آرشیو ‘سفر به ليتواني’

۲- لیتوانی (هنوز ناتمام است!)

پنجشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۴

عکس‌های شماره ۱ را گذاشتم، مانده توضیحاتش. عکس‌های شماره ۲ را هم کم کم می‌گذارم و سر فرصت توضیحاتش را هم می‌نویسم.

پوزش می‌خواهم بابت این‌که دیر شده است.

ادامه مطلب …

۱- از تهران تا ویلنیوس (ناتمام)

جمعه ۱۳ آذر ۱۳۹۴

بعد از ۲۷ ساعت که خانه‌امان را در تهران ترک کردم، به اتاقی رسیدم که دوستی به نام Edita در شهر “ویلنیوس” (پایتخت لیتوانی) برایم تدارک دیده بود.

اما در این ۲۶ ساعت چه گذاشت:

ابتدا از تهران به آتن پرواز کردم. چهار ساعت در فرودگاه آتن بودم. در آن‌جا بود که به صورت اتفاقی با چند نفر از باستان‌شناسان جوان ایرانی مواجه شدم و دانستم که عازم ورشو هستند تا در یک سمینار علمی باستان‌شناسی شرکت کنند. یکی از دوستانم (یوسف حس‌زاده، کارمند موزه ملی ایران) هم در میانشان بود.

به همراه آن دوستان باستان‌شناس از آتن به ورشو پرواز کردیم. در فرودگاه “شوپن” شهر “ورشو” از آن‌ها خداحافظی کردم و از هم جدا شدیم.

در فرودگاه ورشو، “ادیتا” در انتظارم بود. “ادیتا” و من بعد از ترک فرودگاه، حدود ۵ ساعت از کافه‌نشینی و قدم زدن در “ورشو” لذت بردیم.

در آخر نیز با اتوبوس لوکسی که به اینترنت و دستشویی مجهز بود، بدون هیچ توقفی و به مدت تقریبی ۷ ساعت از “ورشو” به “ویلنیوس” طی مسیر کردیم.

گزارش تصویری: (به زودی)

۰- فرودگاه

پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۴

چقدر نیاز داشتم تنها باشم. تنها و دور.

این دفعه هیچ مسافری ندارم.

تنها نشسته‌ام در فرودگاه تا از این کشور مدتی دور شوم.

در چند روز گذشته آن‌قدر فرومایگی دیدم که خوشحالم چند صباحی برخی مردمان را نمی‌بینم.

خوب است، حتی اگر این تنهایی مدت زیادی طول نکشد.