خلاصه زندگی من

خلاصه زندگی من“، عنوان اولین متن درج شده در دسته “خیلی کوتاه و کمی ادبی” این سایت است، که امروز ده ساله شد.

۱۰ سال پیش در ۱۴ شهریور ۱۳۸۷، وبسایت شخصی “آرش نورآقایی” که من باشم، توسط دوستم “پیام سجادیان” طراحی و با درج اولین نوشتاری که در لینک زیر می‌خوانید شروع به کار کرد:

خلاصه‌ي زندگي من

در این ده سال، از بیم‌ها و امیدها گفتم. از رنج‌ها و گنج‌ها. از شادی‌ها و غم‌ها، از همراهان و بدراهان، از تلاش‌های به سرانجام رسیده و کارهای بی‌حاصل.

خلاصه از همه چیز گفتم، درواقع نوشتم.

چه کم کسانی که از روز اول بودند و تا امروز هم هستند. چه بسیار کسانی که در زمره دوستان بودند و امروز حتی روی آشنایی هم نشان نمی‌دهند.

چه روزها و شبها، برای نوشتن چه متن‌هایی سپری شد. چه جریان‌هایی و چه اتفاقاتی از طریق همین سایت اطلاع رسانی و مدیریت شد.

در این سایت از سفرها گفتم و از پروژه‌ها، از ایده‌ها گفتم و از اسطوره‌ها، از آینده گفتم و از گذشته. از آرزوها گفتم و از کج خیالی‌ها.

چه دوستی‌هایی در این سایت شکل گرفت و چه دل‌ها که شکسته شد.

این ده سالی که من گاهی روزی چند بار در این‌جا حضور پیدا می‌کردم و گاهی نیز هفته‌ها به آن سر نمی‌زدم، شبیه زندگی من است. گاهی آدم روزی چند مرتبه به خودش سر می‌زند، گاهی ماه‌ها و فصل‌ها و سال‌ها هم از خود بی‌خبر می‌شود.

شاید از این پس هر چه زندگی کنم، چیزی بیش از تکرار اندیشه‌ها، گفتارها و کردارهای ۱۰ ساله اخیر نباشد که در این سایت انعکاس یافته. راستش احتمال می‌دهم قصه همین خواهد بود که تا امروز بوده. با این‌حال، هیچ چیز بعید نیست.

این‌که بتوانی خودت را تنها گیر بیاوری و با خودت حرف بزنی، بدون این‌که دچار توهم و خود بزرگ‌بینی شوی، هنر است. حالا اگر بتوانی حرف‌هایی که با خودت میزنی را بنویسی هنر بزرگتری است.

قبلا نوشتن مرهم من بود. حالا هم می‌تواند مرهم باشد، اما تنبل شده‌ام. این روزها نوشتن را بسان یک معشوق از دست رفته یا یار سفر کرده‌ دوست دارم، و افسوس روزهای قدیم را می‌خورم.

خلاصه تا لحظه نوشتن این متن، ۲۷۲۳ نوشته و ۲۵۶۹۹ دیدگاه وجود دارد. به عبارتی به صورت متوسط در هر سال حدود ۲۷۲ متن نوشته شده و به ازای هر نوشته، بیش از ۹ نظر ارائه شده.

امیدوارم ۱۰ سالگی بهانه‌ای باشد برای بیشتر نوشتن و بیشتر قدر دانستن.

دیدگاه ها

  1. سحر

    ممنون از زحماتتون. از تلاشتون برای بهتر ساختن. از به اشتراک گذاشتن دانسته هاتون. خوشا به حال دوستان و هم نشینانتون. مانا باشید.
    …………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس از اظهار لطف شما.

  2. سیما سلمان زاده

    درود
    از نیمه راه همراه شدم و شاید تنها مسیری بود که حتی رو به عقب رفتم تا راه‌های نرفته رو هم‌طی کنم. در بسیاری روزهایش درجا زدم. با بسیاری سرخوش شدم و گاه رد شدم.
    عالی بود
    عالی هست
    عالی خواهد ماند
    تبریک به خاطر یک دهه تعهد
    همراه خواهم‌ ماند
    …………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  3. مائده

    من حدود ۴ ماه هست که با آرش نورآقایی و اندیشه های نابش آشنا شدم…….
    نوشته ها برام هنوز هم تازگی داره… خواندمو خواندم… می خوانمو می خوانمو …. خواهم خواند و خواهم خواند… و ادامه دارد.
    هر بار برایم تازگی دارد…. این جریان جرقه های ایده های گردشگری رو در کورسوی ذهن من روشن می کند. امیدوارم بتوانم تبدیل به چراغی در جهت ادامه راه ایشان باشم.
    سپاس از لطف خداوند برای آفرینشت….
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. موفق باشید.

  4. مهدیس

    سلام آرش بزرگوار،
    تولدش مبارکه ما و شما. اگر اجازه بدید بگم که اینجا تنها دفتر خاطرات شما نیست. خیلی از ما که همراه این سایت بودیم با عکس ها و نوشته های اینجا خاطره داریم. من هنوزم گاهی میام و اینجا رو در جستجوی خاطرات خوب گذشته ورق می زنم.قلم شما گاهی زبان یک جمع بود که درد مشترکی رو فریاد می کرد. اخوان ثالث معتقده که شعر زمانی معنا پیدا می کنه که مخاطب با اون همزاد پنداری کنه، واژه ها رو زندگی کنه و تجربیات تازه ای در آیینه نگاه شاعر براش رقم بخوره. از این منظر این خانه مثل یک شعر بلنده. شعری که گرچه گاهی طعم گس خستگی و نومیدی داره ولی منزل آخرش دریچه های پر امیده رو به خورشیده. راستش رو بخواید نوشتن برای من هم مثل معشوق از دست رفته شده ولی امیدوارم که چراغ این خانه همیشه روشن بمونه.
    قلمتون مانا
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. یکی از کسانی که باعث شد من همچنان بنویسم، تو بودی مهدیس عزیز. زنده، پیروز و بهروز باشی، هر چا که هستی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *