آرشیو ‘سفر به ژاپن’

۱۱- بدون ساکی، مست ساکورا

جمعه ۱۴ فروردین ۱۳۹۴

قبل از هر چیز توجه شما را به چند خط اطلاعات دیگر از ژاپن جلب می کنم.

- بعضی از تعطیلات ژاپن خیلی جالب توجه هستند. دقت کنید:

* روز اول بهار و همچنین روز اول پاییز. به عبارت دیگر اعتدالین را جشن می گیرند.

* روز رشد

* روز گیاهان سبز

* روز کودک

* روز سالخوردگان

* روز ورزش و سلامتی

* روز فرهنگ

* روز کارگر

- تعطیلات دیگر عبارتند از: روز تولد امپراطور، روز دریانوردی، روز یادبود قانون اساسی، روز ملی (که به صورت جالب توجهی می شود معادل ۲۲ بهمن)، چها روز برای آغاز سال نو

- اگر تعطیلات در ژاپن وسط هفته بیفتد، آن را به شنبه با یکشنبه می چسبانند تا مردم بتوانند تعطیلات بهتری را تجربه کنند یا به سفر بروند. فقط تعطیلات “روز ملی” و “روز تولد امپراطور” از این قانون مستثنی هستند.

- متروهای ژاپن خیلی شلوغ است. ظاهرا چندین پایان نامه دکترا برای بررسی چگونگی ایستادن مسافران در واگن های مترو نوشته شده تا برای افراد بیشتری فضا به وجود بیاید.

- تواضع در ژاپن خیلی مهم است. اگر کسی بخواهد نماینده مجلس بشود باید نشان بدهد که متواضع است. مردم باور دارند اگر شخص متواضع نباشد هرگز برای خدمت به مردم کاری نخواهد کرد.

- سفر به ژاپن برای کسانی که تمیزی، رایگان بودن و در دسترس بودن توالت برایشان مهم است، خوشایند خواهد بود. از طرفی برای افراد سیگاری خیلی دردناک است. به ندرت دیده می شود که کسی در خیابان در حال راه رفتن سیگار بکشد. سیگاری ها حتی در فضای آزاد حق ندارند همه جا سیگار بکشند و باید در جایگاه مخصوص قرار بگیرند. حالا دیگر خودتان فکر فضاهای سربسته را بکنید.

- مردم این کشور به دولت خود بسیار اعتماد دارند و گوش به فرمان حاکمان خود هستند.

- جالب است بدانید که دو سال پیش (سال ۲۰۱۳) وزیر دارایی این کشور از سالخوردگان بالای ۱۰۰ سال که نمی توانند غذا بخورند، درخواست کرد که برای مردن عجله کنند. او اشاره کرد: “بهشت ممنوع می شود برای کسی که وقت مردنش شده ولی به زور می خواهد زنده بماند.” این درخواست به این خاطر مطرح شده بود که هزینه های درمانی افراد سالخورده زیاد است.

متن کامل این خبر را می توانید با جستجوی عبارت “Let elderly people ‘hurry up and die’, says Japanese minister” بیابید.

ادامه مطلب …

١٢- فرودگاه

پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۴

همین حالا در فرودگاه “کانسای” (فرودگاه زیبای ازاکا) نشسته ام و می نویسم.

با حسرت خداحافظی می کنم از ژاپن، با این مردمان مودب.

امروز عمیق تر به چهره کشور و باشندگانش دقت کردم و دریافتم که برایشان احترام بسیاری قائلم.

وقتش است که به احترام ژاپن بایستم و تعظیم کنم.

در این لحظه نوشته های “رولان بارت” (در رابطه با ژاپن) را بهتر درک می کنم.

۱۱- دوباره برمی گردم!

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۴

چمدانم را بستم.

حدود ۲۰ ساعت دیگر پرواز خواهم کرد تا حدود ۴۰ ساعت دیگر در تهران باشم.

گزارش “کیوتو، شهر معابد” تکمیل شد. احتمالا آخرین گزارش این سفر (گزارش ازاکا) را در تهران خواهم نوشت.

۱۰- کیوتو، شهر معابد

سه شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۴

گزارشی که در زیر تقدیم حضورتان می شود مربوط است به شهر “کیوتو” و اطراف آن:

…………………………………………………………..

“کیوتو” دوست داشتنی است. برای من این قابلیت را دارد تا در فهرست شهرها، روستاها و مکان های الهام بخش مثل فلورانس، پراگ، وین، لوگانو، هانگزو، کاشان، بانجارنگارا، بروژ، قلعه شاداب و … قرار بگیرد. یک روز این شهرها و روستاها و مکان ها را فهرست خواهم کرد.

یک روز، بالاخره یک روز، یک رمان خواهم نوشت.

ادامه مطلب …

۹- اُزاکا

دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۴

۱- امروز (۱۰ فروردین، ۳۰ مارچ) تمام روز از سه معبد “کیوتو” و یک پارک جنگلی بازدید کردیم و بعد از غروب به سمت “ازاکا” آمدیم.

۲- هتلی که در آن اقامت داریم، هتل WESTIN در بخش مدرن شهر “ازاکا” و در میان ساختمان های بلند و مجلل واقع شده.

۳- تور ژاپن باید اینطوری باشد: ۴ شب توکیو، ۴ شب کیوتو، ۳ شب ازاکا

۴- گزارش “کیوتو” را به شما بدهکارم، اما حالا دیروقت است و من هم واقعا خسته ام. باشد برای بعد.

۵- از آنجا که به زودی گزارش “کیوتو” (شهر معابد) را تقدیم خواهم کرد، برای آشنایی با معابد ژاپن مطلبی که پنج سال و نیم پیش تحت عنوان “ژاپن؛ جایی که طبیعت خداست” http://nooraghayee.com/?p=381 را (اگر وقت دارید) بخوانید تا قضایا را بهتر متوجه شوید.

۸- روز آزاد

یکشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۴

هایکو از باشو:

چه قدر تحسین برانگیز است

کسی که فکر نمی کند “زندگی ناپایدار است”

وقتی آذرخشی را می بیند!

………………………………………………..

در روز آزادی که در “توکیو” در اختیار داشتیم به همراه همسفرانم به مرکز شهر رفتیم. طبق معمول اولین درخواست بازدید از مرکز خرید بود. بنابراین آن ها را به مرکز خرید بردم و تنهایشان با فروشگاه های گران قیمت تنهایشان گذاشتم و خودم سوار مترو شدم تا گشتی در شهر بزنم.

ادامه مطلب …

۷- فوجی

شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۴

امروز (۲۸ مارچ - ۸ فروردین) با قطار سریع السیر “شین کان سن” از مبدا “توکیو” به مقصد “کیوتو” آمدیم. تجربه جالبی بود.

آمده ایم به شهر “ای کی یو سان” و “میتی کومان”، اما گزارشی که در زیر تقدیم می شود متعلق است به گشت دو روز پیش.

قبل از شروع گزارش گشت فوجی، عرض کنم که همین امروز صبح متوجه شدم “ماساژ” توالت اتاقم در هتل توکیو چگونه کار می کرد. قضییه این است:

بعد از عمل تخلیه و در زمانی که قرار است آب به سمت محل مورد نظر اسپری شود، با زدن کلید “ماساژ” آب به صورت قطع و وصل سریع و پی در پی به سمت هدف هدایت می شود و حالت ماساژ پیدا می کند. همین.

حالا این شما و این فوجی:

ادامه مطلب …

۶- تو به کیو، کیو به تو

جمعه ۷ فروردین ۱۳۹۴

سوال مظفرالدین شاه از “مهدی قلی خان هدایت” (مخبر السلطنه) بعد از برگشت از سفر به کشورهای آسیایی، اروپایی و آمریکایی:

- آیا ژاپن مجلس دارد؟

بعد ظاهرا شاه بی خیال این سوال می شود و از “مخبرالسلطنه”اش می خواهد:

- از درخت هاش بگو!

…………………………………………….

فردا از توکیو به کیوتو خواهیم رفت در حالی که هنوز دو گزارش تصویری به توکیو بدهکارم.

گفتنی ها بسیار است، اما واقعا وقت کافی ندارم. نوشتن گزارش تصویری (دیگر اسم این نوشته هایم را سفرنامه نمی گذارم)، مخصوصا از مکان جدیدی که قبلا هرگز ندیده ام، اصلا کار ساده ای نیست.

