روزنوشت

ارزش دلتنگی

بگذار دلت همیشه تنگ باشد. قدرش را بدان! حتی اگر آن کس یا آن چیز کنارت هست، بگذار دلت برایش تنگ باشد. بگذار بخشی از حرف‌ها گفته نشود و برخی دیدارها اتفاق نیفتد. این زمان دلتنگی، یک جایگاه دارد. همین جا بمان، در این زمانِ مکانمند بمان. از این محدوده نامحدود که پا بیرون بگذاری، …

یک سوزن به تاریخ!

همه می‌گویند: “تاریخ قضاوت خواهد کرد.” چه کسی گفته که تاریخ قاضی خوبی است؟! این جمله برای من همان حکم آب نبات چوبی برای ساکت کردن بچه‌ها را دارد. از قضا من فکر می‌کنم تاریخ اخته است. این است که گاهی یا شبیه تک سُم‌ها فرمان‌پذیر و رام شده، یا بسان نشخوارکننده‌ها، چاق و تپل. …

جنس اول گردشگری

در سال ۲۰۰۷ شعار سازمان جهانی گردشگری این بود: «گردشگری درها را به روی زنان می‌گشاید» بیش از یک دهه از مطرح شدن این شعار گذشته و امروز من باور دارم این زنان هستند که بیش از مردان درهای گردشگری را گشوده‌اند. شاید به لحاظ کهن الگویی، سفر (جهانگردی) بیشتر مردانه به نظر بیاید، -هرچند …

به بهانه بهار بارانی ۹۸

در گویش دزفولی چندین عبارت برای میزان بارش وجود دارد که از آن جمله است: نم‌نم: باران آرام تیپ‌تیپ: قطره قطره باران بدون شدت نیف‌نیف: باران آرام با قطرات ریز شِلَق‌لَقی: باران تند تیپی‌گُلُپی: باران تند که هر قطره‌اش به اندازه مقدار آبی است که در دهان جمع می‌شود تیپی‌دَحسِی: قطرات بزرگ باران که هر …

مرا به خاطر بسپار

کارتاژ در آستانه خودسوزی به روم گفت: «مرا به خاطر بسپار، اما سرنوشتم را نه» مادر «روم» از خدایان بود و پدرش از بشر، همچون گیلگمش، همچون آشیل. در سرزمین تاریک مردگان، پدر زمینی‌اش به «روم» گفت، هنر تو این است: آموختن صلح به آنان که شکستشان می‌دهی. سپر روم، نقش نبرد داشت، تا «آگوستوس» …

روز و شب

وقتی شب می‌شود، من می‌مانم و تنهایی. آن‌وقت دیگر نه از هیاهوی روز خبری هست، نه از حیا و نه از هَویٰ. وقتی شب می‌شود، من می‌مانم و باقیمانده خودم از روز. آن‌وقت نه از شجاعت روز خبری هست، و نه از قساوت من. من تا امروز، که روزها شده و شب‌ها آمده، این تغییر مُد سفید …

وزیر کل کشکرت

بچه که بودم پدربزرگم با شوخی می‌گفت “تو وزیر کل کِشکِرت می‌شی” من فکر می‌کردم که منظورش وزیر کل کشور است. او هم می‌دانست که من چنین فکری می‌کنم. بعدها فهمیدم که با بقیه نوه‌هایش همین شوخی را می‌کند. “کشکرت” به زبان او معنی کلاغ می‌داد و من در ذهن طناز او وزیر کل کلاغ‌ها …

تنها صدا نزد ایرانیان نیست و بس!

گفته‌اند: “تنها صداست که می‌ماند.” به نطرم این جمله همانند جمله‌ی “هنر نزد ایرانیان است و بس”، قابل نقد است. اصولا هر جمله قصاری همچنان که از واژه خود “قصار” برمی‌آید دارای قصور و نقص است. من معانی و تفسیرهای مختلف هر دو جمله ذکر شده را می‌دانم، اما به نقص هر دوی آنها نیز واقفم. …

Avenue Ferdousi

همچنان که در داخل شهر رم میدانی به اسم فردوسی وجود دارد، در پارکی داخل شهر پاریس (Parc Monceau) هم خیابانی وجود دارم به نام او (Avenue Ferdousi). در سال ۱۹۳۴ میلادی دولت فرانسه برای بزرگداشت فردوسی جشن هزاره برگزار کرد و به همین مناسبت، نام خیابانی در پاریس به نام فردوسی مزین شد. در …