دانستنی‌های جالب

Ahasuerus

واژه Ahasuerus به سه نفر در تاریخ اطلاق شده و در یک افسانه آمده: ۱- پدر داریوش ۲- پسر کوروش (کمبوجیه) ۳- خشایارشا Achashverosh ۴- در  افسانه یهودی سرگردان، نام طرف را همین Ahasuerus ذکر کرده‌اند و در مواردی عبارتی شده برای یهودیان سرگردان در بیابان

شهید مسیحی

«یوهان رودولف استادلر» ساعت ساز اهل زوریخ، در زمان صفویان در اصفهان زندگی می‌کرد و در استخدام شاه (شاه عباس؟!) بود. شبی یک دزد ایرانی به خانه‌اش وارد می‌شود و استادلر او را به ضرب گلوله می‌کشد. مطابق قانون، چون یک مسیحی یک مسلمان را کشته بود، باید قصاص می‌شد. در صورتی که استادلر قبول …

کاپوسن‌ها

قهوه «کاپوچینو» اسمش را از رنگ کلاه یک فرقه از راهبان مسیحی گرفته است. این فرقه مسیحی در روزگار صفوی در ایران صومعه داشتند و به نام «کاپوسن»ها و «کبوشی»ها معروفند. در شهر رم و در موزه «کاپوچین» اسکلت راهبان و پیروان این فرقه در معرض دید قرار دارد. دیگر این‌که یک گونه میمون هم …

طولانی ترین لغت در زبان انگلیسی

شاید شنیده باشید که antidisestablishmentarianism طولانی ترین واژه در زبان انگلیسی باشد، اما نیست. طولانی ترین لغت این است: pneumonoultramicroscopicsilicovolcanoconiosis این لغت، نام یک بیماری ریوی است که از گرد و غبار سیلیس حاصل می شود.

Mausoleum

جالب است بدانید که کلمه‌­ی Mausoleum که در زبان انگلیسی “مقبره” یا “آرامگاه بزرگ” معنا می­‌شود از نام شاه Caria، شهری در ساحل غربی آسیای صغیر گرفته شده است. نام این فرمانروا، Mausolus بود. وقتی در نیمه قرن چهارم پیش از میلاد از دنیا رفت، همسرش، Artemisia برایش مقبره باشکوهی در شهری به نام “هالیکارناسوس” …

همسفرم بود

شخصی که در تصویر زیر می بینید، نامش “علی” و رییس انجمن تجار استان “سیواس” (در ترکیه) و همچنین رییس شورای شهر استانبول است. یکی دو منصب دیگر هم دارد. روزی او به همراه تجار وارد لابی یک هتل می شود و متوجه می شود شخصی در گوشه ای از لابی نشسته و کفش مردم …

حکایت باد صبا و هلیکوپتر زنگ زده

بسیاری از شما؛ حتما از تهران به سمت چالوس رفته اید. حتما در این مسیر سد کرج را دیده اید. و به احتمال بسیار آن هلیکوپتر زنگ زده ی آویزان از سیم ها بر فراز آب پشت سد را تماشا کرده اید. اما یقین دارم؛ کمتر کسی می داند که این هلیکوپتر، یادمان همان سانحه …

اندر حَرَم استاد

این فتحعلیشاه آدم خیلی خوش شانسی بوده و هست. تا زمانی که زنده بود، حَرَم پرباری داشته و ظاهرا  بعد از مرگ هم از نعمات بی بهره نیست. “ماجرا از این قرار است که سه تن از کارشناسان موزه ی “لوور” به نام های “کلود باشتود”، “پائولو وودز” و “سرژ میشل” در تدوین کتابی به …

از کوچکی اتفاق تا شیرینی خاطره

گفت: آه استاد، غبار شدم و روی کُت شما نشستم. گفتم: کاش اشک بودید و در چشم من می‎نشستید. گفت: کاش لبخندی بودم و روی لب‎تان می‎نشستم. شبی در یک مهمانی فروغ فرخزاد برای لحظه‎ای روی لبه‎ی کُت پروفسور محسن هشترودی نشست. دیالوگ شیرینی که در بالا خواندید ماحصل آن اتفاق کوچک است.