بازگشت به صفحه نخست

۰- فرودگاه

چقدر نیاز داشتم تنها باشم. تنها و دور.

این دفعه هیچ مسافری ندارم.

تنها نشسته‌ام در فرودگاه تا از این کشور مدتی دور شوم.

در چند روز گذشته آن‌قدر فرومایگی دیدم که خوشحالم چند صباحی برخی مردمان را نمی‌بینم.

خوب است، حتی اگر این تنهایی مدت زیادی طول نکشد.

۱۰ نظر در “۰- فرودگاه”

  1. المیرا نوشته است:

    من هم خوشحالم برای شما….برای این حس آرامشی که احساس می کنید…مهم نیست عازم کجایید وتا کی…مهم این است که شما نیاز به این سفرها دارید..خوش بگذره وپر از احساسات خوب باشه …
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از محبت شما.

  2. مژگان نوشته است:

    سلام .خوشا به سعادتتون که این امکان رو دارید.گاهی دلم میخواد این امکان روداشتم رازگاهی خودم رو گم کنم واز فرومایگان مدتی دورباشم.افسوس که امکانش نیست.حالا میفهمم چراثروت همیشه ازعلم بهتراست.هرجاهستید خوش باشید.
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  3. saeid ayoubi نوشته است:

    داداش من هم خوشحالم یکم استراحت کن
    سفرت بسلامت باد
    دوست دارم
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. زنده باشی سعید گرامی.

  4. مهدیس نوشته است:

    سلام. می‌فهمم. دلت هوای آفتاب می‌کند … خیلی خوشحالم براتون که رفتید “دور”. بعضی وقت‌ها دور خیلی خیلی بهتره. تنهایی رو نمی‌دونم، اگر شما دوست دارید حتماً براتون خوبه. وقتی خیلی میان شما و قلم فاصله می‌افته معلومه که دیگه قضیه فقط مشغله زیاد نیست … بی‌خیال غم‌های این ” نزدیک” … دور و تنهایی رو عشق است. امیدوارم در دور اندیشه‌ات باز بجوشد، سر برود، شره کند تا سر انگشتان و تو باز بنویسی، از دور و نزدیک.
    خوش بگذره
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. جمله‌ای برای خودم: وقتی ننویسی، یعنی آدم بدی شدی.

  5. انجمن نادانان جوان نوشته است:

    متنفرم ازینکه تو همچین پستهایی میذاری
    بعد ی عده میان کامنتهای ریاکارانه میذارن .
    تا میتونی دور شو
    اونقدر که حتی دست خودت هم به خودت نرسه .
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام.

  6. سمیه نوشته است:

    سلام
    به قول شاعر:

    دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد
    سعادت آن کسی دارد که از تن ها بپرهیزد
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس.

  7. آرش نوشته است:

    میوه بر شاخه شدم، سنگ‌پاره در کف کودک.
    طلسم معجزتی، مگر پناه دهد از گزند خویشتنم
    چنین که
    دست تطاول به خود گشاده
    منم ! …
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. من که نفهمیدم چی شد!

  8. نگار نوشته است:

    چه شیرینیِ تلخی
    ……………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. بله. همینطوره.

  9. ماندانا نوشته است:

    آرش واقعا واست متاسفم که دور بودن از وطن و مردمان نیک آن باعث خوشحالیت شده.
    نمیدانم تا کی حس خودبرتر بینی ات را ادامه میدهی ودیگران را فرومایه میخوانی.
    واقعا در وضعیت رقت انگیزی هستی ، البته ما مردمان بد برایت آرزوی بهبود فکری داریم باشد .
    ………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام.

  10. رامین نوشته است:

    سلام بر مردمان نیک و وکیل آنها ماندانا….
    ای نیک مردمان باحال, که میگی حال نمیکنیبا افکار و نوشتار آرش و امثال ما, پس چرا پیگیری می کنی نوشتار آرش را…. هان ماندانا… نیک پاسخ گوی….!
    ………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام بر رامین عزیز. بی خیال داداش.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word