آرشیو ‘وقتی سفر دور دنیا آرزویم بود’

زرشک!

دوشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۸

اصولا برخی اوقات آدم مغروری می‌شوم. امروز چون روز تعدیل است (در مطلب قبلی که امروز نوشتم هم از تعدیل حرف زده‌ام)، می‌خواهم یک “زرشک” تقدیم کنم به خودم تا کمی تعدیل شود این غرور نامرد.

برای این‌که علت این “زرشک” را بدانید، پی‌نوشت متن “فراخوان برای سفر به دور دنیا” را بخوانید و آن وقت به تاریخ نوشتن آن متن و تاریخ امروز یک نگاهی بیندازید. خودتان متوجه داستان خواهید شد:     http://nooraghayee.com/?p=1641

پی‌نوشت: فعلا از سفر به دور دنیا منصرف شده‌ام. اما هنوز مطالبی که در این رابطه نوشته‌ام را پاک نکرده‌ام تا جزیی از حافظه‌ی کارهای نکرده‌ام باشد. این که چرا از این سفر منصرف شده‌ام دلایل بسیاری دارد اما یکی از مهم‌ترین دلیل‌هایش این است که سفر دور دنیا یک موج جدید و ناشناخته و قهرمان‌نمایانه است که بیشتر از این‌که مسافر را به عمق سفر برساند او را به سطح خودنمایی می‌کشاند.

تا ببینم چه می‌شود

یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۸

آرزوی سفر به دور دنیا با دوچرخه را فراموش نکرده‌ام. برای اجرایی شدن این تصمیم، اقداماتی لازم بوده و هست که در حال انجام آن‌ها هستم. اکنون در حال رهاشدن از تعهداتم هستم. احتمالا مرام و نوع نگرش به این سفر را - از آن‌چه قبلا گفته‌ام - تغیییر خواهم داد. بعد از این:

یکی از اولین اقدامات خرید دوچرخه‌ای مناسب و لوازم این سفر است (دوچرخه‌ای که دارم برای این سفر مناسب نیست). دومین مرحله اجرای یک سفر حداقل دو هفته‌ای در ایران است. و بعد… تا ببینم چه می‌شود…

از نوشهر تا بوشهر

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸

هر چند هنوز به نظر جدیدتری برای سفر به دور دنیا دست پیدا نکرده‌ام، اما هر روز به آن فکر می‌کنم تا به منطق قابل قبولی برای طراحی این سفر برسم.

عجالتا به یک دوچرخه سواری دو هفته‌ای فکر می‌کنم. عنوانش “از نوشهر تا بوشهر” و یک پیش‌سفر برای سفر به دور دنیاست. در این سفر ما از یک بندر شمالی در دریای مازندران به یک بندر جنوبی در خلیج فارس رکاب می‌زنیم و در مسیر مهمان کسانی خواهیم بود که گردشگری بومی را در کشور احیا کرده‌اند.

اگر از میان دوستان کسی ایده‌‌ای برای بهتر اجرا شدن این سفر دارد، دریغ نفرماید. در مورد زمان و بقیه‌ی موارد سفر بعدا خواهم نوشت.

فراخوان برای سفر به دور دنیا

سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

چندی هست (حدود دو سال) که به سفر به دور دنیا با دوچرخه فکر می‌کنم که احتمالا دو سال هم طول خواهد کشید.

ظاهرا اکنون برخی از ابزارش مهیاست، چراکه؛

۱-چیزی را از دست نمی‌دهم: ۱۵ سال است که کار می‌کنم ولی از لحاظ مالی مثل همان روز اول هستم. به قول یکی از دوستان، عقل معاش ندارم. پس دو سال بعد هم هیچ اتفاقی برایم نمی‌افتد.

۲- وابستگی ‌ندارم: چندین فعالیت در چندین مکان دارم که همه‌اشان را به حالت تعلیق نگاه داشته‌ام تا در هر لحظه که بخواهم آزادی وحشیانه‌ام در دسترسم باشد.

۳- دلبستگی ندارم: به من گفته‌اند برای چنین سفری، مشکل‌ترین بخش، دل کندن است. من که اصلا دلی ندارم.

۴- فرار می‌کنم: دیگر تحمل حقارت اجتماعی که هر روزه بر پیکره مردم و کشورم وارد می‌شود را ندارم. می‌خواهم آخرین امیدم را در تلاشی بیهوده به همراه هیجانی به یاد ماندنی، تجربه کنم.

اما برای این سفر:

 ۱- به مقداری پول نیاز دارم که امیدوارم جور شود.

۲- به همراهانی نیاز دارم که باید شرایطی را داشته باشند. می‌خواهم با سه نفر دیگر (یک زرتشتی، یک مسیحی، یک یهودی) و با هدف معرفی “تساهل دینی در ایران” به دور دنیا سفر کنم. این اولین شرط است، شروط دیگر حضورا گفته می‌شود.

۳- این طرح جزئیاتی دارد که اهمیتشان کمتر از اصل موضوع نیست و بعدا اعلام خواهد شد.

خلاصه، اگر کسانی را سراغ داشتید که عجالتا با ۷ بند بالا مشکلی ندارند، معرفی کنید. در ضمن پیشنهادات شما مایه‌ی خشنودی است.

پی‌نوشت: می‌بینید که یک دسته با عنوان “سفر به دور دنیا” در این سایت اضافه کرده‌ام تا مجبور شوم که پی قضییه را بگیرم. امیدوارم تا قبل از ۶ ماه دیگر راهی شوم.