تا بعد …

۵- توکیو!

چهارشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۴

“رولان بارت” می نویسد:

اگر می خواستم مردانی خیالی را تصور کنم، می توانستم نامی ابداعی بر آنها بگذارم، آنها را برای خود به موضوعی رمانتیک تبدیل کنم و به این ترتیبب سرزمینی افسانه ای برای خود بسازم، بی آنکه نیازی باشد تا هیچ سرزمین حقیقی ای را به خطر بیندازم، و در نهایت می توانستم با این مردمان خیالی، بی آنکه مدعی بازنمایی یا تحلیل کوچک ترین واقعیتی باشم، گوشه ای از جهان را به ذهن  آورم و بر خطوطی پای فشارم و به عمد از این خطوط یک نظام بر پا کنم، نظامی که من آن را ژاپن می نامم.

………………………………………….

و احساس من این است که توکیو برای یک توریست (شاید) جاذبه چندانی نداشته باشد، جز اینکه پز بدهد و به دوستانش بگوید: “توکیو را دیده ام”. البته گفتن جملات اینچنینی و برتری جویی با استفاده از اهرم و ابزار سفرهای دور و دراز، این روزها خودش کلی قدر و قیمت دارد و …

بگذریم…

بله، توکیو در نگاه نخست جذاب نیست. اما اگر از عدم جذابیت اولیه صرف نظر کنیم، این شهر و کلا ژاپن برای کشف و شهود و مطالعه در احوالات، خیلی جای کار دارد. من برای این دومی (کشف و شهود و …) اینجا را دوست دارم، هرچند که برای اولی (جذابیت) هم دلم را صابون زده بودم. این را هم بگویم که هنوز از درستی و صحت احساسم مطمئن نیستم. عادت دارم احساساتم را بنویسم، هرچند که ممکن است درست نباشند یا خیلی زود تغییر کنند. اینجا (این سایت) دفتر گشاده شده روحیات و برداشت های من است. دوست دارم همه بدانند که یک فرد (این فرد می تواند من، شما یا هر کس دیگری باشد) چه روال و فرآیندی را در اندیشه هایش طی می کند، برای خودشناسی خوب است. می نویسم که یادم باشد و بعدا به خودم دروغ نگویم.

از این هم بگذریم…

قبلا ۶ مرتبه به چین سفر کرده ام که فقط در یک مرتبه اش، یک ماه آنجا مانده ام. ژاپن به چین بسیار شباهت دارد و شاید -با اینکه آرزویم این بوده که ژاپن را ببینم- به همین دلیل است که هنوز به درک فردی از خاص بودن ژاپن نرسیده ام. معتقدم این درک فردی مهمترین چیزی است که هر کس باید به آن برسد.

۲۲ سال است سفر می کنم که ۱۰ سال آن به صورت حرفه ای بوده (در صورت علاقه می توانید برای خواندن سفرشمارهایم به آدرس http://nooraghayee.com/?p=13620 رجوع کنید) اما شاید حالا کم کم می فهمم آنچه که گاهی به ذهن ما فرو می کنند و آن را برایمان اصل ثابت شده قرار می دهند، نسخه نخ نما شده و رنگ و رو رفته ای است از امیدها، آرزوها و خواسته هایی بر مبنای حقارت هایمان. ما نمی دانیم کجای کاریم و قرار هم نیست که بفهمیم. منظورم از ما، فقط من و تو یا ما ایرانی ها نیستیم، بلکه از ۹۵ درصد آدم های دنیا و یا شاید ۱۰۰ درصدشان حرف می زنم.

از این یکی هم بگذریم…

اینک گزارش تصویری توکیو و چند خط اطلاعات جدید را تقدیم می کنم:

- توکیو در دهه های ۵۰ و ۶۰ میلادی از لحاظ محیط زیستی وضعیت بسیار وخیمی داشته تا جایی که مردم دچار بیماری های عذاب آوری شده بودند. خط مشی محیط زیستی این شهر بعد از این نابسامانی ها شکل گرفته و حالا دیگر از آلودگی های آن زمان خبری نیست. مردم این کشور با یک عزم ملی دوباره محیط زیست خود را احیا کرده اند. این می تواند خبر خوبی برای کشور ما باشد، اگرکه همت داشته باشیم.

- در سطح شهر به ندرت سطل زباله دیده می شود. هیچ ته سیگاری بر روی زمین نیفتاده. اینجا خود مردم مسوول پاکیزگی شهر هستند نه شهرداری.

- مردم این کشور برای مصرف کم و استفاده درست از انرژی بسیار حساس هستند. گفته می شود ژاپنی ها در دهه ۵۰ میلادی یخچال تولید کردند اما خودشان تا دهه هفتاد (حدود ۲۵ سال بعد) از آن استفاده نکردند. به اعتقاد برخی، خام خوری ژاپنی ها به همین طرز نگاهشان به مصرف انرژی مرتبط است.

- در این کشور زنان به وضوح از مردان در سطح پایین تری از موقعیت اجتماعی قرار دارند. برای من اتفاق افتاد: وقتی بر روی صندلی نشسته بودم و در همان حال تورلیدر تور یک روزه به مقصد کوه فوجی که می خواست با من حرف بزند، تقریبا زانو زد تا صورتش پایین تر از صورت من قرار بگیرد و بعد صحبت کرد.

طبق یک گزارش مستند، هنوز زنان نمی توانند:

۱- به برخی از کوه ها صعود کنند، ۲- ورودشان به برخی از معابد ممنوع است، ۳- حق ندارند برای دیدن کشتی آیینی “سومو” Sumo به مکان برگزاری مراسم بروند، ۴ نمی توانند در “هتل کپسول ها” بخوابند، ۵- تقریبا نمی توانند در یک رستوران سرآشپز “سوشی” sushi بشوند، و …

- به صورت سنتی وقتی یک امپراطور فوت می کند و امپراطور جدید جای او را می گیرد، سال تقویم عوض می شود. مثلا الان در ژاپن سال ۲۷ Heisei است، به این معنی که امپراطور فعلی ۲۷ سال است که امپراطور این کشور شده.

- در ژاپن تورم وجود ندارد و این موضوع خیلی هم خوب نیست. به همین خاطر دولت سعی دارد تا ۱۰ سال آینده دو درصد تورم ایجاد کند.

- احتمالا می دانید که Sakura یا همان شکوفه های گیلاس در ژاپن خیلی مورد توجه هستند، هم برای مردم بومی و هم برای گردشگران جذابیت ویژه ای دارند. اما شاید ندانید که این شکوفه ها به میوه تبدیل نمی شوند و همه در اثر سرما از بین می روند. یعنی این همه درخت گیلاس و این همه شکوفه ثمر ندارد و ژاپنی ها برای مصرف خوراکی از آمریکا گیلاس وارد می کنند. ظاهرا مردان ژاپنی را به دلیل سردمزاحی با شکوفه های گیلاس قیاس می کنند.

- در این کشور، روز تولد هر فردی به او مرخصی می دهند. ضمنا از او خواسته می شود که در این روز آزمایشات پزشکی لازم را انجام دهد تا از سلامت جسمی خودش مطمئن شود. نتیجه این آزمایشات برای تمدید قرارداد لازم است.

- مردم این کشور تک پاسپورتی هستند. یعنی اگر پاسپورت ژاپنی داشته باشید، دیگر نمی توانید پاسپورت کشور دیگری را به دست بیاورید و بالعکس.

- اگر به نقشه ژاپن دقت کنید، متوجه می شوید که این کشور به صورت طولی گسترده شده و عرض چندانی ندارد. اما ژاپنی ها دوست ندارند به این نکته که “عرض کشورشان کم است” اشاره شود. بنابراین هرگز نمی گویند ژاپن شمالی یا ژاپن جنوبی، بلکه اشاره می کنند ژاپن شرقی و ژاپن غربی.

- من همیشه فکر می کردم که چرا تهران به اندازه کافی درخت ندارد، اما درخت های توکیو از تهران هم کمتر است. من این شهر را شهر بی درخت می نامم.

