آرشیو ‘سفر به مشهد’

۳- آخرین گزارش تصویری از سفر به مشهد

یکشنبه ۴ تیر ۱۳۹۱

فرهاد مرادی و بنده چهار روز در شهر مشهد ماندیم و در راستای همایش گردشگری ادبی جلسات متعددی را برگزار کردیم و از مکان هایی در نزدیکی شهر مشهد هم بازدید کردیم.

هتل پارس؛ مکان اقامت و برگزاری همایش

سالن همایش

تصویر دوستانم که حدود بیست سال ندیده بودمشان و داستانشان را در روزنوشتی با عنوان “؟؟” نوشته ام.

در نزدیکی مشهد (شاندیر و طرقبه) سنگ نگاره هایی با ۷۰۰۰ سال قدمت بر روی صخره ها دیده می شود که احتمالا کمتر کسی از وجود آنها باخبر است.

در نزدیکی طرقبه

بدون شرح

۲- آشنایی با پوران نصیریان

پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۹۱

در سفر مشهد و به لطف خانم “الهه معروضی” با فعالیت هنری سرکار خانم “پوران نصیریان” آشنا شدیم. تصاویر زیر مربوط فعالیت این هنرمند برجشته را نشان می دهد. ایشان تابلوهایشان را با پارچه های زائد و دور ریز طراحی و اجرا کرده اند. قرار است ایشان در حاشیه همایش گردشگری ادبی یک نمایشگاه از کارهایشان برگزار کنند.

(۱)

(۲)

(۳)

(۴)

(۵)

(۶)

۱- نوشتن با خستگی

سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۱

صبح امروز به همراه یکی از دوستان (فرهاد مرادی) برای انجام برخی از هماهنگی ها به منظور پیش بینی چگونگی برگزاری همایش گردشگری ادبی به مشهد آمده ایم. بنابراین مطالب و عکس هایی که در دسته “سفر به مشهد” قرار می دهم مربوط به این سفر کاری است.

حالا، در اتاق شماره ۲۳۱۰ هتل پارس مشهد بر روی تخت نشسته ام و برایتان می نویسم.

روز پرکاری داشتیم که شامل چندین جلسه و چندین بازدید بود.

همچنین خانم دکتر “الهه معروضی” صاحب وبسایت  http://www.neyestane.com را دیدیم و از الطاف او برخوردار شدیم.

اما…

فردوسی…

هرچند که بعدتر عکس های بیشتری از این سفر منتشر خواهم کرد. اما عجالتا همین یک عکس را با عنوان “فردوسی” داشته باشید تا بگویم داستان از چه قرار است.

این عکس، نمایانگر فردوسی، و فردوسی نمایانگر فرهنگ ماست که به دنیا نشان می دهیم؛ اول یک پنجره ی باز با فضای نوستالژیک ایجاد می کنیم و جوری عنوان می کنیم که قرار است خیلی کارهای مهم و جالبی انجام دهیم. اما خیلی زود دقیقا از همان جایی که قرار است ببینیم (یا دیده شویم) همه چیز را به بدترین نحوی کور می کنیم. دقیقا عین عکس بالا.

این عکس را در روستای “پاژ” گرفته ام. یعنی جایی که محل تولد و زندگی فردوسی بوده است. عکس های دیگر را اگر ببینید، مثل من شرم خواهید کرد.

بگذارید برای بعد.