آرشیو اردیبهشت ۱۳۸۸

آیین‌های گذر در ایران

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

امروز صبح مادرم با نوه‌اش و خواهرزاده‌ی من که اسمش «ارشیا»ست، تلفنی حرف می‌زدند. مادرم مثل همیشه با هیجان و خوشحالی خاصی از ارشیا که به زودی هفت ساله می‌شود سوال می‌کرد و جواب می‌شنید و با هم می‌خندیدند. 

ارشیا هم به مادرم و هم به من گفت که وقتی از خواب بیدار شده، متوجه لق شدن دندانش شده. مادرش هم به او فهمانده بود که دارد بزرگ می‌شود و ارشیا خوشحال بود. کلا این ارشیا موجود جالبی است. از آن‌جا که ارتباطش با من خیلی خوب است، به بر و بچه‌های محل خودش گفته که «آرش» صدایش کنند. جالب این‌که اولین کلمه‌ای هم که یاد گرفت (قبل از بابا و مامان)، «دایی» بود.

اما موضوع لق شدن دندان ارشیا من را به دنیای اسطوره‌ها برد و به یاد «آیین‌های گذر» افتادم. بد نیست بدانید که برخی از زمان‌های گذر عبارتند از: بارداری، زایمان، تولد، دندان درآوردن کودک، راه افتادن کودک، ختنه، بلوغ، ازدواج، مرگ. حتی مدرسه رفتن و سربازی رفتن و از این قبیل هم جزو زمان‌های گذر قلمداد می‌شوند که برای هر کدام چه در ایران و چه در کشورهای دیگر، آیین‌هایی برگزار می‌شود.

حالا از این مقدمه استفاده می‌کنم و کتاب زیر را معرفی می‌کنم. این کتاب ارزش خواندن دارد و وقت زیادی هم نمی‌گیرد:

آیین‌های گذر در ایران: بررسی تطبیقی آیین‌های ایرانی در حوزه‌های فرهنگی و جغرافیایی، محمد اسدیان، تهران، روشنان، ۱۳۸۴، ۱۸۷ ص، مصور، ۲۳۰۰ ریال

خراسان بزرگ، فرصت از یاد رفته

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

به دوستان عزیزم عرض می‌کنم که برخی از مطالب نوشتار زیر را قبلا هم در مقاله‌های دیگر بیان کرده‌ام. اما به خاطر اهمیت موضوع و علاقه‌ای که به خاک خراسان دارم، این متن را برای خبرگزاری نوشته‌ام.

ادامه مطلب …

گردشگری ایران از سال ۵۱ تا سال ۱۳۸۷

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸

مشاوران توسعه جهانگردی، ۳۶ سال پیش گزارشی را به سازمان برنامه وقت ارائه دادند و مواردی را ذکر کردند که هنوز هم جزء دغدغه‌های اصلی توسعه گردشگری در ایران است.

ادامه مطلب …

گزارش شورای جهانی سفر و گردشگری درباره‌ی ایران

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸

در آخرین گزارش شورای جهانی سفر و گردشگری به بررسی اثرات اقتصادی توریسم، تحلیل اقتصاد گردشگری کشورها و روند اقتصادی و گردشگری ۱۸۱ کشور جهان از جمله ایران تا سال ۲۰۱۹ پرداخته شده است. این گزارش توسط کارشناسان ارشد این شورا و به کمک دانشکده اقتصاد دانشگاه آکسفورد تهیه شده است.
پیش‌بینی شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC) این است که روند اقتصاد گردشگری ایران تا سال ۲۰۱۹ مطلوب نیست.

خلاصه گزارش ارایه شده شرح زیر است:

ادامه مطلب …

دیکتاتوری یعنی…

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸

مفهوم دیکتاتوری برای من این است که کسانی در جامعه‌ی ناشاد ایران، برای مرگ یک روحانی سه روز عزای عمومی اعلام کنند.

من باید در عزای کسی باشم که نه می‌دانم کیست و نه می‌دانم چه کرده. و اگر قرار است که با اعلام عزای عمومی، کسی همچون من بفهمد که چه گران‌مایه‌ای از کفمان رفته، سوالم این است که پس چرا هرگز عزای عمومی برای هیچ هنرمند و هیچ دانشمندی نیست.

مفهوم دیکتاتوری برای من این است که دیروز در مراسم افتتاح نمایشگاه “نمادهای سرزمین ما”، مجری از مردم بخواهد که برای تشویق مدیران قبلی موزه ملی و باستان‌شناسان و مرمت‌کاران میراث فرهنگی از کف زدن خود داری کنند، چون عزای عمومی است.

مفهوم دیکتاتوری برای من این است که بقایی، قائم‌مقام سازمان میراث فرهنگی، وقتی عدم علاقه‌ی مردم برای صلوات فرستادن و علاقه‌اشان برای کف زدن را فهمید، خودش ریش سفیدی کرد و به مردم اجازه‌ی کف زدن داد. سوال من این است، چه کسی به مجری آن اجازه را داد و چه کسی به بقایی این اجازه را.

مفهوم دیکتاتوری برای من این است که آن‌ها هرچه را بخواهند بر ما تحمیل می‌کنند، چه از عنوان سنگین عزای عمومی و چه از تصمیم‌های ناگهانی.

نتیجه سفر با استرالیایی‌ها

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸

سال قبل،  گروه تلویزیونی ۴ نفره  GETAWAY (شبکه ۹ استرالیا) به ایران آمدند تا از تهران و اصفهان دو فیلم ۱۰ دقیقه‌ای بسازند. من راهنمای آن‌ها بودم. بعد از مدتی یک ایمیل از کارگردان دریافت کردم که نشانی آدرس اینترنتی فیلم ساخته شده در «تهران» را برایم ارسال کرده بود:

http://video.msn.com/?mkt=en-au&brand=ninemsn&playlist=videoByUuids:uuids:4284dfc3-a812-4483-97e2-4fa9c9491e8a&showPlaylist=true&from=channelinline&fg=getaway

وقتی به این آدرس رفتید، در محل  find video نام TEHRAN را تایپ کنید و search site کنید. اولین فیلمی که می‌آید با نام Tehran,Iran, Getaway است. همان را ببینید.

در این آدرس فیلم‌های دیگر هم هست.

بعد هم با ایمیل دیگری نشانی فیلم «اصفهان» به دستم رسید:

http://video.msn.com/?mkt=en-au&brand=ninemsn&playlist=videoByUuids:uuids:1c4d9879-b42f-49a4-8c5c-639e79118c45&showPlaylist=true&from=channelinline&fg=getaway

فردوسی و مولانا

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۸

به فکرم رسید که می‌توان یک تحقیق جسورانه در رابطه با شباهت‌ها و شاید هم تفاوت‌های شاهنامه و مثنوی معنوی و البته فردوسی و مولانا انجام داد.

در این تحقیق می‌توان به منابع پیدایش هر دو کتاب، طرز تفکر هر دو بزرگمرد، نام‌‌های به کار رفته در هر دو اثر (نام کسان و جای‌ها و …)، کلید واژه‌ها، محدوده جغرافیایی هر دو شاهکار، داستان‌ها، اسطوره‌ها، نقل قول‌ها و … اشاره کرد. می‌توان این تحقیق را با توجه به زمان زندگی و شهرت و اعتبار و القاب هر دو شاعر و بسیاری از پارامترهای دیگر انجام داد.

قطعا این تحقیق بسیار ارزنده خواهد بود و پرواضح است که از همچون منی ساخته نیست. شاید هم این تحقیق قبلا انجام شده و من خبر ندارم.

کارهای ناتمام

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۸

چندی است که مقاله یا تحقیق جدیدی ننوشته‌ام. راستش دل و دماغ نداشتم. اما سه نوشتار کوتاه تحقیقی ناتمام هست به نام‌های: ۱- خراسان بزرگ، فرصت فراموش شده، ۲- انگیزه‌های سفر به ایران، ۳- از ترک فرش تا لمس عرش.

سعی دارم به زودی تمامشان کنم. البته این امکان وجود دارد به خاطر فاصله‌ای که در نوشتن این نوشتارها بوده از انسجام و نظم قابل قبولی برخوردار نباشند و الکن به نظر برسند.

فعلا باید تمامشان کنم تا بعد قضاوت کنیم.

به افتخار شما

شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸

به فرآوران برمی‌گردم.

به افتخار مهدی فتوحی. به افتخار محمد یزدانی. به افتخار همه‌ی شما.

احساس پیری می‌کنم. با این حال به احترام نگاهتان برمی‌گردم.

نمی‌خواهم مهدی در آن دوردست‌ها احساس تنهایی کند. می‌خواهم مهدی بنویسد و بسراید. می‌خواهم وقتی دوباره تابستان به ایران برگشت، او را در آغوش بگیرم.

“برخیز، ای ایران” مهدی را بخوانید:  http://www.mahdifotuhi.blogfa.com

من خسته‌ام، اما برمی‌گردم.

خلوتی با یک معشوق

شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸

هر کسی فرشته‌‌های مهربان خودش را دارد. قطعا مادر، یکی از همین فرشته‌های مهربان است.

اما یکی دیگر از فرشته‌های مهربان زندگی من، کسی است که امروز فیلم “دکتر ژیواگو” را برایم آورد تا کمی در این دیوانگی و سردرگمی بی‌انتها، دوباره اسطوره‌ی تعالی زندگی‌ام را مرور کنم. از او متشکرم.

سخن دیگر این‌که، از این طریق دست همه‌ی فرشته‌های مهربان را می‌بوسم. آن‌ها کسانی هستند که می‌دانند که می‌دانم قدرشان را.

می‌روم دکتر ژیواگو را ببینم.