آرشیو ‘سفرنامه: وين’

۴) محل دفن موتزارت + موزه تاریخ هنر وین

چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۲

شما را به گزارش تصویری (عکس و فیلم) زیر دعوت می کنم.

*** دو فیلم اول را با موبایل با عنوان “نمایی از موزه تاریخ هنر وین” و فیلم سوم را با دوربین عکاسی از پخش فیلم در فضای عمومی مرکز شهر وین گرفته ام:

http://youtu.be/-kb9_63Y62w

http://youtu.be/y6MdmSEQzzQ

http://youtu.be/4Swx2nPfIco

ادامه مطلب …

۳) گام زدن در آسمان

چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۲

در یکی از کافه­ های Starbucks مرکز شهر “وین” نشسته­ ام. هوای بیرون بارانی و البته همچون روح جاری در این شهر، دلپذیر است.

حالا که در بخش Notes تلفن همراهم این مطالب را می­ نویسم، ساعت ۱۹ روز ۱۷ سپتامبر است. یک قهوه بزرگ و یک کیک کوچک سفارش داده ­ام. کتابی در دست دارم و با هوس فراوان نگاهش می­ کنم. صفحاتش را ورق می­ زنم. می­ خوانمش. همین یک ساعت پیش با شوق فراوان خریدمش. مدت­ها بود که دنبال چنین کتابی بودم.

عنوانش این است: THE GALLERY COMPANION

برای فهمیدن هنر غرب، نه تنها باید سواد بصری داشت و سبک­ های مختلف هنری را شناخت، بلکه باید از افسانه­ های پنهان در پشت هر اثر نقاشی یا مجسمه آگاه بود. این کتاب راوی قصه­ هایی است که ریشه در باورها و اسطوره­ه ای دنیای غرب دارد.

با خواندن این کتاب خواهید دانست که کدام یک از بهترین افسانه­ ها در کدام یک از بهترین آثار هنرمندان، نقش آفرینی کرده است:

- با “آتلانتا”، شکارچی و ورزشکار اسطوره­ ای یونانی آشنا می ­شوید و او را در نقاشی “پیتر پل روبنس” و دیگران خواهید شناخت.

- با “باخوس” (همان دیونیزوس)، خدای شراب و سرزندگی آشنا می­ شوید و او را در نقاشی­ه ای “کاراواجو”، “جیووانی بلینی” و دیگران خواهید شناخت.

- با “کالیستو” (یکی از الهه ­های کوچک در اساطیر یونانی) آشنا می­ شوید و او را در نقاشی­ های “پیتر پل روبنس”، “تیتیان” و دیگران خواهید شناخت.

- با عشق اساطیری “پسوخه” و “کوپیدو” آشنا می­ شوید و آن­ ها را در نقاشی­ های “آنتونی وان دیک”، لوئیس جاکوئز دیوید” و دیگران خواهید شناخت.

- با “دایدالوس” و “ایکاروس” (پدر و پسری با قصه­ای تراژیک) آشنا می­ شوید و آن­ ها را در نقاشی­ های “هنری ماتیس” و دیگران خواهید شناخت.

- با “دیدو”، ملکه افسانه­ ای کارتاژ آشنا می­ شوید و او را در نقاشی­ های “پیتر پل روبنس”، “فرانچسکو سولیمنا” و دیگران خواهید شناخت.

- با “اکو” (همان Echo یا پژواک) و “نارسیس” آشنا می ­شوید و آن­ها را در نقاشی­ های ” جان ویلیام واترهاوس”، “نیکولاس پوسین” و دیگران خواهید شناخت.

- با افسانه ­ی دختر پادشاه صیدون (در فینیقبه) به نام “اروپا” (هم او که نام اروپا از آن آمده است) آشنا می­ شوید و او را در نقاشی­ های “تیتیان”، “پائولو ورونیزه” و دیگران خواهید شناخت.

- با “حوراتی”، سه برادر وطن ­پرست رومی آشنا می ­شوید و آن­ ها را در نقاشی­ های “لوئیس جاکوئز دیوید” و دیگران خواهید شناخت.

-

کتاب را از فروشگاه موزه فوق ­العاده زیبا و جذاب “تاریخ هنر وین” خریدم.

چه موزه ­ای بود! فراتر از حد انتظار! شبیه به یک معجزه!

بارگاه باشکوهی بود که موهبت درک حضورش در یک روز بارانی شهریور نصیبم شد.

شاید پاداش بود.

نمی­ دانم.

در این موزه به یونان و روم و مصر سفر کردم. همچنین ملاقات لذت­ بخشی با “آنتونیوس وان دیک”، “پیتر بروگِل”، پیتر پُل روبَنس”، “آلبرشت دورِر”، “میکل آنجلو مریسی دا کاراواجو”، “فِرا بارتولومئو” و “رافائل” داشتم.

در این موزه که راه می ­رفتم جهت دیگر معنا نداشت. وقت همچنین. زمان و مکان جایگاه خودشان را از دست داده بودند. همچون کودکی بودم که توجهی به اطراف ندارد و غرق داستان­ هایی است که اسباب بازی­ ها برایش روایت می­ کنند.

وه! که چه بارش خوبی بود. وه! که چه بارش خوبی است.

۲) My Vienna

سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۲

امروز “وین” را بیشتر شناختم.

شما را به دیدن فیلم کوتاه زیر که در کنار موزه “آلبرتینا” از یک نوازنده خیابانی با موبایل گرفته ام و در ادامه به گزارش تصویری از همین موزه دعوت می کنم:

http://youtu.be/cG2NAvnbcng

……………………………

ادامه مطلب …

۱- وین وین وین …

دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۲

“وین”هستم.

در یک کافه نشسته ام و قهوه مورد علاقه ام، “کاپوچینو” می نوشم. چند تن از مسافرانم در میزهای دیگر نشسته اند و با هم مشغولند.

من اما حس خیلی خوبی دارم. از موزه “آلبرتینا” می آیم. از زیارت آثار “آلبرشت دورر”، “پابلو پیکاسو”، “واسیلی کاندینسکی”، “گوستاو کلیمت”، “میکل آنژ”، “اِگون شیله”، “مارک شاگال” و … برگشته ام.

آنقدر خوبم که باعث شده حقوق کامل یک روزم را بدهم و در عوض یک کتاب هنر، یک لوح فشرده موسیقی و چند جعبه کوچک شکلات بخرم.