دریای بدخوابی

خوابم نمی‌بَرَد.
دریاست انگار دل، آشوب است.
موج، بالشی است بی‌قرار
رویا تَر شده، امید شور
می‌سُرّد ماهی اندیشه
و می‌شکند مهتاب روح
غوطه می‌خورد آغوش، بی‌هیچ استواری.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *