آرشیو ‘سفر به هند’

باید بدانیم… هند ۱۲

شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۹

مطالبی که در زیر آورده می‌شود برای درک بهتر فرهنگ هند مفید است:

بهاگاواد گیتا Bhagavad Gita
این کتاب به عنوان یکی از زیباترین متون ادبی جهان شهرت دارد. نام مذکور به معنای «سرود خداوند» و منظور از خداوند در این‌جا «کریشنا» است. تاریخ تدوین این کتاب به قرن اول میلادی برمی‌گردد. بهاگاواد گیتا در ابتدا کتابی مستقل نبود و بخشی از پیکره‌ی «مهابهارات» را تشکیل می‌داد، اما به واسطه‌ی زیبایی و ظرافت و اهمیت عرفانی‌اش به عنوان کتابی مستقل مورد توجه قرار گرفت. برخی بر این باورند که اشعار این کتاب، سروده‌های مستقیم ایزد کریشنا است و به این واسطه برای آن اهمیت و اعتباری استثنایی قائلند.

مهابهارات Mahabharata
بزرگترین کتاب حماسی هند و یکی از پراهمیت‌ترین کتاب‌های حماسی جهان است که در آن جنگ میان دو حاندان پانداوا Pandavas و کاراوا Kauravas توصیف شده است. نام این کتاب از دو بخش Maha  به معنی بزرگ و Bharata  که نام سرزمین هند است تشکیل شده و بدین ترتیب معنی آن، «هند بزرگ» است.

گنگا Ganga
رود گنگ از کوه‌های هیمالیا سرچشمه می‌گیرد و در قسمت اعظمی از سرزمین هند جاری است. این رود مطابق اساطیر هند دارای منشا الهی است و از همین رو در قالب ایزد بانوی «گنگا» در متون و هنرهای دینی هند دیده می‌شود. ایزدبانو گنگا، دختر زیبای هیماوان Himavan خدای کوه است. او خواهر «پروتی» (همسر شیوا) است.

Puja – Yajna
در آیین‌های نیایشی هند (اعم از هندوئیزم و بودیزم) دو روش متمایز وجود دارد: پوجا و یجنا
پوجا به نیایش و تقدیم پیشکش به خدایان در قالب جسمانی (مجشمه، تصویر،…) اطلاق می‌‌شود. پرستش بت‌ها، تقدیم هدایا و قربانی و مالیدن پیشکش‌ها (کره‌ی مذاب، خمیر مخلوط روغن حیوانی و زردچوبه) به پیکره‌ی ایزد مورد نیایش، پوجا تلقی می‌شود.بنابراین پوجا بیشتر با نیایش شمایل‌های انسان‌وار (anthropomorphic icons) یا پرستش جلوه های حیوانی ایزدان در قالب تندیس‌ها و تصاویر مربوط می‌شود.
یجنا به پیش‌کش هدایا و قربانی از طریق آتش مقدس به خداوندی در دوردست‌ها (در آسمان‌ها و جهان خدایان) اطلاق می‌شود. به نظر می‌رسد که نیایش به طریق یجنا در ادوار اولیه‌ی ادیان آریایی رواج داشته و با ذکر اوراد نیایشی «وداها»، توسط کاهنان همراه بوده است.
{به نظر من میان واژه‌ی یجنا (در هند) و یسنا (در ایران و اوستا) ارتباط وجود دارد.}

لکشمی Laksmi
الهه‌ی خوشبختی،دختر برهما پراجاپاتی Brahma Prajapati و همسر ویشنو است. او صورت مثالی همسر و معشوقه است که در اسطوره‌ی کریشنا، اول در قالب ردا Radha و سپس در قالب روکمینیRukmini  ظاهر می‌شود و در اسطوره‌ی راما Rama به صورت همسر وی، سیتا Sita ظهور می‌کند.

کریشنا krsna
هشتمین اوتار (تجلی زمینی ویشنو) است. کریشنا ایزد عشق و خوشبختی نابودکننده‌ی رنج و اندوه و از محبوب‌ترین خدایان هند است که شیطنت‌های کودکی، عشق‌های خام و لجام گسیخته‌ی جوانی، جنگاوری ها و رشادت‌های ایام پختگی، بر جذابیت شخصیتش می‌افزاید.
داستان کریشنا و معشوقه‌اش رادا، از داستان‌های لطیف و افسانه‌های جذاب ادبیات مذهبی هند به شمار می‌رود. کریشنا بانی مذهب عشق و محبت پرجذبه و التهاب، و مروج آیین عبادت عرفانی است.
برعکس شور و عشق جوانی و عاشق‌پیشگی، که کریشنا را عموما به این صفات می‌شناسند، در کتاب مقدس بهاگاواد گیتا او شخصیتی کاملا جدی، خردمند و دوراندیش است.

ادامه دارد…

منبع:
مقدمه‌ای بر هنر هند، آناندا کوماراسوامی؛ تحقیق و ترجمه از امیرحسین ذکرگو، تهران، روزنه، ۱۳۸۲/

اسطوره… هند ۱۱

سه شنبه ۶ مهر ۱۳۸۹

در یک جمله: از نقطه‌نظر اسطوره، هند را خیلی شبیه یونان یافتم.

قبل از آمدن به هند بیش از هر چیز با اسطوره‌هایش آشنا بودم و این اولین مرتبه است که می‌خواهم در رابطه با این موضوع بنویسم. اما قبل از شروع، جمله‌ای را به یاد داشته باشید که به نحوی اساس اسطوره‌های هندی و همچنین سبک زندگی مردمان این کشور را مشخص می‌کند:

نه آفرینش آغاز جهان است و نه ویرانی پایان آن

برهما - ویشنو - شیوا: برهما خدای آفریننده‌ی جهان است، ویشنو نگهدارنده و شیوا نابود کننده.

” در متون ودایی متاخر، برهما به عنوان عامل آفرینش ستوده شده است، اما در گونه‌ای دیگر از اسطوره‌شناسی (پورانی)، خصلت او تغییر می‌کند و بیشترین اهمیت خود را از دست می‌دهد. گرچه هنوز هم به آفرینش مربوط است، اما کارکرد اصلی او نیروی تعادل بخشنده میان قدرت مرکزگرای ویشنو و ویژگی مرکزگریز شیوا است. وی معمولا با چهار سر نشان داده می‌شود که بر اساس افسانه‌ها از چهار دهان او بیرون آمده‌اند. همسرش سرسوتی Sarasvati (همان «هره‌وتی» ایرانی و معادل آناهیتا) است.”

“در یکی از انواع مختلف اسطوره‌های آفرینش، نحوه‌ی پدید آمدن «تخم زرین» توصیف می‌شود: تخم زرین شناور بر اقیانوس اولیه حاوی کلیه‌ی پدیده‌ها و گوهرهای هستی است و سرانجام کاینات را آکنده از جمعیت می‌سازد. گفته می‌شود که در آغاز هر دور آفرینش، برهما این تخم را می‌شکند و کل آفرینش از آن پدید می‌آید. از دو نیمه‌ی این تخم، آسمان، زمین و بیست و یک منطقه‌ی کیهان شکل می گیرند. کوه‌ها، ابرها و مه‌ها از غشاء درونی و بیرونی این تخم، رودخانه‌ها از رگه‌های آن و اقیانوس‌ها از محتویاتش پدید می‌آیند. در روایت دیگری ای این اسطوره، تخم شکسته نمی‌شود تا حیات به وجود بیاید، بلکه کلیت آفرینش در درون تخم نشکسته قرار دارد.”

“ویشنو، خدای نگهدارنده، نماد ثبات، نظم و قانون است. معمولا به هیات پادشاهی آسمانی تصویر می‌شود که به صورت ادواری با چهره‌های مختلف به زمین می‌آید تا تعادل میان نیروهای خیر و شر را برقرار سازد. گفته می‌شود که او در همه‌ی پادشاهان قرار دارد (قرار داشته) و لذا از پادشاهان انتظار می‌رود (می‌رفت) که قانون مقدس Dharma را حمایت کنند و آن را ارتقا دهند. ویشنو دو همسر دارد به نام‌های: Behudevi (الهه‌ی زمین) و Lakshmi (الهه‌ی ثروت و فراوانی).”

“شیوا، یکی از پیچیده‌ترین خدایان هندوهاست که وظیفه‌‌ی ریاضت کشی و سرپرستی خانواده را در خود جمع کرده است. در مقام استاد بزرگ یوگا از جهان رویگردان و به دوره‌های طولانی مراقبه (مدیتیشن) مشغول است. موهایش با مارها تزیین شده، گردن‌بندهایی از جمجمه دارد و سرمست از بَنگ است. شیوا استاد موسیقی و خدای رقص است. همسرش Parvati (دختر کوهستان) نام دارد. دو پسر او که هر دو در شرایطی معجزه‌آسا تولد یافته‌اند یکی گانیش (از او عکس‌های زیادی در نوشته‌های قبلی نشانتان دادم) و دیگری کرتیکه‌ی شش کله Six-headed Karttikeya نام دارند. وسیله‌ی نقلیه‌ی شیوا گاو سفید نندی (شادمانی) Nandi  است.”

“معروفترین نماد شیوا که در اغلب معابد گرامی داشته می‌شود، لینگا Linga (آلت مردانگی) است که به طور سنتی بر یک پاستون قرار دارد و این پاستون، مظهر یونی Yoni (آلت زنانگی) است. این نماد گویای آن است که شیوا عصاره‌ی وجود به شمار می‌آید و قدرتش در سراسر قلمرو آفرینش نفوذ می‌کند و به آن حیات می‌بخشد.”

“شیوا مانند ویشنو، نسبت به سرنوشت آفرینش خود کاملا بی‌اعتناست. همان‌طور که در چرخه‌‌‌ای از آفرینش، جهان با رقص او هستی می‌یابد، در پایان نیز با رقص ویرانی، جهان را خاکستر می‌کند.”

منبع: اسطوره‌های هندی، آنا ال. دالاپیکولا، ترجمه‌‌ی عباس مخبر، تهران، نشر مرکز، ۱۳۸۵/

هند ۱۰

سه شنبه ۶ مهر ۱۳۸۹

دیروز بعد از این‌که در شهر قدم زدم، خسته شدم و به دنبال جایی می‌گشتم تا چند دقیقه بنشینم. بالاخره روی پله‌ها‌ی سینما Regal (درنزدیکی هتل تاج محل) در چند متری سگی که او هم روی پله‌های سینما لم داده بود، نشستم. تنها بعد از ۱۰ ثانیه مامور سینما جلو آمد و از من خواست که از جایم بلند شوم ولی چیزی به سگ نگفت. از جایم بلند شدم و چرایی این موضوع را از مامور سوال کردم. تنها لبخندی زد و من هم رفتم.

چند روز پیش در یکی از ایالت‌های هند، یکی از اهالی یک خانواده‌ی سطح پایین (همان‌هایی که نجس می‌پندارندشان) به سگ یک خانواده‌ی بلندمرتبه غذا می‌دهد. همین موضوع باعث می‌‌شود که آن خانواده‌‌ی بلندمرتبه‌ سگشان را از خانه برانند. هند این‌‌طوری است. هنوز خانواده‌های قدرتمند حکومت می‌کنند (بعدا در رابطه با طبقات اجتماعی هند می‌نویسم).

هندی‌ها وقتی به هم می‌رسند یا از هم خداحافظی می‌کنند عبارت namaskar نَمَشکر یا namastay را به کار می‌برند. کف دستان را به هم می‌چسبانند و آن را جلوی صورت می‌آورند، دست‌ها در این حالت کمی به جلو متمایل است.  وقتی پسوند «جی» ji را بعد از نام یک فرد به کار می‌بریم علامت احترام است. مثلا در رستوران می‌توانیم گارسون را این‌طوری صدا کنیم: ha ji  جوانترها وقتی جلوی پدربزرگ و مادربزرگ‌شان می‌ایستند پاهایشان را به هم می‌چسبانند. هندی‌ها ممکن است که در همان لحظه‌ی اول از شما سوال‌های خصوصی درباره‌ی سن و سال و وضعیت تجرد و تاهل و دستمزد ماهیانه‌اتان بکنند، این‌ سوال‌ها برای فضولی نیست فقط راهی برای برقراری ارتباط است. هندی‌ها مثل ما ایرانی‌ها هنگام داخل شدن به خانه یا معبد، کفش‌هایشان را درمی‌آورند (البته آن‌هایی که کفش دارند).

وقتی وارد معابد هندوها، صومعه‌ی بودایی‌ها، مسجد مسلمانان، زیارتگاه‌های جین‌ها و «گوردوارا»ی gurdwara سیک‌ها می‌شویم باید لباسمان متناسب باشد و خیلی عریان نباشیم. در زیارتگاه‌های جین‌ها نباید چرم (حتی کیف چرمی) به همراه داشته باشیم. در برخی از معابد جنوب هند، مردان باید پیراهنشان را از تنشان دربیاورند و یک نوع پوشش به نام dhoti بپوشند. در معابد هندو نباید به دیوار تکیه داد.

چانه‌زدن در هنگام خرید یک نوع سبک زندگی در هند محسوب می‌شود. البته در فروشگاه‌ی بزرگ و معتبر قیمت‌ها ثابت است. هندی‌ها با دست غذا می‌خورند و خوردن با دست چپ از نزاکت به دور است. نوشیدن الکل در مکان‌های عمومی مرسوم نیست و تنها بعضی از رستوران‌ها اجازه دارند که مشروب سٍرو کنند.

۱۰/۱۰/۱۰

دوشنبه ۵ مهر ۱۳۸۹

۱۰/۱۰/۱۰، یعنی ۱۰ روز که از دهمین ماه سال ۲۰۱۰ بگذرد به کشمیر می‌روم و به این ترتیب تاکنون (…)  

وقتی به عراق رفتم جنگ بود، هنگامی به افغانستان رفتم جنگ بود، و حالا زمانی به کشمیر می‌روم که جنگ است.

پی‌نوشت: برای دانستن محتوای داخل پرانتز صبر داشته باشید تا بعدتر آن را در عنوان یک نوشته‌ی دیگر بیابید. درضمن لطفا پدر و مادرم باخبر نشوند، لطفا.

شیرجه… هند ۹

دوشنبه ۵ مهر ۱۳۸۹

دو هفته از آمدنم به هند گذشته و احتمالا یک چله از عمرم را در این‌جا سپری خواهم کرد. حالا می‌دانم که هند ذائقه‌ی آدم را تغییر می‌دهد. این موضوع کوچکی نیست و منظور از ذائقه فقط مربوط به حس چشایی نمی‌‌شود. آدم روح و جسمش در هند عوض می‌شود. هند آدم را وادار می‌کند که در آن شیرجه برود.

در یکی از اولین روزهایی که به محله‌ی زاغه‌نشین‌ها رفته بودم، ندیدم و پایم را میان مدفوع گذاشتم و بعد دیدم که شلوار و کفشم به یک پدیده‌ی انسانی آلوده شده. آن‌روز گذشت و من حالا هر روز بیش‌تر با هند آشنا می‌شوم.

حالا فقط می‌توانم بگویم که هند بزرگ است: 

ادامه مطلب …

پوست و گوشت شهر… هند ۸

یکشنبه ۴ مهر ۱۳۸۹

من آمده‌ام در میان مردمی که نارنجی می‌پوشند، صورتی فکر می‌کنند و مرامشان آبی است:

ادامه مطلب …

کمی اطلاعات کاربردی… هند ۷

جمعه ۲ مهر ۱۳۸۹

اکتبر و مارچ زمان‌های پرمسافر هند هستند. بهتر است از آوریل تا ژوئن به هند سفر نکنید. مناطق نزدیک به همیالیا از نوامبر تا ژانویه بسیار سرد می‌شود. فصل باران از جولای تا سپتامبر ادامه دارد.

از آن‌جا که تقریبا در تمام این کشور زبان انگلیسی صحبت می‌شود، ارتباط با مردم سخت نیست. امکانات گردشگری در شهرهای بزرگ وجود دارد، هرچند که در شهرهای کوچک‌تر امکانات کمتری یافت می‌شود. در زمان‌های پرمسافر بلیط قطار به سادگی در دسترس نیست.

ویزای هند را می‌توان در خود این کشور تمدید کرد که البته فرایند پیچیده‌ای دارد. با وجود داشتن ویزا، مناطقی restricted area هست که سفر به آن‌جا نیار به اجازه‌ی مخصوص دارد و کسب این اجازه شاید ۴ هفته طول بکشد. به طور مثال برخی از مسیرها (حتی مسیرهای پیاده روی) در هیمالیا نیاز به اجازه‌ی مخصوص دارند.

معابد معمولا ورودیه ندارند ولی گاهی لازم است برای ورود به معبد، سوال کنیم که آیا اجازه داریم داخل شویم یا خیر. برای آثاری که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌اند باید حدود ۱۵ دلار ورودیه بپردازیم. در برخی از سایت‌ها علاوه بر هزینه‌ی ورودی، باید بابت دوربین عکاسی و فیلم‌برداری هم هزینه بپردازیم.

در تعطیلات روز جمهوری (۲۶ ژانویه)، روز استقلال (۱۵ آگوست)، روز تولد گاندی (۲ اکتبر) همه‌ی بانک‌ها و اداره‌جات دولتی و بازار تعطیل است. موزه‌ها و سایت‌ها در روزهای دوشنبه و در روزهای تعطیلات دولتی، بسته هستند و روزهای دیگر از ۱۰ صبح تا ۶ عصر باز هستند و در وقت نهار یک ساعت تعطیل می‌کنند. معابد از ساعت ۱۳ تا ۱۶ (زمان استراحت خدایان) بسته می‌شوند.

در هند ۱۷ زبان منطقه‌ای و صدها گویش وجود دارد. زبان هندی توسط بیشتر مردم صحبت می‌شود. زبان بنگالی در کلکته و غرب بنگال، زبان Marathi در بمبئی و ماهاراشترا مورد استفاده دارد و علاوه بر این زبان‌های tamil, telugu, malayalam نیز در هند بسیار شنیده می‌شوند. معمولا کسانی که با گردشگران سروکار دارند با زبان انگلیسی آشنایی دارند.

ولتاژ برق، ۲۲۰ تا ۲۴۰ و ۵۰ هرتز است. از آن‌جا که شدت و ضعف برق در هند متغیر است، بهتر است برای لپ‌تاپ خود محافظ ولتاژ به همراه داشته باشید.

ساعت هند در زمان تابستان ۱ ساعت و در زمان زمستان ۲ ساعت با ایران اختلاف دارد. تقویم رسمی این کشور، تقویم گریگوری Gregorian است. درواقع هندی‌ها این تقویم را قبول کردند تا از اشتباه مردم کشور بر اساس تقویم‌های سنتی جلوگیری شود. به طور مثال، در سال ۲۰۰۳ تقویم رسمی هند Saka era سال ۱۹۲۵ را نشان می‌داد، در حالی‌که تقویم قدیمی هندو Vikram era سال ۲۰۶۰ بود.

عکاسی و فیلم‌برداری از مردم معمولا ما را دچار مشکل نمی‌کند، اما عکاسی از برخی زنان قبیله‌ها می‌تواند خیلی جالب نباشد. بهتر است قبل از عکاسی از آن‌ها اجازه بگیریم. عکاسی و فیلم‌برداری از ایستگاه راه‌آهن، فرودگاه، سدها و مکان‌های نظامی ممنوع است. من به خاطر فیلم‌برداری از ایستگاه راه‌اهن توسط پلیس مورد بازجویی قرار گرفتم که البته به خیر گذشت.

همه‌ی بمبئی امشب می‌رقصید… هند ۶

چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۹

امروز و امشب آخرین روز و شب مراسم بزرگداشت گانیش است (در هنگام نوشتن این نوشتار، هنوز صدای شادی مردم می‌آید و نور آتش‌بازی در آسمان دیده می‌شود). اکنون ماه کامل است و من روز بسیار جالب توجهی را سپری کردم. در راه برگشت به هتل، صدای طبل هندوها و شادی‌اشان بلند بود و هم‌زمان صدای اذان می‌آمد.

اتفاقات امروز را با تصویر خدمتتان ارائه می‌دهم. اما دوست دارم برایتان بگویم که از برخی از لحظات مراسم امروز، فیلم‌برداری کردم که اگر بشود یک فیلم مستند کوتاه (در حدود ۱۰دقیقه) بسازم و این اولین فیلم من خواهد بود:

ادامه مطلب …

درهم و برهم… هند ۵

چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۹

هند به خاطر تمدن دیرینه، سنت‌های خارق‌العاده، اساطیر فریبنده (برهما و لاکشمی و شیوا و ویشنو و …)، حماسه‌های پرشکوه (مهاباراتا و بهاکاواد گیتا و رامایانا و …)، معماری پرجذبه (معابد هندو و بودایی و اسلامی و کلیساها و …)، مناظر کم‌نظیر (هیمالیا و گنگ و فلات Deccan و …)، حیات وحش متنوع (شیر و فیل و کبرا و ببر و Bullfrog و طاووس و طوطی و …)، رقص و موسیقی کلاسیک (رقص کوچی‌پودی و نوازنده‌ی سیتار، راوی شانکار و …) و نهایتا «بالیوود»، یکی از بهترین مکان‌ها برای غوطه‌ور شدن در اندیشه‌های ناب بشری است.

این کشور بیشترین تنوع قومی را در دنیا دارد. از لحاظ وسعت هفتم و از لحاظ جمعیت بعد از چین دوم است. در هند یک تنوع گیج‌کننده از زبان‌ها و فرهنگ‌ها و نژادها و باورها و سبک زندگی‌ها در انتظار ماست.

حدود ۷۵% هندو، ۱۳% مسلمان، ۵% سیک، ۲% مسیحی و حدود ۵% زرتشتی و بهایی و یهودی و جین Jain در هند زندگی می‌کنند. «جین‌»‌ها گیاهخوارند، در معابدشان لخت می‌شوند، معمولا در راجستان (غرب هند) زندگی می‌کنند و بیشترشان بازرگان هستند. قابل ذکر است که جیپور Jaipur که یکی از سه شهر طلایی هند در تورها (دهلی - آگرا - جیپور) محسوب می‌شود، در منطقه راجستان قرار گرفته. سیک‌ها Sikh یکی از فرقه‌هایی هستند که در هند زندگی می‌کنند و جدیدترین مکتب یا دین در هند به شمار می‌رود. سیک‌ها سیگار نمی‌کشند و اگر از آن‌ها درخواست کبریت یا فندک بکنیم، ناراحت می‌شوند. موهای بدنشان را از زمان تولد تا مرگ کوتاه نمی‌کنند و تنها قومی در هند هستند که حق دارند خنجر به همراه داشته باشند. درواقع خنجر، عمامه، شانه و النگو، از علائمی است که سیک‌ها همیشه به همراه دارند. وضعیت اقتصادی سیک‌ها در هند بهتر از بقیه است.

بمبئی، مرکز «ماهاراشترا»، شلوغ‌ترین شهر هند و مرکز اقتصادی این کشور است که بندر پر رفت و آمدی دارد. بمبئی شهری است که بالیوود در آن قرار گرفته و ۱۶ میلیون نفر از میلیاردرها و زاغه‌نشین‌ها با هم در این شهر زندگی می‌کنند. نام بمبئی از عبارت پرتغالی BOM BAHIA به معنای «خلیج کوچک خوب» آمده است.

گانیش… هند ۴

دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۹

در این چند روز که من در هند هستم، بمبئی در هیجان یک فستیوال ۱۱ روزه می‌تپد. حالا وقت آن است که از چرایی و چگونگی این مراسم برایتان بگویم:

ادامه مطلب …

شعله…(هند ۳)

جمعه ۲۶ شهریور ۱۳۸۹

تا قبل از این‌که «تاریخ تمدن» اثر «ویل‌دورانت» را بخوانم (حدود ۱۴ سال پیش)، تنها اطلاعاتی که از هند داشتم محدود می‌شد به فیلم قانون و شعله. شما فیلم شعله یادتان هست؟ پس، قبل از هر چیز چند خبر دارم:

۱- «جبارسینگ» همین چند وقت پیش مرد. او مسلمان بود. ۲- «ویرو» با «بسنطی»، و «جی‌دو» (ویجی معروف یا آمیتا باچان) با عروس «تاکور» (که در فیلم شعله شوهرش توسط جبارسینگ کشته شده بود و خودش هم همیشه لباس سفید به تن داشت) ازدواج کرده‌اند. ویرو قبل از ازدواج با بسنطی زن داشت و برای این‌که بتواند ازدواج دوم کند، مسلمان شد. در هند اگر کسی بخواهد زن دوم بگیرد، مسلمان می‌شود. ۳- بسنطی و همان زن سفیدپوش فیلم شعله (همسران ویرو و جی‌دو)، هر دو در مجلس هندوستان فعال هستند. ۴- آمیتا باچان در بمبئی و در منطقه‌ی «باندرا» زندگی می‌کند. باندرا منطقه‌ای است که بیشتر هنرپیشه‌ها در آن‌جا خانه دارند. ۵- سایت آمیتا باچان: http://bigb.bigadda.com

ادامه مطلب …

چرا؟…(هند ۲)

چهارشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۹

می‌دانم که بسیاری از دوستان منتظر اطلاعات بیشتری از این سفر هستند، اما دلیل ننوشتن بنده این‌ها هستند:

۱- از ۸ صبح تا ۸ شب گرفتارم و واقعا خسته می‌شوم (مثلا قرار بود که در این سفر استراحت کنم). درضمن فعلا فقط در یک شهر اقامت دارم. لازم به ذکر است که در این سفر منظور دیگری غیر از گردش، مد نظرم است.

۲- در جایی که اقامت دارم، اینترنت ارزان نیست ( روزی ۱۲ دلار) و به همین دلیل سعی می‌کنم که هر چند شب یک مرتبه، اطلاعات این سایت را به‌روز کنم.

۳- اگر بشود می‌خواهم در این چند روز کمی از فشار نوشتن هر روزه که به گونه‌ای یک تعهد برایم ایجاد کرده، رها شوم. در واقع به کمی اندیشیدن نیاز دارم.

سپاس از شما.

هند در اولین روز… (هند ۱)

یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۹

یک‌بار از «کیانوش محرابی» شنیدم، “کسی که به هند می‌رود یا خیلی از آن کشور خوشش می‌آید و یا برعکس”. و من نظرم را این‌گونه بیان می‌کنم که: بهتر است تا می‌توانیم جایی باشیم که برایمان الهام‌بخش باشد و تا می‌شود با کسی باشیم که در لحظه‌های زندگی شیفته‌امان کند.

اما هند برای من در اولین روز، غوغا کرد.

قبل از ادامه‌ی مطلب:

۱- در این سفر به احتمال زیاد، از هیاهوی سفرهای قبلی خبری نخواهد بود.

۲- به چند عامل بستگی دارد، اما اگر اقامتم بیش از یک ماه طول بکشد، قصد دارم به «کشمیر» بروم. هند تا قبل از این، الویت سفر برای من نبوده است، اما از سال‌ها پیش رویای «کشمیر» داشتم.

۳- در این یک‌ماه، سبک زندگی‌ام را تغییر می‌دهم. ورزش و استراحت، در الویت قرار دارند.

و حالا…

ادامه مطلب …