9

صبح امروز، چهارشنبه قبل از اين‌كه به تمرين اعضاي تيم ملحق شوم، يك موتور سيكلت كرايه كردم و به مكان‌هايي از شهر Banjarnegara رفتم تا با مردم و طبيعت آن بيش‌تر آشنا شوم:

بازار روز

در اين مغازه، نارگيل را به پودر تبديل مي‌كنند.

همان مغازه قبلي است و مرحله تبديل نارگيل به پودر را مي‌بينيد.

 

بازار روز

در اين مغازه، با توتون‌هاي محلي كه در تصوير مي‌بينيد روي هم چيده شده‌اند، سيگار درست مي‌كنند و برخي از مشتري‌ها همان‌جا، از توليد به مصرف سيگار مي‌كشند. مصرف سيگار در اندونزي به خصوص در ميان جوانان كم سن و سال، زياد است.

همان توضيح بالا

بدون شرح

مشترياني كه به بازار مي‌روند، بعد از خريد با اين وسايل نقليه عمومي با نام محلي Becak به خانه برمي‌گردند.

يك دانه از اين نارگيل‌هاي خوشمزه را به قيمتي معادل 200 تومان خريدم.

بعد از ديدار از بازار روز به بازار ماهي‌فروشان رفتم. دستي كه در تصوير مي‌بينيد اگر خدا قبول كند متعلق به نگارنده است كه مارماهي‌ها را برانداز مي‌كند.

بدون شرح

يكي از سرگرمي‌هاي افراد در بازار ماهي‌فروشان، جنگ خروس است.

 

بدون شرح

بدون شرح

بدون شرح

بدون شرح

 من قبلا هم جنگ خروس ديده بودم، اما تا به حال نديده بودم كه خروس‌ها مثل كشتي‌گيران «زير يك خم» بگيرند. باور كنيد اين خروس‌‌ها به زير بدن خروس مقابل مي‌رفتند و پايش را بالا مي‌آوردند. متاسفانه سرعت شاتر دوربينم بالا نبود كه بتوانم عكس‌هاي بهتري بگيرم.

از اين ميوه كه نامش Alpukat است،…

اين نوشيدني را درست مي‌كنند كه جاي شما خالي، فوق‌العاده بود.

 

آبشار Curuk Pitu

اين درخت ميوه‌ي Snake fruit است كه قبلا خدمتتان معرفي كرده‌ام. ميوه‌ي اين درخت برخلاف درختان ديگر، پايين آن، در فاصله‌ي نيم‌متري از سطح زمين و همان‌جايي كه برگ‌ها ديده‌ مي‌شوند، مي‌رويد.

سعي دارم زير آبشار صخره‌ نوردي را امتحان كنم.

لذت وصف‌ناشدني: با فشار آب ماساژ گرفتيم.

بدون شرح

بدون شرح

اين آقا به بالاي كوه و در نزديكي آبشار آمده بود تا مسابقه‌ي پرواز كبوترها را برگزار كند. دوتا دوتا كيوترها را پرواز مي‌داد و با موبايل به كساني كه در پايين منتظر بودند، لحظه‌ي پرواز كبوترها را اعلام مي‌كرد.

مايع داخل اين دو بطري (يكي ترش و يكي شيرين) را با هم مخلوط مي‌كنند و نوشيدني به نام Wedang Serayu درست مي‌كنند. اين نوشيدني مخصوص جاوه Java است و مي‌بينيد كه بخشي از نام رودخانه را هم در خودش دارد. نام مايع داخل بطري سمت راست، Beras Kencur است و مزه‌ي ترش دارد و نام مايع بطري سمت چپ، Gula Asem و مزه‌ي شيرين دارد. Oki اسم يكي از دوستان اندونزيايي است كه اين‌جا با او آشنا شديم. او ما را با خانواده‌اش و همچنين اين معجون استثنايي آشنا كرد. اميدوارم شما هم شبي اين نوشيدني را در كنار رودخانه، همراه با صداي جيرجيرك‌ها، در آرامش، بنوشيد. 

پي‌نوشت: همه‌ي طبيعت و خوراك اندونزي آدم را شاد مي‌كند. راستي من چرا بايد به ايران برگردم؟

دیدگاه ها

  1. zahra

    سلام
    مرسی بابت گزارش جالب و همچنین اطلاعات مفیدتون. منم آرزوم اینه که روزی مثل شما بتونم با فراغ بال همه جا رو بگردم. واقعا خوش بحالتون

    خوش بگذره

  2. محمد

    سلام
    آرش خسته نباشي
    خيلي عادت ندارم به سايتت سر بزنم اما هر وقت ميام يه چيزي توش پيدا ميكنم. راستي هنوز و خوب اومدي
    خوش باشي . ميبينمت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *