اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت …

تقدیم به همدان: قدیما از مَرو که می‌خواستی بری تیسفون، یا برعکس، حتما گذرت به همدان میفتاد، جایی که پاتوق بچه مَحَلّای ایران بود. همه میومدن اینجا. بازار‌ِش راسته کَلیمیا داشت و کاشیا و نهاوندیا و سبزواریا. زرگرا، چلنگرا، قصابا، قنادا، مِسگرا، کفشدوزا، حلاجا و سمساریا، همه بودن. خلاصه جمعشون جمع بود. میگن همدان هَفتا …

به سلامتی ساقی

اگر سرنوشت سیاه سرزمینمان سپیدبخت می‌شود و سرسبز باقی خواهد ماند، اگر سرو سجاده ایران با شکافتن سینه‌مان سیراب می‌شود، اگر سایه سنگین سرما با دمیدن سَحَر محو می‌شود و سِحرِ ساحران با طلوع ستاره صبح باطل خواهد شد، اگر چراغ سَردَم سامان روشن می‌ماند و سوز سهراب در متن کتاب وطن ساز خواهد شد، …

در طلب نیشابور

در «طلب» این «ابرشهر»، سراغ آن «عشق» باید رفت که شاید تنها یک دَم باشد میان دو عَدَم. سخن از «نیشابور» است، دانگِ ششم و شهر هفتم ایران، که شنیدن داستان «حیرت»آورش دلِ با«معرفت» می‌خواهد. سخن از «ریوند» است که گویی سخنورانش جام جم دارند و اسرار ازل می‌دانند، و با این حال، دربندِ سَر …

زیارت گلستان

ای رفیق، باب ا‌ول «زیارت» «گلستان»، رفتن به گرمابه است تا در نقش و نگار دیوارش هم سیرت پادشاهی ببینی و هم اخلاق درویشی بدانی. اگر از «هزار پیچ» بگذری و به «کوهِ کهکشان» برسی، آنگاه در آن «جهان نما» «آزاد شهر»ی خواهی دید که به «شیرآباد»ش می‌نازد. و خواهی دید که در این مکانِ …

درمان یونان

در آینه به خودم نگاه می‌کنم حس می‌کنم وجودم به چیزی نیاز دارد. لعنتی! دلم برای اندام شکسته‌ی مجسمه‌ها، ستون‌های افتاده معابد، مارمولک‌های لانه کرده در سایت‌های تاریخی، زمین‌باره‌گی خدایان و واقعیت اسطوره‌ها تنگ شده. دلم کمی لَختی می‌خواهد و اندکی لمیدن. و فرصتی برای چنگ زدن به “یونان” من برای درد اعتیادم به تعلیق، …

شیراز: از شب تا صبح

شب: شیراز شهر شاه پریان است، گذرنامه‌اشْ یک بغل شعر. استخاره کن و شبانه برو! و به تو می‌گویم شگون دارد که با خودت شمع ببری و بنشینی پای شمشادها و غزل‌های خوشِ شب‌نشینی را بشنوی. زینهار، شرابِ کاشفِ رازش از یادت نبرد که شاباشِ شاخِ نباتش را هم بدهی. اَبروی شیراز سخت شوخ است، …

کاشان و کاشی

شِعر شهر کاشان را با چوب شاگِردَک شَعربافی چلّه‌کشی کردند که چنین خوش بافت است. کاشان، کاشانه هفت رنگ ایرانِ کی‌آشیان است. سپهر این شهر، کاسه و کوزه و کاشی است و چینی این سهراب، چه بسا نازک. چشمه‌ی سلیمانیه آب گذر به گذر می‌دهد، تا گلاب از آن بیرونی به اندرونی برسد. همین است …

اسناد گردشگری ایران – بخش دوم

مطالب زیر، بخش‌هایی از کتاب “اسنادی از صنعت جهانگردی در ایران” (سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) است که انتخاب کرده‌ام و در اختیار علاقمندان و خوانندگان این سایت قرار داده‌ام: ……………………………….. ۱۳۱۴/۹/۲۵ خط سیر صدی هشتاد از جهانگردانی که از اروپا و آمریکا به ایران ورود می‌نمایند از سرحدات ذیل است: …

Iran Tourism Stories

کتاب «قصه‌های گردشگری ایران» Iran Tourism Stories برای سال ۲۰۱۹ میلادی، زیر نظر «وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی» با همکاری «سازمان جهانی گردشگری» UNWTO منتشر شد. در این کتاب ۱۴ روایت از فعالیت‌های افراد اثرگذار در گردشگری ایران انتخاب شده‌ است. هرچند باید خاضعانه و صادقانه اذعان و اعتراف کرد که در تمام …

اسناد گردشگری ایران – بخش اول

مطالب زیر، بخش‌هایی از کتاب “اسنادی از صنعت جهانگردی در ایران” (سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) است که انتخاب کرده‌ام و در اختیار علاقمندان و خوانندگان این سایت قرار داده‌ام: ……………………………….. از: بوشهر به: تهران مورخ: ۱۳۰۸/۱۰/۴ وزارت پست و تلگراف نظر به اینکه بوشهر فعلا محل عبور و مرور طیارات …

فرهادی که یلدا را ندید

فرهاد زیر برف در آن گردنه، با مُشتش گردن خدا را فشرده بود به گمانم. «که هی تو، که چنین بی‌خبری!»و من می‌پرسم: امشب که شب تولد خداست، در سرزمینی که خانه‌ی خورشید است، چرا باید چهلم مرگ چهارده ساله‌ای همزمان بشود با عروسی یک پیر. …………………………………… پی‌نوشت: این متن به مناسبت مرگ دردناک یکی …