بازگشت به صفحه نخست

سفر در اندیشه “آلبر کامو”

آن‌چه به سفر ارزش می‌دهد ترس است. واقعیت این است، در یک لحظه خاص، زمانی که ما از کشورمان خیلی دور هستیم … توسط یک ترس مبهم احاطه می‌شویم، و میل غریزی ما را به حفاظت از عادات قدیمی سوق می‌دهد. این واضح‌ترین سود سفر است. در آن لحظه ما تب‌دار و در عین حال نفوذپذیر هستیم، بنابراین با کوچکترین تهدیدی عمق وجودمان به لرزه می‌افتد. به همین دلیل نباید بگوییم که ما برای لذت بردن سفر می‌کنیم. هیچ لذتی در سفر نیست، من از آن به عنوان یک آزمون معنوی یاد می‌کنم… لذت ما را از خودمان دور می‌کند همان‌طورکه حواس‌پرتی، به روش استفاده “پاسکال” از واژه، ما را از خدا دور می‌کند. سفر، به مثابه یک علم متعالی‌تر و مهم‌تر، ما را به خودمان بازمی‌گرداند.

آلبر کامو، ۱۹۶۳

ترجمه: آرش نورآقایی
پی‌نوشت: البته توجه داشته باشید که این سخن مربوط به ۵ دهه پیش است. شاید امروز بخش‌هایی از این گفته، خیلی هم درست نباشد.

۹ نظر در “سفر در اندیشه “آلبر کامو””

  1. بهزاد نوشته است:

    اما برای من بیشتر معناست که به سفر ارزش میده اینکه حضورم برای مقصد مفید باشه خیلی برام مهمه
    ………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. تو کلی از ادم های این دنیا جلوتری بهزاد گرامی. مثل تو اگر بیشتر داشتیم، هم ایران جای بهتری بود و هم دنیا.

  2. نگار نوشته است:

    گاهی هم سفر یک معجزه است، آنگاه که در یک لحظه خاص، توسط یک ترس مبهم احاطه میشویم… به تلنگری درمی یابیم که فرسنگها دور شده ایم از انسانیت، از عشق، از آزادگی، در سفری که نامش زندگی است.
    شاید از اینجا به بعد بتوانیم بگوییم که دیگر برای لذت بردن سفر میکنیم؛ چرا که به عنوان یک آزمون معنوی همیشه باید پاسخی باشیم برای بی مهری ها برای عشق برای آزادگی برای انسان بودن…. که این لذت ما را به اصل بودنمان نزدیک میکند.
    ………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس.

  3. فرشته نوشته است:

    سلام آرش جان.
    شاید اگر ماه گذشته این مطلب را میدیدم به سختی میتونستم اون ترس رو درک کنم اما الان اون آزمون معنوی برام ملموسه.
    فکر میکنم بیشتر از اونکه زمان نوشتن اون متن در تفاوت نگاه موثر باشه، شرایط روحی نویسنده و نوع سفر در رسیدن به این نتیجه تاثیر گذاشته.
    شاید جای بحث بیشتری هم داشته باشه این داستان. خیلی ممنون از به اشتراک گذاشتنش.
    ………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. بعدا بگو ببینم به چه درک متفاوتی رسیدی.
    موفق باشی.

  4. ماهی نوشته است:

    سلام

    آنچه کامو گفت برای افراد معمولی است، کسانی که شغل شان سفر است مطمئنا انگیزه متفاوتی هم دارند.

    کامو روانشناس نبود. البته من هم نیستم. ولی فکر می کنم آنچه از آن به عنوان ترس نام برد بیشتر کشف و ماجراجویی و هیجان آن باشد.
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. شاید. سپاس.

  5. میترا نوشته است:

    به نظر می رسد کامو احساسات خود را در قالبی روشنفکرانه و فیلسوفانه از زبان “همه” بیان کرده در حالی که افراد شخصیت های گوناگونی دارند.این دیدگاه ربطی به زمان ارائه آن ندارد حداکثر آگاهی بیشتر ما در این سال ها نسبت به وجود گوناگونی و تنوع شخصیت ها و علایق است؛ اظهار نظر کامو به نوعی مرا به یاد چند اظهار نظر از افراد عادی انداخت؛ یکی از اقوامم می کفت تو به کوه میروی مگر آنجا چه چیزی دارد؟ زن گردشگری در همدان از مسافرت خود ناراضی بود ومیگفت همدان جای دیدنی ندارد. وقتی با تعجب به او گفتم غار علیصدر واقعاً بی نظیراست، متوجه شدم به غار نرفته است. او گفت خوب حالا غار چه دارد؟ زمانی هم که برای همکارانم از مخارج اضافی تور مثلا خرید تور دیدار از کن فرانسه که در تور اصلی گنجانده نشده بود می گفتم؛ به من گفتند خوب مگر کن چه دارد؟ واقعا چه جوابی مینوان به این سوال ها داد: کوه چه دارد؟ غار چه دارد؟ کن چه دارد؟ من در برابر تمام آن ها با دهان باز و متعجب سکوت کردم، چون حرف آن ها هم برای من بسیار غیر قابل درک بود. به نظرم کامو هم جزء افرادی بوده که ماهیتاً واز نظر نوع شخصیتش از سفر لذت نمیبرده و فیلسوفانه سفر را توجیه کرده است، ولی چون کامو است خوب کامو این حرف ها را زده!
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. با بخشی از حرف های شما موافقم، با بخشی نه.
    به هر حال، سپاس.

  6. امید نوشته است:

    سلام و وقت شما بخیر

    بنده قصد دارم سفری رو از تهران شروع بکنم و برم شهسوار و خونه گلی اقامت بکنم و اونجاها رو بگردم و عکاسی بکنم و بعد به سمت رامسر و همین خط رو تا اردبیل ادامه بدم.
    غیر از خونه گلی و گیله بوم تو این مسیر خانه محلی دیگری پیدا نکردم؟ جایی تو مسیر هست به من بگید یا شمار تماسی از افراد محلی که بشه اونجا اقامت کرد یا محلی رو برای اقامت بدن؟
    ترجیح می دم بین مردم محلی باشم و عکس و گزارش سفرم رو از این محل ها بنویسم.
    ممنون از کمک شما
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. راستش من هم همین دو تا رو میشناسم. یه راه اینه که هر جا رسیدید، با مردم حرف بزنید و بگید من میخوام برم خونه یه نفر بخوام. دعوت میکنن به خونشون.
    موفق باشید.

  7. رضا نوشته است:

    سلام آرش عزیز
    یک ریاضت و آزمون معنوی
    سود سفر
    موافقم
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. ارادتمندم.

  8. یک آشنا نوشته است:

    سلام
    آنچه که به بسیاری از ترس های ما ارزش می دهد سفر است.
    ترس از ندیدن و نشناختن، ترس از درماندگی، واماندگی و درخودماندگی.
    ……………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. موافقم. کاملا موافقم.

  9. مهدیس نوشته است:

    سلام. اینکه سفر ما را به خودمان بازمیگرداند رو با همه وجودم درک کردم. البته فقط در سفرهایی که تنهایی رفتم چنین حسی رو دریافتم. آنچه کامو گفته زاویه ای دیگرگون از سفر بود که برای من بدیع بود. سپاس از شما.
    ………………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. ارادتمندم.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word