آرشیو ‘سفر به اروپا’
اروپا ۸۲
جمعه ۲۲ آبان ۱۳۸۸تنها چند ساعت دیگر به پروازم باقی است. شاید هم فقط چند ساعت مانده به فرودم.
به کجا میبردم این طرح بلند آرزوها، تا به آن لحظه که میرسد از راه…
به کجا میبردم این طرح بلند آرزوها،
تا به آن لحظه که میرسد از راه…
در این سفر:
در آتش عشق هر شهری سوختم و با ترک آن خاموش شدم.
باران را فهمیدم و غروب را جدی گرفتم. جنگل را خواندم و آدم را مطالعه کردم.
کلاغ سیاه دیدم و قوی سفید. برگ زرد پرنده دیدم و رود بیرنگ جهنده.
گنبد آبی دیدم و سقف چوبی، تندیس روحمند و نقش سخنگو.
روزی گام برمیداشتم و به بالا مینگریستم و دهانم باز مانده بود، و روزی دیگر زیر پایم قولنج پاییز را میشکستم.
در سرتاسر سفر…
میوهی نسیم هوشبَر را بیوقفه بوییدم و پیالهی دریای مست را لاجرعه سرکشیدم و روغن شفابخش زمان را پیوسته به تنم مالیدم.
و دانستم که ساز روزها را اگر خوب بنوازیم فصلها جوانمرگ نمیشوند.
دیگر اینکه…
از گاو میترا تا زخم مسیح، خدا را قال گذاشتم و از قبر «شوپن» تا منزل «بتهوون»، همه بنده ستودم.
از چشم افسونگر داوود تا ریش پرپشت موسی، مضامین مزامیر و تورات را حدس زدم.
به قدرت زئوس و عشوهی ونوس پی بردم.
بهشت دانته را در خانهی ژولیت یافتم و جهنم را با قلمموی رامبرانت دور راندم.
و…
به درختان مسیر زوریخ تا مونیخ تعظیم کردم. از دماغ دراز پینوکیو آویزان شدم و موی سر تنتن را شانه کردم. در چشم سگهای پرشمار آتن نگاه کردم و از کنار دوچرخههای آمستردام بیاعتنا نگذشتم.
دانستم که تریپولی و فرایبورگ هر دو یک معنی دارند و جنگل به دریا سهمی بدهکار نیست.
و…
از طرح بوسهی عشاق بر سر هر پلی، نقشهای حفظ کردم تا در متروی هر شهری به کار گیرم.
با این حال، به گم شدن عادت کردم تا با سٍیر طبیعت، سیر شوم.
و اکنون که برمیگردم، باز گرسنهام…
اروپا ۸۱
پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸گزارش کوتاه و خلاصه از سفر:
سفرم از ۲۴ (۱۵ سپتامبر) شهریور شروع شد و تا ۲۳ آبان (۱۴ نوامبر) ادامه یافت (ادامه دارد). در واقع ۶۰ روز در سفر بودم و ۵۸ شب در شهرهای اروپایی اقامت کردم.
در این مدت (با احتساب «واتیکان» به عنوان شهر- کشور) از ۳۴ شهر و ۱۰ کشور بازدید کردم و از این میان، در ۱۷ شهر و ۷ کشور شب یا شبهایی را سپری کردم.
نیمی از سفرم را با «جکی» بودم و تقریبا یکچهارم آن را با مهدی فتوحی گذراندم. تنها در سه شهر (سانتورینی، مونیخ و آمستردام) که شبهایی را در آنها اقامت کردهام، هیچ دوستی را ملاقات نکردم، در بقیهی موارد تنها نبودم و از لطف دوستانم برخوردار شدم.
کشورهایی که دیدم: سوئیس ۴ شب، فرانسه ۴ شب، یونان ۲۱ شب، ایتالیا ۱۶ شب، آلمان ۱۰ شب، هلند ۲ شب، بلژیک ۱ شب. از اسلوونی، اتریش و واتیکان هم بازدید کردهام.
شهرها و جزیرههایی که دیدم (در آنها قدم زدم و عکس گرفتم، نه اینکه فقط عبور کرده باشم): ژنو (اقامت)، پاریس (اقامت)، ورسای، آتن (اقامت)، سونیون، میکونوس (اقامت)، دلوس، سانتورینی (اقامت)، نافپلیو (اقامت)، اپیداوروس، میکینس، المپیا، میستراس و اسپارتا (اقامت)، رم (اقامت)، واتیکان، فلورانس (اقامت)، پیزا، ورونا (اقامت)، تریاسته (اقامت)، ونیز، کوپر، کنستانتز (اقامت)، فرایبورگ، اشتاین راین، برگنز، مونیخ (اقامت)، آخن (اقامت)، کلن، بُن، کرکراده، آمستردام (اقامت)، بروکسل (اقامت)، لوون
در تمام مدت سفر حدود ۲۵ کیلوگرم بار داشتم که در دو کولهپشتی حمل میکردم.
به طور متوسط : روزی دو وعده غذا خوردم، ۷ کیلومتر پیادهروی کردم و ۱۰ ساعت بازدید.
در همهی ۶۰ روز سفر، تاخیری (منظورم تاخیر است نه انتظار) کمتر از ۳۰ دقیقه برای سوار شدن به هواپیما، ترن و اتوبوس داشتم.
در این سفر: حدود ۹۰۰۰ عکس گرفتم، ۶۰ گیگابایت (با دوربین G9) فیلمبرداری کردم و تعداد سفرنامههایی که روزانه نوشتم را هم خودتان میدانید. (از ۵۸ شبی که اقامت داشتم، حدود ۵۰ شب را مرتب سفرنامه نوشتم. در بقیه موارد، اینترنت در دسترس نداشتم.)
هزینههای سفر:
قبل از هر چیز: برای حدود یک سوم اقامتم هزینهای پرداخت نکردم. در پاریس و یونان مهمان «جکی»، در تریاسته مهمان «مهدی فتوحی»، در کنستانتز مهمان «پیتر» و «تراودل» و در آخن مهمان «شهرزاد» بودم. ۸۰ درصد ورودیهها را به خاطر کارت خبرنگاری پراخت نکردم. ۴ مرتبه هواپیما سوار شدم، حدود ۱۰ مرتبه از ترن بین شهری و بین کشوری استفاده کردم و سه مرتبه هم در یونان سوار کشتیهای بزرگ شدم که از لحاظ قیمت و انتقال مسافر حکم همان ترنهای بینشهری در دیگر کشورهای اروپایی را دارند.
۱- بلیط رفت و برگشت (به ژنو و با هواپیمایی قطر)، بیمه و ویزا: حدود ۸۰۰۰۰۰ تومان.
۲- در ایران، حدود ۵۰۰۰۰ تومان سوغاتی برای کسانی که ممکن است در سفر با آنها برخورد کنم خریدم.
به غیر از هزینهای که برای بلیط و ویزا و بیمه پرداخت کردم، ۳۰۰۰ یورو داشتم که به این سفر آمدم و تمام شد. از این پول:
۳- حدود ۱۲۰ یورو کتاب و سیدی خریدم و ۵۰ یورو برای پست به ایران پرداخت کردم.
۴- حدود ۶۰ یورو برای اینترنت خرج کردم.
۵- حدود ۳۰۰ یورو برای خرید دو کوله پشتی (که در سفر پاره شدند)، ساعت (که در این سفر خراب شد) و هارد دیسک (برای ذخیرهی عکسها و فیلمها) هزینه کردم.
به غیر از اینها مبلغی برای خرید سوغاتی کنار گذاشته بودم که در این هزینهها نمیگنجد.
پینوشت: در سهشنبهای که از راه میرسد در جلسهی «انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران»، از برخی از تجربیات سفر و ایدههایی که میتوان آنها را در ایران عملی کرد، خواهم گفت و اگر مورد پسند دوستان قرار بگیرد در هفتههای بعد هم ادامهاش خواهم داد.
بروکسل: اروپا ۸۰
پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸بروکسل: اروپا ۷۹
پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸باز «جکی» بیترانه، اما با گوهرهای فراوان… امروز (یازدهم نوامبر) با «جکی» در بروکسل و اطراف آن قدم زدیم و مثل همیشه اطلاعات فراوانی را از او دریافت کردم.
۱۱/۱۱، یعنی امروز، برای مردم بلژیک روز مهمی است، چراکه در چنین روزی جنگ جهانی اول به پایان رسید و برای همین، این روز تعطیل رسمی است. بیشتر موزهها بسته بودند، اما ما توانستیم از یک موزه و چند کلیسا و منطقهای در نزدیکی بروکسل بازدید کنیم که در گزارش تصویری خواهید دید.




