سرو و سفرنامه

چند وقتی هست در این اندیشه هستم که بتوانیم یک همایش مشترک بین ایران و ایتالیا برگزار کنیم با موضوع سفرنامه نویسی!

موضوع این است که ما می‌توانیم “ناصرخسرو قبادیانی” را به عنوان یک سفرنامه نویس شرقی در برابر “مارکوپولو” به عنوان یک سفرنامه نویس غربی مورد بررسی و تفحص قرار دهیم و از زوایای مختلف به سفرها و سفرنامه‌های این دو جهانگرد بپردازیم.

در این میان، موضوع جالب توجه این است که در ایران، دو درخت سرو کهنسال وجود دارد که در حافظه سلول‌های آن‌ها دیدار این دو سفرنامه نویس حک شده.

درواقع، سرو هرزویل احتمالا تنها موجود زنده‌ای است که ناصرخسرو را ملاقات کرده و سرو ابرکوه تنها موجود زنده‌ای است که مارکوپولو را دیده.

………………………………………….

پی‌نوشت ۱: تاکنون به چندین مسوول شهر ابرکوه پیشنهاد داده‌ام که تابلویی بر سر جاده شیراز-یزد (سورمق – تفت) نصب کنند و بر روی آن متنی شبیه جملات زیر بنویسند:

در شهر ابرکوه درختی است که مارکوپولو را دیده، به دیدارش بشتابید. 

همین متن ساده، می‌تواند تغییر مثبتی برای رونق گردشگری ابرکوه ایجاد کند.

 

پی‌نوشت ۲: با چنین نگاهی، حتی شاید بتوان مسابقاتی را طراحی کرد که، با شیوه سوررئال داستان‌هایی برای این سروها (و سروهای دیگر و …) و اتفاقاتی که شاهدش بوده‌اند توسط شرکت‌کنندگان نوشته شود.

دیدگاه ها

  1. سیما سلمان‌زاده

    زنده‌باد
    راستش منم دیشب داشتم به این فکر می‌کردم که هم ایران شهری به نام “هفت تپه” داره هم رم، در اصل شهر هفت تپه است.
    …………………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. جالبه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *