آرشیو جمعه ۱ مرداد ۱۳۸۹

ابیانه

جمعه ۱ مرداد ۱۳۸۹

چند عکس از ابیانه ببینیم:

می‌دانم که همه‌اتان از این چشم‌زخم‌ها در همه جای ایران و بیش‌تر از همه در شهرهای کویری دیده‌اید، با این همه گفتنی‌هایی در این مورد هست. در این چشم‌زخم‌ها از گیاه اسفند استفاده می‌شود که همین واژه‌ی «اسفند»، به معنی «مقدس» است. دیگر این‌که نه تنها از گیاه اسفند به این نحو برای چشم‌زخم استفاده می‌کنند بلکه از دود دادن آن هم به همین منظور بهره‌برداری می‌شود و قرار است که دود اسفند به چشم بدخواه برود و از طرفی یک حریم نامریی اطراف شما را احاطه کند. احتمالا تا این‌جا چیزی به اطلاعاتتان اضافه نکرده‌ام، اما درباره‌ی شکل لوزی چه می‌‌دانید؟ اگر دقت کنید همه‌ی این‌گونه چشم‌زخم‌ها لوزی شکل هستند، هرچند که ممکن است اندازه‌اشان با هم متفاوت باشد. این‌که چشم‌زخم‌ها را به صورت دایره، مربع، مستطیل و یا اشکال دیگر نمی‌سازند دلیل دارد که شاید امروزه خود سازندگان چشم‌زخم‌ها از این موضوع مطلع نباشند. لوزی بودن چشم‌زخم در واقع تداعی‌گر «چشم» است. یک لحظه در آیینه به حدقه‌ی چشمتان نگاه کنید، آن را بیش از هر شکلی آن را به صورت لوزی می‌بینید. این‌که درون این لوزی چند رنگ وجود دارد برای این است که بخش‌های مختلف چشم (سفیدی چشم و مردمک) را تداعی کنند تا هرچه بیش‌تر به چشم شباهت پیدا کند. یک نظریه دیگر وجود دارد که شکل لوزی به خاطر شباهت آن به شکل «رَحِم» انتخاب می‌شود که ظاهرا آن هم فلسفه‌ی خودش را دارد.

یکی از کوچه‌باغ‌های ابیانه

خیلی از گردشگرانی که به ابیانه سفر می‌کنند، زحمت پیاده‌روی به آن سوی رودخانه را به خودشان نمی‌دهند (یا اطلاع ندارند) و از دیدار معبد «هینزا» محروم می‌شوند. بر روی این تابلو از معبد هینزا با عنوان «بارگاه بی‌بی زبیده خاتون» یاد شده است. ما دقیقا نمی‌دانیم که معبد «هینزا» یک معبد «مهری بوده یا مکانی برای ستایش «آناهیتا». موضوعی که برای بنده اهمیت دارد این است که در ایران چند مکان شبیه این معبد هست که همگی ویژگی‌های مشترک» دارند. اشکفت سلمان در ایذه‌ی خوزستان، پیرغار در فارسان چهارمحال و بختیاری و پیر سبز در اردکان یزد از این جمله‌اند. ویژگی مشترک همه‌ی این‌ها، وجود غار در دل کوه، حضور رودخانه در کنار یا وجود چشمه و آب در داخل غار، حضور درختان مقدس از جمله چنار و سرو و گاهی وجود کتیبه در نزدیکی آن‌هاست. جالب این‌که از همه‌ی این‌ها با عنوان معبد یاد می‌‌شود و مردم در داخلشان شمع روشن می‌کنند و برایشان مقدس است. دیگر این که این معابد در مکان‌هایی قرار دارند که تا همین امروز هم دور از شهرها و مردم هستند و مکان دنجی تلقی می‌شوند.

کسی که برای دیدن معبد هینزا می‌رود امکان این را دارد که همه‌ی روستای ابیانه را در قاب دوربینش به تصویر بکشد.

داخل معبد هینزا

جزیی از نقش یکی از درهای روستای ابیانه  

سلام

جمعه ۱ مرداد ۱۳۸۹

پنج‌شنبه و جمعه گذشته (۲۴ و ۲۵ تیرماه ۱۳۸۹) با یک گروه به ابیانه رفتم تا آن‌ها آسمان را رصد کنند و من در خدمتشان باشم. شنبه و یک‌شنبه و دوشنبه و نیمی از سه‌شنبه (۲۶ و ۲۷ و ۲۸ و ۲۹) را برای برنامه‌ی «غیر منتظره» تلویزیون به گیلان و اردبیل سفر کردم. از ۳۰ تیر هم به سفر یک‌ماهه چین آمده‌ام.

شاید بشود باز همدیگر را ببینیم.