آرشیو ‘براي خبرگزاري، روزنامه و مجله’

“راه” در ادبیات فارسی

شنبه ۵ تیر ۱۳۹۵

شاید “گردشگری” به عنوان صنعت در کشور ما پدیده جدیدی باشد، اما “سفر” یک کنش دارای پیشینه است. از این رو زیرساخت‌های سفر در ایران فراهم بوده و کاروانسراها، آب‌انبارها، جاده‌ها و راه‌ها از این جمله‌اند. در متن زیر “راه” را مورد بررسی قرار داده‌ام. مطلب زیر در شماره ۱ فصلنامه “گیلگمش” به چاپ رسیده است.

………………………………………………………………

“راه” در ادبیات فارسی

کافی است اندکی در واژه “راه” تامل کنیم تا دریابیم به چه اندازه مفهوم آن در ساخت معانی ادبی و ذهنی برای زبان فارسی و مردمان ایرانی تاثیر داشته. اسامی، صفات و افعالی که با استفاده از “راه” در طول قرون گذشته برساخته شده‌اند هم از لحاظ تعداد و هم از لحاظ معنی بسیار قابل توجه هستند.

تاریخ‌دانان، ایران‌ را یکی از چهارراه‌های ارتباطی دنیای متمدن دیروز قلمداد می‌کنند. وجود چاپارخانه‌ها و کاروانسراها، راه‌ها و جاده‌ها و مسیرهای باستانی در نقاط مختلف، همه نشان از این دارد که اندیشه‌ی “ایران به عنوان یک گذرگاه” به صورت جدی مطرح است. در بسیاری از سفرنامه‌های خارجیانی که در ایران چند قرن پیش سفر کرده‌اند، به کیفیت مطلوب و امنیت راه‌ها اشاره شده. این‌که بخش مهم و طولانی مسیر موسوم به “جاده ابریشم” از ایران گذر می‌کرده نیز سندی است بر تایید این نکته که ایران و ایرانی در طول تاریخ همواره در مسیر و در راه قرار داشتنه‌اند.

اصل موضوع نوشتار حاضر مبتنی بر این است که در “راه” قرارداشتن ایران، تفکر ذهنی مردمان این سرزمین و واحد جغرافیایی را تحت تاثیر بسیار قرار داده. بر اساس همین برداشت، برخی از واژه‌های ساخته شده بر اساس “راه” را مورد بررسی قرار می‌دهیم تا کنکاش بیشتری در این زمینه انجام دهیم.

راه:

در لغت نامه دهخدا ذیل واژه “راه” آمده است:

راه. (اِ) طریق. (آنندراج) (انجمن آرا) (رشیدی) (دهار) (سروری). به عربی صراط و طریق گویند. (برهان). سبیل. (دهار) (ترجمان القرآن). صراط. (منتهی الارب) (ترجمان القرآن).

در پهلوی: راس و راه

در ایرانی باستان: رثیه

در اوستا: رایثیه

در کردی: ری و ری ّ

در سرخه‌ای و ولاسگردی: را

در ارمنی: ره

در سمنانی، راج [ رَ اِ ] و در سنگسری: راجن

در بلوچی: را و راه

در افغانی: لار

در سنکریت: «رتهیا» بوده. (فرهنگ نظام ).

جاده که جای عبور و مرور است. (از شعوری ج ۲ ورق ۱۴).

فاصله‌ی بین دو نقطه که در آن سیر توان کرد و مخفف آن “ره” است.

در کتاب “فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی” اثر “محمد حسن دوست”، واژه “راه” چنین معرفی شده است:

فارسی میانه: râh “راه”

در ایرانی باستان râθa از ریشه raθ / rat “حرکت کردن”، “دویدن”

در سانسکریت: rátha “ارابه”، “گردونه” یعنی آماده‌ی نبرد. Ráthyā “راه”، “طریق”

مشتق‌اند از هند و اروپایی: ret(h) “دویدن”، “غلتیدن”، “چرخیدن” – از همین کلمه است لاتینی rota “چرخ”، “چرخ سفالگری”، “گردونه”، “قرص خورشید”

همچنینroad به معنای “جاده”، “راه” در زبان انگلیسی و reita به معنی “لشکرکشی”، “ارابه”، “گردونه” در آلمانی کهن از ریشه هند و اروپایی reidh (جنبیدن، حرکت کردن، رفتن) مشتق شده است.

اوستایی: raθa “ارابه”، “گردونه” – raiθya “راه”، “طریق”

فارسی باستان: raθa در u-raθa “دارای گردونه‌های خوب”

فارسی میانه: rahy “ارابه”

اکنون به برخی از برساخته‌هایی که با “راه” و با مخفف آن “ره” در زبان فارسی وجود دارند، دقت بفرمایید:

راه به عنوان پیشوند:

· راه آگاه: بلد، راهنما، راهبر

· راه آموز: ره آموز، راهنما و رهنمون

· راه انجام: ره انجام، کنایه از اسب، (فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا)، کنایه از هر مرکب عموماً و اسب خصوصاً (ارمغان آصفی) (بهار عجم)، مرکب سواری (ناظم الاطباء) (از برهان) (از نظام)، اسب و استر و جز آن (ناظم الاطباء)، مرکب

ماه تا ماند به زرین نعل راه انجام او

نعل راه انجام او را شکل پر گیرد ز راه

|| بعضی بمعنی قاصد گرفته‌اند (از انجمن آرا) (رشیدی)، قاصد و شاطر و پیک (ناظم الاطباء).

||اسباب و لوازم سفر (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از برهان) (از نظام) (از انجمن آرا).

· راهبر: رهبر، راه برنده، کسی که دیگری را راهنمایی می‌کند، آن‌که راهی را بلد باشد و راه به مقصد ببرد.

· راهبان: نگهبان راه

· راهبرد: استراتژی

· راه بردار: راهنما، هادی

· راه بلد: بلد راه

· راه بند: کسی یا چیزی که راه مسدود کند، راهدار و باجگیر، دزد و راهزن

· راه‌بین: راه شناس، ره شناس و مجرب که راه باز شناسد.

· راه‌پذیر: مقابل راهنمای، که راه و طریقی بپذیرد.

· راه‌پرست: کسی که با راه انسی و آشنایی دارد، که پیوسته ملازم راه است، که با راه رفتن پیوند همیشگی دارد.

· راه پیما: راه پیماینده، مسافر، رونده

· راه توشه: توشه راه، زاد راه، آذوقه‌ی مسافر، آن‌چه از خوردنی که مسافر همراه خویش بردارد.

· راه خرج: مخارج و هزینه راه

· راهدار: راهبان، رهبان، رهدار، نگهبان راه، راه راه، کسی که از طرف دولت مامور گرفتن مالیات راه است از مسافران

· راه‌دان: ره دان، راه داننده، داننده راه، راهنما، آن‌که بر حقیقت راه وقوف دارد.

· راه ‌راه: مخطط، آن‌که خطوط رنگین داشته باشد. دارای خطوط موازی

· راهرو: رونده، مسافر، سالک، عارف

· راهزاد: نام یکی از سرداران خسرو پرویز در جنگ با رومیان

· راهزن: دزدی که اموال مسافران را غارت می‌کند، طرار، عیار، نغمه خوان، سرودگوی

· راه سنج: که سنجش راه کند، کسی که نیک و بد راه را خوب دریابد و سلوک کند و بی‌محابا برود

· راه شاه: یعنی مردی که به راه‌ها شدن پیشه‌ی او بود و او بدین کار شاه بود. (از لغت فرس اسدی) (از فرهنگ نظام):

به راه اندر همی شد راه شاهی

رسید او تا به نزد پادشاهی

· راه شناس: آشنا به راه، راهدان، شناسنده‌ی حق، شناسای حقیقت

· راهکار: روش کار، راه حل برای انجام کاری

· راهگان: رایگان، هر چیز که در راه یابند

· راهگرا: راهرو، عازم

· راهگرد: که در راه قدم بزند، که در راه گردش کند.

· راه گستر: هر مرکب عموماً، و اسب خصوصاً. (ارمغان آصفی) (بهار عجم). هر مرکوبی اعم از اسب و استر و خر و گاو و اشتر و جز آن. (ناظم الاطباء) (از برهان) (آنندراج) (از انجمن آرا)

· راهگشا: راهگشای، که راه را بگشاید، که راه را باز کند

· راهگیر: راهی شونده، راهرو و سالک

· راهنامه: کتاب ملاحان، نقشه راه، سفرنامه

· راه نشین: گدای سر راه، غریب، بی کس، || گدایی، نشستن در معابر سؤال را، نشستن بر سر راهها گدایی را.

· راهنما: رهنما، نشان دهنده‌ی راه، پیشوا، هادی

· راهوار: رهوار، راهور، تندرو

· راهواره: ره آوره، سوغاتی

· راهوان: راهبان، پاسبان راه

· راهه: منسوب به راه

· راهی: مسافر، رونده، عازم، قاصد، چاکر، غلام، نوکر

· راه یاب: یابنده راه

· راه یوز: سخت جوینده‌ی راه، راهجوی، رهجوی، ره یوز

راه به عنوان پسوند:

· بیراه: مقابل براه، راه غیر معمول، راه غیر اصلی، بی انصاف، آن‌که کارهای ناشایست کند.

· زاد راه: توشه راه، زاد سفر

· شاهراه: راه فراخ، راه پهن و بزرگ و عام، راه وسیع

· کج راه: گمراه، منحرف

· کوره راه: راه باریک و ناهموار، راهی که ناراست و پر پیچ مثل راه مارپیچ باشد و رونده آن را گم کند.

· گمراه: سرگشته، آواره، بی راه، رو گردان، فاسد، ملحد،

· همراه: همسفر، متحد، دوست، همقدم، همگام، یار، رفیق

ره (مخفف راه):

· ره آور: ره آورد، راه آورد، مسافر و سیاح

· ره آورد: راه آور، راه آورد، سوغات، ارمغان

· رهبان: راهبان، “آیلرس” لغت عربی “ربٌان”، سکان دار کشتی”؛ “ناخدا” را از فارسی “رهبان” / “راهبان” مشتق می‌داند.

· ره زده: مانده و خسته

· رهگذر: مسافر، سیاح، گذرگاه، عابر پیاده، رونده

· ره گو: خنیاگر، نغمه سرا، خواننده

· ره گیر: سیاح و مسافر، رهزن

· رهنمون: نماینده راه، راهنما، رهبر

· رهنورد: قاصد

· رهیاب: راه یابنده، کسی که راه پیدا می‌کند

· رهیافت: راه پرداختن به یک مساله یا موقعیت یا شیوه تفکر درباره آن‌ها، رویکرد

· ره یوز: راه یوز، راهجوی

همچنین واژه‌های “ره اندیش” (به معنی مجازی دور اندیش)، “رهجو” (جوینده راه و به معنی مجازی مرید)، “ره سوده” (رنجور از راه، خسته از راه) و از این قبیل نیز با معانی مختلف را می‌توان با پیشوند “ره” در ادبیات فارسی پیدا کرد.

راه به عنوان فعل:

· راه آمدن: به معنی راه پیمودن، راه سپردن، طی طریق کردن، به مجاز، ||کنار آمدن، موافقت کردن، به لطف و ملایمت رفتار کردن، روی موافقت نمودن

· راه آموختن: راهنمایی کردن، رهنمایی کردن، راهنما شدن، رهنمون شدن، ||راه از کسی یاد گرفتن، راهنمایی شدن

· راه آوردن: آوردن مذهب، آوردن آیین و رسم، طریقه و شیوه‌ای پیش کشیدن، رسم و سنتی پیشنهاد کردن، سنتی ارائه کردن، شیوه و رسمی پیش گرفتن:

ز هرسو سلاح و سپاه آوریم

به نوی یکی تازه راه آوریم

همچنین فعل “راه آوردن” متضاد فعل “از راه گشتن” به معنی از مسیر درست خارج شدن، قلمداد می‌شود.

· راه افتادن: حرکت کردن، کوچ و رحلت کردن، ||جاری شدن، روان شدن، جریان پیدا کردن .

راه افتادن کاری؛ به جریان افتادن آن، روبراه شدن آن، برطرف شدن موانع و مشکلات در انجام یافتن کاری .راه افتادن کارخانه یا دستگاه یا اداره‌ای؛ شروع به فعالیت کردن آن

· راه انداختن: ||به جریان انداختن، به کار انداختن، به کار داشتن، آماده به کار کردن

راه انداختن کاری؛ مهیا کردن آن کار، به جریان انداختن آن کار

||روانه ساختن، روان کردن، بدرقه کردن، مشایعت کردن

||در تداول عامه، کاری را روبراه کردن: پول یا وسیله‌ای برای کسی فراهم ساختن

||رهبری کردن کسی را به راه، و به مجاز، از انحراف رهانیدن، از گمراهی بدر آوردن، به راه آوردن:

ما چو خضریم درین بادیه‌ی بی سر و بن

هر که از راه فتد باز به راه اندازیم

· راهبردار بودن: سراغ داشتن، پول یا مالی را بخود راهبردار نبودن؛ پولی در خود سراغ نداشتن

· راه برداشتن: آغاز به راهروی کردن، آغاز رفتن کردن، راهی شدن، روانه شدن، به رفتن درآمدن، رفتن آغازیدن

راه برداشت، میدوید چو دود

سهم زد زآن هوای زهرآلود

· راه بریدن: سفر کردن، سیر کردن

· راه خواستن: اجازه‌ عبور خواستن، طالب طریق شدن گذر راه، || اجازه خواستن

· راه خوردن: راه بریدن به سرعت

· راه دادن: گذاردن که بگذرد، گذاشتن راه برای کسی تا بگذرد، (بهار عجم) (آنندراج) (ارمغان آصفی) (ناظم الاطباء). اذن دخول و خروج دادن، اجازه‌ عبور دادن، رخصت گذشتن دادن، بار دادن

· راه دیدن: انتظار حادثه و واقعه‌ای کشیدن، (ناظم الاطباء)، کنایه از انتظار کشیدن، || صلاح دیدن، صواب اندیشیدن، راهنمایی کردن

سپهبد چنان کرد کو راه دید

همی دست از آن رزم کوتاه دید

· راه کردن: طی طریق کردن، راه پیمودن، راه بریدن، قطع راه کردن، راه رفتن، سفر کردن

· راه نواختن: نواختن تار و آلات موسیقی، زدن نغمه و نوا. آهنگ زدن، نواختن آهنگ، نواختن نغمه‌ی موسیقی

ملک دل داده تا مطرب چه سازد

کدامین راه و دستان را نوازد

· راه یافتن: هدایت شدن، رسوخ کردن، تسلط یافتن، موفق شدن، آگاهی یافتن، معرفت پیدا کردن، رسیدن

قابل ذکر است که دامنه برساخته‌هایی که واژه “راه” در آن‌ها وجود دارد بسیار بیش از آن است که در بالا اشاره شد. احتمالا خواننده گرامی توجه دارد، بیشتر واژه‌ها و افعالی که با “راه” یا “ره” ساخته می‌شوند علاوه بر معنی حقیقی، دارای معانی مجازی هستند و در بسیاری موارد با مفاهیم عرفانی و فلسفی در ارتباط هستند.

برخی دیگر از ترکیب‌هایی که با واژه “راه” ساخته می‌شوند عبارتند از: چشم به راه، رو به راه، مرد راه، میان راهی، راه و رسم، راه و چاه، راه دراز، راه دور، راه نارفته، راه روی، راه راست، راه چپ که در اینجا نیز، هر کدام از عبارات نه تنها معانی مستقیم خود را دارند، بلکه دارای یک یا چند مفهوم مجازی هم هستند.

همچنان که در بخش افعال مربوط به “راه” دیده می‌شود، بیشترین معنی مجازی و مفاهیم مربوط به ادب و عرفان ایرانی از این بخش استنباط می‌شود. در ادامه می‌توان به “بیراه گفتن” اشاره کرد، فعلی که این روزها به معنی “حرف نادرست زدن” معنی می‌شود. یا این‌که، فرق بسیاری هست میان “راه به سر شدن” به معنی “به پایان رسیدن راه” با “سر به راه شدن” به معنی “موافق شدن” یا به زبان عامیانه امروزی، “آدم شدن”.

در زیر و برای حسن انجام این نوشتار به چند بیت شعر از شاعران ایرانی که از واژه راهنما استفاده کرده‌اند اشاره می‌شود تا معانی کهن “راهنما” در اندیشه ایرانیان مشخص شود:

نظامی در هفت پیکر:

جز به آموختن نبودش رای

بود عقلش به علم راهنمای

پروین اعتصامی در یکی از قصیده‌هایش:

چگونه راهنمائی، که خود گمی از راه

چگونه حاکم شرعی، که فارغی ز احکام

راهنمائی چه سود در ره باطل

دیبهٔ چینی چه سود در تن بیجان

منوچهری در یکی از قصیده‌هایش:

به همه کار تویی راهنمای تن خویش

خسروی تو دل تو راهنمای تو کند

غزل خواجوی کرمانی در نعت رسول:

تاج ده پیمبران باج ستان قیصران

کارگشای مرسلین راهنمای انبیا

ملک الشعرای بهار در یک مثنوی:

راهنمایان فروزان ضمیر

راه نمودند به برنا و پیر

مولانا در یک رباعی:

می‌گردم من که بلکه پیشم افتی

ای راهنمای راه پیچیده‌ی من

سنایی:

مر ترا چشم و گوش داد خدای

راه بنمود مرد راهنمای

صائب تبریزی در یک غزل:

ما را به کعبه جاذبه شوق می‌برد

دل بی‌سبب به راهنما بسته‌ایم ما

آرش نورآقایی

از عدم خلاقیت در گردشگری ایران تا پخش سریال های ترکی

دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۴

پیش نوشت: مطلب زیر، امروز، دوشنبه ۱۱ خرداد در صفحه ۱۶ روزنامه ایران به چاپ رسیده است. اما بخشی از عنوان و بخشی از متن به دلیل نبود جای کافی کوتاه شده!   http://irna.ir/fa/News/81630299

اما متن کامل اینجا تقدیم می شود:

…………………………………………………………….

از زمانی که فیلم “یکشنه ها هرگز” (Never on Sunday) با بازی”ملینا مرکوری” توجه گردشگران بسیاری را به سمت فرهنگ و موسیقی یونان جلب کرد تا امروز که تور “ارباب حلقه ها” برای دیدار از مناظر زیبا در نیوزیلند برگزار می شود حدود نیم قرن می گذرد. در این مدت و در یک رابطه دو سویه نه تنها فیلم های بسیاری به منظور معرفی مقاصد سفر ساخته شده اند، بلکه لوکیشن بسیاری از فیلم ها نیز به مقاصد گردشگری جذاب تبدیل گشته اند.

فیلم های In Bruges برای معرفی شهر بروژ در بلژیک، The Tourist برای معرفی دوباره شهر ونیز در ایتالیا، The Da vinci Code برای یادآوری دوباره موزه لوور در اذهان عموم مردم دنیا، Midnight in Paris برای معرفی پاریس به عنوان پاتوق هنرمندان و نویسندگان تاثیر فراوان داشته اند. همچنین نمایش فیلم های Casablanca برای دیدار گردشگران از استودیوی دیزنی هالیوود، The godfather برای بازدید از خیابان ها و اقامت در هتل های موجود در این خیابان ها از جمله نیویورک و لوس آنجلس، The shining برای معرفی هتل  Overlook در اورگُن، Amadeus برای بیشتر جذاب کردن بخش قدیمی شهر پراگ و Braveheart برای معرفی چشم اندازهای اسکاتلند و ایرلند، الهام بخش بوده اند.

حضور در لوکیشن های فیلم های معروف و پا جای پای هنرپیشه های مشهور گذاشتن چنان اهمیت پیدا کرده که سایت اینترنتی  http://www.movie-locations.com به علاقمندان کمک می کند تا لوکیش های فیلم های مورد نظر خود را بیابند.

در همین راستا و از آنجا که فیلم های مرتبط با مقاصد گردشگری بر روی انتخاب مقصد سفر تاثیر بسزایی دارند، امروزه ساخت فیلم به منظور معرفی و ایجاد برند برای مقاصد گردشگری خود به یک تجارت تبدیل شده. عبارت Film Tourism دقیقا از همین تجارت، و بازاریابی برای مقاصد و محصولات گردشگری سخن می گوید.

همچنین از آن جایی که یکی از هفت موضوع پروژه “شبکه شهرهای خلاق” یونسکو بر روی فیلم متمرکز شده، و طرح “گردشگری خلاق” نیز از جمله مواردی است که یونسکو به عنوان نسل سوم گردشگری، بعد از نسل اول “گردشگری تفریحی” و نسل دوم “گردشگری فرهنگی” مورد توجه قرار داده، می توان رابطه ای را میان گردشگری خلاق و فیلم فرض کرد.

با این مقدمه به موضوع اصلی این نوشتار رجوع می کنیم.

چندین سال است که مساله رونق گردشگری بیش از پیش در کشور مطرح شده و دولت سعی می کند بخشی از درآمد اقتصادی مملکت را از طریق این صنعت تامین کند.

اما از آن جا که ارتباط سه گانه ۱- علوم آکادمیک دانشگاهی، ۲- به همراه بسترسازی متولیان دولتی و ۳- اجرای بازیگران خصوصی در عرصه گردشگری، مشخص و البته پیوسته نیست، گردشگری ایران در همه ابعاد از بازاریابی و بازارداری گرفته تا تبلیغ و ترویج دچار نقصان اساسی است.

اما این مهم نه تنها به درک شرایط موجود، اصلاح الگوهای ناموفق، برنامه ریزی دقیق و تلاش بی وقفه و همه جانبه نیاز دارد بلکه برای نشستن بر سر سفره گردشگری، ما نیازمند ایده های نو و خلاق متناسب با خواسته گردشگران امروزی هستیم.

نگارنده معتقدم گردشگری ایران نیازمند یک نگرش نو است و شاید اندیشیدن به “گردشگری خلاق” راهی باشد برای ایجاد این نگرش.

برای این که از آن چه به عنوان مقدمه در این نوشتار ذکر شد، دور نشویم می توان گفت تبلیغ گردشگری ایران نیز باید به صورت خلاق صورت بگیرد. اما متاسفانه این ما نیستیم که در جذب گردشگران ورودی، خلاق عمل می کنیم. برعکس، این همسایگان ما هستند که گاهی بسیار ملموس و گاهی با اجرای لطایف الحیل و کاملا نامحسوس برای جذب گردشگران ایرانی تلاش می کنند.

ایران به مراتب وسیع تر از ترکیه، و تنوع فرهنگی ما از هر لحاظ بسیار جذاب تر از داشته های همسایه امان است. اما به دلایل مختلف و از جمله عدم باور به فواید صنعت گردشگری تعداد گردشگران ورودی به ایران و در پی آن، درآمد حاصل از آن در مقایسه با ترکیه، به هیچ وجه قابل توجه نیست. بد نیست بدانید یکی از خلاقیت های ترکیه برای جذب گردشگران و البته گردشگران ایرانی به موضوعی برمی گردد که در ابتدای این نوشتار مطرح شد.

گفته می شود هیچ بیلبوردی بزرگتر از فیلم وجود ندارد. شاید به همین دلیل است که از مدت ها قبل شاهد پخش فیلم ها و سریال های ترکیه ای به زبان فارسی هستیم که مخاطبان ایرانی را هدف قرار گرفته اند. و اکنون که سریال های ترکیه ای بحث روز بسیاری از خانواده ها و محافل شده اند، ترکیه برای معرفی لوکیشن ها و جذب گردشگران دست به کار شده و زندگی در دنیای سریال ها را به فارسی زبانان پیشنهاد می دهد.

حالا گردشگران می توانند در رستورانی که یکی از سریال ها در آن فیلمبرداری شده غذا بخورند، یا در کافه ای که در سریال دیگر محل ملاقات بوده قهوه سفارش دهند، یا در میان فروشگاه ها و بوتیک ها و مراکز خرید که در سریال دیگر به نمایش درآمده ارزهایشان را خرج کنند. بقیه سریال ها هم وظیفه معرفی جاذبه های گردشگری و سرگرمی های اوقات فراغت از جمله، کاخ ها و خانه ها و ساحل ها و جزیره ها را به عهده دارند.

امروزه سفر به لطف امکانات و تکنولوژی آن قدر آسان شده که حتی اگر ما از دفاتر خدمات مسافرتی بخواهیم در ازای مسافران خروجی به مسافران ورودی نیز بیاندیشند، باز هم هر فرد در صورت علاقه و تصمیم به راحتی مقصد مورد نظرش را انتخاب و بدون دخالت تورگردانان سفر می کند.

بنابراین آن چه ما به آن نیاز داریم سیاست منفعل بودن نیست، بلکه باید فعال و خلاق باشیم و سه گانه ۱- باور درونی به زوایای مثبت گردشگری، ۲- تلاش برای ایجاد زیرساخت ها، ۳- نگرش روزآمد و کارآمد در حیطه صنعت گردشگری را مد نظر قرار دهیم.

آرش نورآقایی

گردشگری خلاق؛ فرصتی که نباید از دست داد

پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۱

شهر اَسوان در مصر، سانتافه در ایالت نیومکزیکو آمریکا، برلین در آلمان، بوینوس آیرس در آرژانتین، مونترال در کانادا، پوپایان در کلمبیا، ادینبورگ در اسکاتلند، ملبورن در استرالیا، بولونیا در ایتالیا، سِویل در اسپانیا، گلاسکو در اسکاتلند و لیون در فرانسه، ۱۲ شهری هستند که به عنوان مقاصد “گردشگری خلاق” از طرف “یونسکو” معرفی شده‌اند.

منبع:  http://www.ratestogo.com/blog/12-unesco-creative-tourism-destinations

“گردشگری خلاق” چیست؟ چرا این شهرها به عنوان مقاصد این نوع گردشگری انتخاب شده‌اند؟ و آیا هیچ یک از شهرهای ایران این فرصت را دارد که به عنوان یکی از مقاصد آینده “گردشگری خلاق” مطرح شود؟ سوالاتی است که قصد داریم در ادامه‌ی متن به آن‌ها جواب دهیم.

چهل سال پیش بود که در سال ۱۹۷۲ میلادی “کنوانسیون مربوط به حفاظت از میراث جهانی فرهنگی و طبیعی” در بخش فرهنگی، علمی، آموزشی سازمان ملل متحد، یعنی “یونسکو” به تایید و تصویب اعضاء رسید.

از آن سال تاکنون (سال ۲۰۱۲ میلادی) ۹۶۲ اثر فرهنگی و طبیعی در فهرست میراث جهانی سایت یونسکو به ثبت رسیده‌اند (منبع: سایت یونسکو www.unesco.org ). برخی از کارشناسان معتقدند رتبه‌ی کشورها در تعداد بیشتر ثبت میراث جهانی فرصت بهتر و بیشتری برای جذب گردشگر در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد. هرچند که بررسی همه جانبه‌ی این نظریه موضوعی نیست که این نوشتار قصد پرداختن به آن را داشته باشد.

از طرفی متوجه هستیم که در چند سال گذشته ثبت “میراث ناملموس” و حتی “حافظه جهانی” در دستور کار “یونسکو” قرار گرفته است. احتمالا رویکرد ثبت میراث ناملموس (میراث معنوی) با این موضوع مورد توجه یونسکو که قصد دارد کمتر به “میراث‌ ملموس” بپردازد تا از شدت گردشگری پوپولیستی بکاهد، ارتباط دارد. و به‌نظر می‌رسد بر همین اساس یونسکو طرح “گردشگری خلاق” را پیشنهاد کرده که خود مرتبط با پروژه‌ی “شبکه‌ی شهرهای خلاق” است.

قابل توجه این‌که، شهرهای نام برده شده در ابتدای این نوشتار قبل از این‌که به عنوان مقصد “گردشگری خلاق” انتخاب شوند در فهرست “شبکه‌ی شهرهای خلاق” قرار داشته‌اند.

بهتر است در ادامه اندکی با مفاهیم “شبکه شهرهای خلاق” و “گردشگری خلاق” آشنا شویم.

شبکه‌ی شهرهای خلاق:

ایجاد “شبکه شهرهای خلاق” یکی از پروژه‌های یونسکو  به‌منظور همکاری و ماموریت مشترک برای توسعه تنوع فرهنگی و پایداری شهری است.

هدف این شبکه توسعه همکاری‌های بین‌المللی میان شهرها و تشویق آن‌ها به توسعه همکاری‌های مشترک در خط الویت جهانی “یونسکو” برای مفاهیم “فرهنگ و توسعه” و “توسعه پایدار” است.

هنگامی‌که یک شهر به شبکه متصل می‌شود می‌تواند تجربیات را به اشتراک بگذارد و فرصت‌های جدیدی را با شهرهای دیگر بر روی یک پلت‌فرم جهانی، به‌ویژه برای فعالیت‌های مبتنی بر مفاهیم “اقتصاد خلاق” و “گردشگری خلاق”، ایجاد کند.

تا زمان نوشته شدن این نوشتار، ۳۴ شهر در سراسر جهان و در هفت رشته صنعتی خلاق عضو این شبکه هستند که عبارتند از:

ادبیات: ادینبورگ، ملبورن، شهر آیووا، دوبلین، ریکیاویک، نورویچ

فیلم: برادفورد، سیدنی

موسیقی: سویل، بولونیا، گلاسکو، گنت، بوگوتا

صنایع دستی و هنر‌های عامیانه: سانتافه، اَسوان، کانازاوا، ایچیون، هانگزو

طراحی: بوینس آیرس، برلین، مونترال، ناگویا، کوبه، شنزن، شانگهای، سئول، سنت اِتین، گراتس، پکن

هنرهای رسانه‌ای: لیون

هنر و علم مربوط به خوراک: پوپایان، چنگدو، اوشترسوند، جئونجو

برای این‌که یک شهر در یکی از رشته‌ها به عضویت شبکه دربیاید ضمن دارا بودن شرایط باید قوانینی را اجرا کند و وظایفی را بر عهده بگیرد.

منبع:

http://www.unesco.org/new/en/culture/themes/creativity/creative-industries/creative-cities-network/about-creative-cities

گردشگری خلاق:

کارشناسان “گردشگری خلاق” را نسل جدید گردشگری بعد از نسل اول: “گردشگری ساحل” (سفر اوقات فراغت و برای استراحت) و نسل دوم: گردشگری فرهنگی (متمایل به فرهنگ و موزه‌ها) قلمداد می‌کنند. “گردشگری خلاق” با شعار “موزه‌های کمتر، میدان‌های بیشتر” بر انجام فعالیت‌های تجربی و تعامل عمیق‌تر با زندگی واقعی فرهنگی در شهرها تمرکز می‌کند.

در “گردشگری خلاق”، گردشگر به تعامل بیشتر آموزشی، احساسی، اجتماعی و همچنین مشارکت با مکان، فرهنگ زندگی و مردم تشویق می‌شود.

در نسل سوم گردشگری، گردشگر شبیه یک شهروند رفتار می‌کند. همچنین در این نوع از گردشگری نقش مدیران در شناخت انواع خلاقیت موجود در شهر به عنوان یک منبع و فرصت برای جذب گردشگران مهم تلقی می‌شود. (منبع: مقاله‌ی منتشر شده از طرف سازمان یونسکو “به سوی استراتژی پایدار برای گردشگری خلاق:، یونسکو، ۱/۱۱/۲۰۰۶)

چنان‌که دیدیدم “گردشگری خلاق” مبتنی بر فعالیت‌های تجربی و تعامل عمیق با سبک زندگی جامعه‌ی مقصد است. موضوع جالب این است که اتفاقا تعریف “میراث ناملموس” ﺷﺎﻣﻞ ﺳﻨﺖھﺎی ﺷﻔﺎھﯽ، ھﻨﺮھﺎی ﻧﻤﺎﯾﺸﯽ، آﯾﯿﻦھﺎ و روﯾﺪادھﺎ،داﻧﺶ و ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ طﺒﯿﻌﺖ و ﺟﮫﺎن و ﺻﻨﺎﯾﻊ ﺳﻨﺘﯽ اﺳﺖ که با مضامین “گردشگری خلاق” همبستگی فراوانی دارد. درواقع با توجه به “میراث ناملموس” یک جامعه است که می‌توان یک گردشگر را به مثابه‌ی یک شهروند قلمداد کرد و واژه‌ی گردشگر-شهروند را تعریف نمود. از طرفی پروژه‌ی ایجاد “شبکه شهرهای خلاق” با موضوعات ادبیات، فیلم، موسیقی، صنایع دستی، هنرهای مردمی و خوراک نه تنها با “میراث ناملموس” یک جامعه بیگانه نیست بلکه در همان راستاست.

بنابراین ما در نسل سوم گردشگری با گردشگرانی مواجه خواهیم بود که از مرز دیدار صرف آثار تاریخی و طبیعی فراتر رفته‌اند و با حضور در بطن جامعه‌ی مقصد، به درک عمیق‌تری از آن نائل خواهند شد.

جالب این‌که در گزارشات مربوط به سال ۲۰۱۱ سازمان جهانی گردشگری چنین مطرح شده که، در پژوهش‌های آینده گردشگری باید متوجه باشیم گردشگران فرهیخته‌تر خواهند شد و به میزان بیشتری جویای آگاهی‌های جدید و سرمایه‌های فرهنگی خواهند بود. آن‌ها همچنین جویای معنای بیشتر از زندگی خویش بوده در تجارب شخصی خواهان اصالت بیشتری خواهند بود. (راهبردهای سازمان جهانی جهانگردی در سال ۲۰۱۱، ترجمه جعفر باپیری)

با توجه به همه‌ی نوشته‌های بالا، اکنون این سوال مطرح است که آیا ما می‌توانیم امیدوار باشیم که شهر یا شهرهایی از ایران جایی در “شبکه شهرهای خلاق” و نهایتا به عنوان مقاصد “گردشگری خلاق” خواهند داشت؟

پاسخ این است  که با توجه به برخی موضوعات مطرح در “شبکه شهرهای خلاق” که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به ادبیات، موسیقی، صنایع دستی، هنرهای عامیانه، طراحی و علم مربوط به خوراک اشاره کرد، می‌توان اذعان داشت‌ که شهرهای ایران از ظرفیت قابل توجهی برای حضور در شبکه برخوردارند. از طرف دیگر، می‌دانیم که بخشی از موسیقی، صنایع دستی و هنرهای عامیانه ایران در فهرست جهانی میراث ناملموس یونسکو به ثبت رسیده است که بر ارزش این ظرفیت می‌افزاید.

شهرهایی همچون اصفهان و کاشان به خاطر طراحی و صنایع دستی، و همچنین برخی دیگر از شهرهای ایران به دلایل دیگری که در “شبکه شهرهای خلاق” مطرح است توانایی حضور در این فهرست را دارند. تنها چیزی که می‌ماند توجه مسوولان شهری به این مقوله است.

از طرفی یکی از شگفت‌انگیزترین موضوعاتی که گردشگران خارجی را در هنگام بازدید از کشورمان متحیر می‌کند، سبک زندگی ما ایرانیان است که قابلیت این را دارند که با موضوعات مورد توجه در نسل سوم گردشگری هماهنگ باشند.

سخن آخر این‌که مقوله “گردشگری خلاق” هم‌اکنون بسیار مورد توجه قرار گرفته تا جایی‌که این روزها کنفرانس‌هایی در این زمینه در برخی از شهرهای دنیا برگزار می‌شود و همچنین سایت‌های اینترنتی متنوعی نیز در دنیای مجازی به این موضوع اختصاص داده شده‌اند.

بنابراین به‌نظر می‌رسد برای این‌که کشور ما نیز از این فرصت جدید بهره‌مند شود باید کارشناسان گردشگری و مدیران شهری خیلی زود با این مقوله آشنا شوند و برایش برنامه‌ریزی انجام دهند.

آرش نورآقایی

باغ گردی: از گلستان تا بوستان

دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۰

به درخواست مجله ی “سرزمین من” دو مسیر برای “باغ گردی” طراحی کردم که در زیر می خوانید:

۱- مسیر اول: در این مسیر همه ی باغ های ایرانی که در فهرست میراث جهانی یونسکو به عنوان سیزدهمین اثر ثبت شده اند را می توان بازدید کرد. این مسیر برای بهار و به ویژه برای اول تا سیزدهم فروردین طراحی شده است:

این مسیر در روز اول فروردین در محضر اولین بنیان گزار اولین امپراتوری دنیا با دیدار از اولین باغ ایرانی در پاسارگاد (جزو میراث جهانی) شروع می شود. بعد از پاسارگاد به سمت شیراز می رویم و از باغ ارم (جزو میراث جهانی) و بقیه باغ ها از جمله دلگشا بازدید می کنیم و پر از عطر گل می شویم و صدای بلبلان را می نیوشیم.

از شیراز به سمت سروستان - استهبان - نی ریز - هرات - شهر بابک می رویم. حتما از روستای میمند بازدید می کنیم. بعد خودمان را به کرمان و نهایتا باغ شارده ماهان (جزو میراث جهانی) می رسانیم.

از کرمان به سمت رفسنجان - انار و مهریز می رویم. در این مسیر از کاروانسرای زین الدین (تنها کاروانسرای دایره ای شکل ایران) و همین طور محل نگهداری گور ایرانی بازدید می کنیم. می توانیم از مسجد فهرج (یکی از قدیمی ترین مساجد ایران) دیدار کنیم. خودمان را به یزد می رسانیم و از باغ های دولت آباد و پهلوان پور (هر دو جزو میراث جهانی) دیدار می کنیم.

از یزد به خرانق و از آنجا به رباط پشت بادام و به طبس می رویم. از طبس خودمان را به بیرجند می رسانیم و از باغ اکبریه (جزو میراث جهانی) بازدید می کنیم.

بعد از بیرجند به سمت فردوس می رویم که خودش معنی باغ می دهد. به گناباد می رسیم. به تربت حیدریه می رویم و از آنجا به باغ قدمگاه و نیشابور می رویم. نیازی به معرفی نیشابور و مقبره ی خیام نیست.

از مسیر جاده ابریشم خودمان را می رسانیم به باغ عباس آباد در بهشهر (جزو میراث جهانی)، در کنار دریای مازندران.

بهشهر را با گذر از مسیرهای زیبای استان مازندران به استان سمنان پشت سر می گذاریم و خودمان را به تهران و قم و کاشان می رسانیم و از باغ فین (جزو میراث جهانی) بازدید می کنیم.

از کاشان خودمان را به اصفهان می رسانیم و باغ چهلستون (جزو میراث جهانی) را می بینیم. امروز دیگر سیزده به در است و ما در این مسیر می توانیم از سیزده باغ ایرانی که نُه تای آنها جزو میراث جهانی هستند بازدید کنیم.

۲- مسیر دوم: در این مسیر، از شمال به جنوب، از دریای مازندران به خلیج فارس و از بندر نوشهر تا بندر بوشهر راه می پیماییم. در این مسیر از ۷ باغ ایرانی که جزو میراث جهانی هستند و همچنین جاذبه های دیگر بازدید می کنیم.

از نوشهر در کنار دریای مازندران خودمان را به بهشهر می رسانیم و باغ عباس آباد را می بینیم.

از راه دامغان و سمنان به سمت تهران و قم و کاشان می رویم و باغ فین را تماشا می کنیم.

از کاشان به اصفهان می رسیم، جایی که باغ چهلستون در انتظار ماست.

از مسیر جالب اصفهان به یزد می رویم و دو باغ پهلوان پور و دولت آباد را می بینیم.

از یزد به ابرقو می رویم و در این جا قدیمی ترین درخت سرو ایران را پاس می داریم. از آن جا به پاسارگاد می رویم و از اولین باغ ایرانی متعلق به ۲۵۰۰ سال پیش بازدید می کنیم.

خودمان را به شیراز می رسانیم و باغ ارم و دیگر باغ ها را می بینیم.

بعد از طریق کازرون و برازجان به بوشهر می رویم و در کنار خلیج فارس سفرمان را به پایان می رسانیم.

من اگر باشم، قدری از آب دریای مازندران را با خودم همراه می کنم و آن را به خلیج فارس هدیه می دهم.

آیا به راستی هنر نزد ایرانیان است و بس؟

جمعه ۴ آذر ۱۳۹۰

در سفر اخیرم به اروپا، کتابی را تحت عنوان TEN THOUSANDS YEARS OF ART خریدم که توسط انتشارات PHAIDON در سال ۲۰۰۹ منتشر شده است. در این کتاب ۵۰۰ شاهکار هنری از فرهنگ‎ها و کشورهای مختلف در بازه‎ی زمانی ۸۰۰۰ قبل از میلاد تا زمان حاضر، مورد بررسی قرار گرفته است. به عبارت دیگر به ازای هر ۱۰۰ سال، پنج شاهکار (هر بیست سال، یکی) معرفی شده است.

در این کتاب آثاری از کشورهای آرژانتین، آفریقای جنوبی، عراق، یونان، رومانی، نیجریه، ایران، چین، مصر، سودان، ایتالیا، قبرس، مالت، چاد، پاکستان، روسیه، انگلستان، اکوادور، آمریکا، ژاپن، آسیای میانه، تانزانیا، ترکیه، سوریه، پرو، مکزیک، سوئد، دانمارک، سوئیس، اتریش، اسلونی، اسپانیا، تاجیکستان، تایلند، ویتنام، تونس، یمن، گواتمالا، افغانستان، فیلیپین، هند، گینه نو، اتیوپی، سریلانکا، کره، ایرلند، پاناما، فرانسه، اندونزی، آلمان، کامبوج، مالی، شیلی، تبت، نروژ، نپال، نیوزیلند، زیمباوه، بلغارستان، چک، کلمبیا، بلژیک، ارمنستان، جمهوری دومنیکن، بولیوی، هلند، سیرالئون، مغولستان، ماداگاسکار، واناتو، پولنزی فرانسوی، کنگو، گینه، گابون، ساحل عاج، استرالیا و کانادا دیده می‎شود. به عبارتی از ۷۷ کشور و منطقه فرهنگی در دنیا آثاری در این کتاب وجود دارد. قابل ذکر است که از برخی از کشورها چندین اثر و از برخی دیگر تنها یک اثر دیده می‎شود.

اولین اثری که در این کتاب به آن اشاره شده مربوط است به کشور آرزانتین در قرن هشتم پیش از میلاد، و آخرین اثر از آمریکاست.

در تمام کتاب، ۱۵ اثر هنری از ایران نمایانده شده است که اولین آن به ۶۰۰۰ سال پیش (سفالی که در موزه بریتانیا قرار دارد) و آخرین آن به دوره قاجار مربوط می‎شود. بر این اساس، می‎توان گفت که ایران ۳% هنر از ۱۰۰۰۰ سال گذشته را به دنیا هدیه داده است.

آثار ایران در این کتاب به دوره‎های ۶۰۰۰ سال پیش (عصر فلز)، ۵۰۰۰ سال پیش (پیش ایلامی)، ۳۲۰۰ سال پیش (تمدن مارلیک)، ۳۱۰۰ سال پیش (عصر آهن)، ۲۵۰۰ سال پیش (هخامنشیان)، ۸۰۰ سال پیش ( سلسله سلجوقی)، ۷۰۰ سال پیش (سلسله ایلخانی)، ۵۰۰ سال پیش (سلسله صفوی)، ۴۰۰ سال پیش (سلسله صفوی)، ۳۵۰ سال پیش (سلسله صفوی)، ۲۰۰ سال پیش (سلسله قاجار) مربوط است.

موضوع جالب در این میان این است که به غیر از یک رخوت ۱۷۰۰ ساله (حد فاصل هخامنشیان تا سلجوقیان)، ایران تا همین ۲۰۰ سال پیش در عرصه‎‎ی هنر بین‎المللی شاهکارهایی را آفریده است. موضوع قابل توجه دیگر اینکه فقط ۲ اثر از ۱۵ شاهکار ایرانی، در کشور وجود دارد و بقیه در موزه‎های خارج از ایران نگهداری می‎شوند.

نکته‎ای که می‎توان به آن اشاره کرد این است که در تاریخ هنر ایران، کسانی هستند که ما آن‎ها را نمی‎شناسیم و شاید حتی هرگز حتی نامشان را نشنیده‎ایم. از این می‎توان به افراد زیر اشاره کرد: “مهر علی” که نقاشی معروفی از فتحعلی‎شاه قاجار کشیده و این آخرین شاهکار ایرانی در عرصه‎ی بین‎المللی قلمداد شده است. و دیگری “سلطان محمد”، نگارگری که در زمان شاه تهماسب صفوی می‎زیست. “مقصود کاشانی” نیز همانی است که “قالی اردبیل” را بافته و امروز این قالی در موزه‎ی “ویکتوریا و آلبرت” لندن نگهداری می‎شود. “عبدالله ابن محمد ابن محمود الهمدانی” و “الحسن ابن عربشاه” هم از هنرمندان گمنام ایرانی هستند که به ترتیب در زمان ایلخانیان و سلجوقیان آثار هنری بی‎بدیلی را خلق کرده‎اند. از طرفی، به غیر از “رضا عباسی”، هنرمندان دیگری که بقیه‎ی آثار ایرانی مندرج در این کتاب را خلق کرده‎اند حتی نامشان در تاریخ ثبت نشده است. این در حالی است که هنرمندان یونانی در شش قرن قبل از میلاد (و شاید هم قبل‎تر از آن)، نامشان مشخص است.

اگر از منظر دیگر به این کتاب نگاه کنیم و توجهمان بر این موضوع باشد که ماندگاری و اثرگذاری کشورهای مختلف در طول تاریخ (نه فقط در یک بازه‎ی خاص) را مورد بررسی قرار دهیم و آن‎ها را با با هم مقایسه کنیم، به نتایج زیر می‎رسیم:

یونان: حدود ۶% از هنر دنیا توسط یونانی‎ها به وجود آمده است، اما تقریبا در ۸ قرن گذشته هیچ اثری از یونان در آثار هنری نیست و هنر این کشور به فراموشی سپرده شده است. اولین اثر یونان (در این کتاب) مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش است.

ژاپن: حدود ۵% هنر دنیا از ژاپن سربرآورده است. ژاپن به طور مستمر در طول تاریخ (از ۴۰۰۰ قبل تا ۱۹۷۷ میلادی) شاهکار آفریده است.

چین: حدود ۷% هنر در چین متولد شده است. در این سرزمین به طور مستمر ( از ۵۸۰۰ سال قبل تا ۱۹۸۲ میلادی) شاهکار خلق شده است.

مصر: حدود ۳/۵% درصد هنر جهان در مصر به وجود آمده است. اولین اثر در این سرزمین مربوط به ۵۷۰۰ سال پیش است. در ۶۵۰ سال گذشته مصر هیچ جایگاهی در هنر نداشته است و به مدت ۸۰۰ سال (از ۵۶۵ تا ۱۳۷۲ میلادی) در یک رخوت عمیق فرو رفت.

هند: حدود ۳% از هنر دنیا در هند شکل گرفته است. اولین اثر مربوط به ۱۰۰ قبل از میلاد است. بعد از به پایان رسیدن عصر مغول در این کشور (۳۵۰ سال پیش)، هند در عرصه‎ی هنر جایگاهی نداشته است.

ایتالیا: مهد ۱۱% از هنر دنیا ایتالیاست. ایتالیا از ۵۵۰۰ سال پیش تا قرن بیستم (۱۹۱۴ میلادی) شاهکار هنری خلق کرده است.

آمریکا: در قرن بیستم، یک سوم هنر در آمریکا خلق شده است. کلا ۷% از هنر دنیا (در بازه‎ی زمانی ۱۰۰۰۰ ساله) در این سرزمین متولد شده است که حدود دو سوم از این ۷% در قرن بیستم به وجود آمده است. اولین اثر متعلق به ۴۰۰۰ سال پیش است. در آمریکا نیز در یک بازه‎ی ۲۲۰۰ ساله (از ۲۰۰۰ قبل از میلاد تا ۲۰۰ بعد از میلاد) هیچ اثر هنری قابل توجهی خلق نشده است.

انگلستان: حدود ۵/۵% از هنر دنیا به انگلستان تعلق دارد. اولین اثر هنری این سرزمین مربوط به ۴۴۰۰ سال پیش و آخرین آن مربوط به قرن بیستم (۱۹۶۲ میلادی) است.

نتیجه: از بررسی هنر در کشورها و تمدن‎های فوق، چند نتیجه عایدمان می‎شود:

۱- جمله‎ی “هنر نزد ایرانیان است و بس”، جمله‎ای نیست که واقعیت جایگاه هنر ایران را در میان کشورهای دیگر به درستی و دور از حس ناسیونالیستی بیان کند. اگر این کتاب را مبنا قرار دهیم، در ۱۰۰۰۰ سال گذشته در هر ۶۶۶ سال، ایران تنها یک اثر هنری فاخر به دنیا عرضه کرده است. و بر این اساس، اگر آخرین اثر را مربوط به ۲۰۲ سال پیش بدانیم، شاید باید ۴۶۴ سال دیگر صبر کنیم تا یک اثر هنری قابل توجه به دنیا عرضه کنیم.

۲- برخی از کشورها همچون آمریکا، در قرون اخیر وارد عرصه‎ی هنر شده‎اند، اما امروزه راهبری هنر دنیا در دست آنان است.

۳- بسیاری از کشورهایی که دارای تمدن دیرینه هستند (مصر و یونان و هند) خیلی وقت است که دیگر نامی در میان هنرهای فاخر دنیا ندارند.

۴- برخی از کشورها (چین، ژاپن، ایتالیا) در طول تاریخ با یک روند مستمر (به عبارتی آهسته و پیوسته) در هنر زبانزد بوده‎اند.

پی‎نوشت: ۱- در این نوشتار هرجا سخن از هنر به میان آمده، منظور آثار هنری مندرج در کتاب TEN THOUSANDS YEARS OF ART  است. ۲- درصدها، تحلیل‎ها و نتیجه‎گیری‎ها از نگارنده است.

آرش نورآقایی

آیا ایران هرگز می‎تواند میراث طبیعی جهانی ثبت کند؟

شنبه ۷ آبان ۱۳۹۰

عنوان این نوشتار کوتاه، یک سوال ساده است که ممکن است جوابی که شما به آن می‎دهید مثبت یا منفی باشد. اما جدای از جوابی که خواننده‎ی محترم به سوال بالا می‎دهد، نگارنده علاقمندم مواردی را در این زمینه بیان کنم.
اول از همه این‎که، تا این تاریخ (۷/ ۸/ ۱۳۹۰) هیچ میراث طبیعی از ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت نرسیده است و ظاهرا دغدغه‎ی چندانی هم برای ثبت میراث طبیعی جهانی وجود ندارد.
بنده تاکنون چندین مرتبه در سایت‎های خبری و همچنین در مراسم و سخنرانی‎هایی که داشته‎ام به این موضوع (عدم ثبت میراث طبیعی در فهرست یونسکو) اشاره کرده‎ام که ظاهرا مورد توجه چندانی واقع نشده است. به همین دلیل سوال بالا را از خودم پرسیدم، تا شاید جوابی برایش بیابم.
برای یافتن پاسخ، به قول ریاضی‎دانان از “بُرهان خُلف” استفاده کردم. بنابراین با خودم گفتم ۱- چه عواملی باعث می‎شود که ما میراث طبیعی جهانی نداشته باشیم؟ ۲- آیا اصولا میراث طبیعی ما حالش خوب است؟ فکر می‎کنم که جواب این سوال شماره ۲ را خیلی‎هایمان می‎دانیم. اما هنوز برای قضاوت زود است.
اندیشیدم که بهتر است ببینم در کشورهایی که حال میراث طبیعی‎اشان خوب نیست، چه می‎گذرد. به سایت یونسکو رجوع کردم و فهرست “میراث طبیعی در خطر” کشورها را مورد بررسی قرار دادم و به نتایج جالبی رسیدم.
فکر می‎کنید چه عواملی باعث می‎شود تا میراث طبیعی یک کشور در فهرست “در خطر” قرار گیرد؟
لطفا موارد زیر را بخوانید:

-    شکار غیرمجاز / نمونه موردی: آفریقای مرکزی، کنگو، سنگال، هند
-    چرای بی‎رویه و غیرقانونی / نمونه موردی: آفریقای مرکزی
-    استخراج معادن / نمونه موردی: ساحل عاج، کنگو
-    به قتل رساندن جنگل‎بانان / نمونه موردی: کنگو
-    بریدن غیرقانونی درختان / نمونه موردی: کنگو
-    درگیری مسلحانه / نمونه موردی: کنگو
-    کاهش گونه‎ها / نمونه موردی: اتیوپی، هند
-    توسعه شهری / نمونه موردی: پاکستان
-    عدم نگهداری / نمونه موردی: پاکستان
-    سدسازی / نمونه موردی: سنگال
-    تخریب زیرساخت‎ها / نمونه موردی: کنگو
-    سکونت انسانی / نمونه موردی: اتیوپی
-    فقدان مدیریت / نمونه موردی: ساحل عاج
-    ناآرامی سیاسی / نمونه موردی: ساحل عاج، کنگو، هند، نیجر

کافی است فقط یک هفته به اخبار محیط‎ زیست کشورمان توجه کنید تا تقریبا همه‎ی موارد بالا را بشنوید یا بخوانید.
بنده معتقدم که شکار غیرمجاز، استخراج معادن، به قتل رساندن محیط‎‎بانان، بریدن غیرقانونی درختان، کاهش گونه‎ها، توسعه شهری، عدم نگهداری، سدسازی، تخریب، فقدان مدیریت در ایران و در رابطه با محیط زیست به بدترین شکل ممکن است که شاید بتوان آن را با “کنگو” مقایسه کرد.
علاوه بر موارد بالا، دست‎اندازی برخی از ارگان‎ها و سازمان‎های دولتی و حتی خصوصی را می‎توان به دلایل عدم ثبت میراث طبیعی در ایران اضافه کرد تا حداقل از این جهت، ما هم موردی را به فهرست یونسکو اضافه کرده باشیم.

همچنان سوال عنوان این نوشته را بی‎جواب می‎گذارم تا هرآنکه می‎خواهد بیشتر اندیشه کند.

آرش نورآقایی

روز جهانی گردشگری در سال ۲۰۱۱

یکشنبه ۳ مهر ۱۳۹۰

در سومین نشست مجمع عمومی سازمان جهانی گردشگری در سپتامبر ۱۹۷۹ در “تورمولینوس” اسپانیا تصمیم گرفته شد تا در سال ۱۹۸۰ روزی به عنوان “روز جهانی گردشگری” در نظر گرفته شود.
این روز منتخب، با نقطه عطف مهمی در تاریخ گردشگری جهانی یعنی سالگرد تصویب مصوبات سازمان جهانی گردشگری در تاریخ ۲۷ سپتامبر ۱۹۷۰ مصادف شد. در پی همین تصمیم از سال ۱۹۸۰ میلادی تاکنون، کشورهای عضو سازمان جهانی جهانگردی روز ۲۷ سپتامبر را با اجرای برنامه‌های ویژه‌ای گرامی می‌دارند و علاوه بر آن موضوع یا درواقع شعاری را برای تمرکز کشورهای عضو مطرح می‎سازند. مضمون رویدادها و شعار روز جهانی گردشگری در مجمع عمومی و بنا به توصیه شورای اجرایی سازمان جهانی گردشگری مشخص می‌شود. ‌

همان‎طور که گفته شد سازمان جهانی گردشگری از سال ۱۹۸۰ میلادی هر ساله یک موضوع (Theme) را انتخاب می‎کند تا کشورهای عضو، برنامه‎های فرهنگی - گردشگری خود را با آن منطبق سازند. به طور مثال شعارهای سازمان جهانی گردشگری در دهه‌ی اول قرن ۲۱ عبارتند از:
۲۰۰۰ – فن‌آوری و طبیعت: دو چالش گردشگری در آغاز قرن ۲۱
۲۰۰۱ – گردشگری ابزاری برای صلح و گفتگوی میان تمدن‌ها
۲۰۰۲ – اکوتوریسم و توسعه پایدار
۲۰۰۳ – گردشگری: نیروی محرکه برای کاهش فقر، اشتغالزایی، هماهنگی اجتماعی
۲۰۰۴ – ورزش و گردشگری: دو نیروی زنده برای برای درک متقابل فرهنگ و توسعه جوامع
۲۰۰۵ – سفر و حمل و نقل: از تخیل ژول ورن تا واقعیت قرن ۲۱
۲۰۰۶ – گردشگری غنا می‌بخشد.
۲۰۰۷ – گردشگری درها را به روی زنان می‌گشاید.
۲۰۰۸ – گردشگری در پاسخ به چالش آب و هوا و گرم شدن زمین
۲۰۰۹ – گردشگری: تجلیل از تنوع
۲۰۱۰ – گردشگری و تنوع زیستی

برای سال ۲۰۱۱ سازمان جهانی گردشگری موضوع  Linking Culture به معنای “پیوند دهنده فرهنگ‎ها” را انتخاب کرده است. اگر به شعارهای UNWTO (سازمان جهانی گردشگری) در این ۳۲ سال نظری بیفکنیم، متوجه می‎شویم که موضوع فرهنگ و ارتباط میان فرهنگ‎ها موضوعی است که همیشه مد نظر این سازمان قرار داشته و در سال‎های قبل هم با واژه‎های دیگری بیان شده است.
به طور مثال در سال ۱۹۸۰ از mutual understanding (درک متقابل، منظور درک متقابل فرهنگ‎هاست)، در سال ۱۹۸۴ از international understanding (درک بین‎المللی)، در سال ۲۰۰۱ از dialogue among civilizations (گفتگوی میان تمدن‎ها) و دومرتبه در سال ۲۰۰۴ از mutual understanding (درک متقابل) صحبت شده است.

طالب رفاهی، دبیر کل سازمان جهانی گردشگری در رابطه با شعار سال ۲۰۱۱ اظهار کرده است که: “این شعار فرصتی را برای برجسته ‌کردن نقش صنعت گردشگری در تجمیع فرهنگ‌های مختلف جهان در کنار یکدیگر و ارتقا فهم جهانی به کمک گردشگری به وجود می‎آورد.
این عنوان، میلیون‌ها نفر را از جای ‌جای جهان با فرهنگ‌های مختلف به حرکت درخواهد آورد و این حرکت که میان مردمانی با مسلک و مرام گوناگون آغاز خواهد شد، فرصتی مناسب را برای گسترش احترام، تحمل و فهم دوسویه به وجود خواهد آورد.
براساس آمار سازمان جهانی جهانگردی، در سال ۲۰۱۰ میلادی، بیش از ۹۴۰ میلیون گردشگر به نقاط مختلف جهان مسافرت کردند و با میراث ملموس و ناملموس کشورهای مختلف آشنا شدند.”
وی با بیان اینکه فرهنگ از گرانبهاترین دارایی‌های بشر است که باید به دقت محافظت شود، خاطرنشان کرد: “نام امسال روز جهانی گردشگری برای محافظت و اعتلای ارزش‌های فرهنگی جهان برای نسل‌های آینده انتخاب شده است.”

هر ساله یک شهر از یک کشور میزبان نشست سازمان جهانی گردشگری در روز جهانی گردشگری می‎شود. ایران نیز در سال ۲۰۰۱ میزبان بود. امسال شهر آسوان از کشور مصر به عنوان میزبان رسمی مراسم روز جهانی گردشگری انتخاب شده است.
فعالیت‎های سازمان جهانی گردشگری در شهر آسوان شامل گردهمایی نمایندگان و فعالان پیشرو بخش‎های دولتی و خصوصی و سرمایه‎گذاران و نیز نمایندگان برتر محافل آکادمیک و اصحاب رسانه خواهد بود که مساله نقش و اهمیت گردشگری را در ایجاد و درک متقابل، احترام و تساهل فرهنگی در سرتاسر جهان مورد بحث و بررسی قرار می‎دهند و راهکارهای مناسب را عرضه می‎کنند.

آرش نورآقایی

دو خط موازی دوست‌داشتنی

سه شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۰

چندی پیش خبری منتشر شد مبنی بر این‌که دست‌اندرکاران صنعت حمل و نقل ریلی، در پی ایجاد برقراری اتصال و ارتباط خطوط راه‌آهن میان همه‌ی کشورهای جهان با هم هستند. هرچند این موضوع هنوز در حد و اندازه‌های یک آرزو مطرح است، ولی چه‌بسا فکرها و فعالیت‌ها در کنار هم جمع شوند و نهایتا این ایده به پدیده تبدیل شود.

اختراع لوکوموتیو بخار در سال ۱۸۰۱ میلادی، گسترش حمل و نقل ریلی در ایالت متحده از سال‌های ۱۸۲۶ تا ۱۸۴۰ میلادی، و اولین حمل مسافر در انگلستان در سال ۱۸۳۰ میلادی (به‌وسیله‌ی لوکوموتیو)، از نقاط عطف تاریخ سفر محسوب می‌شوند. بنابراین راه‌آهن از ابتدای پیدایش نقش بسزایی را در نقل و انتقال مسافران به‌عهده داشته است.
هم‌اکنون نیز، استفاده از حمل و نقل ریلی در برخی از کشورهای دنیا و به‌ویژه در اروپا بسیار رایج است و از مناسب‌ترین روش‌ها به‌شمار می‌رود. در حال حاضر، استفاده از ترن برای انتقال و جابجایی از پاک‌ترین شیوه‌ها و سازگارترین‌ها با محیط زیست است. درجایی که کارشناسان هواپیماهای مسافربری را در رده‌ی آلوده‌کننده‌های محیط زیست قرار داده‌اند و از این‌رو چالش جدیدی را برای گردشگری مطرح می‌کنند، حمل و نقل ریلی در مکان آبرومندی ایستاده است.
از طرف دیگر، قیمت مناسب، ضریب بالای اطمینان و امنیت، وجود امکانات قابل توجه، دسترسی‌های محلی و در برخی از مواقع سرعت و عدم اتلاف وقت، از عوامل مهم استفاده از حمل و نقل ریلی در کشورها قلمداد می‌شود.

به عنوان مثال، نقش ترن در تسهیل سفر و گردشگری در میان کشورهای اروپایی قابل توجه است. اگر شما سوار ترن در ایستگاه یک شهر کوچک در شمال آلمان بشوید، خیلی ساده و تنها با عوض کردن چند خط می‌توانید در ساعتی که انتظارش را دارید خودتان را به شهر رم در مرکز ایتالیا برسانید. در ادامه از رم به آمستردام، بروکسل، ژنو و … بروید.
همان‌طور که توجه کرده‌اید، هر کدام از این شهرها متعلق به یک کشور جدا هستند ولیکن ارتباط ریلی مناسب و گسترده‌ای با هم دارند که سفر را با کمترین دغدغه مهیا می‌سازند. همین موضوع به‌اضافه‌ی عدم درخواست ویزا سهم ویژه‌ای را در رونق گردشگری کشورهای اروپایی ایفا می‌کند.
در هر یکی از کشورهای اروپایی که سوار ترن بشوید، گردشگرانی را خواهید دید که برای بازدید از کشورها و شهرهای مختلف و به شیوه‌ی ارزان سفر می‌کنند و به نظر می‌رسد که از این شیوه‌ی سفرکردنشان لذت می‌برند. دیدار صحنه‌های زیبا از پنجره‌ی ترن، فرصت مطالعه، آسایش و راحتی، موضوعی است که تجربه‌ی سفر را برای گردشگران ماندگارتر و شیرین‌تر می‌کند.

تهیه‌ی بلیط به‌صورت آنلاین، اجازه‌ی حمل بار بدون وزن‌کشی، و اجازه‌ی به همراه داشتن برخی از لوازم سفرهای ماجراجویی از قبیل دوچرخه، از جمله موارد دیگری است که از مزیت‌های سفرهای ریلی به‌شمار می‌رود و به همین دلیل نیز مخاطبان خاص خود را دارد.

آرش نورآقایی

استراتژی‌های نوین در گردشگری

چهارشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۰

همه می‌دانیم که رونق گردشگری در سال‌های اخیر چنان بوده که اشتغال‌زایی و درآمدزایی‌اش مثال زدنی شده. اما سوالی که پیش می‌آید این است که از این پس استراتژی آینده‌ی گردشگری چگونه خواهد بود و بر چه مبنایی پیش خواهد رفت.
این نوشتار قصد دارد تا به بررسی اجمالی روند گردشگری در دهه‌ی اول هزاره‌ی سوم بر اساس گفتارها و منش‌های بین‌المللی بپردازد. بنابراین بد نیست در ابتدا به شعارهای برخی از سازمان‌های بین‌المللی مرتبط با گردشگری در دهه‌ی اول قرن ۲۱ نظری بیفکنیم، شاید که بتوانیم به نتایجی برسیم.

شعارهای سازمان جهانی گردشگری در دهه‌ی اول قرن ۲۱
۲۰۰۰ – فن‌آوری و طبیعت: دو چالش گردشگری در آغاز قرن ۲۱
۲۰۰۱ – گردشگری ابزاری برای صلح و گفتگوی میان تمدن‌ها
۲۰۰۲ – اکوتوریسم و توسعه پایدار
۲۰۰۳ – گردشگری: نیروی محرکه برای کاهش فقر، اشتغالزایی، هماهنگی اجتماعی
۲۰۰۴ – ورزش و گردشگری: دو نیروی زنده برای برای درک متقابل فرهنگ و توسعه جوامع
۲۰۰۵ – سفر و حمل و نقل: از تخیل ژول ورن تا واقعیت قرن ۲۱
۲۰۰۶ – گردشگری غنا می‌بخشد.
۲۰۰۷ – گردشگری درها را به روی زنان می‌گشاید.
۲۰۰۸ – گردشگری در پاسخ به چالش آب و هوا و گرم شدن زمین
۲۰۰۹ – گردشگری: تجلیل از تنوع
۲۰۱۰ – گردشگری و تنوع زیستی

متوجه می‌شویم مسائل مربوط به محیط زیست، فرهنگ، صلح، فقر، زنان، و هماهنگی‌های اجتماعی در جامعه جهانی جزو دغدغه‌هایی هستند که ظاهرا گردشگری باید برای آنان چاره‌ای بیندیشد.

موزه‌ها
موزه‌ها نقش مهمی را در صنعت گردشگری ایفا می‌کنند. از این‌روست که در شعارهای ایکوم (شورای بین‌المللی موزه‌ها) بر مواردی همچون صلح، جهانی شدن، ارتباط میان فرهنگ‌ها، گردشگری و هماهنگی اجتماعی تاکید شده است.

محیط زیست
بخش عظیمی از گردشگری به طبیعت و محیط زیست انسان‌ها و جانواران و گیاهان وابسته است. ببینیم که سازمان جهانی محیط زیست چه برنامه‌هایی را برای خود تدوین کرده است:
شعار سال ۲۰۰۰ سازمان جهانی محیط زیست این است: “هزاره و محیط زیست – زمانی برای عمل”.
بر همین اساس در سال‌های بعدتر، سازمان جهانی محیط زیست به زمین و آب و دریاها و اقیانوس‌ها و شهرها و کویرها و بیابان‌ها و ذوب یخ‌ها و تغییرات آب و هوایی و اقتصاد کم کربن و گونه‌های زیستی توجه نشان داده است.

زنان
شعار سال ۲۰۰۷ میلادی سازمان جهانی گردشگری، زنان را خطاب قرار داده است، بنابراین این موضوع نیز در گردشگری اهمیت دارد. از طرفی شعارهایی که در روز جهانی زنان در دهه‌ی اول هزاره‌ی جدید عنوان شده‌اند به اتحاد زنان، صلح، برابری جنسیتی و از این قبیل می‌پردازد.

اهداف توسعه هزاره بر اساس خواسته‌های سازمان ملل
MDGS، نام اختصاری «اهداف توسعه هزاره» سازمان ملل است که در سپتامبر سال ۲۰۰۰ معرفی شد و همه‌ی ۱۹۱ کشور عضو، تعهد کردند که تا سال ۲۰۱۵ به این اهداف برسند.
در یک کلام اهداف توسعه هزاره سازمان ملل، مبارزه با فقر، برابری جنسیتی، پایداری محیط زیست، توسعه و مشارکت جهانی را مد نظر قرار داده است.
به عبارت دیگر، اهداف ۱ و ۷و ۸ از هشت هدف تعیین شده توسط سازمان ملل، مستقیما از سوی صنعت گردشگری می‌توانند حمایت شوند، و اهداف دیگر نیز به‌طور غیرمستقیم با گردشگری در ارتباط هستند.
اهداف توسعه هزاره که می‌توانند مستقیما توسط گردشگری حمایت شوند، عبارتند از:
هدف شماره ۱: حذف کامل فقر و گرسنگی شدید
هدف شماره۷ : تضمین پایداری محیطی
هدف شماره۸ : ایجاد مشارکت جهانی برای توسعه

با بررسی شعارهای سازمان‌های مختلف در بالا متوجه شدیم که پایداری محیط زیست، ارتباط میان فرهنگ‌ها، مبارزه با فقر، ایجاد صلح در جهان، هماهنگی اجتماعی میان اقشار مختلف در همه‌ی جوامع و توجه به برابری‌های جنسیتی، رسالت سازمان‌های بین‌المللی است که اتفاقا به طور مستقیم یا غیرمستقیم با گردشگری در ارتباط هستند. بنابراین دور از واقعیت نیست اگر بگوییم که به غیر از نگاه اقتصادی حاکم بر گردشگری، اهداف دیگری نیز در این فعالیت قابل بررسی است.

از طرفی وقتی موضوعاتی که در گردشگری امروز با آن‌ها مواجه هستیم را مورد بررسی قرار می‌دهیم با چالش‌هایی روبرو می‌شویم که بعضی از آن‌ها عبارتند از: رویارویی گردشگری و مدرنتیه، علت‌های سیاسی و غیرسیاسی در ظهور و سقوط مقاصد گردشگری، حضور مفاهیمی همچون “منطقه ممنوعه” در عرصه گردشگری که می‌تواند سیاسی یا غیرسیاسی باشد، حضور پرقدرت اینترنت، پیشرفت “شبکه‌های اجتماعی”، تولد “وب ۲″ و …

شاید بتوان گفت، نگرشی که از چند خط بالا حاصل می‌شود این است که با رونق گردشگری در همه‌ی جهان امروز، احتمالا به مفاهیم جدیدتری برای هستی‌شناسی آن احتیاج داریم. ظاهرا این صنعت (یا به زعم برخی از کارشناسان، فعالیت) خیلی سریع و عمیق جای خود را در میان بقیه‌ی فعالیت‌های بشری پیدا کرده است و اجتماع و سیاست و فرهنگ و اقتصاد و باور و سبک زندگی جوامع را در سطح خرد و کلان تغییر داده است و احتمالا بیش از این هم تغییر خواهد داد.

بر همین اساس است که روش‌ها و استراتژی‌های جذب مخاطب در گردشگری، هر روز و بنا به شرایط و گاهی با تغییرات جزیی و کلی، طوری عرضه می‌شوند که طیف بیشتری را مورد توجه قرار دهند و نهایتا برای هر تفکر و سلیقه و نیاز و مرام، رویکردی خاص ارائه می‌شود.

شاید در روزگارانی پیش از این تجارت، تجارت نیازهای اولیه‌ی بشری بود اما امروزه گردشگری ثابت کرده است که نه تنها خاطره و رویا و تجربه را می‌توان خرید و فروش کرد، بلکه تفکرات و ارتباطات عالی انسانی نیز درون مرزهای داد و ستد گنجانده شده‌‌اند. این موضوع را می‌توان دوگونه معنا کرد: یکی این‌که ایده‌آل‌ها و آرمان‌های بشری را هم می‌توان با ترفندهای مختلف داد و ستد کرد و دیگر این‌که داد و ستد را می‌توان تا حد ایده‌آل‌ها و آرمان‌های بشری ارتقا داد.

آرش نورآقایی

موزه و خاطره

چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰

عکس‌ها سیاه و سفید است اما جذبه‌ی خاصی دارند. گویی در هر قدم شَبَه یک دنیای مرموز و ناشناخته جلوی چشمانمان ظاهر می‌شود. اگر کسی به ما متذکر نشود که این عکس‌ها قصه‌های ۵۰ سال پیش را روایت می‌کنند و نه دورتر از آن‌ زمان را، خودمان شاید به چنین نتیجه‌ای نرسیم. این‌جا موزه‌ی برادران امیدوار است.

“موزه‌ و خاطره” به عنوان شعار ایکوم در سال ۲۰۱۱ میلادی انتخاب شده است. به همین بهانه قصد داریم از موزه‌ای که خاطراتی از ۱۰ سال سفر مشهورترین گردشگران معاصر ایرانی را روایت می‌کند، یاد کنیم.

موزه‌ی برادران امیدوار در میان کاخ‌موزه‌های سعدآباد قرار گرفته و حاوی عکس‌ها و اشیایی است که حاصل ده سال سفر این دو برادر به اطراف دنیاست. اولین سفر آن‌ها در سال ۱۳۳۳ هجری شمسی با دو موتور سیکلت آغاز شد و هفت سال به طول انجامید. برادران امیدوار در سال ۱۳۴۰ به ایران بازگشتند، اما جذبه‌ی سفر چنان آتشی در دلشان افروخته بود که برای بار دوم و این مرتبه با یک اتومبیل سیتروئن ۲ سیلندر از طریق کویت و عربستان سعودی رهسپار آفریقا شدند. این سفر سه سال به طول انجامید.

برادران امیدوار اولین ایرانیان و تا امروز نیز جزو معدود کسانی هستند که به هر دو قطب شمال و جنوب سفر کرده‌اند. آن‌ها در میان اسکیموها زندگی کرده‌اند، سبک زندگی اینکاها و پیگمه‌ها و ماسایی‌ها و قبایل بدوی آفریقایی را از نزدیک دیده‌اند و از زنگبار و آمازون و … خاطرات فراوانی برای ما به ارمغان آورده‌اند. آن‌ها همچنین جزو اولین کسانی هستند که از کعبه فیلم‌برداری کرده‌اند.

موزه‌ی برادران امیدوار را می‌توان “موزه‌ی سفرنامه” یا “موزه‌ی خاطرات سفر” نام نهاد. شبیه چنین موزه‌ای در ایران سابقه ندارد و حتی در دنیا نیز پرتعداد نیست. این دو برادر از لحظات سفرشان فیلم و عکس تهیه کرده‌اند، سفرنامه نوشته‌اند، موسیقی اقوام و ملل مختلف را جمع‌آوری کرده‌اند، حتی پژوهش‌ها و تحقیقاتی نیز انجام داده‌اند. و نهایتا ابزارها و اشیایی که در طول سفر برایشان یادآور خاطرات لحظات خوب و بد، غم و شادی، اشک و لبخند و … بوده را با خود به ایران آورده‌اند و از همان‌ها موزه‌ای بناکرده‌اند. امروز همه‌ی آن ابزارها و اشیا و عکس‌ها و فیلم‌ها خاطرات سفر این دو برادر را برای ما بازگو می‌کنند. درواقع خاطره‌ی سفر برادران امیدوار حتی قبل از پا نهادن در موزه، برای بازدیدکننده با حضور اتومبیل سیتروئن در چند قدمی در ورودی موزه عینیت می‌یابد.

اگر در روزهای یک‌شنبه به موزه برادران امیدوار بروید، یکی از برادرها را در آن‌جا پیدا خواهید کرد. او راوی قصه‌ی موزه است. از او می‌توانید خاطرات سفرشان را بشنوید و پر از شعف شوید. همین موضوع جذابیت موزه‌ی برادران امیدوار را دو چندان می‌کند. در بسیاری از موزه‌های دنیا، احساس رابطه‌ی میان اشیاء و به وجود آورنده آن‌‌ اشیاء فقط از طریق نگاه‌کردن اتفاق می‌افتد، اما در این موزه خالق موزه، حضور دارد و بازدیدکننده یک رابطه‌ی زنده را تجربه می‌کند.
در یک کلام فرق میان موزه‌های دیگر در کشور ما و موزه‌ی برادران امیدوار، فرق میان صفحه اینترنتی Offline و Online است.

سخن آخر این‌که برادران امیدوار در چهل پنجاه سال پیش، نه تنها در سبک سفرکردن و ارائه نتیجه‌ی سفر بسیار خلاق و پیشرو بوده‌‌اند، امروز هم فعالیت خود را دنبال می‌کنند. برادران امیدوار یک سایت اینترنتی با آدرس www.omidvar-brothers.com برای معرفی خودشان و سفرشان درست کرده‌اند و از این طریق هر کسی امروز به سادگی می‌تواند سفر آن‌ها را پیگیری کند و لذت ببرد.

آرش نورآقایی

موزه و صلح

سه شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰

سوال: آیا به راستی موزه‌ها می‌توانند عاملی برای ایجاد صلح در جامعه‌ی جهانی باشند؟

این نوشتار کوتاه قصد دارد با نگاهی اجمالی به شعارهای ایکوم در دهه‌ی اول هزاره‌ی سوم، و همچنین نظریات ارائه شده، امکان جواب دادن به سوال بالا را بررسی کند.

برای شروع بد نیست بدانیم که اتفاقا شعار ایکوم در اولین سال هزاره‌ی سوم عبارت است از: “موزه‌ها برای صلح و هماهنگی در جامعه”. این شعار مشخص کننده‌ی این است که مساله‌ی صلح در اولین ساعات سپیده دم هزاره‌ی جدید مورد توجه بوده است.

در سال ۲۰۰۱ شعار ایکوم مبنی بر “موزه‌ها و جامعه‌سازی” بود. با توجه به این‌که پایداری در ساختارهای جوامع بدون صلح امکان‌پذیر نیست، بنابراین می‌توان گفت که این شعار هم به طور نامحسوس از صلح سخن می‌گوید. بعدتر در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۶ ایکوم با شعارهای “موزه‌ها و دوستان” و “موزه‌ها و جوانان” منظورش را از “جامعه” مشخص‌تر بیان می‌کند.

روند تمرکز بر صلح توسط ایکوم، در سال ۲۰۰۲ نیز دنبال می‌شود و شعار “موزه‌ها و جهانی شدن” انتخاب می‌شود. ناگفته پیداست که یکی از ابزارها و البته یکی از اهداف اصلی جهانی‌شدن، صلح میان ملت‌هاست.

در سال ۲۰۰۴ شعار “موزه‌ها و میراث معنوی” و در سال ۲۰۰۷ شعار “موزه‌ها و میراث جهانی” انتخاب شدند. این دو شعار نه تنها بر میراث کشورها و تمدن‌های مختلف دنیا تمرکز دارد بلکه به طور غیر مستقیم موضوع گردشگری را مطرح می‌کنند. حتی شعار ایکوم در سال ۲۰۰۹ مشخصا “موزه‌ها و گردشگری” است. از طرفی شعار سال ۲۰۰۱ سازمان جهانی گردشگری عبارت است از “گردشگری ابزاری برای صلح و گفتگوی میان تمدن‌ها”. بنابراین در این‌جا موزه، گردشگری و صلح سه راس یک مثلث به شمار می‌روند.

شعار “موزه‌ها پلی برای فرهنگ‌ها” در سال ۲۰۰۵ نیز مفهوم صلح را در خود نهان دارد. و همچنین عملی شدن شعار “موزه‌ها به عنوان عامل تغییر اجتماعی و توسعه” که در سال ۲۰۰۸ مطرح شد بدون صلح امکان‌پذیر نیست.
“موزه‌ها برای هماهنگی اجتماعی” شعاری است که در سال ۲۰۱۰ مورد توجه قرار گرفت و مشخص است که “هماهنگی اجتماعی” کاملا با مفاهیم صلح و دوستی منطبق می‌شود. در شعار سال ۲۰۰۳ سازمان جهانی گردشگری نیز به “هماهنگی اجتماعی” اشاره شده است.

بنابراین با بررسی شعارهای دهه‌ی اول هزاره‌ی سوم، متوجه می‌شویم که موضوع صلح مورد توجه کارشناسان بین‌المللی موزه‌ها بوده است.

اکنون باید بدانیم که موزه‌ها چگونه می‌توانند برای گسترش صلح فعالیت کنند؟ و آیا اساسا موزه‌ها برای پذیرش برنامه‌ی جهانی صلح مناسب هستند و آمادگی دارند؟

در این رابطه نظر شما را به کنفرانس “لوئیس ایروین” Lois Irvine با عنوان “مقدمه‌ای بر شعار: موزه‌ها، صلح، دموکراسی و حکومت در قرن ۲۱″ جلب می‌کنیم.
او می‌گوید:
“وقتی ما می‌خواستیم شعار “موزه‌ها، صلح، دموکراسی و حکومت در قرن ۲۱″ را مطرح کنیم، ضرورت داشت تا در رابطه با چگونگی توصیف و ارائه برنامه فکر کنیم. زمان می‌برد تا موزه‌ها راضی شوند از مرزهای سنتی فراتر بروند و به سوی قلمروی ناشناخته و نامعلومی گام بردارند. طول می‌کشد تا بخواهیم موزه‌ها را از دغدغه‌ی گذشته‌اشان به سمت مسائل حیاتی بقای بشریت در حال حاضر، هدایت کنیم و آن‌ها را از ساحل آرام به میان امواج بیاوریم.”

وی در ادامه می‌افزاید:
“ما می‌خواهیم به طور مستقیم آزمایش کنیم که چگونه موزه‌ها می‌توانند صلح، دموکراسی و حکومت خوب را ترویج کنند و همچنین چگونه موزه‌ها می‌توانند به صراحت از ارزش‌هایی حمایت کنند که از طریق شرایط پایدار و به طور غیر مستقیم باعث ترویج صلح و دموکراسی می‌شوند.”

و عنوان می‌کند:
“کاملا آشکار است که درک مشترکی از چرایی و چگونگی رابطه‌ی میان موزه‌ها و این موضوعاتی که در بالا مطرح شد وجود ندارد. درواقع شرایط مربوط به صلح و دموکراسی در اجتماعات و کشورهای مختلف بسیار متفاوت است. بعضی از ما هرگز به طور مستقیم جنگ و ناآرامی‌های شدید اجتماعی را درک نکرده‌ایم و بقیه ممکن است با جنگ و شرایط بسیار بد درگیر شده باشند.”

باید بدانیم که موزه‌ها به این خاطر از صلح دفاع می‌کنند که خود در بسیاری از موارد قربانی جنگ بوده‌اند. “لوئیس ایروین” در این مورد اشاره می‌کند:
“از رویدادهای اخیر متوجه می‌شویم که بناها و یادمان‌های تاریخی، موزه‌ها و موسسات میراث فرهنگی مانند کتابخانه‌ها و آرشیوها، به دلیل نقش و اهمیت آن‌ها در هویت ملی و حافظه فرهنگی، جزو اهداف جنگی محسوب می‌شوند و یا به دلیل نزدیکی به مکان‌های نظامی آسیب دیده‌اند.”

از یک منظر دیگر، رابطه‌ی میان موزه و صلح از طرح این سوال مشخص می‌شود که آیا موزه یا موزه‌ها در شرایط خوب اجتماعی و صلح به وجود آمده‌اند یا بر اثر فساد مالی و جنگ و خونریزی و تصاحب کشورها.

نهایتا شاید به این نتیجه برسیم که برای درک بهتر رابطه‌ی میان موزه و صلح، حتی شاید لازم باشد که تعریف دوباره‌ای از صلح ارائه دهیم.
“لوئیس ایروین” صلح را آرامش، عدم اختلالات مدنی، عدم وجود جنگ و نزاع و خصومت، وجود ارتباطات هماهنگ در جامعه، وجود امنیت عمومی و حضور نظم و قانون تعریف می‌کند.
درواقع او معتقد است که دموکراسی و حکومت خوب، بهترین فرصت برای حفظ صلح هستند.

از نقطه نظر او، احترام به حقوق بشر، وجود تنوع فرهنگی، احترام به تکثرگرایی، رعایت حقوق فرهنگی، در نظرگرفتن حقوق زنان و کودکان، داشتن حق کار بر اساس مهارت‌ها و توانایی‌ها برای استقلال اقتصادی، حاکمیت قانون، کاهش فقر و فاصله‌ی طبقاتی و توسعه پایدار در محیط زیست از جمله مواردی هستند که به طور مستقیم و غیرمستقیم منجر به ایجاد صلح می‌شوند.

جالب این است که بسیاری از موارد بالا در اهداف توسعه هزاره سازمان بین‌الملل، شعارهای دهه‌ی اول هزاره‌ی سوم سازمان جهانی گردشگری و سازمان جهانی محیط زیست و همچنین در شعارهای دهه‌ی اخیر روز جهانی زنان ذکر شده است.
به طور مثال در اهداف توسعه هزاره سازمان ملل، مبارزه با فقر، برابری جنسیتی، پایداری محیط زیست، توسعه و مشارکت جهانی مد نظر قرار گرفته است.
همچنین شعارهای سازمان جهانی گردشگری در سال ۲۰۰۲، “اکوتوریسم و توسعه پایدار”، در سال ۲۰۰۳، “گردشگری: نیروی محرکه برای کاهش فقر، اشتغالزایی، هماهنگی اجتماعی” و در سال ۲۰۰۷، “گردشگری درها را به روی زنان می‌گشاید” بوده است.
شعار سال ۲۰۰۰ سازمان جهانی محیط زیست این است: “هزاره و محیط زیست – زمانی برای عمل” و احتمالا بر همین اساس در سال‌های بعد سازمان جهانی محیط زیست به زمین و آب و دریاها و اقیانوس‌ها و شهرها و کویرها و بیابان‌ها و ذوب یخ‌ها و تغییرات آب و هوایی و اقتصاد کم‌کربن و گونه‌های زیستی توجه نشان داده است.
شعارهایی که در روز جهانی زنان در دهه‌ی اول هزاره‌ی جدید عنوان شده‌اند هم به اتحاد زنان، صلح، برابری جنسیتی و از این قبیل می‌پردازد.

از نکات بالا نتیجه می‌شود که مفاهیم صلح و موزه و گردشگری و زنان و محیط زیست و فقر و دموکراسی و هماهنگی اجتماعی و … به طور تنگاتنگی با هم در ارتباط هستند و گویی استراتژی یکسانی برای آینده‌ی دنیا درنظر گرفته شده و قرار است سازمان‌های بین‌المللی که در این عرصه‌ها فعالیت می‌کنند، به اهداف مشترک بیاندیشند.

با این حال، هنوز پاسخ به این سوالات که از چه روشی موزه‌ها می‌توانند صلح را ترویج کنند و آیا روش ترویج صلح در همه‌ی جوامع باید یکسان باشد یا خیر، جزو سوالاتی هستند که باید برای یافتن جوابشان بیشتر فکر کرد.
اما ظاهرا و به عقیده‌ی “لوئیس ایروین” یکی از روش‌های معقول، آموزش عمومی در مورد صلح و دموکراسی و همکاری موزه‌ها با سازمان‌ها و انجمن‌های غیردولتی مربوطه است.

آرش نورآقایی

تلنگری به حافظه

پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۰

کمتر از یک ماه دیگر به روز جهانی موزه باقی مانده است. ICOM یا همان International Council Of Museums هر ساله برای چنین روزی (۱۸ ماه مِی سال ۲۰۱۱) برنامه های خاصی ارئه می دهد و شعار خاصی برای سال پیش رو انتخاب می کند. شعاری که برای سال جاری انتخاب کرده اند این است:

Museums and Memory

تا جایی که من متوجه شده ام، واژه “حافظه” در این شعار هم حافظه فردی و هم حافظه جمعی را مورد توجه قرار داده است. به نظر می رسد ایکوم با انتخاب این شعار می خواهد خود را با برنامه های “حافظه جهانی” (یا همان میراث مستند) یونسکو، شورای هماهنگی انجمن آرشیو سمعی و بصری (CCAAA)، شورای بین المللی آرشیو (ICA)، شورای بین المللی بناها و محوطه ها (ICOMOS) و فدراسیون بین المللی انجمن های کتابخانه (IFLA) همسو کند. 

بد نیست که بدانید شعارهای ایکوم تاکنون این ها بوده اند:

۲۰۱۰ - “Museums for social harmony”
2009 - “Museums and tourism”
2008 - “Museums as agents of social change and development”
2007 - “Museums and Universal Heritage”
2006 - “Museums and young people”
2005 - “Museums bridging cultures”
2004 - “Museums and Intangible Heritage”
2003 - “Museums and Friends”
2002 - “Museums and Globalisation”
2001 - “Museums: building community”
2000 - “Museums for Peace and Harmony in Society”
1999 - “Pleasures of discovery”
1998-1997 - “The fight against illicit traffic of cultural property”
1996 - “Collecting today for tomorrow”
1995 - “Response and responsibility”
1994 - “Behind the Scenes in Museums”
1993 - “Museums and Indigenous Peoples”

پی نوشت: بعدتر این نوشتار را تکمیل خواهم کرد و امیدوارم امسال موزه های ایران با خلاقیت بیشتری برنامه های این روز را اجرا کنند.

میراث فرهنگی زیر آب؛ نه یادی نه دریغی

یکشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۰

گرچه واژه‌‌ی “میراث فرهنگی” برای عموم مردم ایران آشناست و در این سال‌های اخیر عبارت‌های همچون “میراث طبیعی” و “میراث معنوی” هم زیاد شنیده می‌شوند، با این حال هنوز عبارت‌هایی وجود دارند که مفهومشان حتی برای دوستداران و کارشناسان میراث فرهنگی، به روشنی مشخص نیست. از این جمله می‌توان به ” میراث دیجیتال”، “میراث منقول” و “میراث زیر آب” اشاره کرد.
نوشتار زیر قصد دارد تا اهمیت “میراث فرهنگی زیر آب” را برای خوانندگان محترم روشن سازد:

به طور خلاصه، “میراث فرهنگی زیر آب” شامل همه‌ی آثار فرهنگی، تاریخی و با ویژگی‌های باستان‌شناختی است که برای مدتی (حداقل صد سال) زیر آب قرار داشته‌اند یا هنوز هم زیر آب قرار دارند.

غنای میراث فرهنگی زیر آب اغلب دست کم گرفته می‌شود. در حالی‌که، در قرون گذشته “سایت‌های باستان‌شناسی روی زمین” اطلاعات بسیاری را از توسعه‌‌ی تمدن‌ها به ما ارزانی داشته‌اند، اما اقیانوس‌ها که بخش وسیعی از سیاره‌ی ما را دربرگرفته‌اند هنوز اسرارشان را حفظ کرده‌اند.
میراث زیر آب می‌توانند اطلاعات منحصربه‌فردی را از زندگی اجدادمان به ما ارائه کنند. از طرفی ویرانه‌های شهرهای گمشده در میان امواج و در زیر آب بسیار بهتر از سایت‌های باستان‌شناسی روی زمین حفظ شده‌اند.

در این میان، آن‌چه نگران‌کننده به نظر می‌رسد این است که، سرقت از میراث فرهنگی زیر آب و تخریب آن‌ها به سرعت در حال افزایش است. بنابراین تهدیدات جدی برام محروم کردن بشر از این میراث، به تازگی رخ نموده است.
امواج خرابه‌ها را برای قرون متمادی حفظ کرده‌اند ولی پیشرفت تکنولوژی غواصی میراث زیر آب را بیشتر در دسترس و درنتیجه آسیب‌پذیر ساخته است. اکنون دیگر با شکار گنج‌های زیر آب، غارتگری میراث باستانی تنها به سایت‌های باستانی روی زمین محدود نمی‌شود.

اگرچه بسیاری از دولت‌ها در رابطه با حفظ میراث فرهنگی روی زمین، بسیار خوب عمل کرده‌اند و به اوج رسیده‌اند، اما میراث معنوی زیر آبشان همچنان محافظت نشده باقی مانده است.
به همین منظور کنوانسیون یونسکو در حمایت از میراث فرهنگی زیر آب در پی کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۲۰۰۱، به تصویب رسید. قصد این کنوانسیون این است که دولت‌ها را برای حفظ میراث فرهنگی زیر آب تشویق و فعال کند.

خط‌مشی کنوانسیون ۲۰۰۱ به شرح زیر است:
- ارائه مجموعه‌ای از اصول اساسی برای حفاظت از میراث فرهنگی زیر آب
- ارائه جزییات سیستم همکاری دولت‌ها
- ارائه قوانین عملی شناخته‌شده به منظور تحقیق در زمینه میراث فرهنگی زیر آب

اصول اصلی کنوانسیون ۲۰۰۱ این‌گونه تعریف شده است:
- تعهد به حفظ میراث فرهنگی زیر آب
کشورهای عضو میبایستی میراث فرهنگی زیر آب را حفظ و بر این اساس فعالیت کنند. این بدان معنی نیست که دولت‌ها به انجام کاوش‌های باستان‌شناسی ملزم هستند، بلکه آن‌ها تنها باید با توجه به توانایی‌های خود اقدامات لازم را انجام دهند.
کنوانسیون انجام تحقیقات علمی و دسترسی عمومی به میراث فرهنگی زیر آب را تشویق می‌کند.
- حفاظت به عنوان اولین گزینه
حفاظت از میراث فرهنگی زیر آب (در همان محل اصلی) باید به عنوان نخستین گزینه قبل از اجازه‌دادن یا درگیرشدن در هر نوع فعالیت دیگری در نظر گرفته شود.
با این حال، بازیابی اشیاء به منظور انجام همکاری برای حفاظت و کسب دانش در رابطه با میراث فرهنگی زیر آب، اجازه داده می‌شود.
- بدون استثمار تجاری
کنوانسیون ۲۰۰۱ تصریح می‌کند که میراث فرهنگی زیر آب نباید مورد سوء استفاده اقتصادی قرار گیرند یا احتکار شوند و همچنین نباید به صورت غیرقابل بازگشتی پراکنده شوند.
این مقررات با همان اصول اخلاقی منطبق هستند که هم‌اکنون برای میراث فرهنگی روی زمین اعمال می‌شوند. نباید این‌گونه برداشت شود که این قوانین از تحقیقات باستان‌شناسی یا دسترسی برای گردشگران جلوگیری به‌عمل می‌آورد.
- آموزش و به اشتراک گذاشتن اطلاعات
بسیاری از کشورها هنوز به اندازه کافی برای باستان‌شناسی زیر آب آموزش ندیده‌اند. بنابراین کنوانسیون آموزش باستان‌شناسی زیر آب، انتقال فناوری و به اشتراک‌گذاشتن اطلاعات را تشویق می‌کند.

نکته‌ی مهم این است که کنوانسیون ۲۰۰۱، نه مالکیت آثار باستانی را تنظیم می‌کند و نه برای تغییر حق حاکمیت کشورها (به میراث فرهنگی زیر آب) اقدامی انجام می‌دهد.

امروزه یونسکو به منظور ترویج حمایت و حفاظت از میراث فرهنگی زیر آب، سمینار برگزار می‌کند و آموزش می‌دهد. از طرفی فدراسیون‌ جهانی میراث فرهنگی زیر آب شکل گرفته و کمیته‌‌های میراث فرهنگی زیر آب فعالیشان را آغاز کرده‌اند. حتی برای میراث فرهنگی زیر آب، قوانین “میراث درخطر” تبیین شده است.

با یک جستجوی ساده متوجه می‌شویم که کشورهایی همچون کانادا، ترکیه، مصر، اندونزی، فرانسه، آمریکا و … میراث فرهنگی زیر آب را جدی گرفته‌اند و اجرای پروژه‌هایی به منظور مطرح کردن این نوع از میراث را در دستور فعالیت‌هایشان قرار داده‌اند.

بد نیست بدانید که کشور کانادا، کشتی “تایتانیک” را به عنوان یک میراث فرهنگی زیر آب به ثبت رسانده است. تایتانیک یک کشتی بخار به طول ۲۶۵ متر بود که در ۱۵ آوریل ۱۹۱۲ در حالیکه از انگلیس به سمت آمریکا می‌رفت در اقیانوس آتلانتیک غرق شد و بیش از ۱۵۰۰ نفر در این حادثه جان خود را از دست دادند. 

در آخر:
قابل ذکر است که ایران احتمالا از میراث فرهنگی زیر آب برخوردار است ولی تاکنون تلاشی برای معرفی و حفاظت از این نوع میراث مشاهده نشده.
با این حال حتی اگر ما از میراث فرهنگی زیر آب برخوردار نباشیم، متوجه هستیم که وزارت نیرو برای به وجود آوردن میراث زیر آب تلاش جدی از خود نشان می‌دهد. چراکه با ساخت سدها، بسیاری از روستاها و سایت‌های باستانی به زیر آب فرورفته‌اند و قرار است که باز هم فرو بروند. بنابراین می‌توانیم امیدوار باشیم که در صد سال آینده، ایران دارای میراث فرهنگی زیر آب خواهد بود. و احتمالا به همین دلیل است که سازمان میراث فرهنگی با ساخت سدها هیچ مخالفتی نشان نمی‌دهد و در انتظار نشسته.

آرش نورآقایی