/detail/News/2173845

متن ایمیل نویسنده کتاب SEARCHING FOR HASSAN به بنده

چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲
Dear Arash,
Good to speak with you and thanks for your website on Tudeshk and your visit to Haj agha Hassan.  I love the fotos of him and his family.  I just spoke with Gholam Hussein Janati-Ataie and we would like to plan a trip to Teheran in early April of 2014, just before Sizdeh Bidar.  It may be difficult to do it before then, so I leave this as an idea for you to consider.
If you want to see the different editions of my book, please go to my website www.terence-idanna.com
You can click on my photo, then go to books. There you will see all the editions of the book in print along with some reviews.  For your information, it has sold many thousands in the US, France, Italy, Germany, Iran, Indonesia and Malaysia.
Since publication in these countries, I have had many meetings about the book countless bookstores and also in universities and other special settings. I have also been interviewed on radio and tv in all these countries (except Iran).
Here is a list of some special places where I have spoken:
Universities
Princeton University, Princeton
University of California, Berkeley
New York University, Florence, Italy
University of Pennsylvania, Philadelphia
University of Indonesia, Jakarta, Indonesia
Universidad Catolica de Chile, Santiago, Chile
University of Maryland, College Park
European University, Florence, Italy
University of Washington, Seattle
University of Arizon, Tuscon
UCLA, Los Angeles
Cultural Centers
The Asia Society, New York
British Institute, Florence, Italy
Zentralbibliothek, Frankfurt, Germany
Los Angeles Public Library, Los Angeles
Centres du PEN International, Paris, France
Freer-Sackler Gallery, Smithsonian Museum, Washington DC
Utan Kayu International Literary Biennale, Jakarta - Borobudur, Indonesia
National Arts Club, publication launch of Searching for Hassan, New York
Woodrow Wilson International Center for Scholars, Washington DC
Bezirkszentralbibliothek Philipp Schaeffer, Berlin, Germany
Deutsch-Amerikanisches Institute, Nuremburg, Germany
Center for American Studies, Rome, Italy
The Levantine Center, Los Angeles
Amerika Haus, Munich, Germany
The Gandhi Center, Ivrea, Italy
Organizations
Italian Ministry of Foreign Affairs, Rome, Italy
Committee of Religious NGOs, United Nations, New York
Prince Hassan of Jordan, Sasakawa Peace Foundation, Partners in Humanity, Amman, Jordan
Henry Dunant Center - Humanitarian Negotiator’s Program, Geneva Switzerland
Association for the Study of Peak Oil, International Conference, Pisa, Italy
European Social Forum, Florence, Italy
The Nour Foundation, New York
Union League Club, Philadelphia
World Affairs Council, Boston
Iranian/Persian Organizations
Persian Center of Northern California, Norouz Celebration, San Francisco
Iranian Muslims of North America  (IMAN), New Year Celebration, Beverly Hills
Iranian American Technology Council, IATC New Year Gala, Washington DC
Iranian Canadian Cultural Association, Vancouver, Canada
American Iranian Council, Norouz Gala, Washington DC
Iranian Cultural Association of the Midwest, St. Louis
Persian Cultural Center of San Diego
I believe that, after reading the book, hundreds of tourists have been encouraged to come to Iran. Over the years, I have received countless letters of thanks from people who have made the journey and been left amazed by the country’s rich heritage and the warm hospitable people of Iran. Some of these tourists have even visited Hassan and Fatimeh’s home in Isfahan!
For example, a few years ago, after I gave a book presentation in Padova, Italy, one woman stood up and announced, “I am going to go to Iran! Who will join me?”  Seven women all stood up, agreeing to make the journey with her.  Three months later, a group of these women–13 in all–flew from Rome to Teheran and began their journey following the itinerary of the book before finally descending on Hassan’s home as their grand finale.  Of course, I phoned Hassan before to warn him that an invasion of ladies was coming and that he would not be caught by surprise. Of course, he prepared with his wife Fatimeh and his daughter Maryam a large offering of delicious shirini, bastani, and chai for everyone and welcomed them as friends into their home for a long visit. When they returned to Italy, the ladies told me later it was the most unforgettable trip of their lifetime  and a journalist wrote a full-page newspaper article about their adventure and the fabulous hospitality that they received during their visit to Iran.  Later I visited Teheran, and was invited by the Italian ambassador Roberto Toscano to give a presentation at the embassy and also at the Italian School which was very pleasing.
Since then, Merchant Ivory Productions were interested in doing a film, but alas, Ismail Merchant suddenly passed on, so it has been postponed.  But surely, one day a film will be made of this powerful human story.   As importantly, since the book was published in America many young Irooni - Amerikayee have told me that once they read the book they have traveled back to Iran for the first time.  My brothers and I love our Persian family deeply.  And this affection and respect has created this bridge of eshraq between us that can never be destroyed, in this life or the next.
Much love,
Terence