بازگشت به صفحه نخست

دیپلماسی ۱۰۰۱ شب

چند وقتی هست ایده ای در ذهنم شکل گرفته که اینجا و آنجا برای برخی از دوستانم شرح داده ام. امشب این ایده را به “محمدجعفر (امیر) محلاتی” (سفیر ایران در سازمان ملل در سال های ۱۳۶۷ و ۱۳۶۸ که قطعنامه ۵۹۸ را امضا کرد) گفتم. برایش جالب بود. این است که اینجا بخشی از ایده را می نویسم، شاید روزی به کار آمد.

راستش همه ایده در همان عنوانی است که نوشتم.

در یک کلام، از مبانی نظری پیدا و پنهان در داستان ۱۰۰۱ شب استفاده کنیم تا نوعی ویژه از دیپلماسی را در دنیا شکل دهیم.

با این ایده، هم می توان نقش سیاسی ایران را در مجامع دیپلماتک دنیا به روش جدیدی مطرح کرد، هم ادبیات مبتنی بر فرهنگ گفتاری و نوشتاری ایران را به دنیا شناساند.

در داستان ۱۰۰۱ شب، قضییه این است که شاه هر شب با یک دختر باکره همخوابی می کند و روز بعد او را می کشد. اما در مواجهه با شهرزاد (یکی از همین دخترانی که باید بعد از همخوابگی کشته شود)، قضییه جور دیگری پیش می رود. شهرزاد قبل از همخوابگی با شاه برایش قصه می گوید و ادامه قصه را به شب بعد و شب های بعد موکول می کند. در آخر داستان می بینیم که شهرزاد هنوز زنده است و از شاه و شهرزاد سه کودک هم متولد شده اند. یعنی به جای مرگ، زندگی اتفاق می افتد.

بنابراین داستان ۱۰۰۱ شب را می توان در دنیای دیپلماسی اینگونه تفسیر کرد:

در ابتدا قرار است دو عقیده در یک مواجهه به جنگ هم بروند و نهایتا یکی نابود شود. اما با دیپلماسی ۱۰۰۱ شب می توان آنها را به پای مذاکره کشاند تا در یک دیالوگ جذاب و احتمالا طولانی بتوانند هزار و یک توهای تفکر یکدیگر را تفحص کنند و نهایتا جنگ را به تاخیر بیاندازند تا مشترکاتی را بیابند و به جای مرگ و نابودی، زندگی بیافرینند.

در واقع من فکر می کنم این همان اتفاقی است که در قضییه برجام هم اتفاق افتاد.

بنابراین می شود با برند کردن عنوان “دیپلماسی ۱۰۰۱ شب” به مبانی نهفته در این داستان نقب زد و این دفعه نه به مثابه ادبیات صرف، بلکه به عنوان یک نوع دیپلماسی از آن یاد گرفت.

۷ نظر در “دیپلماسی ۱۰۰۱ شب”

  1. محمد نوشته است:

    درود بر ارش و ذهن خلاقش. ایده ی بسیار خوبیست.
    ………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. ارادت دارم.

  2. بهار نوشته است:

    چطوری رفیق قدیمی؟
    ………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. فدای محبتت. تو خوبی؟

  3. مجتباگهستونی نوشته است:

    درود بر آرش عزیز. ایده خوبیه. اول اینکه با شهرزاد خودمون موضوع را مطرح کردم و اون با پرسش هایی از من یک نامه برات نوشت که برای تو ارسالش می کنم. دوم اینکه با توجه به مناقشات سیاسی داخلی و تنش های منطقه ای به خصوص اختلاف ها و تنش هایی که در استانهای مرزی با کشورهای همسایه در مرز رخ میدهد استفاده از دیپلماسی ۱۰۰۱ شب که یک گام به عقب و ده گام به جلو است جواب میده. مثلن امروز در یکی از گروههای واتساپی بچه های قوم گرا که برای عصبانی کردن امثال من ما را عضو کرده اند از یک نوع ذدیپلماسی که با پذیرش گفت وگو با آنانن در کنارشان قرار گرفته ایم اما در نهایت ما روی مواضع تمامیت ارضی و ملی خود تاکید داریم و حرفمان را به انها می زنیم استفاده کردیم و اتفاقن تنش های قبلی مان کم تر شد. حال با پردازش ایده تو می توان به نتیجه نهایی رسید.
    …………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. تو و شهرزاد و خانوادت.

  4. x نوشته است:

    سلام

    ماه اردیبهشت شده. ی مطلب اردیبهشتی رمانتیکی …نمیخواهی بنویسی؟! یا اینکه یک سفر بری و از اون سفر برایمان بنویسی؟
    ………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. فکر کنم اون آرش دیگه از دست رفته.

  5. سیما سلمان زاده نوشته است:

    درود برشما آرش جان
    این یادداشت رو چند روز پیش خوندم و فقط ذهنم رو درگیر کرد راستش چانه زنی های چند روز اخیر نیکان سر خواسته هاش مرتب منو یاد کاربردهای این دیپلماسی می انداخت بعد فکر کردم که شاید نیکان هم قواعد بازی زندگی رو بهتر از من میدونه…همونطور که اشاره کردی خریدن وقت باعث درک روزنه های امید و ایجاد فرصتهای بهره برداری از اونها میشه تا جایی که فرصت زندگی رو جایگزین تهدید مرگ می کنه و ما چقدر در ایجاد بسیاری زیرساختها نظیر گردشگری نیازمند خریدن وقت از مشتری هامون هستیم… به نظرم مدرسه های طبیعت هم به نوعی با همین دیپلماسی پیش می روند…
    …………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. زنده باد شما.

  6. رضا نوشته است:

    سلام آرش عزیز
    ایده ی بسیار کاربردی و جالبی را پیشنهاد کردید
    راستی همانطور که قول داده بودن در وبلاگ به معرفی بلاگرهای سفر پرداختم.ممنون می شم نظر و پیشنهاد شما را داشته باشم
    …………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. زنده باشی. خوندم. دست مریزاد.

  7. مهدی نوشته است:

    درود جناب نوراقایی
    نفس گفتگوبجای دعوا ,کینه ,جنگ و سرکوب بسیار باارزش است منتها به شرطی که طرفین مزین به صفات اخلاقی باشند چیزی که متاسفانه در دنیای سیاست(برخلاف روابط اجتماعی و زناشویی) کمترمیتوان ان را یافت وگاهی گفتگو زمینه ای برای بده بستان های ناصواب و دوام حاکمان ظالم می گردد.
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از شما.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word