روزنوشت

حدسیات!

در سرزمین سکاها دو قوم زندگی می‌کردند به نامهای «آلخون» و «والخون». با خودم فکر کردم چقدر شبیه «آلاخون بالاخون» یا همون «آلاخون والاخون» خودمان هستند به معنی «سرگردان»، «بی پناه» و «بی خانمان». جالب این‌که این دو قوم از هون‌های کوچگرد (بیابانگرد) محسوب می‌شدند که در آسیای مرکزی و آسیای جنوبی حضور داشتند. با …

از چند و چون چند روزم!

این شهرِ تلخ تو به شورِی تنهایی او در شبْ بیداریِ من به طلسم همین شهریور گَس، شرط کرده! آخ که این شهر تلخ شرط کرده که هرگز کام شهرزاد شیرین نشود از غلظت شکرِ قصه‌ی شام آخر، که او شیفته شد به شویی که هزار و یک گوشش ناشنواست. …………………………………. «سرباز» بندِ یکْ کتاب …

شادی در دانمارک

کارشناسان دانمارک را از شادترین کشورهای دنیا قلمداد می‌کنند. و ما بدون این‌که کارشناس جامعه‌شناسی باشیم می‌دانیم که همه‌ی شادی در رفاه اقتصادی و اعتماد سیاسی خلاصه نمی‌شود. ضمن اینکه اساسا بد نیست که نوع خوانش مفهوم این «شادی» را یاد بگیریم تا بدانیم «شادی» در عصر ما به چه معناست. اما موضوعی که می‌خواهم …

ارزش دلتنگی

بگذار دلت همیشه تنگ باشد. قدرش را بدان! حتی اگر آن کس یا آن چیز کنارت هست، بگذار دلت برایش تنگ باشد. بگذار بخشی از حرف‌ها گفته نشود و برخی دیدارها اتفاق نیفتد. این زمان دلتنگی، یک جایگاه دارد. همین جا بمان، در این زمانِ مکانمند بمان. از این محدوده نامحدود که پا بیرون بگذاری، …

یک سوزن به تاریخ!

همه می‌گویند: “تاریخ قضاوت خواهد کرد.” چه کسی گفته که تاریخ قاضی خوبی است؟! این جمله برای من همان حکم آب نبات چوبی برای ساکت کردن بچه‌ها را دارد. از قضا من فکر می‌کنم تاریخ اخته است. این است که گاهی یا شبیه تک سُم‌ها فرمان‌پذیر و رام شده، یا بسان نشخوارکننده‌ها، چاق و تپل. …

جنس اول گردشگری

در سال ۲۰۰۷ شعار سازمان جهانی گردشگری این بود: «گردشگری درها را به روی زنان می‌گشاید» بیش از یک دهه از مطرح شدن این شعار گذشته و امروز من باور دارم این زنان هستند که بیش از مردان درهای گردشگری را گشوده‌اند. شاید به لحاظ کهن الگویی، سفر (جهانگردی) بیشتر مردانه به نظر بیاید، -هرچند …

به بهانه بهار بارانی ۹۸

در گویش دزفولی چندین عبارت برای میزان بارش وجود دارد که از آن جمله است: نم‌نم: باران آرام تیپ‌تیپ: قطره قطره باران بدون شدت نیف‌نیف: باران آرام با قطرات ریز شِلَق‌لَقی: باران تند تیپی‌گُلُپی: باران تند که هر قطره‌اش به اندازه مقدار آبی است که در دهان جمع می‌شود تیپی‌دَحسِی: قطرات بزرگ باران که هر …

مرا به خاطر بسپار

کارتاژ در آستانه خودسوزی به روم گفت: «مرا به خاطر بسپار، اما سرنوشتم را نه» مادر «روم» از خدایان بود و پدرش از بشر، همچون گیلگمش، همچون آشیل. در سرزمین تاریک مردگان، پدر زمینی‌اش به «روم» گفت، هنر تو این است: آموختن صلح به آنان که شکستشان می‌دهی. سپر روم، نقش نبرد داشت، تا «آگوستوس» …

روز و شب

وقتی شب می‌شود، من می‌مانم و تنهایی. آن‌وقت دیگر نه از هیاهوی روز خبری هست، نه از حیا و نه از هَویٰ. وقتی شب می‌شود، من می‌مانم و باقیمانده خودم از روز. آن‌وقت نه از شجاعت روز خبری هست، و نه از قساوت من. من تا امروز، که روزها شده و شب‌ها آمده، این تغییر مُد سفید …