آرشیو ‘سفر اول به استرالیا’

۲

سه شنبه ۶ دی ۱۳۹۰

۳۴ نفریم و الان در فرودگاه کوالالامپور منتظر پرواز به ملبورن هستیم. بعد از اینکه از تهران به کولالامپور آمدیم برای چند ساعت استراحت به Nilai Springs resort منتقل شدیم. اینجا یک مکان خوب و دوست داشتنی با امکانات یک resort بود. اشکان و من در یک اتاق مسقر شدیم، کمی خوابیدیم، و بعد حدود ۱ ساعت شنا کردیم. شنا در استخر برایم یک آرامش نسبی به همراه داشت. بعد از شنا برای اولین مرتبه دوربین جدیدم را امتحان کردم و چند عکس گرفتم.

این نمایی از ساختمان resort است.

زمین گلف در محوطه ی resort

زمین گلف از نمای نزدیکتر

بدون شرح

بدون شرح

تست دوربین

۱

دوشنبه ۵ دی ۱۳۹۰

تا دو ساعت دیگر در فرودگاه امام خمینی حاضر خواهم شد و تا ۵ ساعت دیگر به همراه “اشکان بروج” و مسافرانمان به کوالالامپور پرواز خواهیم کرد. اقامتمان در کوالالامپور در حدود چند ساعت است، از آنجا به ملبورن می رویم و …

در این آستانه ی سفر چندان خوب نیستم. چند روزی است که سردرد بسیار شدیدی دارم و این درد نه تنها سرم بلکه تمام گردن و بخشی از پشتم را فراگرفته و انگار تمام شدنی نیست. اتفاق مثبت این است که در این سفر دوربین عکاسی در اختیار دارم.

هرچند وقتم بسیار محدود بود و گرفتاری هایم بیش از حد، اما توانستم اطلاعات خوبی در رابطه با استرالیا کسب کنم که به زودی در اختیارتان قرار می دهم.

۰- برای دوستانی که می پرسند

یکشنبه ۸ آبان ۱۳۹۰

قرار است “اشکان بروج” و بنده راهنمایان سفری باشیم که شرکت “ایوار” از ۲۶ دسامبر (۵ دی ۱۳۹۰) تا ۹ ژانویه (۱۹ دی) به مقصد کشور استرالیا برنامه ریزی کرده است.

این اطلاع رسانی برای علاقمندان و همچنین دوستانی است که از بنده خواسته اند تا سفرهایم را به اطلاعشان برسانم.

لطفا برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۲۲۰۱۱۶۳۷ تماس بگیرید و از چند و چون این برنامه اطلاع حاصل کنید.

…………………………………………..

پی نوشت: همان طور که مشاهده می کنید یک دسته ی جدید با عنوان “سفر به استرالیا” در این سایت اضافه کرده ام که این نوشته با شماره ی “۰″ اولین مطلب آن است. سعی می کنم تا قبل از سفر اطلاعاتی را در رابطه با استرالیا در این دسته  قرار دهم و همزمان خودم را برای نوشتن یک سفرنامه ی جدید آماده کنم.

راستش این شیوه از کار را دوست دارم. شیوه ای است که بنده برای ارائه گزارش جشن راهنمایان گردشگری در تبریز و رامسر به کار بردم و نتایجش برایم لذت بخش بود. منظورم این است که از ابتدا (که به قولی نه به دار است و نه به بار) قدم به قدم با هم تا انتها پیش خواهیم رفت. این گونه از مکتوب کردن و گزارش دادن نه تنها دیگران را درگیر ماجرا خواهد کرد بلکه اعتماد آن ها را جلب می کند. درضمن، نوشتارها حتی بعدتر، در یک سیر خطی (با همه ی فراز و نشیب هایش) قابل تحلیل کردن خواهد بود و باعث می شود که تجربیات و احساسات (در هنگام اجرای اتفاق) از بین نروند و به فراموشی سپرده نشوند.