بازگشت به صفحه نخست

اتفاق خواهد افتاد

یک بیل، یک مزرعه و فراموشی… آرزویش را دارم.

۸ نظر در “اتفاق خواهد افتاد”

  1. محبوبه نوشته است:

    میتونی داشته باشیش به همین راحتی و زیبایی که نوشتیش..باور کن

  2. الهام نوشته است:

    آقا برای داشتن بیل روی من حساب کن، یه دونه اصل خوشگل آلمانیشو تقدیم می کنم، مزرعه اشم دیگه شرمنده ….

  3. رهرو نوشته است:

    به جای این که آرزوشو داشته باشی، همتش رو داشته باش!!!
    کارهای سخت تر از این رو انجام دادی، این که چیزی نیست. خوب که فکر کنی می بینی آرزوشو نداری، اگر که داشتی، الان وسط مزرعه ات بودی!
    همه ی ما، کمابیش، از این قبیل آرزوها داریم(خود من بارها و بارها برای خودم از این جور آرزوها داشتم و براشون منطق ها چیدم). ولی خوب که نگاه کنی می بینی اشکال از یه جا دیگه است. مشکل با مزرعه حل نمیشه. که اگه می شد الان نصف بیشتر این جمعیت سر جالیز بود.

  4. حسین نوشته است:

    بیاییم مزارع قلبهای پوسیده مان را شخم بزنیم و بذر محبت را در سراسر این کشتزار بپاشیم و باران مهربانی را بر سرزمین خشک دلها بریزیم این هم می شود نوعی کشاورزی ،مزرعه اش قلبها؛بیلش دستهای دوستی و محبت،سرزمینی سبز و آباد بسازیم.شاد باشی استاد و همیشه سرسبز

  5. پسر ایران نوشته است:

    با بیل با هم میریم تو مزرعه میزنیم تو سر هم فراموشی میگیریم… مطمئن باش به محض انکه بنیه مالی پیدا کنم میرم تو دشتهای گلپایگان رز black پرورش میدم.. حکیم -گلستان کوه در خوانسار دیدی؟؟؟
    …………………………….
    جواب: بله، دیدم.

  6. فائقه نوشته است:

    به قول مولانا:

    کی شود این روان من ساکن این چنین ساکن روان که منم

    بیانش آسونه اما انجامش سخت !

  7. مریم نوشته است:

    آدرس بده کجا میری کشاورزی. واسه برداشت محصول خبرم کن می آیم حتمن.
    مجانی برات کار میکنم.
    زیبا فکر میکنی

  8. نیلوفر نوشته است:

    بیل شو دارم .مزرعه اش را هم دارم .ارزوش را هم خیلی دارم ولی مجبورم برای پول در اوردن تو تهران کارکنم!!!

ارسال نظر

* نام:
* ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت :

*

Anti-spam image