ادامه مطلب …

۴- چشم هایم را باز می کنم

سه شنبه ۴ فروردین ۱۳۹۴

بهار هنوز عمقی ندارد      فقط باد است که سفر می کند      از درختی به درختی

هایکو: از آرو

…………………………………………

بله، بهار هنوز در این شهر عمق پیدا نکرده. دیشب باد می وزید، امروز هم.

و اما اولین گزارش تصویری را تقدیم می کنم:

قابل ذکر است که در این روز وقت آزاد داشتیم و مکان هایی که در تصاویر می بینید را من و سه تن از همسفرانم بدون همراهی راهنمای محلی بازدید کردیم. حتی قبل از همراهی با همسفران، حدود دو ساعت تنها قدم زدم. البته از جایی که تصویر نقشه مترو را می بینید، راهنمای محلی (یک ایرانی به نام آقای فرجی) فقط با ما بود که فقط با هم به منطقه فروش کالاهای الکترونیکی رفتیم.

ادامه مطلب …

۳- دیدار در شب

دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۴

امروز (دوشنبه، ۳ فروردین) من و چند تن از همسفرانم ساعت ۱۷ به وقت “توکیو” وارد فرودگاه “ناریتا” شدیم. چند نفر دیگر از همسفران، فردا به ما ملحق می شوند.

از فرودگاه تا محل هتل در شهر حدود ۲ ساعت در راه بودیم. بنابراین از وقتی که خانه امان در تهران را ترک کردم تا زمانی که پایم را به اتاق شماره ۱۵۰۹ در هتل The Prince Park Tower Tokyo گذاشتم، حدود ۲۱ ساعت طول کشید.

مسافرانی که به ژاپن می آیند باید دو برگه مخصوص را پر کنند. این برگه ها حاوی اطلاعات مسافر و قوانین گمرکی ژاپن هستند. درضمن، ورود مبلغ بیش از یک میلیون ین (معادل تقریبی ده هزار دلار) به این کشور (در صورت عدم اظهار) جریمه دارد.

وقتی به هتل رسیدیم هوا تاریک شده بود و نتوانستم برداشت زیادی از اطراف داشته باشم، اما می دانم که در مکان خوبی استقرار داریم و با توجه به تعداد روزهایی که در توکیو هستیم (چهار روز دیگر)، امیدوارم عکس و فیلم تهیه کنم و گزارش خوبی برایتان بنویسم.

اما چند نکته که در همین چند ساعت یاد گرفتم (بعضا از راهنمای محلی):

- در ژاپن خلاف ادب است که در اتوبوس و یا مکان های شبیه آن با موبایل صحبت کنید. در اتوبوسی که ما را از فرودگاه به هتل رساند، علاوه بر علامت بستن کمربند و نکشیدن سیگار، عدم صحبت با تلفن همراه هم ذکر شده بود.

- همین اتوبوس، علاوه بر wifi، دستشویی هم داشت (که البته موضوع عجیبی نیست).

- داخل خیابان ها معمولا اثری از چراغ برق نیست. در ژاپن کم مصرف کردن انرژی یک فرهنگ است.

- ژاپنی ها به ندرت با هم تماس بدنی دارند. یعنی حتی برای احوالپرسی، فاصله را رعایت می کنند و به هم خیلی نزدیک نمی شوند.

- سیستم رانندگی، انگلیسی است.

- بلیط اتوبوس عمومی که ما را از فرودگاه به هتل آورد، تقریبا ۳۰ دلار بود. حالا خودتان حدس بزنید که هزینه زندگی در توکیو چقدر گران است. هزینه ترن هم فقط کمی کمتر از اتوبوس است.

- هر دلار تقریبا بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ ین (با توجه به قیمت روز بازار) می ارزد.

- توکیو، گرانترین شهر دنیا (یا حداقل یکی از گرانترین ها) قلمداد می شود. وسیع ترین آپارتمان ها در این شهر، ۶۰ متر مربع هستند. این متراژها از ۱۸ متر مربع (خانه های مجردی) شروع می شوند.

- درآمد متوسط هر فرد حدود ۳۵۰۰ دلار در ماه و کمترین درآمد، حدود ۲۰۰۰ دلار است.

- همه اتوبان ها همانند یک پل مرتفع هستند، یعنی بر روی زمین نیستند.

- قبلا در مورد توالت های ژاپن خوانده بودم، حالا به چشم دیدم. توالت نگو، بگو کابین خلبان هواپیما. در این مورد توضیحات بیشتر را بعدا با عکس ارائه خواهم کرد.

۲- یک روز قبل از سفر

شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۴

این اولین مطلبی است که در سال ۱۳۹۴ در این سایت منتشر می کنم. حدود ۳۰ ساعت دیگر سوار هواپیما خواهم شد تا اولین سفر در سال جدید به مقصدی جدید را تجربه کنم.

حدود نیمی از سال قبل -دقیقا ۱۶۵ روز- در سفر گذشت، تا ببینیم امسال چگونه خواهد بود.

این یکی دو روز وقت بیشتری داشتم تا در رابطه با ژاپن مطالعه کنم. چند کتاب دیگر که در اختیار دارم تا درک بهتری از این کشور داشته باشم را خدمت دوستان گرامی معرفی می کنم:

- ژاپن، از مجموعه کتاب های آشنایی با کشورهای جهان، محمدرضا برازش

- ژاپن، از مجموعه کتاب های ملل امروز، نشر ققنوس

- ژاپن، دیروز و امروز، از مجموعه کتاب های مردم و سرزمین ها، دفتر پژوهش های فرهنگی

- سفرنامه ژاپن، نگاهی واقع گرا به ژاپن، دکتر علی عدالت

- Japan، از مجموعه کتاب های Lonely Planet

- گنجینه ایرانی، آتسوشی شیرایی (این کتاب یک رُمان است که توسط یک ژاپنی در رابطه با ایران نوشته شده)

- دیو از افسانه تا واقعیت، مطالعات تطبیقی (دیو شناسی) افسانه ها و قصه ها و اساطیر ایرانی - ژاپنی

۱- معرفی کتاب

یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۳

بعد از نوشتن مطلب قبلی، تنی چند از دوستان ارجمندم من را برای مطالعه بیشتر از طریق دیدن کلیپ و فیلم و کتاب و مقاله راهنمایی کردند. ازشان سپاسگزارم.

از طرفی به این فکر می کنم که بتوانم اطلاعات ناب تری در رابطه با ژاپن به دست بیاورم. این است که سه کتاب خوب دیگر خریده ام که به شما هم معرفی می کنم:

۱- دین های ژاپنی، نشر مرکز — این کتاب به معرفی ادیان و مکاتب و فرقه های مذهبی مختلف ژاپن در ادوار تاریخی پرداخته است.

۲- هایکو، شعر ژاپنی از آغاز تا امروز، برگردان احمد شاملو و ع. پاشایی، نشر چشمه — از قبل با هایکوهای ژاپنی آشنایی داشتم و حتی یک دفعه سعی کردم که سفرنامه ای را بر اساس فلسفه هایکو بنویسم که موفق نشدم. اما کتاب حاضر را به این جهت انتخاب کردم که نه تنها به معرفی هایکو می پردازد بلکه تحلیل و توصیفی هم از آن ها ارائه می دهد.

۳- منتخبی از ژاپنیات ایرانیان در عصر تجدد، کامیار عابدی، جهان کتاب — از آشنایی، انتخاب و خرید این کتاب بسیار خوشحالم. در این کتاب، از گفته ها و نوشته های افراد مختلف ایرانی در رابطه با فرهنگ و رفتار و حکومت و … ژاپن و ژاپنی سخن به میان آمده. ناصرالدین شاه، حاج سیاح، نشریه حبل المتین، محمدعلی فروغی، محمدعلی شاه، محمدتقی بهار، علی اکبر دهخدا، رضاشاه، ایرج افشار، مهرداد مهرین، سهراب سپهری، جلال آل احمد، فریدون آدمیت، محمدرضا شاه، علی شریعتی، داریوش شایگان، سیاوش کسرایی، غلامعلی حداد عادل، رسول جعفریان، محمد قائد و اکبر هاشمی رفسنجانی از جمله کسانی هستند که از آن ها در این کتاب جملاتی درج شده است.

به نظرم فکر خوبی خواهد بود اگر شبیه این کتاب را برای کشورهای مختلف و حتی شهرهای ایران و جهان تولید کینم.