آرشیو ‘نمادهاي ديگر سو’

یک خانواده سه نفره

چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۲

این عکس را در یکی از قبرستان های اطراف شیراز (جاده شیراز به سمت کازرون) گرفتم.

در طی سال های گذشته، بسیار از نقوش قبرهای مختلف در قبرستان های متنوع کشور عکاسی کرده ام ولی هرگز به چنین نقشی برنخورده بودم. این نقش من را به یاد یکی از نقش های “برم دلک” می اندازد که در آن بهرام دوم به همسرش یا به عبارتی اهورامزدا به آناهیتا گل می دهد.

قرار ملاقات

شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۰

نگاه کنید…

عرش خودش را بر این فرش گسترانیده. گویی مهر این خاک پست بر دل بلند سپهر افتاده…

و این رفتگانی که سر به بالین خشت دارند، در این مکان، آسمان را به سبب آبی زلالش در آغوش کشیده اند.

اینجا دزفول است. قبرستان کاشفیه:

در بحبوحه ی آماده شدن برای پنجمین جشن راهنمایان گردشگری، و در میان مسیری که برای دیدار شهردار و فرماندار دزفول می رفتیم تا برای جشن از آن ها یاری بطلبیم، به همراه ”مجتبی گهستونی” و آقای “پور رُکنی” (مدیر سازمان زیباسازی و نوسازی شهر دزفول) از قبرستان کاشفیه بازدید کردیم. در تصاویر فوق و زیر، مزارهای این قبرستان را مشاهده می کنید.

قرار است این قبرستان ساماندهی شود و با اجازه از خانواده متوفیان، مزارها بازسازی شود.

سنگ مزار قشقایی

جمعه ۵ شهریور ۱۳۸۹

عکس زیر را در مسیر یکی از روستاهای نورآباد استان فارس گرفته‌ام:

 

همان‌طور که می‌توان حدس زد این سنگ قبر متعلق به یک فرد مهم (حاچی خان کراتی؟) از عشایر قشقایی است که به زیبایی و با رنگ‌های قرمز و سبز و سیاه طراحی و اجرا شده است. در این سنگ قبر دو حالت مختلف از متوفی را می‌بینیم که نشان‌دهندی سبک زندگی او در زمان حیاتش بوده است. در بخش بالایی سنگ قبر، متوفی را می‌بینیم که شمشیرش را در دست راست گرفته و در حال تازاندن اسب و در جستجوی شکار است. اما در بخش پایینی او را می‌بینیم که بساط چای و قلیانش به راه است. در نقش‌های این سنگ قبر، حیوانات از نیم‌رخ و مرد تمام رخ نشان داده شده‌اند.

متاسفانه هیچ عکس دیگری از عشایر قشقایی در اختیار ندارم تا بیش‌تر بر روی این طرح‌ها حرف بزنیم. اما بعد از اتمام سفرهایم (اگر همه چیز به خوبی پیش برود) ادامه‌ی سفرهای تحقیقاتی سنگ‌مزارها در ایران را پی خواهم گرفت.

پی‌نوشت: دوست خوبم «پرتو حسنی‌زاده» که در این سفر همراه ما بود اشاره کرد که در مسیر نورآباد ممسنی به پل فهلیان، سه روستا وجود دارد به نام‌های سربیشه جنجان، سروان جنجان و جنجان. بنده این عکس را در قبرستانی که در همین مسیر بود گرفتم.

مقبره‌های دیلمان

چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۹

عکس‌های زیر را در روستای «شاه شهیدان» واقع در ارتفاعات «دیلمان» استان گیلان گرفته‌ام. روستای «شاه شهیدان» از این منظر اهمیت دارد که هرساله مراسم «علم‌واچینی» در آن برگزار می‌شود. شرح این مراسم را قبلا نوشته‌ام. اکنون لطفا به عکس‌های زیر دقت کنید:

برداشت‌ها:

۱- استان‌های گیلان و مازندران دارای بیشترین منابع چوب هستند و ساختمان‌های ساخته شده از چوب در این دو استان از هر جای دیگر در کشور ما بیشتر است. جالب است که در عکس‌های فوق به غیر از یک مورد (عکس پنجم) که آن هم در نوع خودش جالب توجه است، بقیه‌ی مزارها از چوب ساخته شده‌اند. طرح مقبره در عکس چهارم همان طرحی است که معمولا در نرده‌های چوبی ایوان‌های خانه‌‌های روستایی گیلان و مازندران دیده می‌شود.

