از سنت سفر من تا سفر به سنت تو

متن این گزارش سفر توسط دوست عزیز و همراه گرامی‌ام، سرکار خانم “مریم قرایی” نوشته شده است. همچنین خوانندگان محترم می‌توانند به گزارش سفر “مریم قرایی” با دانلود فایل زیر، مستقیما دسترسی پیدا کنند:

d8aed8b1d8a7d8b3d8a7d986-d986d8a7d985d9879407301

پس از مدت‌ها برنامه‌ريزي و هم‌فكري و با زحمات و هماهنگي‌هاي دوست عزيزمان “پيام مهناني” و به دعوت اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردگشری استان خراسان شمالی دوشنبه، 20 مهر با پرواز هفت و ده دقیقه صبح ماهان به سوی سرزمین انگور و ابریشم پرواز کردیم. ساعت نه صبح در فرودگاه بجنورد راهنمایمان (پیام مهنانی) را منتظر و چشم به راه یافتیم.

بعد از ترک فرودگاه، صرف صبحانه و گپ و گفتی با چند تن از مدیران اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خراسان شمالی، خیلی زود رهسپار دیدار اولین جاذبه فرهنگی، “ارگ بلقیس” شدیم.

دیدار با چند خانوار عشایر که در نزدیکی “ارگ بلقیس” بودند، جالب توجه بود.

بدون شرح

خانوارها آماده می‌شدند برای کوچ!

نمایی از ارگ بلقیس در نزدیکی شهر “اسفراین”

“اسفراین” بزرگ که سال‌های سال شهری مهم در خراسان بزرگ بود از حمله مغول و پس از آن یورش تیمور جان سالم به در برد، اما در دوره صفوی تاخت و تاز ازبک‌ها را تاب نیاورد. باقیمانده ساکنان شهر به محل کنونی اسفراین کوچیدند و ارگ کهنسال به حال خود رها شد. آن‌چه که امروز شهر “بلقیس” نامیده می‌شود در حال حاضر زیر نظر اداره کل میراث فرهنگی استان در حال مرمت است.

نمای نزدیکتر

شهر تاریخی بلقیس، در فاصله سه کیلومتری جنوب شرقی شعر فعلی اسفراین و شرق روستای “جوشقان” قرار گرفته. این شهر شرایط و ویژگی‌های کامل یک شهر دوران اسلامی را داراست و مشتمل بر ارگ و شارستان بوده. ارگ بلقیس پس از ارگ بم، بزرگترین سازه خشتی در ایران است.

در محدوده شارستان، بقعه شیخ آذری (شاعر قرن نهم)، راسته بازار، تپه منار (محل مسجد)، کاروانسرا و یخدان هم دیده می‌شوند.

نمایی از داخل “ارگ بلقیس”

وسعت ارگ، کاملا بیننده را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

بخشی از فضاهای داخل ارگ

چیزی شبیه شومینه

بخش دیگری از یکی از اتاق‌ها خل ارگ

نمایی دیگر

گویی یک حوض آب بوده در میان یکی از خانه‌های داخل ارگ

تنور؟!

توالت

نمایی از دیوار ارگ

بقعه شیخ آذری در محدوده شارستان

بدون شرح

بدون شرح

بعد از دیدار عشایر و بازدید از ارگ به سمت روستای “رویین” حرکت کردیم. اهالی رویین به شیوه سنتی چادرشب و حوله می‌بافند. ما در این روستا، مهمان خانواده آقای “وصالی” بودیم که خودش و همسر و دو پسرش با کارگاه‌های سنتی بافندگی در منزل مشغول هستند.

همان توضیح بالا

همان

همان

همان

همان

سفره کردی

تقریبا عصر بود که به سمت بجنورد برگشتیم و رفتیم برای دیدن سفره کردی، دست بافته‌اي كه از گذشته‌هاي دور زينت سياه چادر عشاير خراسان شمالي و منازل شهرنشينان اين منطقه هست. سال گذشته سفره كردي در ردیف میراث ناملموس يونسكو ثبت شده و خانم “ذوالفقاري” (خانمی که در تصویر دیده می‌شوند) براي بافته‌هاي كارگاهش گواهی اصالت از یونسکو دریافت کرده.

نمونه‌ای یک سفره کردی زیبا

نمادهای جالب توجهی در سفره کردی‌ها دیده می‌شود. برای مثال، در حاشیه راست و چپ این سفره کردی، میله‌های نموداری دیده می‌شود که نمایانگر انگشتان دستان کسانی است که کنار سفره نشسته‌اند

چوپانان داخل این دست بافته نمک می‌ریختند و در مواقع احساس بیماری دامشان، به آن‌ها نمک می‌خوراندند.

نمایی از موسسه خانم “ذوالفقاری” که بافت سفره کردی را آموزش می‌دهد.

دیداری هم داشتیم با استاد “محمدزاده”. مردی که سالیان دراز سنت چارق‌دوزي را در شمال سرزمين خورشيد زنده نگهداشته. “چارق” پاپوش مردمان این دیار بوده. چیزی به اسم پی‌تاوه به مچ و ساق می‌بستند و چارق به پا می‌کردند و رویاروی می‌شدند با سخت و آسان زندگی

پای افزاری برای مردیمان این دیار

نمونه‌های مدرن امروزی چارق

نمونه‌های قدیمی چارق

شب را در روستای سرسبز “درکش” سپری کردیم، ستايي سرسبز در منطقه “مانه” و “سملقان” شهرستان بجنورد و از روستاهاي هدف گردشگري که آب و هوا و طبيعت زيبايش آن را مقصد دلخواهي براي آخر هفته بجنوردي‌ها کرده.

صبح 21 مهر را با ديدار “دره هاور” و باقيمانده جنگل‌هاي ايران-توران آغاز كرديم. چشم‌اندازها زيبا و شگفت انگیز بودند.

نمایی از دره “هاور”

گورستان روستای “باغلق”

از “مانه” و “سملقان” رو به سمت “راز” و “جرگلان” برگردانديم كه سرزمين اسب است و ابریشم. از دو راهی “پيش قلعه” گذشتیم به امید سفری دیگر و دیدار از تپه‌های اشکانی‌اش، همی‌نطور ارگ “آلمادوشن” و ديدني‌هاي روستاهاي بكر حاشيه مرز تركمنستان و مردماني از جتس آب و آيينه را به گذار دیگری وعده دادیم و به سمت روستاهای ترکمن نشین “جرگلان” رفتیم.

نمایی دیگر از گورستان روستا

یک قبر از گورستان مذکور

در ادامه مسیر به روستای “قاولقا” رسیدیم.

نمایی از مکتب‌خانه روستای “قاولقا”

به سرستون مسجد روستا دقت کنید.

محراب مسجد روستای “قاولقا”. نقاشی‌ها بیانگر شاخ قوچ هستند.

همان

شاخ قوچ بر گوشه بام مسجد روستا

“مریم قرایی” در حال عکاسی در خرپشته مسجد روستای “قاولقا”

آن‌چه که مریم از ویزور دوربینش می‌دید!

اسب از زندگي تركمن‌ها جداشدني نيست. شايد اغراق باشد كه فرزندانشان و اسبهايشان به يك اندازه عزيزند، اما جايگاه اسب و سنت‌هاي مربوط با آن چنان بارز است كه در تمام مراسمشان، در تربیت کودکانشان و در گزینش نزدیکان و دوستانشان ردپای اسب و مسائل مربوط به اسب نقش دیده می‌شود.

در جشن‌ها كورس اسب‌دوانی برگزار مي‌شود و براي شركت در اين مسابقه مهمانان از مسافت‌های دور و نزديك سختي راه و شرايط آب و هوا را به جان مي‌خرند.

در تصویر، “شهبد” را می‌بینید که یکی از قهرمانان “جرگلان” است.

در نزدیکی روستای “یکه سعود” اسب‌ها و سوارکاران جمع شده بودند تا همزمان با مراسم عروسی کورس اسب‌دوانی برگزار کنند.

بدون شرح

عکس از “مریم قرایی”

به اقامتگاه‌مان رسیدیم و خانواده “آنا نفس” به گرمی از ما استقبال کردند. نهار مفصلی تدارک دیده بودند کنارش نان خانگی و مهر و صفا هم بود.

در روستای “یکه سعود” دو برادر و خانواده‌اشان پذیرای ما بودند. “آنا نفس” و “آتا نفس” به معنی نفس مادر و نفس پدر. اسامی فوق‌العاده زیبا و عاسفی هستند.

بدون شرح

عکس از “مریم قرایی”

سفره‌ای که در آن برای هر نفر، یک قوری چای می‌آورند.

“ديشوره” که همان دوشواره‌ی آذري‌هاست، را مانند منتو (مانتي) و رايولي؛ خمير آماده مي‌کنند و داخلش را با اسفناج و سير، كدو حلوايي، گوشت و … پر مي‌کنند. به نسبت ماده داخل خمير سس متفاوتي هم آماده مي‌شود و خمیر را با آن می‌پزند.

این غذا را بسیار دوست داشتم و جای شما خالی، بسیار از آن خوردم.

در کنار این غذا “چکدرمه” هم بر سر سفره آماده بود.

در کارگاه روغنگیری سنتی (روغن کنجد)

کارگاه در حال تعمیر است.

اوستای نجار که تعمیر کارگاه را به عهدا دارد.

بدون شرح

روستای “دویدوخ”؛ مادرشوهر و عروس در حال بافت فرش ابریشم دو رو هستند.

“دویدوخ” حدود 15 کیلومتر فاصله از “یکه سعود”، فاصله دارد. اینجا روستایی بکر با معماری بومی و فرهنگی اصیل و مردمانی صمیمی است.

قالی ابریشم که با دستان بانویی از این روستا بافته شده.

روی دیگر همان قالی

نمایی از روستا

نمایی از یکی ازخانه‌های روستا

خانه‌ای دیگر

بدون شرح

در این خانه تار و پود قالی‌ها رنگ می‌شود.

رنگرز

پشت صحنه‌ی عکس قبلی. من در حال عکاسی از دست مرد رنگرز هستم.

عکس از “مریم قرایی”

دست سرخی که به خون آلوده نیست به هنر آمیخته است.

مرد رنگرز

رنگ سرخی که در روستا جاری است، رنگ طبیعی است که قالی‌ها را می‌آراید.

سفره‌ای که همیشه برای مهمان پهن است.

شب است و سوارکاران جمع شده‌اند تا برای کورس اسبدوانی فردا در قرعه کشی شرکت کنند.

همان توضیح بالا

در مسیر برگشت به بجنورد، از روستای “حاج حسین” بازدید کردیم. اهالی این روستا بلوچ‌هایی هستند که از اطراف سیرجان به این منطقه کوچ کرده‌اند.

کلا خراسان شمالی از لحاظ تنوع قومی فوق‌العاده است. در این استان کرد، ترک، فارس، بلوچ، تات و ترکمن با هم زندگی می‌کنند.

نمایی از روستا

شتردار هستند اهالی این روستای بلوچ نشین.

فقر در بسیاری از روستاهای ایران بیداد می‌کند.

مدرسه‌ی روستا

کلاس درس

برنامه درسی بچه‌های روستای “حاج حسین”

نمایی از کلاس درس

عکس از “مریم قرایی”

نزديك ظهر به بجنورد رسيديم و نشستی با مدیركل اداره ميراث فرهنگي، صنایع دستی و گردشگری استان خراسان شمالي، خبرنگاران و راهنمايان گردشگري داشتیم. بعد از نشست، از موزه مردم شناسی بازدید کردم، ناهار خوردیم و به سوی مشهد حرکت کردیم که به تهران برگردیم.

عکس از “مریم قرایی”؛ همان توضیح بالا

تقدیم به شما

دیدگاه ها

  1. پروانه

    سلام
    عکس دوم یه حس خاصی برام داشت، احساس کردم شبیه خودمه…
    منظورم از شباهت، زیبایی پاک و معصومانش نبود اما…
    نگاهش برام آشناست و خاطرات کودکی رو برام تداعی میکنه…

    امیدوارم زودتر این سفرنامه تون کامل بشه.
    ………………………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از توجه شما. به محض اینکه وقت کنم، مینویسم.

  2. سیما(سلمان زاده)

    درود
    رفته بودید پیش خام وهاب زاده و آقای انوری!!!
    یا اون حوالی!
    شاید هم بجنورد، شمال خراسان
    عالی بوده…
    …………………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. رفته بودم خراسان شمالی.

  3. دانلود تلگرام

    خیلی زیبا بود. گرمی مهربونی و صمیمیت توی زندگی هاشون موج میزنه.
    …………………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. همینطوره.

  4. دکتر قادری

    با سلام خدمت جناب نوراقایی عزیز و تبریک به ایشان بخاطر این سایت بسیار جذاب……جناب نورآقایی پیشنهاد میکنم یک کانال هم در تلگرام داشته باشید…تا دوستان زودتر در جریان مطالب خوب شما قرار بگیرند…

    دو آدرس تلگرامی زیر را هم به دوستان پیشنهاد میکنم. این دو کانال به هیچ عنوان تبلیغی نیستند و چون خودم از مطالبشون لذت بردم به شما هم پیشنهاد میکنم…..

    @healthforall دانستنی های بهداشت و سلامت

    @zibasokhan جملات زیبای بزرگان
    …………………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از محبت و توجه شما.

  5. مه مطهر

    چه خوب بودن نگاهها و لبخندها
    دلم برای عکسهای اینچنینت تنگ شده بود
    شاد باشی برادر
    …………………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. ارادتمندم.

  6. mina

    یکی از ویژگی های سایت شما عکس های زیبا و نگاه ویژه شماست . آیا در زمینه عکاسی آموزش دیدید یا فقط استعداد و تجربه است ؟ عکس آن مرد با آن روزنه نور فوق العاده اس
    …………………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. شما لطف دارید. آموزشی ندیدم، فقط عکس گرفتم.

  7. مهدیس

    سلام. چه دیر ماند این ” به زودی … ” از نگاه عکس‌ها پیداست که خودتان هم می‌دانستید دیر می‌کنید. چنان قاب شده‌اند که شرح نمی‌خواهند. چشم‌ها، از همان ابتدا پیدا بود ترجمانشان آزاد است.
    چندین بار آمدم و رفتم. خبری از صاحب‌خانه نبود. گفتم این بار پیغام بگذرام ” آمدیم، نبودید “.
    …………………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام بر مهدیس گرامی. عذر میخوام. بعد از این سفر، به سفر دیگری رفتم. راستش وقتم خیلی خیلی کمه و از طرفی این سایت باید به روز باشه، خلاصه موندم توش.

  8. جهانگرد كوچك

    کار مانیست شناسایی راز گل سرخ
    کار ما شاید این است
    که در افسون گل سرخ شناور باشیم
    …………………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. موافقم.

  9. ش.آ

    من،
    خیره به چشمانی آسمانی…
    او،
    نگاهش غرقِ خیمه ای کویری!
    **
    پدر،
    به زورِ عصایی زیرِ بغل
    رو به جلو
    کمی تکان می خورد!
    مادر،
    سوار بر مرکبی سالخورده
    در قاب زمان
    تکانی نمی خورد!
    **
    پرده ای گلدار، می رود به کنار
    **
    گلیمی به قدمت ایران
    جان میبخشد
    تمام وسعتِ خراسان را
    و
    ستون چوبیِ استوار
    نگاه می دارد
    برگ برگ این تاریخ را
    **
    جمعِ کوچکِ اهل دلی
    فرا میخواند
    مرا
    به وسعتِ رنگ و طعم و عطر سفره ای
    **
    تعجّب نکن
    پیرمردِ نجّار
    مرا چه به دستانِ سرخِ آن مردِ چشم خاکستری؟!
    **
    خانم معلّم اجازه؟
    در کدامین برنامه ی درسی
    درج شده که
    “گل سرخ”
    در فصل پاییز می روید؟…

    ( شکورا آذرخشی)
    …………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. خیلی خوب بود. زنده باد.

  10. مهرزاد

    خیلی خیلی جالب بود! ممنون از شما …
    سادگی و معصومیت خاصی در تمام عکس‌ها موج می‌زد.
    ………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. زنده باشید.

  11. سیما(سلمان زاده)

    سلام
    پس چرا این بخش رو نمی نویسید؟!!!!
    ………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. باید وقت کنم و تمرکز داشته باشم. چشم.

  12. شکوراآذرخشی

    خوشحالم که خوش به مذاق اومده،
    برگ سبزی بود از تحفه ی درویش…

    تقدیمی به آرش بزرگوار…
    ………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس از تو.

  13. بهادری

    درود برشما وسرکارخانم قرایی
    دقت نظرتون در انتخاب نام سفرنامه قابل تحسینه و به تنهایی میتونه کنجکاوی خواننده رو تحریک کنه.
    و درمورد تصاویر باید بگم حرفهای زیادی برای گفتن دارن مخصوصاً پیرزن ترکمن.
    بی صبرانه منتظر قلم فرساییتون هستم.
    موفق باشید.
    ………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. امیدوارم وقت کنم و بنویسم. سپاس از محبت و توجه شما.

  14. مريم

    سلام آرش جان . سپاس از فراوان از تو
    هميشه به بي تكلفي و مهر ِ كردار و گفتار ِ اين مردمان باليدم. هميشه هر فصل طبيعت اين منطقه برام نفسِ تازه بوده و هر روستا و هر خانواده ش يه خاطره شيرين؛ اما بي اغراق اين خاطره انگيزترين سفر بود و خوشحالم كه تو هم از اين تجربه راضي بودي

    اميد كه تلخي و فقر هيچ جاي اين سرزمين اهوارايي نباشه بارقه شعف توو چشماي النار و مليحه هميشگي باشه.
    اميد كه بهتر بشه حال مهين
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. زنده باشی.

  15. مريم

    جناب بهادري درود و سپاس از همراهي شما.
    هر روز كنار مردم با صفا و شيرين لهجه جاي ما رو خالي كنين و اگه ديشوره خوردين هم كه بسيار بسيار يادمون كنين 🙂 به اميد سفرهاي آينده و همسفري باشما هستيم. هنوز اونطرفها خيلي كار داريم 🙂
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  16. نادره

    ارش عزيزم و البته مريم نازنينم
    مثل هميشه عالى بود
    چقدر خوب كه اينجا هميشه مى شه ناگفته ها و ناديده هاى سرزمينم را بابهترين زاويه نگاه كشف كنم خيلى برايم جذاب بود خصوصا اينكه پراز عكس بود .مريم جانمان كه هميشه سفرنامه هايش بى نقص هستن و تقريبا بدون كم و كاست مى نگارد.
    دروغ نيست اگه بگم واقعا از خراسان شمالى هيچى نمى دونستم وتقريبا برايم جاذبه اى كه مرا به كشف وا دارد نداشت.چه خوب كه انچه را تجربه و لمس مى كنيد مكتوب مى نماييد .اميدوارم به زودى بتونيم همه باهم دوباره اين مسير را طى كنيم.
    مانا باشيد دوستان خوبم.
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. زنده باشی.

  17. رامین م خانی

    سلام
    جناب نورآقایی عزیز ، باعث افتخار ما بود که چند روزی در خدمت شما و خانم مریم قرایی بودیم،امیدواریم من بعد از این شاهد حضور شما و باقی همکاران عزیزمان باشیم تا خدمتی ناچیز به حفظ و حراست ارزشها و سنتهای ایران و ایرانی و استانی خودمان کرده باشیم. سپاس از لطف شما.
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. بسیار ارادتمندم.

  18. گندم

    سلام
    روستاها برای ما آدمهای از شهر برگشته باصفاست پر از مهر است و زیبایی برای ما آدمهای سیمانی بوی کاهگل دلنشین است .
    برای من نمایش محرومیت است . پر رنگ شدن استعدادهای تلف شده است . باید خیلی مرد یا خیلی زن باشی که بتوانی گلیمت را از آب بالا بکشی باید خیلی بیشتر از هر شهرگشته ای بدوی تا بمانی و رشد کنی .
    نمونه اش همین مدارس محقرش ، …. روستاها برای من بغض دارند .
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. بله، برای هر اتفاقی از هزار زاویه میشه فکر کرد.

  19. فرشته

    آنا نفس و آتا نفس
    عالی بود. خیلی با توضیحات خیلی هم بهتر شد.
    ارادت.
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. زنده باشی.

  20. حسین

    مثل همیشه عالی و خوووووووووب.
    درست قبل از خوندن این مطلب با مادرم و بچه های دیگه داشتیم راجع به غذاها صحبت می کردیم و بهشون می گفتم که خیلی از غذاهای ما رو جاهای دیگه ایران هم میشه چشید .حالا در مورد دوشواره باید بگم که اینجا هم با نام دوشواره یا جوشبره داریم که خمیر هست و برگ شلغم و سیر و کشک خلاصه اینکه غذای خوبیه…
    سپاس از تو و البته شکورا آذرخشی کامنت ایشون هم عالی بود.
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. چه جالب.
    زنده باشی پسر.

  21. سیما(سلمان زاده)

    درود
    دو صد درود
    بیخود نبود اینهمه منتظر بودم!!!
    آخیش..
    خیلی خیلی خوب بود
    سرفراز باشید
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. ارادتمندم.

  22. مريم

    سلام به همه دوستان و سپاس از لطفتون
    راستش برنامه فشرده اين يك ماه گذشته موجب شد نوشتن اين گزارش سفر خيلي متمركز و منسجم پيش نره و خودم خيلي راضي نيستم. با اينكه سفر فوق العاده اي بود و تصاوير بي نظيري ثبت شد ولي فرصت براي كنار هم چيدنشون و نوشتن مطلب در خور و شايسته فراهم نبود اميدوارم به زودي بتونم جبران كنم.

    از قديم گفتن راهنما ستون اصلي سفره. راهنمايي كه ليدر سفر هم باشه كه ديگه وظيفه ش سنگين تره و بار بيشتري به دوشش هست. تو اين سفر آقاي مهناني جز اين كه تمام زحمات برنامه ريزي و هماهنگي با سازمانها و افراد را به عهده داشت به عنوان كسيكه آشنا به مسير هست، و خودش هم طراح و برنامه ريز تورهاي طبيعت گرديه بارها و بارها به اين مناطق سفر كرده بوده نماينده استان خراسان شمالي بود براي همراهي ما. دركنار تسلط به مسير و آشنايي با منطقه يه ويژگي مهمتر داشت كه پيگيري و مسئوليت پذيريه! با اينكه سفر تموم شده هنوز همراهه و حواسش هست؛ كما اينكه به من نوشتار صحيح نام روستاي “قاولقا” و “رويين” رو يادآوري كرد. متاسفانه بنا به اشتباه شنيداري، من تو يادداشتهام اين اسامي رو قابلقا و رووين نوشتم كه ضمن سپاسگزاري از ايشون از همه مخاطبان اين گزارش سفر عذرخواهي ميكنم

    مجددا از زحمات آقاي مهناني، آقاي بهادري، آقاي دكتر افروند و مديركل محترم ميراث خراسان شمالي تشكر ميكنم به خاطر مهمانوازي و محبتهاشون. همينطور از همه دوستاني كه تو اين سفر باهاشون آشنا شديم و مهمانشون بوديم سپاسگزاري ميكنم.
    و اميدوارم به زودي بسيار از بشنويم از شكوفايي گردشگري در اين استان پرتوان و زيبا
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام از تو مریم گرامی که حواست به همه چیز هست و خاضعانه نوشتی.

  23. مصطفی صالحی

    جالب و خواندنی بود – موفق باشید

    ولی برای ثبت نظر کد امنیتی بیشتر وسخت از کد امنیتی یک پرداخت الکترونیکی بود psszs7hdh4n ینی تعدادش نزدیک به کاراکترهای یادداشت نظرداشت میرسید دیگه 🙂
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. ببخشید بابت کد امنیتی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *