آرشیو مهر ۱۳۸۸

پیزا: اروپا ۵۴

چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸

امروز صبح از CAPELLE MEDICEE (موزه و آرامگاه خانوادگی مدیچی) بازدید کردیم. در این بنا، علاوه بر نقاشی‌ها و مجسمه‌های مختلف، چند مجسمه‌ی ساخت میکل‌آنژ دیده می‌شوند که آن‌ها را برای سنگ قبر خانواده مدیچی طراحی و اجرا کرده بود.
بعد نفری ۱۲ یورو برای بلیط رفت و برگشت ترن به شهر «پیزا» دادیم و یک ساعت بعد به پیزا رسیدیم و از برج پیزا، کلیسا، موزه و تعمیدگاه بازدید کردیم. قابل ذکر است که همگی این آثار در اطراف میدانی به نام CAMPO DEI MIRACOLI قرار دارند. برای بازدید از پیزا حدود ۲ الی ۳ ساعت وقت لازم است.
وقتی به فلورانس برگشتیم تصمیم گرفتیم که از گالری UFFIZI دیدار کنیم. برای بازدید از این گالری (بزرگترین کلکسیون هنر رنسانس ایتالیا) بهتر است که از قبل رزرو انجام دهیم. ما رزرو نداشتیم و حدود ۱ ساعت در صف طولانی ایستادیم. برای دیدار از آثار این موزه حداقل ۴ ساعت وقت لازم است، اما ما به دلیل کمبود وقت، آن را خیلی سریع و در حدود ۲ ساعت دیدیم.
در این موزه علاوه بر مجسمه‌های مرمرین و برنزی و نقاشی‌ها و نقاشی‌های دیواری و …، نقاشی‌هایی از لئوناردو داوینچی همچون «بشارت» Annunciation و «ستایش پادشاهان مجوس» Adoration of the magi  (همان سه مغ زرتشتی که از زایش مسیح باخبر می‌شوند و به دیدارش می‌روند) و «تعمید مسیح» The Baptism of Christ، نقاشی‌هایی از «بوتیچللی» همچون «تولد ونوس» The birth of Venus و «بهار»، نقاشی «خانواده مقدس» یا همان Doni Tondo اثر میکل‌آنژ، برخی از نقاشی‌های «رافائل»، «تیتزیانو وچللیو»، «ال‌گرکو» (نقاش یونانی که اگر یادتان باشد قبلا از او گفته‌ام)، «جورجیو وازاری»، «رامبرانت» (پرتره پیرمرد، پرتره مرد جوان و پرتره از صورت خودش) و «کاراواجیو» دیده می‌شوند.

توصیه: اگر روزی قصد کردید از ایتالیا دیدار کنید، از قبل، حداقل یک کتاب «تاریخ هنر»، یک کتاب «تاریخ رنسانس»، یک کتاب از «تاریخ و هنر مسیحیت» و همین‌طور «کمدی الهی» اثر «دانته» را مطالعه کنید و البته کمی هم باید از تاریخ و اسطوره‌های روم باستان بدانید. بدون دانستن این‌ها، دیدار از نقاشی‌ها و موزه‌ها تقریبا هدر دادن پول و وقت است و شاید فقط برای پزدادن خوب باشد.

گزارش تصویری از پیزا:

ادامه مطلب …

فلورانس: اروپا ۵۳

سه شنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۸

شهر به خواب رفته و همسفران من نیز. زیر نور چراغ خواب، در حالی‌ برایتان می‌نویسم که سرمای پاییز را در نوک انگشتان دستان و پاهایم احساس می‌کنم. اما قلبم گرم است در شهری که نامش “فلورانس” است…
اکنون می‌توانم پاهایم را ببخشم.
اکنون می‌توانم چشمانم را هدیه کنم.
اکنون می‌توانم جانم را فدا کنم.
چراکه…
گام برداشتم و نگاهم را پر کردم و روحم را لبریز کردم از “فلورانس”.
من امروز صدای تیشه‌ی میکل‌آنژ را شنیدم و از قلم‌موی داوینچی آویزان شدم…

در این اندیشه‌ام که درد فلورانس را فقط با داروی حافظ می‌توان درمان کرد…
چراکه در این خرابات، همگان ‌لو‌لی‌اند. همه‌ی آب رکن آباد این‌جا جاری است. هر گذر این شهر، کوی نیکنامی‌است انگار. این‌جاست که دل و دین می‌شود و قیامت برمی‌خیزد.
منزل آن مَه عاشق‌کش عیار این جاست، موعد دیدار این‌جاست. این‌جاست که باده و مطرب و گل جمله مهیاست. این‌جا ایام فتنه‌انگیزند. این‌جا همه، شهسوار شیرین‌کارند و زلف‌ها همه گره‌گشاست. گنبد مینا این‌جاست.

گزارش تصویری از فلورانس:

ادامه مطلب …

ایتالیا - فلورانس: اروپا ۵۲

دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸

ایتالیا:
همان شب اولی که به رم آمدم، مهدی فتوحی به من گفت که بوروکراسی اداری در ایتالیا وضع مطلوبی ندارد. حالا بعد از این چند روز که در شهر رم و فلورانس بوده‌ام، این حرف او را بهتر درک می‌کنم.
می‌خواهم در کافی‌نت، از لپ‌تاپ خودم استفاده کنم، می‌گویند امکانش وجود ندارد. می‌گویم چرا؟ می‌گویند این قانون است. (واقعا نمی‌دانم که این قانون است یا نه؟)
به موزه می‌رویم، معلوم نیست به چه علتی در برخی از موزه‌ها عکاسی آزاد است و در بعضی دیگر ممنوع است. من می‌خواستم از انعکاس نوری که از پنجره کلیسا گذشته و بر زمین کلیسا دیده می‌شود، عکس بگیرم، جلویم را گرفتند. چرایش را نمی‌دانم. فقط گفتند نه! این موضوع قطعا ربطی به کپی‌رایت ندارد.
معلوم نیست در برخی از موزه‌ها که عکاسی آزاد است، چرا فیلم‌برداری ممنوع است و چرا در بعضی دیگر آزاد است.
معلوم نیست چرا در رم، ۸۰ درصد ورودیه سایت‌ها و موزه‌ها و کلیساها تخفیف ندارد و چرا در فلورانس، ۸۰ درصد ورودیه‌ها شامل تخفیف می‌شود.
خلاصه این‌که من فعلا از قوانین سر درنیاوردم.
موضوع دیگری که در ایتالیا نظرم را جلب کرد، سرکیسه کردن توریست‌ها به روشی جالب توجه است. ایتالیا کشور زیبایی است و هیچ بحثی در این زمینه ندارم. اما ایتالیایی‌ها با زیرکی تمام، آثار معماری، مجسمه‌سازی و نقاشی را چنان در شهرها و موزه‌های مختلف پخش کرده‌اند که مثلا شما مجبور باشید برای دیدن مجسمه داوود اثر میکل‌آنژ به یک موزه بروید، برای دیدن سه مجسمه دیگر از میکل‌آنژ به موزه دیگر بروید، برای طراحی‌های معما‌ری‌اش به شهر دیگری بروید و برای دیدار از مقبره‌اش به یک کلیسای دیگر. برای همه‌ی این‌ها باید پول بپردازید.
بیش‌تر کلیساها ورودیه دارند، در حالی که در کشورهای دیگر اروپایی معمولا (عرض می‌کنم معمولا) کلیسا‌ها ورودیه ندارند. گاهی نیز در سایت‌های معماری و موزه‌‌ها باید چندین ورودیه بپردازید. این موضوع، کمی دلگیرکننده است.

فلورانس:
«فلورانس» مرکز استان «توسکانی» است که به خاطر آثار زیبای مجسمه، نقاشی و معماری دوران رنسانس شهرت بسیار دارد. در این شهر است که داوینچی و گالیله و میکل‌آنژ و ماکیاولی و دانته (شاعر و نویسنده) و پترارکا (شاعر) و بوکاچو (نویسنده دکامرون) و اوگوفوسکولو (شاعر) و مارکونی (مخترع رادیو) و دوناتلو (نقاش و مجسمه‌ساز) و بوتیچلی (نقاش) و وازاری (نقاش) و برونلسکی (طراح و نقاش) و لورنزو د مدیچی (شاعر و هنر دوست) و … خلق شده‌اند و خلق کرده‌اند.
برخی از آثار دیدنی شهر فلورانس عبارتند از: میدان DUOMO و اطراف آن (یکی از بزرگترین و زیباترین کلیساهای دنیا این‌جاست و به نام Santa Maria del Fiore شهرت دارد.) – گالری UFFIZI بزرگترین مجموعه هنر رنسانس ایتالیا (سالیانه یک و نیم میلیون نفر از این موزه دیدار می‌کنند.) – میدانSIGNORIA  - پل قدیمی شهر (PONTE VECHIO) که بر روی رودخانه ARNO زده شده – گالری ACCADEMIA (که مجسمه داوود میکل‌آنژ در آن قرار دارد) – کلیسای جامع SAN LORENZO و کلیسای کوچک و مقبره‌ی خاندان «مدیچی» - خانه‌ی «دانته» - موزه BARGELLO – قصر قدیمی خانواده «مدیچی» (PALAZZO VECCHIO) – کلیسای SANTA CROCE (مقبره‌ی میکل‌آنژ، ماکیاولی، گالیله، روسینی (آهنگساز) و … در داخل این کلیساست.) – کلیسای SANTA MARIA NOVELLA (نقاشی‌های جوتو، وازاری، بوتیچللی و … در این کلیسا دیده می شوند.) – بازار روز SAN LORENZO – قصر PITTI که چندین موزه را در خود جای داده است – میدان میکل‌آنژ (در بالای شهر قرار دارد و از آن بالا منظره‌ی زیبایی از شهر پیداست) و …

فلورانس: اروپا ۵۱

دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۸

فلورانس…فلورانس…فلورانس

چنان شعورم را بارور کرده‌ای که می‌توانم شعر بگویم. اما نه امشب…

ما صبح امروز (یک‌شنبه) رم را به مقصد فلورانس ترک کردیم. با ترن درجه دو، ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه زمان لازم است و ۴۲ یورو پول.

ادامه مطلب …

رم ۵: اروپا ۵۰

یکشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۸

متاسفانه شرایط من در ایتالیا همچون یونان نیست. در بسیاری از سایت‌های تاریخی کارت روزنامه‌نگاری را قبول نمی‌کنند و از طرفی ورودی‌ها بسیار گران است. اکنون که این متن را می‌نویسم در فلورانس هستم و در هتلی که اقامت داریم ۵ ساعت اینترنت را ۳۰۰۰۰ تومان خریدم تا سایت را به‌روز کنم. بنابراین شرایط  مالی‌ام خیلی جای شکر کردن ندارد. فعلا فقط به عکس‌ها و اطلاعات اندک قتاعت کنید تا بعد:

ادامه مطلب …

رم ۴: اروپا ۴۹

جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۸

امروز هم تمام شد. هنوز یک روز دیگر در رم خواهیم بود و این در حالی است که بیش‌تر موزه‌ها و مکان‌های دیدنی را دیده‌ایم. هنوز رم در من همچون آتن نفوذ نکرده. رم شهری است که روح معماری فوق‌العاده‌ای دارد اما من روح مردم را ندیدم، درک نکردم. این مورد شاید مربوط به این باشد که به شدت از لحاظ روحی و جسمی خسته شده‌ام، ادراکم دچار اختلال شده و حساسیتم دچار انحراف. هوا سرد شده و بعد از یک ماه پیاده‌روی، زانوی سه مرتبه عمل‌شده‌ی من، آزارم می‌دهد. به زمان احتیاج دارم.

به هر حال امروز از چند مکان تاریخی و یک موزه (Capitolini) دیدار کردیم که عکس‌هایش را در زیر خواهید دید:

ادامه مطلب …

رم ۳: اروپا ۴۸

جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۸

گزارش تصویری:

ادامه مطلب …

رم ۲: اروپا ۴۷

جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۸

در این دو روز، فقط راه رفته‌ایم. مهدی فتوحی دست‌‌کمی از جکی ندارد. آن‌قدر ما را راه می‌برد که از پا و کمر افتاده‌ایم. به هر حال، توضیحاتی را به عکس‌های عنوان (رم ۱: اروپا ۴۶) اضافه کرد‌ه‌ام که می‌توانید ببینید و اما:

ادامه مطلب …

رم ۱: اروپا ۴۶

پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸

 اگر تا آخر سفر دیوانه نشوم شانس آورده‌ام. مجبورم خودم را به اندکی بی‌خیالی بزنم تا بتوانم دوام بیاورم. دو راه دارم برای این‌که از زیر این فشار بیرون بیایم. یا باید تا دو روز مدام برای این یک روزی که در رم بودم برایتان حرف بزنم و یا هیچ نگویم. راه دوم را انتخاب می‌کنم. من گیجم آقا. گیج.

ادامه مطلب …

آتن - رم: اروپا ۴۵

چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۸

«جکی» ساعت ۸ صبح، مسافرخانه‌ای که در آن اقامت داشتیم را به مقصد ژنو ترک کرد و من ماندم تنها. در این یک ماه باران در شهرهایی که ما سفر کردیم، نبارید. اما همین امروز که می‌بایستی هتل را ساعت ۱۲ تخلیه می‌کردم و جایی برای ماندن نداشتم، بارید. به هر حال اتاق را تخلیه کردم، کوله‌پشتی‌هایم را در پذیرش مسافرخانه به امانت گذاشتم و رفتم تا آتن را زیر باران تجربه کنم. هنوز چند ساعتی وقت داشتم تا به سمت فرودگاه بروم…

ادامه مطلب …