ورزش ایرانی

قبل از رفتن به فرنگ ورزش می‌کرد. از آن بارفیکس نصب شده در چهارچوب آستانه اتاقش بارها خودش را آویزان کرده بود.

از فرنگ که برگشت یک کراوات با خودش آورد.

به کراوات فکر کرد که گلویش را می‌فشارد، به چهارچوب که انگار جلویش را می‌گیرد، به بازگشت که افسرده‌اش کرده بود، و به این‌که از دستانش کاری ساخته نیست.

تصمیمش را گرفت:
کراوات را به دور گردنش بست و این بار بدون دست از بارفیکس چهارچوب آستانه اتاقش آویزان شد.

از در نگذشت، درگذشت.

دیدگاه ها

  1. سیما سلمان زاده

    سلام
    عجب اشتباهی کرده!😅
    توی اون فروشگاه فرنگی دوتا قفسه بوده:
    – a tie to die
    – a rope to hope
    اون مسافر سوغاتی رو اشتباه خریده😁
    حالا هم درنگذشته…فقط ترسیده…باید به زودی برگرده و سوغات رو معاوضه کنه…

    امان از عجله…
    …………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. نظر شما عالی بود.

  2. مونا

    مبهم بود پست منظورتون کی بود
    …………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. به منزله یک نوشته کوتاه بهش نگاه کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *