تحفهی یزد
یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸بیشتر به عنوان یک مسافر و نه یک راهنما در سفر چهار روزه به شهر یزد و برای دیدار از جشن سده شرکت کرده بودم. زیاده برای گفتن ندارم با این حال…
این تصویر برای من نماد «ایران» است: تا میآیی زیباییاش را بستایی، با زخمهایی عمیقی روبرو میشوی که نهادت را پر میکند از افسوس.
بدون شرح
خرانق
تصویری در نزدیکی «پیر سبز»
اینجا زیارتگاه «پیر هریشت»، یکی از پنج زیارتگاه زرتشتیان در استان یزد و در نزدیکی شهر «اردکان» است. در تصویر، تکهسنگی محصور در یک محفظه شیشهای دیده میشود که خود بخشی از صخرههای محیط است. زرتشتیان برای زیارت این سنگ میآیند و همچون بقیهی زیارتگاهها برایش داستانی دارند (این مورد در تمام فرهنگها و ادیان دیده میشود) و معتقدند که روزگاری بر روی این تکهسنگ تصویر مادری با بچهای در بغل مشهود بوده است. وقتی این مکان را دیدم، بلافاصله به یاد تکهسنگ مقدس موجود در نزدیکی مقبرهی پیر شالیار (در اورامان) و همچنین تکهسنگ مقدس در نزدیکی مقبرهی شیخ احمد جام (در شهر تربتجام) افتادم. وقتی کوه مقدس است به تبع آن غار (اشکفتها) و همچنین صخرهها و تکهسنگهای مقدس هم داریم. من قبلا در مقالهی “فر و کوه” از قداست کوه گفتهام، در مورد قداست غارها (اشکفتها) کافی است اشکفت سلمان (ایذه)، پیر غار (فارسان)، معبد هینزا (ابیانه)، پیر سبز (در نزدیکی اردکان) و … را به یاد بیاوریم. در مورد اهمیت سنگ هم باید به یاد بیاوریم که در بسیاری از زیارتگاهها و مکانهای مقدس، چسبیدن سنگها به دیوارهها از برآورده شدن حاجتها سخن میگویند. این مورد را در مقبرهی پیر شالیار و همچنین در برخی از زیارتگاههای شهر مهاباد و اطراف میتوان به روشنی دید. این موضوع جای بحث بیشتری دارد که عجالتا از آن میگذرم.
بدون شرح
این خانم در کنار بوتههایی که برای آتش جشن سده جمع شدهاند، نشسته و سیگار میکشد. گویی آتش را قبل از تولد در خود در میکشد.
یک زن زرتشتی در حال خواندن کتاب، همزمان با برگزاری جشن
در اینجا نان میپختند و به همراه پشمک به مهمانان تعارف میکردند.
بدون شرح
نمایی از سرو چم. سروهای مشهوری که من تاکنون در ایران دیدهام عبارتند از: سرو هرزویل، سرو سیرچ، سرو ابرقو، سرو روستای مُنگآباد، سرو راین، سرو چم
موبد زرتشتی در هنگام مراسم جشن سده
آتش جشن سده
آتش سده «سبز» شد از حضور «خس و خاشاک»













