آرشیو دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸

شعرگردی Poem Tourism

دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸

گردشگران خارجی وقتی به شهر شیراز سفر می‌کنند از ازدحام مردم بر سر مزار حافظ و سعدی و وقت‌گذرانی و شعرخوانی‌شان در این مکان‌ها تعجب می‌کنند. درست است که در همه‌جای دنیا مردم بسیاری برای دیدار از مزار مردان و زنان مذهبی و سیاسی می‌روند، اما شاید بتوان گفت که در هیچ کجای دنیا همچون ایران، علاقه‌‌‌ای این‌چنینی برای برای دیدار از مزار ادیبان و شاعران و هنرمندان وجود ندارد.
تعداد بازدیدکنندگان از شهر شیراز هرگز برابر با تعداد بازدیدکنندگان از شهر فلورانس نیست، اما می‌توان ادعا کرد که تعداد بازدیدکنندگان از حافظیه که تنها مزار حافظ در آن قرار دارد، به تنهایی با تعداد بازدیدکنندگان از کلیسای «سانتا کروچه» که مقبره‌ی میکل آنژ و گالیله و ماکیاولی و روسینی و … را در خود جای داده، برابری می‌کند و بلکه بیشتر است.

علاقه‌ی مردم به شعرا از طرفی و تعداد بسیار شاعران در ایران، ما را به این سمت سوق می‌دهد که درباره‌ی نوعی از گردشگری که مختص ایران است بیندیشیم و آن را با عنوان «شعرگردی» یا همان Poem Tourism به جهانیان معرفی کنیم. این موضوع اصلا دور از ذهن نیست چراکه War Tourism, Dark Tourism, Wine Tourism و از این قبیل را دیگران معرفی کرده‌اند و از این راه درآمدزایی دارند. 

نگاهی به شهرهای کشورمان بیندازید، و خواهید دید که فردوسی و عطار و خیام و شهریار و پروین و فروغ و سهراب و شاملو و حافظ و سعدی و باباطاهر و … در همه‌ی ایران حضور دارند و مردم آن‌ها را می‌شناسند. و روزگاری نه چنان دور، ایرانیان از کوچک و بزرگ اشعار شاعران را از حفظ می‌خواندند و این موضوع برای خارجیان و گردشگران تعجب‌برانگیز بود. ایرانیان چنان با شعر آمیخته‌اند که از شعر شاعرانشان مثال می‌‌آورند و ابیات را همچون قوانین آویزه‌ی گوش می‌کنند و سبک زندگی‌شان را بر اساس شعر هماهنگ می‌کنند. کمتر ایرانی باسواد و بی‌سوادی را در این کشور می‌توان سراغ گرفت که اندک ذوق شعرسرایی نداشته باشد و سعی در سرودن بیتی نکرده باشد.

آری ما می‌توانیم به مفهوم «شعرگردی» بیندیشیم و آن را عملی سازیم. به طور مثال شیراز را ببینید، شهر «شعرگردی» است. حافظ و سعدی و خواجوی کرمانی در این شهر آرمیده‌اند و بر سر مزار هر یک قطعه شعری نقش بسته. نام گلستان و بوستان هر کسی را به یاد «تفرٌج» می‌اندازد که در اشعار همین شاعران به وفور این واژه را می‌بینیم. در اشعارشان از سرو ناز و گلگشت مصلی و آب رکناباد و وضع بی‌مثال شیراز یاد شده است. شیراز همان شهری است که در آن بیشترین باغ‌‌ها وجود دارند و همین باغ‌ها و عناصر درون آن‌ها دست‌مایه‌ی سرودن بسیاری از ابیات شده است و از طرفی محل گردش و گلگشت ایرانیان همین باغ‌ها بوده و هست. می‌توان گفت در هرجای ایران که شاعری خفته، باغی نیز نهفته: در ماهان باغ شازده و شاه‌نعمت‌الله ولی، در نیشابور باغ قدمگاه و خیام و عطار، در تهران باغ گلستان و استاد بهار، در تبریز ایل‌گلی و شهریار و …

پی‌نوشت: در میان اعضای تحریریه مجله‌ی «سرزمین من» این ایده را مطرح کردم و قرار است در بخش «راهنمای سفر» شماره‌ی آتی این مجله، در شهر شیراز «شعرگردی» کنیم.

اتفاق خواهد افتاد

دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸

یک بیل، یک مزرعه و فراموشی… آرزویش را دارم.

دوری

دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸

همه از دهکده جهانی حرف می‌زنند. قرار است روزی بیاید که همه چیز نزدیک و در دسترس باشد. من با این موضوع خیلی هم موافق نیستم.

اگر همه چیز نزدیک باشد، مفهوم «دوری» از بین خواهد رفت. یک احساس بشری منهدم می‌شود. یک سبک زندگی فراموش می‌شود. شعر و ادبیات دچار نقصان خواهد شد…