لطفا ما را با دلالها اشتباه نگیرید
چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۸تلفن میزنند و از طرف یک آژانس مسافرتی دعوتم میکنند برای شرکت در یک جلسه. پشت تلفن عذرخواهی میکنم و میگویم “ممکن است بنده با نیمساعت تاخیر برسم، چون از قبل برای این ساعت برنامهریزی کردهام.” به هر حال، وقتم را تنظیم میکنم و راس ساعت به محل جلسه میروم. اما آنها مثل بقیه، زمان را نمیفهمند و جلسه را با نیم ساعت تاخیر شروع میکنند. ۲۰ دقیقه که از شروع جلسه میگذرد متوجه میشوم که من و ما را دلال فرض کردهاند. از ما به عنوان راهنمای گردشگری میخواهند که در تورها مسافران هموطن را ترغیب کنیم که بروند در قبرس و کشورهای دیگر اروپایی سرمایهگذاری کنند و ملک و املاک بخرند…
عذرخواهی میکنم و از جلسه بیرون میآیم و به خودم و همهی این «پوفیوزها» بد و بیراه میگویم. با خودم فکر میکنم که در این سالها، از هر راهی که شده برای هویت شغلی راهنمایان تلاش میکنیم، با این حال چنین افرادی با حماقت تمام ما را ابزاری برای خیانتهایشان فرض میکنند. این در حالی است که در شروع جلسه از دلسوزی برای وطن و هوشمندیاشان برای دور زدن تحریم و … حرف میزنند. وقتی برای ترک جلسه آماده میشدم دیدم که بقیه راهنماها نشستهاند و در مورد حق کمیسیون سوال میکنند.
وقتی تماس گرفتند فکر میکردم به جلسهای میروم که در مورد تورهای نوروزی است، در این سرما سوار موتور میشوم و میروم تا سر وقت حاضر باشم. بعد میبینم که شعور ما را لجنمال میکنند.
حالا فکر میکنم، اگر شده دزدی میکنم و به سفر میروم تا دور باشم از این کثافتکاریها. به زودی، به زودی و به زودی همه چیز را رها خواهم کرد و خواهم رفت.