آرشیو ماهانه: اسفند ۱۳۹۷

زیلو

ننه آغا بیست و پنج سال پیش مختار را در یکی از روزهای زمستان زاییده بود. سیّد داخل قنات بود که خبر را به گوشش رساندند. کلنگ را همان جا گذاشت و خیلی سریع خودش را از داخل رحم زمین بیرون کشید تا برود ببیند بذری که داخل رحم ننه آغا کاشته بود، چه ثمری …

صفر هستی

  در زمان صفر، در آن تاریکی، از آن هیچ تنها، آن اَبر ناقابل انرژی، منبسط شد، ذراتی پدید آمدند، در جدال میان ماده و ضد ماده، اندکی ماده بقا یافتند. تو شکل گرفتی، من شکل گرفتم، بزرگ شدیم، سرد شدیم، ۱۰ دقیقه گذشت، ۱۰۰ سال نوری فاصله گرفتیم از هم.   حالا ۱۴ میلیارد …