قصه‌های تاکسی ۱۳

درخواست اسنپ دادم.
راننده قبل از آمدن، تماس گرفت و گفت: اگر اجازه بدهی بروم بنزین بزنم.
پرسیدم: چقدر بنزین داری؟
گفت: یک چهارم باک پر است.
گفتم: عجله دارم، لطفا بیا، با این بنزین ده برابر از مسافتی که من می‌خواهم بروم می‌توانی رانندگی کنی.
با این حال، بیست دقیقه معطل کرد و آمد. بنزین هم نزده بود.
سوار شدم در حالی‌که به شدت عصبی بودم.
حرفی نزدم و خون خونم را می‌خورد.
بعد از چند دقیقه رانندگی پرسید: اجازه دارم سیگار بکشم.
به او فهماندم که “نه”!
اما سیگارش را آتش گیراند. انگار “نه” را “بله” تفسیر کرده بود.
مسیر ترافیک بود.
با سیگار در دست، به سمت آمبولانسی رانندگی کرد که جلوی ما در حال حرکت بود. اتومبیل پرایدش را به سمت راننده آمبولانس رساند و از او خواست که آژیر را روشن کند تا ما بتوانیم پشت او در ترافیک حرکت کنیم.
از تعجب شاخ درآورده بودم.
راننده آمبولانس گفت: بیمار ندارم و گاز داد و جلوتر رفت.
دوباره خودش را به آمبولانس رساند و سوالش را تکرار کرد. انگار این “نه” را هم “بله” تفسیر کرده بود.
راننده آمبولانس این دفعه با تندی جوابش را داد و رفت.
بعد از لحظاتی رو به من کرد و گفت: منزل من در نزدیکی همین مقصد شماست، شماره من را بنویس تا هر روز خودم سوارت کنم.
حرفی نزدم، حتی نگاهش نکردم. فقط در آرزوی نشاندن مشتی بر صورتش بودم.
بالاخره به مقصد رسیدیم.
مبلغی پرداخت کردم که بقیه‌اش را نداشت.
مجبور شدم بروم و پول را خرد کنم.
آخر سر گفت: امتیاز یادت نره.
برگشتم و فقط نگاهش کردم.
دنده عقب گرفت و رفت.
پی‌نوشت: همه ما خرده شیشه داریم و درصدی عوضی هستیم، اما چگالی عوضی بودن بعضی‌ها خیلی زیاد است.

دیدگاه ها

  1. م.ق

    سلام
    آخ که چقدر از این تخم مرغ شانسی های اسنپ (یکی خوب و یکی بد و یکی …) حالم بهم میخوره و عصبی میشم
    اما در تهران مجبورمممم…….
    ………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. چی بگم!

  2. مائده

    Perfect
    ………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس.

  3. سیما سلمان زاده

    سلام
    کاش حداقل اون هم تا آخر شب به رفتارش فکر کرده باشه😐
    امیدوارم امتیازی رو که لایقش بوده بهش داده باشی. به نظرم این کمترین بی تفاوتی نسبت به رفتار و عملکردش بوه. اون عملا یک متقلب متجاوز هست…
    ………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. قطعا متقلب و متجاوز هست.

  4. مریم ناوی

    آنچه خوبان دو عالم داشتند جناب بزرگوار یک جا همه رو داشته! خدا صبر بده به آدمهایی که به تور این جناب می خورن! یعنی بعضی از گونه های انسانی رو باید برد گذاشت موزه بسکه عجیب الخلقه اند!
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. موافقم.

  5. حسام میر

    دوستان زیادی برایم از اتفاقات اسنپی تعریف کرده اند. اما نکته جالب اینجاست که من هربار اسنپ گرفته ام، با راننده کلی رفیق شده ام و گپ زدیم و موسیقی گوش کردیم و هزاران موضوع پیدا کردیم برای لحظاتی کنار هم بودن. (نمونه اش دیروز بود که دوبار اسنب گرفتم و بار اول با راننده موسیقی خوب گوش کردیم و کیف کردیم و بار دوم هم راننده بامن برای اتفاقی که برام افتاده بودی طوری همدردی کرد که احساس آرامش و اعتماد کردم)
    به نظرم همون اول باید کنسل می‌کردی آرش جان وقتی دیر اومد. اینطوری براش امتیاز منفی ثبت میشه و حتمن هم در بخش نظرسنجی که بعد از سفر ازت میخوان، بنویس این اتفاقات رو. همینقدر که مکتوب بشه خودش اتفاق خوبیه. امیدوارم همه بنویسند و نقد کنند تا اون چیزی که باید اتفاق بیفته.
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. اتفاقا من هم از اسنپ واقعا راضی هستم. این داستان یک نمونه از قصه‌های تاکسی بود که مکتوب شد.

  6. آرتا

    این راننده هم از فساد پست قبل مستثنی نیست
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. موافقم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *