سفر به شرق بهار

گُم آباد گردی: دو روز آخر

برایتان گفتم که ما شب چهارم را در روستای “تنگل مزار” مهمان هموطنانی بودیم که تا قبل از این، هرگز ندیده بودیمشان. و حالا ادامه ی سفرنامه ی”سفر به شرق بهار”: اینها میزبانان ما بودند. شب را خوابیدیم و صبح بعد از صبحانه گشتی در روستای “تنگل مزار” زدیم. پشتشان دره ای است. سگ عصبانی …

گم آباد گردی: روز چهارم

روز چهارم روزی بود که برای تمام وعده های غذایی (صبحانه، میان وعده، ناهار، شام) و همچنین محل خواب، مهمان کسانی بودیم که هرگز تا پیش از این ندیده بودیمشان. این تصویر حضور ما را در منزل “غلامعلی ماروسی” نشان می دهد. همانطور که در بخش قبلی این سفرنامه برایتان گفتم، در شب سوم سفر …

گم آباد گردی: روز سوم

شب قبل “شادی گنجی” صاحب وبلاگ http://parsebarzamin.blogfa.com با بنده تماس گرفت تا در رابطه با موضوعی حرف بزنیم. تا صدایش را شندم گفتم: “شادی ما سبزوار هستیم، اگر دوست داری بیا”. در این حین، حرف اصلی امان فراموش شد و شادی که اصولا “پایه” است گفت: “می آیم”. این “می آیم” یک جمله ی پر محتوا …

گم آباد گردی: روز دوم

صبح روز دوم سفر که از خواب بیدار شدیم، صبحانه خوردیم و در هوای پاک گنبد به دیدار میل 1000 ساله رفتیم و بعد هم … بقیه ی داستان را به همراه تصاویر دنبال کنید: “کیوان” تصمیم گرفت چند ساعتی را با ما بگذراند و مکان هایی را نشانمان دهد. جلوی خانه اشان از مادر …

گُم آباد گردی: روز اول

“گُم آباد گردی” عنوانی است که برای سفر 6 روزه در اردیبهشت سال 1391 انتخاب کرده ام. دلیل انتخاب این است که در این سفر اهدافی را دنبال می کردیم، درضمن میل به بی برنامه بودن سفر هم داشتیم. بنابراین مفهوم “آبادی” (نمادی از هدفمند بودن) را با “گم شدن” (نمادی از بی برنامه بودن) …