آرشیو ‘نوروز در سفرنامه ها’

نوروز در سفرنامه‎ها: از دیدگاه “یاکوب ادوارد پولاک” - ۲

جمعه ۷ بهمن ۱۳۹۰

ادامه از قبل…

چند روزی پیش از عید به پاکیزه کردن خانه‎ها و “فرش‎تکانی” می‎پرذازند. تکاندن فرش فقط یک بار در سال انجام می‎گیرد، چه در طول سال گرد و غبار گردآمده‎ی روزانه از طرف خدمه زیر همان فرش مخفی شده است. به هنگام فرش‎تکانی منزل شاه، وی به یکی از قصرهای خود می‎رود و تا پایان کار همان‎جا می‎ماند.

روز قبل از عید همه به حمام می‎روند و سر را حنا می‎گذارند و ناخن‎ها را رنگ می‎کنند. پارسی‎ها حتی تمام بدن خود را – به استثنای صورتشان – حنا می‎گذارند تا پوستشان به رنگ زرد درآید.

جشن که با نوروز آغاز می‎‎گردد سیزده روز دوام دارد. در طول این روزها تقریبا همه‎ی کسب و کارها تعطیل است؛ در این مدت همه منحصرا به تفریح می‎پردازند، از لذایذ خانوادگی برخوردار می‎شوند یا به دید و بازدید یکدیگر می‎روند و به هم تبریک می‎گویند. اما هرگاه نوروز با ماه رمضان مصادف گردد دیگر شب‎ها را به خوشگذرانی صرف می‎کنند و روز را روزه نگاه می‎دارند.؛ زیرا هرچه در طی این جشن‎ها به تسامح و تساهل گرایش دارند باز روزه داشتن را که از اصول اساسی اسلام است حرمت نگه می‎گذارند و رعایت می‎کنند.

فقط روز اول سال دارای جنبه‎ی مذهبی است. روز دوم دیگر جشن بزرگ و عمومی همه‎ی ملت به شمار می‎رود. از صبح خیلی زود جمعیت در تمام کوچه‎ها و میدان‎های عمومی در جنب و جوش است، هر کس جامه‎ی نو در بر دارد و از آن‎جا که رنگ‎های روشن بیش از همه طرف توجه است گروه‎هایی را می‎بینید که لباس‎های سبز، آبی و سرخ بر تن دارند و در هم می‎لولند؛ بدیهی است که زنان ناگزیرند جامه‎های نو خود را زیر چادرهای تیره‎رنگشان پنهان دارند. آشنایانی که با هم روبرو می‎شوند دست یکدیگر را می‎فشارند و با فریاد “عید مبارک” یکدیگر را در آغوش می‎کشند. کسی که زیردست است در حالی که با دو دست خود یک دست ارباب یا حامی‎اش را در دست می‎گیرد تبریک می‎گوید و جواب تبریک خود را می‎گیرد.

باقی این جشن سیزده روزه وقف دید و بازدید‎ها و تبریک گفتن‎هاست. ترتیب دید و بازدیدها خود مبتنی بر رعایت قواعدی سخت است. در همه‎جا شیرینی تعارف می‎کنند و می‎خورند.
سرانجام روز سیزدهم یعنی آخرین روز عید فرا می‎رسد. مطابق با یک رسم کهن گویا تمام خانه‎ها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازه‎های شهر خارج می‎شوند و به باغ‎ها روی می‎آورند.

با این روز دیگر شادی‎های نوروز پایان می‎پذیرد. از نظر کشاورز عید مبدا زمانی است که بر محور آن کار آماده‎سازی زمین، بذر پاشیدن و محصول برداشتن را تعیین می‎کند؛ وی می‎داند که این تخم یا آن تخم را بیست روز پیش یا پس از عید باید افشاند؛ این یا آن درخت را چند روز پیش یا پس از عید باید پیوند زد؛ روی‎هم رفته نوروز در زیر آسمان شاد و زیبای ایران جشنی است برای شادی و شادکامی؛ مع‎هذا به علت اسراف و تبذیری که در کار برگزاری این جشن می‎شود آثار نامساعد آن تا مدتی در زندگی خانواده‎ها باقی می‎ماند.

خلاصه‎نویسی: آرش نورآقایی

منبع: سفرنامه‎ی پولاک، یاکوب ادوارد پولاک، ترجمه‎ی کیکاووس جهانداری، چاپ دوم، آبان ۱۳۶۸، انتشارات خوارزمی

نوروز در سفرنامه‎ها: از دیدگاه “یاکوب ادوارد پولاک” - ۱

شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۰

…نوروز چنان در اعماق خاطر ایرانیان رسوخ یافته بود که قانونگذاران و فاتحان بعدی (منظور حمله‎ی اعراب است) هرگز نتوانستند متعرض آن شوند. (ایرانیان) دلیلی برای ادامه‎ی این جشن اقامه کردند و آن این بود که خاطره‎ی فتح حضرت علی که به‎خصوص مورد اکرام ایرانیان است، باید جشن گرفته شود. در نتیجه نوروز تنها جشنی است که شیعیان و گبرها (پارسی‎ها)ی ساکن ایران آن را مشترکا برگزار می‎کنند.

جشن سال نو در زندگی عمومی و خصوصی ایرانیان امری است بسیار مهم و از بعضی جهات می‎توان آن را با جشن میلاد مسیح در چند کشور اروپایی قیاس کرد. از دو سه ماه پیش از عید تهیه‎ی مقدمات آن شروع می‎شود. مقادیر معتنابهی شیرینی در شهرهای اصفهان و یزد ساخته می‎شود که آن را با کاروان‎ها به سراسر مملکت می‎فرستند. مصرف شیرینی از حدود تصور و خیال آدمی هم فراتر می‎رود. اصولا ایرانی‎ها در هر سن و سالی که باشند به شیرینی سخت علاقمندند؛ اما در نوروز حتی فقیرترین افراد نیز باید انباری از شیرینی داشته باشند و همچنین برای دوستان و خویشاوندانشان از آن بفرستند. در هیچ خانه‎ای نیست که کلوچه، البته با تفاوت جنس بهتر یا بدتر، دیده نشود؛ بعد از کلوچه نبات، زبان بره، بسیاری از میوه‎های شکر سود (نُقل) و خمیرهایی که در دنبه و کره سرخ شده است همه جا محبوبیت عمومی دارد. فقیرترین طبقات مردم به‎جای قند و شکر برای تهیه‎ی شیرینی از شیره استفاده می‎کنند. اما هر مزه‎ای این شیرینی ها داشته باشند چندان مهم نیست، مهم این است که سال را با شیرینی آغاز کنند.

غیر از شیرینی‎ها، باید از میوه‎هایی که آن‎ها را با تردستی تا نوروز تر و تازه نگه می‎دارند یاد کرد. مثلا خربزه‎ی اصفهان و قم، انگور، انار ساوه، گلابی نطنز، سیب دماوند را در بارهای بسیار بزرگ صادر می‎کنند. برحسب یک رسم قدیمی بر بشقابی جو، گندم، عدس و شاهی سبز می‎کنند، به‎طوری‎که چمن کوچکی به‎وجود می‎آید و آن را مطابق با همان رسم در روز سیزده یعنی آخرین روز عید به کوچه می‎اندازند. هرکس از دستش برآید و به‎خصوص هر زنی در نوروز لباس نو به بَر می‎کند. به همین دلیل کار تهیه و فروش پارچه در این ایام به حداکثر قوت خود می‎رسد و بعضی از روسای خانواده‎های پرجمعیت باید همه‎ی امکانات خود را تجهیز کنند و حتی وامدار هم بشوند تا این احتیاج غیرقابل اجتناب خانواده‎ی خود را تامین کنند. به‎خصوص شلوار پف کرده ابریشمی چیزی است که چشم همه‎ی زن‎ها به دنبال آن است و باعث خانه‎خرابی شوهرها می‎شود. شاه از اطراف و اکناف کشور پیشکش دریافت می‎کند که پارچه‎هایی است از شال، ابریشم، پشم و کرک. در عوض وی به تمام اهل حرم به علاوه‎ی خدمه‎ی بی‎حد و حصر خود و همچنین به کلیه‎ی حکام و دولتمردان باید خلعت ببخشد… در مورد حکام ولایات باید گفت که دریافت این خلعت شاهانه به معنی انتصاب و تایید مقام آن‎هاست چه هرگاه خلعتی دریافت نکنند به معنای آن است که قریبا از شغل خود عزل می‎شوند، زیرا در هر نوروز یا باید مقام و منصب حاکم تایید شود یا جانشینی برای او بفرستند… همان‎طور که شاه نسبت به همه ی مملکت عمل می‎کند هر کس دیگر نیز در شعاع محدود خود باید به نوکران و ابواب‎جمعی خود عیدی بدهد که اغلب عبارت است از لباس و قواره پارچه‎ی تابستانی.

ادامه دارد…

خلاصه‎نویسی: آرش نورآقایی

منبع: سفرنامه‎ی پولاک، یاکوب ادوارد پولاک، ترجمه‎ی کیکاووس جهانداری، چاپ دوم، آبان ۱۳۶۸، انتشارات خوارزمی

نوروز در سفرنامه‎ها

جمعه ۲۳ دی ۱۳۹۰

حدود سه ماه به نوروز باقی مانده است.
چند وقت پیش با خودم فکر می‎کردم که اگر بخواهم امسال در رابطه با نوروز یک تحقیق جمع‎وجور انجام دهم، بهتر است با چه رویکردی به آن نزدیک شوم که هم جالب باشد و هم مثل خود نوروز نو باشد؟
امروز به این نتیجه رسیدم که بد نیست برداشت خارجیان از نوروز ایرانیان را مورد بررسی قرار دهم.
و دیدم بهترین روش برای من این است که به موضوع “نوروز در سفرنامه‎ها” بپردازم. بنابراین یک دسته با همین عنوان در این سایت ساختم تا به‎تدریج در این رابطه بنویسم.
درضمن، مشارکت علاقمندان موجب خشنودی است.