آرشیو ‘گل‌هاي اسطوره‌اي’

ماجرای گل آفتاب‌گردان

پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۹

پیش‌نوشت: دسته‌ی جدیدی با عنوان «گل‌های اسطوره‌‌ای» به وجود آوردم تا اجباری باشد برای تحقیق در زمینه‌ی پیشینه‌‌ی قصه، افسانه و اسطوره‌ی گل‌ها. سعی خواهم کرد از منابع کتاب‌خانه‌ای بهره ببرم و تحقیق میدانی را نیز از یاد نبرم.

Clytio

«کلیتیو» نام یک دختر است که ماجرای جالبی دارد. در واقع برای اولین مرتبه به جای این‌که خدایی عاشق دختری شود (که دختر تمایلی به این عشق نداشته باشد)، دوشیزه‌ای به عشق خدایی گرفتار می‌شود (که خدا او را نمی‌خواست). «کلیتیو» خدای خورشید را دوست داشت ولی از نظر خدا در وجود دختر چیزی جالب که ارزش محبت را داشته باشد نبود. «کلیتیو» بیرون از خانه روی زمین می‌نشست تا بتواند دایم خورشید را نگاه کند. او مرتب سرش را با حرکت خورشید در آسمان می‌گرداند و با چشم تعقیبش می‌کرد. سرانجام آن‌قدر خیره به خورشید نگریست که به یک گل تبدیل شد. یک گل آفتاب‌گردان که همیشه روی به جانب خورشید دارد و با حرکت  آن سرش را می‌چرخاند.

اسطوره‌ی گل‌ها

دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۹

بعد از نوشتن مطلب قبلی (که حال خودم را هم گرفت) حوصله‌ی نوشتن این یکی را نداشتم. اما به چند دلیل می‌نویسم:

۱- دیدم آن‌قدر در زندگی روزانه‌ی من تضاد هست که این یکی اصلا در برابرش هیچ است؛ وقت‌هایی که دلم تنهایی و سکوت می‌خواهد چه با تدریس و چه در تور باید همه‌اش وراجی کنم. وقتی‌که از همه چیز بیزار می‌شوم انتظار هست که از خوبی‌ها بنویسم و … به هر حال… با خودم گفتم بنویسم.

۲- روزهایی هست که به شدت نیاز به نوشتن دارم. واقعا اگر ننویسم از خواب و آرامش خبری نیست. به هر ترتیبی هست باید این تکاپو را خاموش کنم… با خودم گفتم بنویسم.  

۳- وقتی ایده‌ای در ذهنم شکل می‌گیرد باید بروز دهم. آن‌ها همدیگر را هل می‌دهند تا بیرون بریزند، من قادر به جلوگیری نیستم… با خودم گفتم بنویسم.

و حالا بعد از این ننه غریبم بازی‌ها، چه می‌خواهم بگویم:

امروز بعد از دیدار از هرباریوم دانشگاه تهران و هنگامی‌که در تاکسی نشسته بودم فکر کردم چه خوب خواهد بود اگر یک تحقیق خوشگل در رابطه با گل‌های اسطوره‌ای یا اسطوره‌ی گل‌ها انجام دهیم. فکر نکنم چنین تحقیقی حداقل با این رویکرد انجام شده باشد: گل نیلوفر برای خودش افسانه و قصه و اسطوره‌ای دارد (که قبلا بنده نوشته‌ام)، گل شقایق (که آن را به خون سیاوش نسبت می‌دهند)، لاله‌ی واژگون (که نقش آن را در سرستون‌های ساسانی می‌بینیم و نام لاتین آن خودش گویای مطالب جالبی است و …)، گل خر زهره (اعتقادی که مردم، به ویژه‌ کردهای اورامان به این گل دارند و …)، گل سرخ، گل محمدی، گل نرگس و …

به جز این‌که گل‌ها با باورهای مردمان آمیخته است، رابطه‌ی قابل توجهی با خدایان و ایزدان و … دارد. به طور مثال، گل سوسن به امشاسپند خرداد، گل چَمبَک به امشاسپند مرداد، ریحان به خشتره ویریه (شهریور)، مرزنگوش به اشه (اردیبهشت) و … مربوط می‌شوند که خود جای تامل و بررسی دارد.

جالب این‌که این تحقیق را می‌توان به فرهنگ‌های دیگر هم ارتباط داد. مثلا گل نرگس در اسطوره‌های یونان، شقایق به اسطوره‌ی آدونیس و گل رز در اسطوره‌های مربوط به مسیحیان و …

پی‌نوشت ۱: آخر چرا در این دنیای به این بزرگی همه قصد دارند که اسیرمان کنند.

پی‌نوشت ۲: یک خیلی کوتاه، کمی ادبی کم‌ارزش برایتان بگویم تا نمیرم.          تا نامت را گفتم، رفتی، حُباب…