آرشیو ‘روز نوشت’

عجیب ولی واقعی!

یکشنبه ۶ تیر ۱۳۹۵

امروز صبح دیدم یک فرد گنگ (کر و لال) به یک راننده تاکسی آدرس می‌داد.

آخر خط!

یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵

موضوع این است که آدم نمی‌خواهد لال باشد. سکوت هم انگار نوعی نطق است، همان‌گونه که فریاد کشیدن تجربه دردناک الکن بودن زبان است.

وقتی کسی شروع کرد به نطق، به راحتی نمی‌توان جلویش را گرفت. ادامه می‌دهد. به هر طریقی ادامه می‌دهد. این است که مرگ در بهترین شرایط آخرین سخنی است که رانده می‌شود، برخی بعد از مرگ هم نطق می‌کنند.

همه‌ی بازی همین است!

سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۵

چند سال تلاش کردم برای به دست آوردن،

چند ماه است که تلاش می‌کنم راضی شوم برای از دست دادن

ای وارونه متضاد سرد

یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۵

می‌دانم نزدیکی!

لزومی ندارد هر روز یادآوری کنی.

فانتزی “چاره یوز”

جمعه ۷ خرداد ۱۳۹۵

“یوز” به معنای جوینده و طلب کننده است و یوزیدن همان جوییدن است. مثلا دریوز (دریوزه) کسی است که به درها (در خانه‌ها) می‌رود و گدایی می‌کند.

بر همین اساس، “چاره یوز” کسی است که در پی دارو و درمان و معالجه و اندیشیدن تمهیدی است برای حل یک مشکل.

با خودم فکر کردم که ما یک “چاره یوز” می‌خواهیم برای چاره‌ی یوز (یوزپلنگ)

در حال نوشتن متنی هستم با عنوان “راه در ادبیات فارسی” برای مجله “گیلگمش”. دانستم چقدر معنا و مفهوم “راه” در اندیشه و گفتار ایرانیان مهم بوده. در راستای همین تحقیق بود که با واژه “ره یوز” آشنا شدم. “ره یوز” یعنی جوینده راه.

به این نتیجه رسیدم که بین مقوله‌های “راه” و “عرفان” رابطه جالبی برقرار است. این‌که دراویش و عرفا، همیشه مسافر بودند و در مسیر گاهی از مردم گدایی می‌کردند (دریوزگی) و به این می‌گفتند مقام “فقر”، جالب توجه است.

منتظر نوشتار کامل این تحقیق باشید…

قمار عبور، عبور از قمار

چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

برای برخی، نه برای همه، زمان یا زمان‌هایی پیش می‌آید که باید از حس یا حس‌هایی عبور کنند. این زمان‌ها بدون هیچ بزرگ‌نمایی هم می‌توانند بن‌بست تلقی شوند هم سکوی پرتاب.

از لحظه‌ای سخن می‌گویم که باید سر آن قمار کرد. بحث بودن یا نبودن نیست. بحث هستی نیست. بحث چیستی است. چیستی گذشتنی نه، چیستی ساختنی. ورود به ساحتی است که شناختی از آن نیست. وادی حیرت است. باید بر سر آن قمار کرد.

بعد از این قمار، گاهی پیش می‌آید که خود حس قمار گریبانگیر می‌شود. تکرار قمار، عادت می‌شود. تکرار برساختن یک چیستی پر ابهام، عادت می‌شود.

از این قمار هم باید عبور کرد.

فرهنگ صادر نشده!

چهارشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵

در صحبتی که یک هفته پیش با “ریچارد بولت” Richard Bulliet (در سفرش به ایران) داشتم، جمله ای را گفت که تامل برانگیز است. او عقیده داشت که:

ایران یک فرهنگ غنی صادر نشده دارد. دلیلش هم این است که بسیاری از مبانی فرهنگی ایرانی در کتاب هایی است که به زبان عربی نگارش یافته. از آنجا که محققان ایرانی تمایل چندانی برای یادگیری زبان عربی ندارند، نتوانسته اند برخی از ناشناخته های فرهنگی خودشان را کشف و سپس آن را صادر کنند.

ایشان در ادامه اشاره کرد: برخی از این کتاب ها را علمای سنی نوشته اند. و از آنجا که این کتاب ها توسط شیعه ها خوانده نمی شود یا مورد تفحص قرار نمی گیرد، بسیاری از موضوعات علمی و فرهنگی و …، همچنان ناشناخته باقی مانده.

برای آشنایی بیشتر با ریچارد بولت به آدرس  http://www.columbia.edu/~rwb3/Bulliet/Richard_W._Bulliet.html رجوع کنید.

هورمون‌های ادبی

یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

در ۸ روز گذشته به صورت پیوسته (۱۲ روز به صورت ناپیوسته) درگیر پروژه بسیار جالبی بودم که بد نیست کمی در رابطه‌اش توضیح بدهم.

………………………

خانم دکتر “لیلی ماحوزی” (فوق تخصص هیپوفیز) کسی است که من توسط او با پروژه آشنا شدم. آشنایی من با خانم دکتر نیز از طریق دکتر “امیرحسین ماحوزی” (دکترای پزشکی عمومی، دکترای زبان و ادبیات فارسی، و پسرعموی خانم دکتر لیلی ماحوزی) اتفاق افتاد.

عنوان پروژه، “اوج انسان” و هدف، راه‌اندازی “بنیاد عطار” http://www.attar.foundation بود.

خانم دکتر “لیلی ماحوزی” علاوه بر تحصیلات عالی پزشکی، به ادبیات، خطاطی و هنر علاقه وافر داشته همواره علم پزشکی را به این موضوعات ربط داده است. همچنین ایشان شعرهای فراوانی به زبان انگلیسی سروده است.

یکی از ایده‌های قبلی خانم دکتر ماحوزی، ارتباط دادن میان تیروئید و هایکو بوده است و یکی دیگر از ایده‌هایشان ارتباط میان انسولین و خطاطی ایرانی بوده.

این دفعه ایشان ایده‌ی ارتباط میان هفت شهر عشق عطار و هورمون‌های هیپوفیز را ارائه کرده‌اند.

رابطه میان هفت شهر عشق و هورمون‌ها طبق ایده خانم دکتر لیلی ماحوزی به قرار زیر است:

- وادی طلب با هورمون سکس (تستسترون) LH – FSH

- وادی عشق با هورمونی که باعث اتفاقات عاطفی در بدن می‌شود PROLACTIN

- وادی معرفت با هورمون رشد GROWTH

- وادی استغنا با هورمونی که تشنگی و عدم تشنگی را در بدن کنترل می‌کند ADH

- وادی توحید با هورمونی که اسپرم و تخم را به هم نزدیک می‌کند OXYTOCIN

(این هورمون نقش اساسی در ارتباط عاشقانه و تولید مثل دارد)

- وادی حیرت با هورمونی که سلول‌ها را برای تاثیر آدرنالین آماده می‌کند TSH

- وادی فنا با هورمونی که باعث ترشح کورتون می‌شود و به بقا و فنای فرد ربط دارد. قابل ذکر است که کورتون با میزان ریسک پذیری افراد در ارتباط است.

برای صحبت در مورد ایده فوق، برخی از بزرگترین دانشمندان دنیا در ایران حضور یافتند و از شهرهای تهران، نیشابور، شیراز، اصفهان و یزد بازدید کردند و در برخی از این شهرها سخنرانی ارائه دادند.

برخی از اساتید خارجی حاضر در کنگره عبارت بودند از:

- Edward Laws : پروفسور مدرسه پزشکی هاروارد، جراح مغز و اعصاب و رییس انجمن جراحان مغز و اعصاب

- Michael Thorner: جراح مغز و اعصاب، کاشف هورمون رشد و برنده جایزه‌های پرشمار

- Richard Bulliet: استاد تاریخ دانشگاه کلمبیا، متخصص تاریخ جوامع اسلامی، شرق شناس، نویسنده کتاب در رابطه با نیشابور

- Greta Berman: دکترای تاریخ هنر از دانشگاه کلمبیا و همسر ریچارد بولت

- Luis Sobrinho: مدیر گروه غدد درون ریز در موسسه غدد لیسبون

- George Chrousos: رییس بخش کودکان دانشکده پزشکی آتن، محقق ارشد برنامه غدد درون ریز اطفال. او از بزرگترین دانشمندان حال حاضر دنیاست.

- John Wass: پروفسور غدد داخلی، رییس قبلی فدراسیون غدد داخلی اروپا، برنده جایزه‌های معتبر پزشکی دنیا

- Seymour Reichlin: متخصص غدد که با ۹۲ سال سن در این برنامه شرکت کرده بود.