۲- قبلا هم گفته‌ام که با شناخت مراسم سوگواری و تدفین در یک جامعه می‌توان سبک زندگی و اعتقادات مردم را مورد بررسی قرار داد. این‌که در ایران و بین‌النهرین در قبر فرد متوفی، سفال‌های پر از غذا و نوشیدنی می‌گذاشتند و امروزه نیز می‌بینیم بر سر مزارها، خرما و میوه و شیرینی می‌‌گذارند، حکایت‌هایی از اعتقاد این مردمان در روزگاران گذشته و امروز را برای ما بازگو می‌کند. حتی گذاشتن سایه‌بان بر سر مزارها، یا شست‌وشوی سنگ مزارها که هم‌اکنون هم (با آب و گلاب و جارو) مرسوم است از باورهای بسیار قدیمی سخن می‌گوید. شست‌وشوی مزارها در روزگاران باستان بر اساس این اعتقاد بود که فرد متوفی از گرما و تشنگی در رنج و عذاب نباشد و وجود سایه‌بان بر سر مزارها هم مانعی در برار باد و باران و آفتاب تلقی می‌شد. اکنون نیز با توجه به وجود چنین حفاظ‌های چوبی در این قبرستان، می‌توان به این موضوع اندیشید که مردم این دیار دوست ندارند که امواتشان زیر باران در عذاب باشند و به گونه‌ای یک خانه‌ی چوبی بر سر مزار او ساخته‌اند. در عکس پنجم می‌بینیم که به جای استفاده از چوب، خانه‌ای از جنس حلبی (همچون بام خانه‌ها در گیلان و مازندران) برای فرد متوفی درست کرده‌اند تا در برابر باران (که در این منطقه زیاد می‌بارد) در امان باشد.

همتای مقبره‌ی کوروش

دوشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۹

لطفا به عکس‌های زیر نگاه کنید:

این دو عکس را در سفری که حدود ۲ یا ۳ سال پیش به استان لرستان داشتم، از قبرستان روستایی به نام «ابوالوفا» گرفتم. جذابیت این قبرها برای بنده از این جهت است که بسیاری از کارشناسان میراث فرهنگی و باستان‌شناسان معتقدند: “نمونه‌‌های دیگری شبیه به مقبره‌ی کوروش به غیر از یک مورد دیگر، در ایران یافت نمی‌شود.” برخی هم معتقدند که معماری مقبره‌ی کوروش از معماری اوراتویی، کپی برداری شده است. بنده صلاحیت این را ندارم که بگویم اصل معماری مقبره‌ی کوروش اورارتویی است یا خیر، اما همیشه نسبت به این موضوع که نمونه‌های دیگری شبیه به مقبره‌ی کوروش در ایران یافت نمی‌شود شک داشتم. و حالا با نشان دادن این عکس‌ها، نظریه‌ام را با شما در میان می‌گذارم.

اگر خوب به عکس‌ها نگاه کنید و طرح مقبره‌ها را با مقبره‌ی کوروش مقایسه کنید، متوجه شباهت آن‌ها با یکدیگر می‌شوید. با این تفاوت که کوروش یک شاهنشاه بود و بالطبع مقبره‌ی او در ابعاد بزرگتری ساخته شده است. این قبرها قدمت زیادی ندارند و احتمالا زمان ساختشان حداکثر به ۵۰ سال پیش می‌رسد ولی بیراه نگفته‌ایم اگر بگوییم طرح این مقبره‌ها احتمالا از طرح‌های قدیمی‌تر اتخاذ شده و کماکان در این منطقه مقبره‌هایی به این شکل ساخته می‌شود. اگر تحقیق بیشتری در این زمینه انجام شود، شاید بتوان نمونه‌های کهن‌تری را نیز یافت.

این مکانی که عکس‌ها از آن گرفته شده، در روزگاران باستان جزو امپراطوری ایلامی‌ها محسوب می‌شده و یادمان باشد که کوروش در سرزمینی به دنیا آمد که «انشان» نامیده می‌شد و روزگاری متعلق به ایلامیان بود. این مقبره‌ها همچون مقبره‌ی کوروش طرح زیگوراتی دارد و تا جایی که فعلا صد در صد ثابت شده تنها زیگوراتی که در ایران یافت شده، زیگورات چغازنبیل و متعلق به ایلامیان است.

به هر حال، این هم یکی دیگر از نوشتارهای بنده در رابطه با طرح مقبره‌ها در ایران است. نظریه‌ای که ارائه شد، تنها یک نظریه و یک فراخوان برای اندیشیدن در این مورد و احتمالا به جواب درست رسیدن است.

سنگ قبر

شنبه ۱۹ تیر ۱۳۸۹

۱- برخی از دوستان و همکاران بنده می‌دانند که حدود ۵ سال است در سفرهایم به اطراف ایران، به دنبال نمادهای سنگ‌قبرها بوده‌ام و بدین منظور از قبرستان‌های بسیاری دیدار کرده‌ام و عکس گرفته‌ام. قصد داشتم و دارم که حاصل این سفرها و عکس‌ها و برداشت‌ها را روزی در یک کتاب منتشر کنم.

۲- چند ماه پیش هنگامی که در قفسه کتاب‌های نشر «مرکز» ولگردی می‌کردم نگاهم به کتابی افتاد که چنین مشخصاتی داشت: سنگ قبر، پرویز تناولی، ویراستار فرهاد بابایی، تهران، بن‌گاه، ۱۳۸۸/

همان‌طور که متوجه شدید هنرمند محترم، پرویز تناولی یک کتاب نفیس در زمینه علاقمندی بنده به چاپ رسانده است. با این حال رویکرد من به قبرستان کمی با کار استاد تناولی متفاوت است و هنوز قصد ندارم که پروژه‌ام را تعطیل کنم.

۳- از آن‌جا که شاید به دلیل فعالیت‌ها و مشغله‌هایم چاپ و انتشار این کتاب به تعویق بیفتد و از آن‌جا که هر از گاهی ایمیل‌هایی از طرف دانشجویان و علاقمندان به این موضوع برایم ارسال می‌شود و خواستار اطلاعات هستند، تصمیم گرفته‌ام از این به بعد دریافت‌هایم در این زمینه را همراه با عکس در بخش تازه‌ای که در سایت به وجود آورده‌ام و آن را «نمادهای دیگر سو» نامگذاری کرده‌ام، قرار دهم. قابل ذکر است که قبلا یک متن به همراه عکس با عنوان «سنگ‌افراشته‌های مزارها در ایران» نوشته‌ام که آن را در همین بخش سایت قرار می‌دهم تا خوانندگان محترم با پیشینه‌ی فعالیت‌هایم در این زمینه آشنا شوند.

۴- اگر کسی عنوان بهتری برای بخش «نمادهای دیگر سو» سراغ دارد، از ابراز ایده‌اش خوشحال خواهم شد.

۵- برای این‌که با نوشتارهای این بخش از سایت آشنایی پیدا کنید، برای شروع چند قبر از یک قبرستان را مورد تحلیل قرار می‌هیم:

این عکس را در استان خوزستان و اگر اشتباه نکنم در نزدیکی شهر مسجد سلیمان گرفته‌ام. موضوعاتی که در این قبرستان جالب توجه است عبارتند از:

۱- در تحقیقات میدانی که درباره‌ی قبرستان‌ها انجام داده‌ام، در هیچ یک از دیگر استان‌های کشور به غیر از خوزستان (و گاهی در استان فارس)، یا به عبارت دیگر در هیچ یک از اقوام دیگر به غیر از بختیاری‌ها، با سنگ ‌قبرهای رنگی مواجه نشده‌ام. به گمانم این موضوع می‌تواند در مردم‌شناسی این مردم، پارامتر مهمی تلقی شود.

۲- مسلمان بودن و حتی شیعه بودن متوفی‌ها با توجه به مساجد (مساجد دو مناره یا گلدسته دارند) در سنگ‌قبرها مشخص است.

