روز نوشت

همشهری جوان

هفته نامه «همشهری جوان» بعد از دو هفته توقف، دوباره چاپ شد. در این دو هفته، انگار کیوسک های روزنامه فروشی چیزی کم داشتند. یکی از حسرت های من در عرصه مطبوعات این است که دیگر با این مجله همکاری نمی کنم. اگر بخواهم، باز می توانم در بخش «رازهای سرزمین من» بنویسم. اما دیگر …

عصبي هستم

يك سفر 24 ساعته به «اشكور» (منطقه‌اي در ارتفاعات غرب مازندران و شرق گيلان) رفتيم. سفر خوبي بود. كلي موضوعات تازه ياد گرفتم. اما زهر قضيه در اين‌جاست كه عكس‌هايي كه گرفتم احتمالا از دست رفته است. دفعه‌ي قبل كه عكس‌هايم از دست رفت، تقصير يك دوست بود كه فكر مي‌كرد به من خوبي مي‌كند. وقتي …

1387-7-9

امروز نهمین روز از هفتمین ماه سال 1387 است و من گزارش سفر به 3 استان لرستان، ایلام و کرمانشاه را در انجمن «خانه فرآوران ایران» ارائه کردم. و اما گزارشی دیگر: نمی‌دانم امروز چندمین جلسه پیاپی انجمن بود. شاید حدود 120 نمی‌دانم چند جلسه را من صحبت کرده‌ام. شاید حدود 30 تا امروز بیش …

دنیای غریب

5شنبه شب: سر مزار دوستم بودم. دلتنگ بودم از نبودنش. دو سال از رفتنش می‌گذشت. جمعه شب: روی چمن دراز کشیده بودم. کسی تنهایم گذاشته بود. دلتنگ بودم از رفتنش. 2 ساعت از رفتنش می‌گذشت. شنبه شب: دعوت بودم برای شام. یکی از عالیجنابان جمعه (عالیجنابان جمعه: کسانی هستند که مقام بالای مدیریتی در این …

پاييز

مي‌خواهم بنويسم، اما نمي‌توانم. نه اين‌كه چيزي براي گفتن نباشد، بلكه فقط نمي‌دانم چه چيزي را بايد گفت. شايد دلم سكوت مي‌خواهد. شايد كمي كم‌رنگ شدن و گم‌ شدن را بايد در اين ابتداي فصل تجربه كنم. پاييز كه آمد خودم را ديدم كه بر چمن سرد و زير نور ماه تنها مانده‌ام و آن كسي كه بايد مي‌بود، …

گزارش سفر

اين هفته سه شنبه، 9/7/ 1387 در جمع دوستان انجمن خانه فرآوران ايران، گزارش سفر به استان‌هاي لرستان، ايلام و كرمانشاه را ارائه مي‌دهم. اشاره‌اي هم به برخي از قبرستان‌هاي ايران مي‌كنم. به اميد ديدار.

رگه‌هايي از شمنیسم در ایران

رگه‌هایی از شمنیسم را در ایران پیدا کرده‌ام. به زودی در رابطه با این موضوع مقاله و سمیناری ارائه می‌دهم. در تلاش هستم مفهوم سنگ‌های ایستاده در برخی از قبرستان‌های ایران را بیابم، حدس‌هایی می‌زنم. تا ببینیم چه می‌شود.

مازوخيسم جمعي ما

اعتقاد دارم كه ما ايراني‌ها مازوخيسم جمعي داريم. اصلا نمي‌دانم كه واژه‌ي «مازوخيسم جمعي» را قبلا كسي استفاده كرده يا نه، اما در عالم واقعيت وجود خارجي دارد. در ايران و همه‌جاي دنيا بعضي‌ها خود آزارند، اما نه همه. با اين حال فكر مي‌كنم در ايران، هر كدام از ما نخودي در آش «خودآزاري جمعي» مي‌اندازيم. براي اين ادعا …

سعيد

از آخرين روزي كه سعيد را ديدم دو سال و نيم گذشته است. و از آن‌روزي كه اميدهايم براي ديدن دوباره‌ي او تبديل به حسرت شد، هم دو سال مي‌گذرد. با سعيد 27 سال رفاقت كردم. رفاقت به معناي واقعي. در يك محل زندگي مي‌كرديم.از پيش دبستاني با هم بوديم. با هم درس مي‌خوانديم. با هم بازي مي‌كرديم. …

روز تولد

امروز سي و چهار سالگي‌ام تمام مي‌شود.  يك موضوع جالب اين است كه هر روزي از هفته كه عيد نوروز در آن روز باشد، همان روز هفته هم روز تولد من است. يعني امسال كه روز تولدم پنج شنبه است، روز عيد نوروز سال 87 هم پنج شنبه بود و هميشه همين‌طور است، تا ابد. سي و …