- Greig Hoyt: چشم پزشک بسیار معروف

- Michael Brodsky: جراح چشم

- Nelson Oyesiku: استاد جراحی مغز و اعصاب و غدد درون ریز

- Mary Lee Vance:  استاد جراح مغز و اعصاب و پزشک داخلی

- Alem Surre-Gracia: نمایشنامه‌نویس

- Axel Marc Takacs: دکترای الهیات تطبیقی اسلام و مسیحیت

همچنین Lorenzo Villoresi عطرساز معروف فلورانسی، برای این پروژه عطر “نیشابور” را ساخت. از خلاقیت‌های او می‌توان به ساخت عطرهای “دیلمون” (بهشت افسانه‌ای بین‌النهرین) و “الموت” اشاره کرد.

در این برنامه، خانم‌ها و آقایانی همچون نهال تجدد، پرویز تناولی، شهرام ناظری، حسین علیزاده، محمود دولت آبادی، پیمان یزدانیان، دکتر کاظم عباسیون و … حضور داشتند.

این دو دسته

چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۵

در یکی از نشست یکشنبه های “انجمن انسان شناسی و فرهنگ” از “محمدرضا اصلانی” به خاطر ۵۰ سال فعالیت فرهنگی قدردانی شد.

در هنگام سخنرانی اش با بغض چنین گفت:

“۵۰ سال فعالیت نکردم، ۵۰ سال تلاش کردم که فعالیت کنم.”

………………………………………..

خیلی ها هستند که این سخن را خوب می فهمند و این ها دو دسته اند:

یک دسته آن هایی که حسادت و حماقتشان نمی گذارد تلاش دیگران را ببینند. یک دسته آن هایی که تلاش برای بهتر شدن دنیا جزیی از جوهر وجودشان است. “محمدرضا اصلانی” از این گروه دوم است.

شکست شک است!

چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵

فارغ از همه گفته هایی که در مواقع شکست برای دلخوشی شنیده می شود، باید دانست:

باور و انگیزه که از دست برود، سطحی نمایان می شود که به خاطرش نمی توان قهرمان بود.

در این روزهای وانفسا

پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۴

در این روزها که تعدادی منتطرند نابودی ام را ببینند، اینکه می بینم پیشنهادم جای خودش را پیدا کرد، آرامش بخش است.

شادی ام از این است: در روزهایی که مورد تهمت و ناسزا قرار گرفته ام، ممکن است با همت آزاده انسان هایی، دیگر انسانی آزاد شود.

http://www.bbc.com/persian/iran/2016/03/160316_om_chahar_shanbeh-shori

http://www3.irna.ir/fa/News/82005199

http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/12/20/1024124/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%A1-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C

http://www.donyayesafar.com/n/5450

http://www.mehrnews.com/news/3572174/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%82%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C


http://zistboom.com/fa/news/31182/%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D9%86%D8%AF-%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85

نوروز محیط زیستی

سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۴

پیشنهادی که چند روز پیش تحت عنوان “آیین کهن، دیدی نو” در رابطه با اجرای مراسم قاشق زنی و آزادی محیط بانان دربند مطرح کرده بودم نهایتا به این ایده تبدیل شد که کسانی که به قاشق زنی می روند، یک کارت تبریک نوروزی (پشت و روی کارت تبریک در تصاویر زیر دیده می شود) به صاحب خانه تحویل دهند که بر روی آن شماره حساب برای آزادی محیط بانان نوشته شده. به این ترتیب هم هدیه رد و بدل می شود و هم از سو استفاده احتمالی جلوگیری خواهد شد.

http://nooraghayee.com/1394/12/arash/%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%87%D9%86%D8%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D9%88/

روی کارت تبریک، به مراسم قاشق زنی و آزادی محیط بانان اشاره دارد.

پشت کارت تبریک توضیحاتی را در رابطه با پروژه مطرح کرده.

طراح کارت تبریک: مریم بهمن

غروب!

دوشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۴

بوی غروب می‌آید. غروب زمستان.

از خانه بیرون آمده‌ام. همسایه‌ای هفتاد ساله را می‌بینم. آن طرف خیابان ایستاده. سلام می‌کنم. کمی طول می‌کشد تا در تاریکی بشناسدم. به طرفم می‌آید. من هم به طرفش می‌روم. خوش و بش می‌کنیم.

می‌گوید: کجایی؟ کجا کار می‌کنی؟

جواب من برایش مهم نیست. سوال بعدی‌اش مهم است.

- کاری سراغ داری برای من؟

جا می‌خورم!

جوابی می‌دهم و خداحافظی می‌کنم.

دور می‌شوم و به یاد می‌آورم روزگاری را که راننده اتوبوس بود و برای خودش حشمتی داشت.

درونم لرز برمی‌دارد. و لعنت می‌فرستم به حجم کارهایی که از اندیشیدن به تراژدی‌های زندگی باز می‌داردم.