۳- مرد بختیاری با توجه به سنگ مزارش، اسب‌سوار، دلیر (همتای شیر)، شکارگر و مبارز (همراه با اسلحه و شمشیر) نشان داده می‌شود.  اگر کسی با فرهنگ بختیاری‌ها آشنا باشد می‌داند که اسب تا چه اندازه در فرهنگ آن‌ها و مخصوصا در مراسم عزاداری اهمیت دارد. بختیاری‌ها، در مراسم عزاداری اسب فرد متوفی را «کُتَل» می‌بندند. نزدیکی فرد متوفی و اسب (معمولا به رنگ سیاه) در نمادهای سنگ قبر ما را به یاد داستان سیاوش می‌اندازد. شکارچی بودن مرد بختیاری از فرهنگ کوچ‌نشینی آن‌ها برای ما سخن می‌گوید. شاید خواننده محترم فکر کند که اولین سنگ قبر از چپ، فردی را نشان می‌دهد که در حال مبارزه با شیر است. این‌طور نیست، بلکه مرد متوفی همتا و هم‌زور با شیر در نظر گرفته شده و در این تصویر با شیر مبارزه نمی‌کند. دلیل این ادعای بنده بر این اساس استوار است که شیر در این سنگ قبر به رنگ زرد است و شیر زرد در فرهنگ بختیاری شیر مسلمان است و باید به او احترم گذاشت. لازم به ذکر است که بختیاری‌ها شیرها را به دو نوع کافر و مسلمان تقسیم‌بندی می‌کنند. دلیل دیگری که شیر را مسلمان فرض کرده‌ام، ریش‌دار بودن شیر است. این شیر نمادی از حضرت علی است و باز هم شیعه بودن فرد متوفی در این سنگ مزار را مشخص می‌کند.

۴- یکی از سنگ قبرها مربوط به یک بانوی متوفای بختیاری است که لباسی به رنگ سیاه بر تن دارد و در میان دو گل ایستاده است. این‌گونه قبر مردان و زنان از هم تمیز داده می‌شود.

۵- موضوع جالب دیگری که از این سنگ‌قبرها می‌توان استنباط کرد، حضور زندگی و تحرک در تصویرهاست. در واقع اگر فراموش کنیم که تصاویر مربوط به سنگ قبر است، هیچ‌گونه غم و اندوهی از آن‌ها مشخص نمی‌شود. بانوی بختیاری در میان گل به سمت ما می‌نگرد و طریقه‌ی ایستادنش گونه‌ای از طنازی، اصالت و صلابت را نشان می‌دهد. مردان در حال انجام وظیفه‌اشان (وظیفه‌ی روزانه‌اشان) هستند و حیوانات در تصاویر هم در حال جهش و دویدن دیده می‌شوند.

۶- بنده با بختیاری‌ها در استان خوزستان بسیار تماس داشته‌ام و می‌دانم که آن‌ها دوست دارند خود را از اعقاب کوروش و سلسله هخامنشیان بدانند و به واقع هم پاسدارهای آداب و رسوم قدیمی ایران‌زمین به شمار می‌روند. با این جملات می‌خواهم توجه شما را به موضوع جالبی جلب کنم. اگر به مقبره‌های شاهان هخامنشی در «نقش رستم» توجه کنید، متوجه می‌شوید که دارای سه بخش است. در بخش پایینی معمولا چیزی وجود ندارد. در بخش میانی مقبره‌ی شاه وجود داشته و در بخش بالایی گونه‌ای از مراسم آیینی و مذهبی شاه روایت شده است. در این تصاویر هم سنگ قبر به سه بخش تقسیم شده. در بخش پایینی فقط نام کسی که این سنگ قبرها را ساخته، آمده است (که در تحلیل ما از این منظر اهمیت چندانی ندارد). در بخش میانی به گونه‌ای شخص متوفی و شخصیت او را می‌بینیم. و در بخش بالایی مذهب و مرامی که متوفی به آن وفادار بوده، مشخص است. می‌خواهم عرض کنم که سنگ قبر بختیاری‌ها تقلیدی است از مزار هخامنشیان که در طول زمان تغییراتی هم در آن‌ رخ داده است.

آرش نورآقایی 

سنگ افراشته‌های مزارها در ایران

شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۸

نگارنده چند سالی است که از قبرستان‌های قدیمی ایران بازدید می‌کنم و در این مدت سعی کرده‌ام چگونگی ساخت مقبره‌ها و نمادهای حک شده بر روی آن‌ها را از جنبه مردم‌شناسی بررسی کنم. اما آن‌چه در این نوشتار می‌آید مربوط می‌شود به بخشی از این قبرستان‌ها که مزارهایی به شکل سنگ‌افراشته دارند.

ادامه مطلب …