بازگشت به صفحه نخست

زبان زیبا

۱- شاید فکر می کنید که واژه “فریبا” از “فریب” می آید و به معنی فریبنده است. خیر، اینچنین نیست. ریشه “فریبا”

Pari-ābā (پری آبا) و به معنی “دربردارنده فروغ” است.

همین جا هم بد نیست بدانید که یک معنی “آب” āb، “درخشندگی” است. بنابراین ممکن است رنگ “آبی” به نوشیدنی “آب” مربوط نباشد بلکه به معنای “ماده ای درخشنده” باشد. حتی در زبان عربی، “ازرق” به معنای “آبی، کبود”، از ریشه “زَرق” به معنی برق زدن و درخشش می آید.

۲- واژه “آبستن” از ریشه فارسی باستان ā-puÇa-tanú به معنی “تن پسر دار” (آنکه تنش حامل فرزند {پسر} است) می آید.

آیا این واژه ما را به این سوال که در ایران باستان اندیشه مردسالاری وجود داشته می رساند؟!

۳- میان مفهوم “آتش” و “تشنگی” در زبان های هند و اروپایی و غیر هند و اروپایی، رابطه برقرار است.

مثلا “تشنه” در زبان فارسی، Durst در زبان آلمانی و یا thirsty در زبان انگلیسی (هر دو به معنای تشنه) از ریشه ters (هند و اروپایی) به معنای “خشک شدن” و “خشک” می آید که به torris در زبان لاتین به معنی “توده آتش” و “شعله آتش” تبدیل شده اند.

در زبان عربی نیز میان “آتش” و “تشنگی” رابطه ای برقرار است: “لَهبان” به معنای “بسیار تشنه” از “لَهب” به معنای “شعله” و “زبانه آتش” می آید. لغت “حَرٌان” به معنای “تشنه” نیز از ریشه “حَرٌ” به معنی “حرارت” و “گرمی” است.

همینطور حدس زده می شود که واژه “عطش” در عربی به معنای “تشنگی” از “آتش” در زبان فارسی اخذ شده باشد.

۴- بال های بلند حشره “آخوندک” که همچون قبای بلند “آخوند” است در این نامگذاری بی تاثیر نبوده. اما جالب تر، موارد زیر است:

*** واژه mantis در انگلیسی به معنای “آخوندک” است که از ریشه یونانی به معنای “پیامبر” گرفته شده.

*** “آخوندک” در زبان روسی می شود bogomÓl که به معنی “ستاینده بغ” است. bog به معنی “بغ” (خدا) و بخش دوم از

molit′sya به معنی “نماز خواندن” و “عبادت کردن” مشتق شده.

۵- واژه “آزاده” به معنی نجیب و شریف و اصیل با واژه انگلیسی Gentle هم معنی است. اما بد نیست بدانید که “آزاده” از āzāt در فارسی میانه، و ā-zāta در ایرانی باستان و از ریشه zan به معنی “زادن” می آید. و Gentle هم از ریشه هند و اروپایی gen به معنای “زادن” مشتق شده. یعنی هر دو نه تنها هم معنی هستند بلکه ریشه مشترک هم دارند.

۶- یک واژه جالب در زبان فارسی وجود دارد که احتمالا نشنیده اید یا کم شنیده اید. این لغت “آژفنداک” āz.fandāk و به معنی “قوس و قزح” یا همان “رنگین کمان” است.

گفته می شود که این واژه از زبان ایرانی باستان azi-banda (اَژی بَندَ) گرفته شده که “اژدهابند” معنی می دهد. برخی هم می گویند که این واژه از āz از ریشه anČ به معنی “خم کردن” و “کج کردن” آمده. fandak هم در زبان خوارزمی به معنی “سَروَر”، “ایزد” و “خداوند” است. بنابراین “آژفنداک” می شود: “کمان خدا”

۷- واژه “آش” ظاهرا از ریشه as “آس” به معنی خوردن آمده. از همین رو واژه kahrkāsa “کرکس” به معنی “مرغ خوار” است. “کرک” به معنای مرغ است و این واژه در برخی از زبان های محلی ایرانی از جمله گیلکی وجود دارد.

شاید واژه “آشغال” به معنی فضولات و زباله با “آش” مربوط باشد. بنابراین “آشغال” یعنی آنچه که خوردنی نیست و دورافکندنی است.

۸- واژه “آفرین” به معنای “ستایش”، “مدح”، “تحسین” و “درود” از ریشه frĪ در زبان ایرانی باستان به معنی “ستودن”، “تحسین کردن” و “خشنود کردن” آمده. واژه های freund در زبان آلمانی و friend در زبان انگلیسی (هر دو به معنای دوست) نیز از همین ریشه (هند و اروپایی) مشتق شده اند.

۹- گل های “لاله” و “آلاله” نامشان به واژه “آل” به معنی “سرخگون” و “سرخ فام” مربوط است.

۱۰- واژه “آماردن” به معنی “شمردن”، “حساب کردن” و “اهمیت دادن” از ā پیشوند و mar به معنی “به خاطر سپردن”، “به یاد آوردن” مشتق شده. ریشه هند و اروپایی آن هم می شود mer. و این همان است که واژه لاتینی memor به معنای “متفکر”، “اندیشمند” و memory انگلیسی به معنی “یاد”، “خاطره” و “حافظه” از آن آمده.

۱۱- اگر پرسیده شود که “آوازه” به چه معنی است، احتمالا جواب می دهید “شهرت”. اما شاید ندانید که یک معنی “آوازه” می شود “مرداب”. بنابراین عبارت “آواز آوازه” می شود: “بانگ مرداب”

۱۲- “آهنگ” به معنی “نوا” و “ترانه” از ایرانی باستان ā-hanga، ریشه hang و از هند و اروپایی songˆho می آید. بنابراین می توان به آسانی تشخیص داد که واژه “آهنگ” در فارسی با song در انگلیسی و sang در آلمانی بی ارتباط نیست.

۱۳- واژه “ابد” به معنی “زمانی که آن را نهایت نباشد” از ریشه a-pād به معنی “بی پا” (بی پایان) است. در مقابل، واژه “ازل” به معنی “زمانی که آن را ابتدا نباشد” از a-sar به معنی “بدون سر” (بدون آغاز) معنی می دهد.

شگفت انگیز این است که در این معنی، زمان به مثابه موجودی (آدم) بی سر و بی پا دانسته شده. از آنجا که می دانم بسیاری از تقویم ها و گاهشماری ها با اندام انسان سنجیده می شود، پیدا کردن رابطه میان بدن و اندام انسان با زمان، موضوع بسیار جالب توجهی برای تحقیق و مطالعه است.

۱۴- “پاسارگاد” از فارسی باستان pārsārgada و یا pārsa-argada به معنی “اقامتگاه / مسکن پارسیان” است. بخش “پارسیان” واژه که مشخص است اما “ارگادا” همان است که امروز “ارک / ارگ” شده.

۱۵ - واژه “اَست”، فعل ربطی سوم شخص مفرد از مصدر فرضی “اَستیدن” با فعل is انگلیسی و ist آلمانی ریشه های مشترک هند و اروپایی دارند.

۱۶- گفته می شود واژه “دوستکان” به معنی “پیاله بزرگ / پیاله شراب” از زبان فارسی به زبان روسی رفته و بعدتر به شکل “استکان” دوباره از زبان روسی وارد زبان فارسی شده.

۱۷- در زبان عامیانه و به طنز به کسی که “قی” یا همان “استفراغ” کند، می گوییم: شکوفه زد!

ولی جالب است که بدانید “شکوفه / اِشکفه” واقعا به معنی “استفراغ” است. به بیت زیر توجه کنید:

هر شرابی که دوست ساقی نیست       جز خمار و شکوفه نفزاید

۱۸- “الفبا” را به عبارتی (به زبان عبری) شاید بتوان “طویله” معنی کرد. “الف” aleph به معنای “گاو نر” است و “با” Beth به معنای “خانه”. یعنی “الفبا” می شود “خانه گاو نر”. فکر می کنم به خانه گاو، چه نر باشد چه ماده می گویند، طویله.

۱۹- افغان ها و بلوچ ها به موجود “باردار”، “حامله” و “آبستن” می گویند: “امیدوار”

۲۰ - به نظرم اگر جامعه ای یا سازمانی به دنبال لوگویی باشد که از طریق آن بخواهد معنی “همبستگی” و “اتحاد” را ترویج کند می تواند از طرح “انار” استفاده کند. چون: “انار” از hadāna و یا در اصل از ham (با هم، متفق) + dāna (دانه، تخم) آمده است.

در زبان انگلیسی و فرانسه که به “انار”، pome granate گفته می شود، به معنی “سیب دانه دار” است.

۲۱- واژه “اَنبوسیدن” در فارسی جالب است، چون هم به معنی “به وجود آمدن” و “هستی یافتن” است و هم به معنی “پوسیدن”، “تباه شدن” و “از بین رفتن”

“بودن یا نبودن؟ مساله این است.” این دو روی سکه، در ایران یک واژه دارند.

۲۲- یک معنی دیگر “انجیر” که به اسم میوه می شناسیمش، “سوراخ” و “مقعد” است.

۲۳- ممکن است “هندسه” که خیلی ها فکر می کنند از زبان عربی است، از ریشه ham-dais باشد. dais به معنی ساختن و شکل دادن است.

۲۴- “انگشت” angušta از ریشه ang به معنی “خماندن” و “کج کردن” است. واژه لاتین angulus به معنی “زاویه” و “گوشه” و angle انگلیسی به معنی “زاویه” هم از همین ریشه است.

۲۵- “انگور” و صنایع مربوط به آن خیلی قدیمی است. در زبان عیلامی واژه an-kur-rak-kaš به معنی “چرخشت” (ابزار فشردن انگور برای شراب سازی) است.

“انگورک” هم به معنی “مردمک چشم” است.

۲۶- در زبان فارسی، هم “مهمان” داریم، هم “ایرمان”. مهمان که مهمان است، ولی ایرمان یعنی مهمان ناخوانده و طفیلی.

۲۷- ریشه “ایوان” به معنای “کوشک” و “قصر”، همان “آپادانا” (اَپَدانَ) appadāna است.

پی نوشت: منبع اصلی این نوشتار کتاب ۵ جلدی “فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی” اثر فوق العاده دانشمند گرامی “محمد حسن دوست” است. اما من گاهی واژه ها را با منابع دیگر هم تطبیق می دهم. همچنین سعی می کنم طوری واژه ها را انتخاب کنم و در دسته “زبان فارسی” که به تازگی در این سایت ایجاد شده، بگنجانم که الهام بخش و تفکربرانگیز باشد.

۱۸ نظر در “زبان زیبا”

  1. مریم نوشته است:

    مرسی آرش جان. جالب بود.
    خیلی دوست دارم این تیپ پستهات رو. چهره کنجکاو و متفکرت رو پیش چشمم تداعی میکنه. خوب و خوش, پرانرژی و کاوشگر باشی همیشه
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از محبتت. زنده و موفق باشی.

  2. پریناز نوشته است:

    سلام.من مدت کمیه باشما آشنایی پیداکرده ام.سایت خیلی جالب بامطالب مفیدی داریدکه جای تقدیر داره. وازاین بابت ممنونم.
    این بخش زبان هم خیلی خیلی جالبه .
    میخواستم خواهش کنم رفرانس مطالبش روهم اگه صلاح میدونیدوامکانش هست معرفی کنید.بازهم ممنون.
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از محبت و توجه شما
    منبع اصلی این مطالب کتاب “فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی” اثر “محمد حسن دوست” است. البته من گاهی از منابع دیگه هم استفاده می کنم. داستان اینه که من تک تک واژه ها رو میخونم و جالبترین بخش ها رو برای درج در اینجا انتخاب می کنم.
    موفق باشید.

  3. گندم نوشته است:

    سلام با خواندن این نوشته چقدر حرف برای گفتن و نوشتن دارم و وقت نه !
    برای مثال :
    - آوازه با سکون و سکوت مرداب در تضاد است و شاید همین جمع نقیض است که جالبش کرده
    - شاید زنی که حامل دختر بوده نامی دیگر داشته
    - شاید اخوندک فقط به خاطر بالهای بلندش این نام را ندارد و دلیلش کاربرد اسطوره ای اش باشد

    حالا بقیه اش باشد برای بعد از خرداد
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. خوبه که از این مطالب الهام می گیرید. این اتفاق مهمیه.

  4. مژگان نوشته است:

    سلام جناب نور اقایی.بسیار عالی بود ولذت بردم.تشکرمیکنم از گحوصله ووقتی که صرف کردید تا از این مطالب جالب ما هم استفاده کنیم.لطفا ادامه بدید.
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. ارادتمندم. چشم.

  5. محمدمهدی نوشته است:

    مطلب بسیار جالبی بود. مرسی آرش جان
    من همیشه پیگیر نوشته‌هات هستم. فقط یه درخواست داشتم. اگه امکانش هست فونت پست‎ها رو تغییر بده تا راحت‎تر خونده بشه. بطور مثال اگه از فونت بخش کامنت‌ها استقاده بشه خواناییِ بهتری داره. البته این نظر شخصی من هست و هرطور که خودت مایلی عمل کن. شما با هر خط و فونتی که بنویسی ما همچنان خوانندۀ پر و پا قرص اینجا خواهیم موند :)
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. ارادتمندم. راستش خودم هم از فونت قبلی راضی نبودم. این شد که از طراح سایت خواستم که برام عوضش کنه. بنابرایم اگر شما کلیدهای “کنترل + F5″ رو با هم بگیرید، صفحه refresh میشه و احتمالا شما خوشحال خواهید شد.
    و در آخر، سپاس که همراهم هستید.

  6. لیلا.ج نوشته است:

    خیلی جالبه. ممنون
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. خوشحالم که پسندیدید.

  7. هاجر نوشته است:

    سلام
    خیلی حس فوق العاده ای بهم داد خوندن مطالب این پستتون.
    دنیای واژه های همیشه سحرانگیزه. به شدت پیگیر ادامه مطالبتون در این زمینه هستم.
    شاد باشید
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. اگر بدونم خواننده ها دوست دارند، ادامه میدم.

  8. zahra نوشته است:

    سلام استاد

    مثل همه ی دوستان من هم لذت زیادی از این مطلب بردم.

    ممنون.

    من بخاطر رشتم اینجور ریشه شناسی ها رو انجام میدم ولی نه برای زبان فارسی .

    این متن تلنگری بود که یکم به زبان مادری هم توجه کنم.

    از کار برم خونه میرم تو برگه های قدیمیم دنبال سوژه واسه همچین ایده ای میگردم.

    به قول فرانسویا: Chapeau monsieur Nooraghayee!

    (chapeau: کلاه )
    ( برای ادای احترام به کار میره . به اصطلاح خودمون میشه: به احترام کسی کلاه از سر برداشتن .)
    ……………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. ارادتمندم. کار خاصی نبوده.

  9. انجمن نادانان جوان نوشته است:

    سلام
    عالی بود .
    شاید هم واسه اینکه آخوندک بعد از جفت گیری گونه ی نر رو میکشه اسمش این شده
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. این گزاره درسته، ولی چه ربطی داره به اسم گذاری آخوندک؟

  10. مهدیس نوشته است:

    آزاده،
    حاشا که هرگزم آرزوی وطن
    از مرزهای ایوان انگورک‌هایت
    و شبی ایرمان شدن
    بر آن هندسه بی‌انگشت فریبا افزون باشد …
    آوای کرک،
    شبی را می‌خواند که آبستن “اتفاق” تو
    دوستکان از تشنگی لبریز می‌شوند
    و باز عزم وطن می‌کنم …

    خوب در نیومد اما چون تو دفتر خودم نوشتم اینجام می زارمش … ولی مطلب جالبی بود. راستی تو اون کتاب چیزی درباره “دراز آویز زینتی ننوشته” :) ؟!!!
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. زنده باد. ولی همون جوری که خودت از خودت توقع داری و من هم، میتونی بهتر بنویسی.

  11. مهرزاد نوشته است:

    چند تا نکته در مورد این پست به ذهنم رسیده که بد نیست ذکر کنم:
    - به نظر من معنی واژه آبستن (تن پسر دار) لزوما اندیشه مردسالاری رو نمی‌رسونه بلکه واژه “پسر” در اینجا مجازاً به معنی فرزند به کار رفته. مثل بعضی مواقع که واژه “مرد” مجازاً به معنی انسان یا بشر به کار می‌ره.
    - کلمات torris (توده یا شعلة آتش) و thirsty (تشنه) من رو به یاد خدای Thor (و روز مربوط به اون یعنی thursday) در اساطیر اسکاندیناوی میندازه که با آذرخش و صاعقه در ارتباطه.
    - در مورد دلیل اطلاق واژه آخوندک به این حشره، چیزی که من شنیدم شکل پاهای جلویی حشره‌ست که معمولا در حالتی قرار می‌گیره که انگار حشره دست به دعا و نیایش برداشته.
    - کلمۀ آلو که در پست های قبلی ذکر کردین هم ظاهراً از ریشه آل به معنی سرخ هستش.
    - اطلاق کلمة “امیدوار” به موجود باردار و حامله جالبه از این جهت که در زبان امروزی هم به زنی که از نظر سنی و فیزیولوژیکی توانایی باردار شدن رو نداره میگن “یائسه” یعنی “ناامید”.
    - مهمان شاید “مه + مان” باشه. “مه” یعنی بزرگ و “مان” ریشه فعل ماندن. یعنی کسی که می ماند و بزرگ داشته می شود …
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. خیلی خیلی سپاسگزارم.

  12. مریم ناوی نوشته است:

    سلام استاد
    در درس هند و بودا استادمون سوال جالبی رو مطرح کرد به دلیل تفاوت ادبیات گفتاری در وداها که متعلق به برهمنه هاست و اوپانیشادها که متعلق به کشتاریه ها یا رزم یاران جامعه هندیند اما سوال : آیا ذهن انسان عوض می شود بعد زبان تغییر می کند یا زبان عوض می شود بعد ذهن تغییر می کند؟ حالا این واژگان با خوانش های گاه بسیار نزدیک و معنایی بسیار قریب به یکدیگر آیا واقعن یک اتحاد تفکر رو در اقوام گوناگون نشان می دهد ؟ یا تفکرات برادرانه در ممالک گوناگون سبب ساز تجانس آوایی و معنایی در انتخاب کلمات گوناگون گشته اند؟
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. برای دریافت نظریات مربوط به جواب به این سوالات، به کتاب های “نوام چامسکی” و متفکرانی که در حیطه زبان شناسی فعالیت میکنن مراجعه کن.
    موفق باشید.

  13. مه مطهر نوشته است:

    سلام
    همیشه یکی از درگیریهام اسامی و کلمات هستند. کلماتی که بار دارند و کلی قصه .
    میشه ماه و مه رو هم ببینی.
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. حتما. به ماه و مه و حتی مطهر هم میرسیم.

  14. مهرزاد نوشته است:

    سلام
    من هم واقعاً سپاسگزارم از پست جالبی که گذاشتین.
    مشتاقانه منتظر پست‌های مشابه بعدی هستم …
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. ارادتمندم.

  15. آرش نوشته است:

    سلام.
    اگر میشه یه نقد و بررسی در مورد کتاب ریشه شناختی زبان فارسی داشته باشید. این کتاب را در بازار پیدا نکردم و گفتن که همه ۱۵۰ جلد این کتاب در عرض کمتر از چند روز فروش رفته.
    با تشکر
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. من در مقامی نیستم که این کتاب رو نقد کنم. ولی میتونم بگم حضور چنین کتابی که نتیجه تلاش و دقت بسیار زیاد مولف بوده، برای همه ما باعث افتخاره.

  16. ناهید نوشته است:

    سلام من مدت زیادیه دنبال معنی ریشه ای اسمم هستم به غیر از چیزهای کلی که وجود داره میشه خواهش کنم راجع به ناهید هم بنویسید مرسی
    ………………………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. اتفاقا معنی اسم شما در بسیاری از منابع خیلی مستند بهش اشاره شده.
    “ناهید” در اصل باید “آناهید” باشه به معنای: پاک و نا آلوده
    این اسم با “آناهیتا” و اون هم با “ارد ویسور آناهیتا” (ایزدبانوی آب ها) در ارتباطه. “آناهیتا” از “ان” (پیشوند نفی) + “آهیتا” تشکیل شده.

  17. ناهید نوشته است:

    مرسییی
    …………………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. موفق باشید.

  18. امیر نوشته است:

    جناب اقای نورآقایی

    با سلام و عرض خسته نباشید

    من یکی از متقاضیان کارت تورلیدری هستم که سال ها در آلمان زندگی کرده ام و از این رو گمان می کنم این شغل برایم مناسب خواهد بود. به تازگی با نوع دیگری از کارت ایرانگردی و جهانگردی برخورد کردم که نه از سوی میراث بلکه بر پایه آزمون “فنی و حرفه ای” صادر می شود. دوره، یک ماه به درازا میکشد، دانشجو در این مدت با مطالبی آشنا می شود که مستقیما و کاملا مربوط به حرفه تورلیدرری است. ارائه کنندگان دوره های این نوع کارت، چندان آگاهی از کاربرد آن و امکانات شغلی آن ندارند.
    خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید که آیا داشتن چنین کارتی برای یک متقاضی تورلیدری کارآمد خواهد بود یا نه؟

    شاد و پیروز باشید
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. اون کارت مورد قبول سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیست. تنها کارتی مورد قبوله که فراگیرانش در موسساتی که زیر نظر این سازمان فعالیت میکنن، آموزش دیده باشند.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word