4- رُم گردی

قرار است امشب مراسم شام ایرانی با ایرانیان مقیم ایتالیا داشته باشیم. هنوز هیچ تصوری از قصه ی شب سال نو ندارم. این را بعدا برایتان می نویسم.

………………………………………………………………….

اما همین حالا، تازه از زیر دوش بیرون آمده ام و با بدن خیس و حوله ای بر تن، می نویسم. قبل از استحمام شب عید، نوشته هایی از “ایتالو کالوینو” می خواندم. در نوشته های او در پی همگِنی و هماهنگی جامعه ی ایرانی و غربی می گردم.

فرازهایی از نوشته هایش (در رابطه با ایران) را با هم می خوانیم:

– “در طول روز من غیر از برخورد با جمعیت بشری که در حال رژه و حرکت بوده اند، کاری نکرده ام. صف افرادی که برای همیشه روی تخته سنگ حک شده است (اشاره به کنده کاری های تخت جمشید) و صف های دیگری که در گذر همیشگی اند (اشاره به عشایر ایران). هر دو در فضاهای متفاوتی نسبت به ما ساکن اند: یکی در دنیای سخت و مستحکم معدنی جای دارد، دیگری بی خبر از تاریخ و جغرافی در تماس با جا و اماکن، مسیرهای مشخص نشده ی روی نقشه را مثل کوچ پرندگان می پیماید.”

– “هر بار که از مسجدی بازدید می کنم، مقابل محراب می ایستم و از تماشای آن خسته نمی شوم. آنچه مرا مجذوب می کند انگاره ی دری است که همه کار می کند تا کارکرد در بودن خود را به رخ بکشد اما به هیچ کجا باز نمی شود. انگاره ی قابی درخشان برای نگاهداری چیزی بسیار قیمتی. حال آنکه در داخل آن هیچ نیست.” (این متنی است که ایتالو کالوینو برای محراب الجایتو نوشته است)

– “من در سفر طولانی ام به اصفهان به این درک رسیدم که چیزی که در جهان بسیار اهمیت دارد همان فضاهای خالی است.”

– “پیراهن سپیدی که به تن دارد و کلاه سپید روی سرش و پارچه ی سپیدی که دهانش را با آن پوشانده تا آتش مقدس به نفس انسان آلوده نشود به او حالت یک جراح را داده است.” (این متن را در مواجه با آتشکده یزد نوشته است)

…………………………………………………………

از این ها که بگذریم به گزارش امروز می رسیم:

امروز گشت نیم روزه شهر رُم را به همراه راهنمای محلی تجربه کردیم. از چشمه ی عشاق، میدان اسپانیا، پانتئون، میدان ناوُنا و … بازدید کردیم. خیلی خسته نشدیم و در نهایت مسافران راضی بودند و خوشحال. هوا خنک و اندکی بارانی بود. در یک کلام اوقات زیبایی را سپری کردیم.

پول پارو کردن حقیقت دارد: برای اولین مرتبه، چشمه ی عشاق را خالی از آب دیدم. راهنمای محلی اشاره کرد که بعضی وقت ها (ظاهرا هفته ای یک مرتبه) آب درون حوض را خالی می کنند تا آن را تمیز کنند. در تصویر سکه هایی که مردم برای برآورده شدن آرزوهایشان در داخل حوض انداخته اند را می بینید.

این ستون یادمان امپراتور “مارکوس اورلئوس” است. شرح جنگ ها و فراز و نشیب های زندگی سیاسی و حکومت وی بر این ستون نقش شده است. این امپرتور همان است که در فیلم گلادیاتور و در ابتدای فیلم جان می سپارد. او یکی از امپراتورهای محبوب رم باستان محسوب می شود.

این ساختمان که توسط “برنینی” طراحی شده است، امروزه یکی از ساختمان های دولتی شهر رم به شمار می رود. این بنا که در قسمت جلویی، منحنی شکل است، Palazzo Di Montecitorio نام دارد. متاسفانه در این تصویر فقط بخش مرکزی ساختمان دیده می شود و شما نمی توانید انحنای محدبی ساختمان را تشخیص دهید.

بخشی از آثار باستانی شهر رم که در عمق 3 تا 15 متری شهر امروزی مدفون است.

سقف یک کلیسا در شهر رم

داخل کلیسا

به نظرم بسیار زیبا آمد.

ساختمانی با معماری “روکوکو” در مرکز شهر رم که آنها را می توان با نوع بالکنی که دارند تشخیص داد.

نمایی از سرستون های “پانتئون” که در نوع خودشان بسیار زیبا و منحصر به فرد هستند.

رم: چند ساعت قبل از آمدن بهار

بدون شرح

این مغازه عروسک تعمیر می کند.

شیرسواری یک سنت توریستی در میدان “پوپولو” است.

اُبِلیسک

بدون شرح

بدون شرح

…………………………………………………………………………………………

گزارش مختصر از مراسم شام:

بعد از گشت در شهر رم به هتل آمدیم و استراحت کردیم. چند ساعت بعد به همراه همه ی مسافران برای مراسم شب سال نو به یک رستوران رفتیم. ایرانیان بسیاری را در این شب ملاقات کردیم که آغاز سال نو بهانه ای بود برای با هم بودن و شاد بودنشان.

همان توضیح بالا

اجرای موسیقی سنتی

و خداوند شادی را آفرید.

دیدگاه ها

  1. بهزاد

    آنچه راويرانگر پاييزدر هم ريخت غارت کرد ، برد ،

    آنچه را سرماي دي ، يک سر به نابودي سپرد ،

    آنچه را کولاک بهمن ،زير پاي خود فشرد ؛

    باز مي سازد بهار روي آن ويرانه ها

    پرچم رنگين گل را بر مي افرازد بهار

    تار و پودش ، تشنه ي سازندگي ست

    در نهادش نيروي جان آفرين زندگي ست

    در تکاپويي گران ، بي هاي و هوست

    چهره اش ، رنگين کماني از بهشت آرزوست

    با نسيمش ، هرچه خواهي ،سبز و سرخ ورنگ و بوست

    وين همه آبادي و شادي از اوست

    جاودان در گردش است اين آسمان فصل بعد از فصل مي گردد زمان

    نيک مي داني گذشت روز و شب ،خود چه مي آرد به روز مردمان !

    اين ميان ، هر سال از لطف بهار ،با طلوع ارغوان ،بار ديگر مي شود جان ها جوان

    جاي غم شادي ست ، جاري در وجودجاي خون ، شوق است در رگ ها روان

    با پيام دلکش« نوروزتان پيروز باد » !

    با سرود تازه« هر روزتان نوروز باد » !

    شهر سرشار است از لبخند ،از گل ، از اميد

    تا جهان باقي ست اين آيين جهان افروز باد !

    بوي جان مي آيد اينک از نفس هاي بهار

    دست هاي پرگل اند اين شاخه ها ،بهر نثار

    چون بهار ، اي همسفر !اي راهي اين رهگذار !

    همتي سازنده از جان نفس هايت برآر

    فريدون مشيري

    نوروزتان مبارک
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. بهزاد عزیز، سپاس از تو و به امید دیدار. سال نو مبارک.

  2. Banafsheh

    درود بر اقاي ارش

    مطمئنم با اينكه ايران نيستيد ولي ثانيه هاي سرشار از احساسي رو در كنار هفت سين ايرانيان در شهر زيباي رم خواهيد داشت.
    ما هم اينجا براي موفقيت هر چه بيشتر شما در كارهاي سترگ فرهنگي با تمام وجود در لحظه ي ورود به سال جديد دعا مي كنيم.

    روزهايتان سرشار از غزل هاي افتخار باد

    با ارادت و ادب
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از تو و به امید دیدار. سال نو مبارک باد.

  3. سیما سلمان‌زاده

    از فردا، سال ۱۳۹۱ را ورق خواهم زد. عجب کلمات و تصاویری در ذهنم حک شدند…سپاس
    ………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. لطف شما بسیار زیاده.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *