بز کوهی، نماد باران در سفال ایرانی
دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۷طرحهای ترسیم شده توسط ایرانیان به خصوص نقش حیوان ملی ایران - بز کوهی - روح سادگی و دقت را به همگان القا میکنند. این طرحها و نقوش در آسیا منحصر به فرد هستند.
طرحهای ترسیم شده توسط ایرانیان به خصوص نقش حیوان ملی ایران - بز کوهی - روح سادگی و دقت را به همگان القا میکنند. این طرحها و نقوش در آسیا منحصر به فرد هستند.
دیروز رفته بودم به رادیو تهران تا در ضبط یک برنامه با عنوان ”موانع توسعه گردشگری در ایران” شرکت کنم.
اینکه چه شد و ما چه گفتیم و چه شنیدیم، بماند. اما یک موضوع برایم جالب بود:
حالا دقیقا یادم نیست چرا، ولی در میان برنامه، تهیه کننده برنامه برای ما (مجری، آقای دکتر اسماعیل قادری و من) از تجربه دوستش در حادثه بم گفت و به مجری تاکید کرد که از این خلاقیت دوستش در برنامه بگوید.
خلاقیت دوست تهیه کننده برنامه این بود: دوست ایشان در زمان زلزله به بم میرود و میبیند که تعداد زیادی از کودکان بم بیخانمان شدهاند و خانهها ویران شده و در عوض آسمان کویر همچنان زیباست. پس او سعی میکند با همین داشتهها بهترین کار ممکن را انجام دهد. او با بچهها دراز میکشد و رو به آسمان با هم قصه میگویند و به این ترتیب به آنها امید میبخشد.
طبق خواسته تهیه کننده برنامه، مجری از این خلاقیت دوست ایشان در برنامه سخن گفت.
اما من در اندیشه فرو رفتم. به چند دلیل…اول اینکه بنده شخصا از روز بعد از زلزله تا حدود دو هفته در بم بودم. هوا چنان سرد بود که کسی نمیتوانست زیر آسمان بخوابد، چه برسد که کودک باشند و بخواهند قصه سرایی کنند.
اما موضوع مهمتر این بود که… حتی اگر این داستان راست باشد، تفکر ایرانیگونه ما را یادآوری میکند. در واقع دوست تهیه کننده برنامه، ایرانی عمل کرده بود.
در یک کلام من اندیشیدم که ما، ایرانیها اینگونهایم که…خانهامان ویران شده، اما سعی میکنیم زمین را نادیده بگیریم و رو به آسمان قصهسرایی کنیم. یعنی واقعیت زمینی را نادیده میگیریم و به منبع آسمانی نظر میاندازیم و در خیال خود، دنیای خیالی میسازیم و امیدوارانه ادامه میدهیم و البته خانه همچنان ویران میماند.
آری این تفکر ایرانی ما در این زمان است. خلاقیت ما از این دست است.
میدانید جهی چیست؟
به این فکر کردم که باید تحقیقی در رابطه با نقش “جهی”ها در استورههای ایرانی و همچنین فرهنگهای دیگر انجام دهم.
جهی را شاید بتوان همان روسپی دانست. ویلدورانت معتقد است که روسپیگری قدیمیترین شغل دنیاست.
در استوره آفرینش زرتشتی نقش جهی دیده میشود. قهرمانان معمولا با یک روسپی در ارتباط هستند، به طور مثال در اسطوره گیلگمش دیده میشود.
وقتی که کمی فکرم متمرکز شد باید این تحقیق را انجام دهم، یا شما انجام دهید.
عکسهای سفر به شهرهای حاشیه کویر را در آدرسهای زیر میتوانید ببینید.
http://picasaweb.google.co.uk/nooraghayee/TravelToCitiesAroundOfDesert
چه زود انکار میکنیم، اثر گل و لای ته کفشمان را بر سنگ سفید کف ساختمانی که از بارش تند باران به آن پناه میبریم.
هی…
از زایش نابهنگام سپیدهدم
تا هنگامهی غروب سرنوشت
چه اندازه رنج خواهم برد.
پیرزنی مدتهاست که ایستاده…
جانپناهی میخواهد برای رفتن…تنها تا آنطرف خیابان…
و من میاندیشم چه کمم برای این پیشمرگی.
واژگان فارسی میانه به دو شکل موجود از کلمه دلالت میکنند که بر اساس جهانبینی سنتی زرتشتیان در کتب پهلوی بدانها اشاره شده است. واژه گیتی اشاره دارد به جنبه مادی، قابل رویت و ملموس دنیا. و مینو، بعدی از جهان را در بر میگیرد که لزوماً غیر قابل رویت و ناملموس است. این دو واژه از دیرباز در اوستا کاربرد داشتهاند و به ترتیب همخوانی دارند با astuuant به معنی استخوان و mainiiauua به معنی چیزی مثل ذهن یا روح انسان یا همان تفکر.
کتاب “عدد، نماد، اسطوره” را مدتهاست که تمام کردهام. اما برای چاپ شدنش باید برایش “پانوشت” بگذارم. کار طاقت فرسایی است. دوباره باید همهی منابع را بخوانم و جملاتی را که از آنها برداشتهام، در “پانوشت”، بهاشان ارجاع دهم. این شبها گرفتار این کارم.
شاید بعد از اینکار بتوانم با یکی از انتشاراتیها به نتیجه برسم برای چاپ شدنش… این بچهام را باید بزایم.
دیگر اینکه، قبل از سفر به شهرهای حاشیه کویر، داشتم مقالهای در رابطه با کیومرث و شباهت آن با ایزد مهر مینوشتم که نیمه کاره ماند. الآن نمیتوانم این یکی را بزایم.
خیلی وقت است که یک کار تحقیقاتی درست و درمان نکردهام و این کمکم عذابآور شده برایم.
این سوال را دارم که مفهوم “هفته” چرا، چگونه، از کی و از کجا شکل گرفت؟
از آنجا که یک ماه، چهار هفته است و مردم باستان به طور نمادین آن را ۲۸ روز در نظر میگرفتند و چهار حالت مختلف برای ماهی که در آسمان است در نظر میگرفتند، بعید نیست که از همین جا مفهوم هفته شکل گرفته باشد. اما باید بیشتر تحقیق کرد.
در کتاب “پژوهشهای ایرانی باستان و میانه”، یک مقاله خوب با عنوان “هفته در ایران قدیم” وجود دارد که به این موضوع میپردازد. اما کافی نیست.
کسی بیشتر میداند؟