آرشیو ‘گردشگری ادبی’

جایگاه گردشگری ادبی؛ از تهران تا پِتِل پورت…

پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴

گردشگری ادبی در روسیه با قلم دوست عزیزم، سرکار خانم “فرشته درخشش” (صاحب وبلاگ کوله پشتی نارنجی http://orangebackpack.blogfa.com) تقدیم می‌شود:

……………………………………………………….

از طلوع گردشگری ادبی به طور عام  در سطح جهان، مدت مدیدی نمی‌گذرد. این شاخه از گردشگری که با مطالعه، ادبیات و فرهنگ نوشتاری هر کشور نسبت مستقیم دارد، می‌تواند با آموزش کافی، تفاوت عمیقی درسطح دیدگاه گردشگران ایجاد نماید.  به طور کلی، مکان‌ها و اشیایی که با اتفاقات مهم زندگی، آثار هنری یا مرگ یک شخصیت مشهور ادبی در ارتباط باشند، در این تقسیم‌بندی قرار می‌گیرند؛ مکان‌هایی مانند محل تولد و زندگی، مسیر ادبی، لوکیشن خلق یک اثر و آرامگاه‌ها از این دسته‌اند. از برجستهترین جاذبههای گردشگری این شاخه در سطح بین‌الملل، می‌توان به «خانه جین آستین»، «مسیر کد داوینچی»، «خانه خیالی شرلوک هولمز» و «آرامگاه شکسپیر» اشاره کرد.

ایران که از دیرباز مهد ادب بوده و از این نظر میان کشورهای جهان کمتر رقیبی دارد، قدردان این میراث هنگفت نیست؛ در حالی که کشورهای پیشرو در صنعت گردشگری پا را از دایره تقسیمات ابتدایی فراتر نهاده و فضاهای خیالی یا سمبلیک برای جذب گردشگر ادبی ایجاد می‌کنند، ‌ما برای پذیرایی از کسانی که با مطالعه و دانش کافی به جستجو می‌پردازند نیز، دستمان خالیست چه برسد به کسانی که به ادبیات علاقه چندانی ندارند و این سبک گردشگری، وظیفه آشنایی آنان را با این میراث فرهنگی  برعهده دارد. به جرأت می‌توان گفت در حال حاضر، ایران با وجود داشتن سرمایه‌های ارزشمند در این زمینه، حرف چندانی برای گفتن ندارد. بیشترین مکان‌هایی که بر جای مانده، آرامگاه شاعران و نویسندگان است. خانه و مایملک بسیاری از مفاخر ادبی یا تخریب شده یا اگر مختصری هست نیز، در خلال بی‌توجهی دارد از دست می‌رود و چه فاصله‌ بزرگیست میان ایران و روسیه؛ از داشته‌های «تهران» تا برداشت‌های «سنت‌ پترزبورگ»…

در این نوشته، تعمدا از توضیح در مورد دو آرامستان‌ معروف روسیه (نِوودویچی و نِوسکی) که مانند «آرامستان پرلاشز» شهرت جهانی دارند و مدفن شخصیت‌های مشهور بسیاری هستند، چشم‌پوشی کرده و تنها سه خانه - موزه از شهر سنت پترزبورگ به عنوان نمونه معرفی می‌گردند:

خانه داستایوفسکی؛ ­­خانه‌ای در خورد پیل

بی‌شک فئودور داستایوفسکی را می‌توان مشهورترین نویسنده روسی در میان ایرانیان لقب داد. «شب‌های روشن»، «قمارباز»، «جنایت و مکافات» و «برادران کارامازوف» از شاخص‌ترین آثار او هستند. خانه محل اقامت وی در سنت پترزبورگ، که محل نوشتن رمان «برادران کارامازوف» نیز بوده را، با توضیحات همسر و نزدیک‌ترین دوستانش به همان شکلی بازسازی کرده‌اند که نویسنده در آن سکونت داشته است ‌؛ در یکی از طبقات، موزه‌ای به فراخور شأن وی ساخته‌ شده تا گردشگران را با زندگی و آثار او آشنا سازد. موزه که از دو سالن تشکیل شده، عبارت است از مجموعه‌ای از تصاویر، دست‌نوشته‌ها، کتاب‌‌ها و سایر ملزومات متعلق به نویسنده که با راهنمای صوتی اطلاعات فوق‌العاده‌ای را در اختیار بازدیدکنندگان می‌گذارد. ورودی  آپارتمان را میزی تزئین کرده که «کلاه» نویسنده را در یک قاب شیشه‌ای محافظت می‌کند؛ تنها یادگار واقعی از لوازم شخصی وی. اتاق نشیمن، اتاق کار داستایوفسکی، اتاق کار همسرش، اتاق بچه‌ها ( که راهنمای صوتی و نوشته‌های راهنما قاطعانه بیان می‌کنند اطلاعاتی از آن در دسترس نبوده و اتاق بر طبق سنت آن بازه زمانی چیده شده است.) هرکدام شامل اطلاعات ریز و جذابی است که گردشگر را گوش به زنگ و مشتاق نگاه می‌دارد. عادات نویسنده، غذاهای مورد علاقه، مسیرپیاده‌روی و حتی تکیه کلام‌های او، نکاتی هستند که دیده و شنیده می‌شوند. بقایای کاغذ دیواری که زمان اقامت داستایوفسکی بر دیوار بوده، جایی در یک قاب شیشه‌ای قرار گرفته و نشان می‌دهد که جزئیات چه نقشی در برجسته‌سازی درک فضا ایفا می‌کنند.

خانه پوشکین؛ لمس یک حادثه

«الکساندر پوشکین» را بزرگ‌ترین شاعر زبان روسی می‌دانند. موزه پوشکین در سنت پترزبورگ، آپارتمانی است که در آن ساکن بوده و آخرین روزهای زندگی وی را در خود ثبت کرده است. پوشکین در پی شایعاتی که در مورد همسر زیبارویش «ناتالیا» بر سر زبان‌ها افتاده بود، برای اعاده حیثیت به «جرج دانتس»، افسر فرانسوی پیشنهاد دوئل داد و پایان زندگی خویش را با یک تراژدی رقم زد. گردشگرانی که به این خانه وارد می‌شوند، با یک روایت جذاب با پوشکین آشنا شده و نسبت به زندگی، آثار و مرگ او حساس می‌گردند؛ به طوری که  حتی اگر پیش از دیدن موزه، جز نام، چیز دیگری از وی نمی‌دانند، هنگام خروج، سرشار از احساس و با کنجکاوی و ولع به سراغ  آثار وی خواهند رفت. چیدمان اتاق‌ها، محل شروع و پایان روایت و جزئیات هر بخش، همه اصولی و حساب شده‌اند. بخش ابتدایی موزه، دست‌نوشته‌ها و نقاشی‌های پوشکین را نشان می‌دهد. دقیقا همان جا، هشدار عکاسی ممنوع  کنار یک نقاشی قرار دارد که او را بعد از دوئل، زخمی شده در محل حادثه نشان می‌دهد. یک اشاره سریع برای آن که بیننده بداند قرار است با چه چیزی روبرو شود! در سالن بعدی، اطلاعات کم‌کم در اختیار گردشگر قرار می‌گیرد. شوک خفیف بعدی، تماشای تپانچه‌ایست که در دوئل استفاده شده و از تمام موزه، تنها عکسبرداری از همین دو عنصر برجسته تاثیرگذار ممنوع است!  به آپارتمان که وارد شوید، ابتدا صندلی انتظار ناتالیا را خواهید یافت. راهنمای صوتی می‌گوید که ناتالیا دو روز بعد از دوئل را، در نگرانی از وضعیت پوشکین، در این اتاق سپری کرده است. اتاق بعدی، اتاق ناتالیاست. با پرتره معروف وی اثر «الکساندر برولوف»، گلدوزی و دست‌نوشته‌هایی که نگرانی از بی‌پولی و بدهکاری را دائم تکرار می‌کنند؛ از اتاق بچه‌ها که گذر کنید، به مهم‌ترین اتاق خانه می‌رسید: کتابخانه و اتاق کار شاعر؛ یک اتاق به شدت زیبا و باشکوه با میز کار و تخت کوچکی برای استراحت. پوشکین بعد از دوئل از این اتاق خارج نشد و دو روز آخر را در آن گذراند. راهنمای صوتی به بازدیدکننده خواهد گفت که شاعر، دو اثر معروفی که بعدها توسط «چایکوفسکی» به اپرا تبدیل شدند را، در این اتاق نگاشته است؛ اما تاثیرگذارترین جمله‌ای که گردشگر می‌شنود این است: “خداحافظ دوستان من!” جمله‌ای که پوشکین خطاب به کتاب‌هایش می‌گوید! در بخش آخر موزه، پرتره پوشکین اثر «پیوتر سکولوف»  و ماسک مرگ او را به نمایش گذاشته‌اند. حس و حال گردشگری که از این موزه بیرون می‌آید، قطعا با حالی که به آن قدم گذاشت فرق دارد و این همه، به یمن قدرت یک روایت تاثیرگذار است…

خانه آنا آخماتووا؛ تجربه تلخی ایام

این موزه که خانه مشترک «آنا آخماتووا» و «نیکلای پونین» است، به طرز گیرایی بازدیدکننده را دچار تجربه‌های نو می‌کند! راهنمای موزه بعد از تحویل راهنمای صوتی، شما را به خارج آپارتمان و طبقه پایین هدایت می‌کند تا لختی پشت پنجره بایستید و به باغی بنگرید که آنا روزی به آن می‌نگریسته… و باید همه تن چشم شد و «سایه زیباترین کاج را در آن سوی ممنوع‌ترین پنجره» یافت! بعد باید پله‌ها را از نو بالا رفت و پشت در ورودی ایستاد. جایی روی دیوار، پنجره کوچکی به چشم می‌خورد؛ راهنمای صوتی می‌گوید  که  در روزهای خفقان حکومت استالین، اهل خانه با شنیدن زنگ در، از پشت پنجره به شخص تازه ‌وارد نگاه می‌کنند. بعد از لمس این ترس و دلهره، می‌شنوید که باید زنگ قدیمی در را بزنید ولی منتظر باز شدن آن نمانید؛ در را بگشایید و وارد شوید:  در بدو ورود، بارانی نیکلای پونین را آویخته بر دیوار خواهید یافت. آنا در روز بازداشت وی، آن را به جالباسی آویخت و بعد از این همه سال هنوز همانجاست… در راهروی منزل، انبوهی از وسایل قدیمی و چمدان‌های خاک خورده شما را از تونل زمان عبور می‌دهند. به اتاق نشیمن که وارد شوید، با تعداد زیادی از عکس‌های خانوادگی آویخته بر دیوار احاطه می‌شوید؛ بهترین قسمت ماجرا اما، میز ناهارخوری وسط اتاق است با یک آباژور قرمز قدیمی و زیبا؛ طرح این آباژور را در سایت موزه «آنا آخماتووا» نیز خواهید یافت. کنار درب ورودی، پرتره‌ای از«الکساندر پوشکین» وجود دارد که  یادآوری می‌کند  بانوی شاعر، علاقه خاصی به وی داشته  و عضو آکادمی علوم در پوشکین شناسی بوده است. تجربه بی‌نظیر این اتاق، اجازه نشستن سر میز ناهارخوری و ورق زدن یکی از کتاب‌های شعر آناست. دو اتاق بعدی، اتاق‌های او را  در طی دو مرحله اقامت در این خانه تشکیل می‌دهند. وسایل شخصی، اشارپ وی، دست‌نوشته‌ها و پرتره‌اش که اثر آمادئو مودیلیانی است، قابل مشاهده‌اند. در بخش موزه، دست‌نوشته‌های آنا، به همراه تصاویر متعددی از دوره‌های مختلف زندگیش در معرض دید بازدیدکنندگان قرار دارد. اطلاعات بسیاری از رنج‌های زندگی این شاعر و تنها فرزندش «لف» که تحت تاثیر حکومت استالین قرار داشت، در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد. آنا آخماتووا که دکترای افتخاری دانشگاه آکسفورد را دریافت کرد، بعد از مرگ بزرگ‌ترین شاعر زن روسیه لقب گرفت…

و اینک: خرده هوشی، سر سوزن ذوقی:

شکی نیست که فاصله بسیاری میان گردشگری ایران و جهان وجود دارد. سوال تامل‌برانگیز آن است که از کدام راه می‌توان این فاصله را کاهش داد؟ غنای ادبی این سرزمین، می‌تواند کلید چنین پرسشی باشد. می‌توان هنگام مرمت خانه‌های ثبت شده، از خاطرات بستگان مشاهیر برای خلق فضای با کیفیت بهره گرفت؛ می‌شود برای اشیایی که غالبا سر از انبارهای متروک درمی‌آورند، ارزش قائل شد؛ شاید بتوان به جای سرازیر کردن اشیای یادگاری به سطل‌های زباله، برای روایت تاریخ از آنها کمک گرفت؛ ثبت ملی شدن ساختمان‌ها به هیچ وجه کافی نیست؛ می‌توان از خانه چند تکه شده پروین اعتصامی، درنگ‌جایی برای شعر و ادب آفرید؛ می‌شود برای خانه جلال و سیمین نقشه‌های خوبی کشید؛ سایه درخت ارغوان ابتهاج هنوز پابرجاست؛ و شاید که با همت ما، خانه  «نادر ابراهیمی» تبدیل به موزه شود… که نه «آتش بدون دود» او کم از «برادران کارامازوف» دارد و نه سوگنامه «گالان اوجای ترکمن» کم از قصه «پوشکین».

بزرگ‌ترین درس سفر به روسیه، دریافت سطح بالای کتابخوانی مردم عادی در زندگی روزمره است. اگر سرانه مطالعه افراد جامعه را با کیفیت گردشگری ادبی آن کشور یک رابطه دوطرفه تلقی کنیم، می‌توان امیدوار بود با بهره‌گیری از این شاخه گردشگری، مردم ایران نیز به مطالعه بیشتر تشویق شوند و با شعر و ادب دوباره آشتی کنند…

فرشته درخشش

هفت قلم، چهل کاتب

دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴

ادبیات بیش از آنچه فکر می کنیم با معماری ایران درآمیخته. این درآمیختگی از موضوع ادبی مربوط به نقاشی کاشی های به کار رفته در تزیینات بناها شروع می شود و با متون نوشته شده بر روی صخره ها ادامه می باید…

اعتقاد دارم این آمیختگی امروزه می تواند به عنوان یکی از جاذبه های کم نظیر در عرصه گردشگری به دنیا معرفی شود.

از این رو، ایده های جالبی به ذهنم رسیده.

یکی از ایده ها را فعلا مطرح نمی کنم. بماند برای بعد…

اما یکی از آنها، برگزاری تور “کتیبه” است.

یعنی سفری را برنامه ریزی کنیم که از قدیمی ترین متون نگاشته شده بر روی آجرها (چغازنبیل) و صخره ها (بیستون) شروع و به آیات قرآنی نگارش یافته بر روی مساجد و آرامگاه ها (گنبد سلطانیه) ختم شود.

* در این تور، تاریخ ایران به روایت کتیبه ها مطرح می شود.

* در این تور، تاریخ زبان های موجود در نجد ایران و به ویژه تاریخ زبان فارسی مورد بررسی قرار می گیرد.

* در این تور، هنر کم نظیر خوشنویسی ایران مطرح می شود.

* در این تور، ایران به روایت آثار مکتوب و مستند که جلوی چشم گردشگر قرار می گیرد ارائه می شود.

* این تور می تواند با کانسپت “بینامتنی” مطرح شود. این قضییه “بینامتنیت” اگر خوب در گردشگری مطرح شود بازتاب های فوق العاده ای خواهد داشت. زیبایی های این قضییه واقعا افسونگر است.

* این تور می تواند Chronology باشد، مثلا از زمان ایلامی ها شروع و به زمان قاجار یا پهلوی ختم شود.

چنین توری را طراحی کرده ام و نامش را گذاشته ام: “هفت قلم، چهل کاتب

ژاپن و گردشگری ادبی

یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۴

خیلی از سفر ژاپن نگذشته، پس در ذهنم جای دارد. از طرفی هر از گاهی فرصتی پیش می آید تا باز به گردشگری ادبی بیاندیشم.

این است که ژاپن و گردشگری ادبی را با هم ترکیب کردم و شد عنوان این نوشته.

سفر یعنی پیدا کردن یک نابغه در میان بوته ها و علف های هرز، یک گنج گم شده در میان کاشی های شکسته

جمله بالا از “باشو” است.

جمله پایین هم:

هر روز یک سفر است و سفر خود منزل

“باشو” سفر می کرد و شعر می گفت. این یعنی ترکیب سفر و شعر. یعنی همانی که برای همایش “گردشگری ادبی” مد نظرم بود.

پس می توان از “باشو” به عنوان مثالی برای گردشگری ادبی ژاپن استفاده کرد. حال ببینیم برای این پیشنهاد چه چیزی می توانیم پیدا کنیم:

* در سایت national geographic نوشته ای هست با عنوان On the Poet’s Trail که به مسیر سفرهای “باشو” اشاره دارد.

* از طرفی در سایت http://wikitravel.org نوشتاری را پیدا کردم با عنوان Narrow Road to the Deep North که در ۴۳ مرحله یک مسیر سفر برای پا جای پای باشو گذاشتن طراحی کرده.

پی نوشت: مسیر سفر “باشو” در national geographic مطرح شده و ما با وجود این همه شاعر و ادیب فوق العاده هنوز ایده “گردشگری ادبی” در ایران را جدی نگرفته ایم.

گزارش نشست دیروز

سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۳

در زیر خبرهای مربوط به نشست “گردشگری ادبی” در محل شهر کتاب مرکزی را بخوانید:

http://mehrnews.com/news/2515257/%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%81-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%86%D8%AC%DB%8C%D9%85

……………………………..

http://iscanews.ir/news/238235/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%9F

گردشگری ادبی پیش می رود

چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۳

حدود دو سال پیش (دقیقا ۲۶ ماه پیش) اولین همایش گردشگری ادبی برگزار شد. از ۴ سال قبل از اجرایی شدن چنین پروژه ای به ژانر گردشگری ادبی فکر می کردم.

حالا همایش برگزار شده و بعد از آن:

۱- خبرنگاران عزیز، به ویژه “زهره نیلی” بارها و بارها به موضوع گردشگری ادبی پرداخته، آن را مورد توجه قرار داده است.

۲- چندین دانشجو ایرانی چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور پایان نامه های خود را با عنوان گردشگری ادبی یا موضوعات مرتبط با آن انتخاب کرده اند.

۳- مجتبی گهستونی در اهواز چند برنامه مرتبط با گردشگری ادبی برگزار کرده. بر اساس تلاش های او و بقیه دوستانش، دو اتفاق مهم برای این شهر افتاده.

الف: اهواز به عنوان “پایتخت کتاب ایران” انتخاب شده.

ب: قرار است جشنواره و نمایشگاه گردشگری ادبی به مناسبت مورد ذکر شده در “الف” در این شهر برگزار شود.

۴- من هم بعد از برگزاری همایش گردشگری ادبی مصاحبه هایی کرده ام، برنامه هایی در تلویزیون و رادیو داشته ام، متن هایی نوشته ام، سخنرانی هایی در شهرهای شیراز و مشهد انجام داده ام و قرار است دوشنبه هفته بعد (۱۸ اسفند، ساعت ۱۷) در محل شهر کتاب مرکزی (واقع در خیابان شریعتی) در این رابطه برای علاقمندان صحبت کنم.

۵- همچنین خبر دارم که تورهایی برای رونق این نوع از گردشگری طراحی شده است.

خوابی از جنس شعر

چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۲

احساس می کنم “گردشگری ادبی” راه خودش را پیدا کرده. با توجه و لطف دوستان عزیزم، و همچنین به دلیل جذابیتی که در دل خود موضوع نهفته است، این نوع از گردشگری و حتی این نوع نگاه به ادبیات مورد توجه قرار گرفته است.

سمیناری که به مناسبت روز حافظ در موزه فرش برگزار شد، نشست هایی که “زهره نیلی” در خبرگزاری “مهر” برای شناساندن گردشگری ادبی شکل داده، و همچنین فعالیت قابل تحسینی که “مجتبی گهستونی” در اهواز به راه انداخته، ما را امیدوار می کنند که در روزگاری نه چندان دور، چشمهایمان شسته ادبیات از زاویه ای نو دیده خواهد شد.

اشتباه نکنید این یک فرش نیست، بلکه پتو است.

دیشب به صورت اتفاقی این پتو را در منزل دوست نازنینم، “احمد خلیلی” (راهنمای گردشگری ژاپنی زبان) دیدم. به گفته ی “احمد” این پتو حدود ۶۰ سال پیش با نقش ایرانی و با شعر فارسی در ایتالیا طراحی و وارد بازار شده است.

فکر کنید وارد اتاق یک هتل شده اید و به جای پتوهای معمول در رختخواب ها، با چنین پتویی و حتی با طرح های اینچنینی برای بالش، رنگ یا کاغذ دیواری اتاق ها و همچنین طراحی پنجره روبرو شوید.

چه حس فوق العاده ای خواهید داشت؟!

این است که عرض می کنم می توانیم یک هتل ادبی (بر اساس داستان ها و افسانه ها و …) طراحی کنیم.

۱- گردشگری ادبی در استکهلم

پنجشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۲

Stieg Larsson (استیگ لارسون) در ۱۵ آگوست ۱۹۵۴ به دنیا آمد و در ۹ نوامبر ۲۰۰۴ به علت سکته قلبی از دنیا رفت.

شهرت این روزنامه نگار و نویسنده سوئدی بیشتر به دلیل خلق “سه گانه هزاره” است با عنوان های: ۱- دختری با خالکوبی اژدها، ۲- دختری که با آتش بازی کرد و ۳- دختری که به آشیانه زنبور لگد زد

کتابهایش جوایز بسیاری دریافت کرده و کتاب “دختری با خالکوبی اژدها” The girl with dragon tatto توسط “هالیوود” به فیلم تبدیل شده است.

اکنون در “استکهلم”، توری به نام “تور هزاره” Millenium Tour وجود دارد که علاقمندان به کتاب های “لارسون” را در مرکز شهر “استکهلم”، محله “سودرمالم” به گردش می برد که محل وقوع اتفاقات داستان های وی است. خانه و محل کار او نیز در این محله بوده اند و در ماجراهای کتاب حضور دارند.

Stieg Larsson

استکهلم: نقشه تور هزاره

استکهلم: نقشه پیاده روی تور هزاره

آپارتمان Mikael Blomkvist، یکی از شخصیت های رمان

یکی دیگر از لوکیشن های رمان

همان

چند ساعت بیشتر نیست که در “استکهلم” هستم. اگر دقیق بخواهید بدانید، ۹ ساعت است که اینجایم. از این ۹ ساعت، ۵ ساعت را قدم زده ام. احساس بودن در اینجا خوشایند است ولی از دست دادن مراسم جشن صد سالگی استاد منوچهر ستوده، آزارم می دهد.

پی نوشت: من در این تور شرکت نکرده ام، فقط در این مورد اطلاعاتی داشتم که تکمیلش کردم.

سفرنامه ادبی

شنبه ۹ دی ۱۳۹۱

بعد از برگزاری اولین “همایش ملی گردشگری ادبی”، با همت و دقت و لطف “علیرضا عالم نژاد” و “مهرک حصارکی”، اولین تور رسمی گردشگری ادبی به عنوان یکی از خروجی های همایش در تاریخ پنج شنبه، ۷ دی ماه برگزار شد.

“علیرضا” و “مهرک” برای این تور بسیار زحمت کشیدند و بنده وظیفه خود می دانم که یک مرتبه ی دیگر از طراحی و اجرای این تور از این دو دوست عزیز و بزرگوارم تشکر کنم.

به کسانی که علاقمندند تا از چگونگی برگزاری این تور اطلاع کسب نمایند، پیشنهاد می کنم به آدرس های اینترنتی زیر مراجعه کنند:

ادامه مطلب …

گزارش تصویری از اولین همایش گردشگری ادبی

دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۱

توجه دوستان عزیز را به گزارش تصویری از اولین همایش گردشگری ادبی جلب می کنم. قابل ذکر است که همه ی عکس ها از سرکار خانم “نسیم اعتمادی” است.

ادامه مطلب …

تمام شد یا تازه شروع شده؟

شنبه ۲ دی ۱۳۹۱

ارزیابی شما از چگونگی برگزاری همایش گردشگری ادبی چیست؟

لطفا در بخش نظرات (بدون رو دربایستی) جواب دهید.

……………………………………………………………………….

پی نوشت: برای دریافت ویژه نامه الکترونیکی “همایش ملی گردشگری ادبی” به آدرس زیر مراجعه فرمایید:

http://mirasshahr.com/3328.html

کتاب چاپ شد

چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۱

بخش بزرگی از هدفمان این بود که بتوانیم در روز همایش کتاب مقالات را روی میز داشته باشیم.

انجام شد.

خرید این کتاب از طرف علاقمندان، می تواند بخشی از هزینه های همایش را پوشش دهد. همکاری برای فروش کتاب همان کمکی است که از دوستان انتظار دارم. سپاس.

بهترین مکان و زمان برای خرید کتاب، مکان و زمان برگزاری همایش است. اما بعد از همایش در آدرس زیر در خدمت علاقمندان خواهیم بود: میدان فاطمی، خیابان فلسطین شمالی، پایین تر از زرتشت، کوچه فرزام، پلاک ۲۱، طبقه همکف. تلفن: ۸۸۹۹۸۲۰۶

قیمت: ۱۵۰۰۰ تومان

شمارش معکوس

چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۱

امیدوارم خوب برگزار شود

شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۱

فقط خدا می داند که چقدر در یک سال گذشته چالش و مشکل داشته ایم. با این حال هرچه بوده، گذشته و حالا دقیقا یک هفته دیگر مراسم اختتامیه همایش گردشگری ادبی را برگزار می کنیم.

این مراسم روز شنبه، ۲ دی ماه، از ساعت ۱۳ تا ۱۹ در تالار ایوان شمس (تقاطع کردستان و جلال آل احمد) برگزار می شود.

از آنجا که مجبور شدیم یک همایش ۲ روزه را در نیم روز برگزار کنیم، برنامه ها بسیار فشرده خواهند بود. امیدوارم این عیب و نقص های دیگر را بر برگزارکنندگان ببخشید.

از علاقمندان دعوت می کنیم در صورت تمایل در این همایش شرکت کنند. برای اینکه بتوانیم تعداد شرکت کنندگان را تخمین بزنیم، لطفا در سایت همایش literarytourism.ir ثبت نام کنید.