بازگشت به صفحه نخست

پایان

خانه ام درد می کند.

دوره گردی ام را می نویسم.

۱۴ نظر در “پایان”

  1. مریم نوشته است:

    دردی که نفسم را تنگ کرده و چشمم را بی قرار :(
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. برای من اما باعث میشه که به فکر باشم برای گرفتن یک تصمیم…

  2. زهرا نوشته است:

    دوره گردی، که همه جا هست و هیچ رد پایی از او نیست، پر شور ترین آهنگش را

    برای لحظه ی های ساکت اردیبهشت، می نوازد

    آهنگی که در تمام زبان های زنده ی دنیا، مترادفش پیدا نمی شود .
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. جالب بود. سپاس.

  3. پروین نوشته است:

    پایان؟ یا آغاز؟
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. شما چی فکر می کنی؟

  4. zahra نوشته است:

    Bebakhshid dar gofteguye 2 nafare vaared misham.

    Aghaz o payan lazem o malzum hastan.

    Agar manzur payani hast , pas aghazi ba’de aan miayad.

    Va agar aghazist , pas payani khahad dasht.

    Tanha vajhe moshtarak dar hameye tazaad ha , ” zamaan ” hast.

    Nesbi budane zamaan inja jelve mikone.
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس.

  5. م.معظم نوشته است:

    سلام
    بوی کوچ میاد
    امیدوارم کوچ آن ایرانی باشد نه فرنگی !
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. من امیدوارم ایرانی نباشه، اگر هم ایرانی باشه، تو شهر نباشه، و اگر هم تو شهر باشه کسی نباشه که بشناسه من رو یا من بشناسمش.

  6. پروین نوشته است:

    شاید به قول دوست مان ( زهرا خانم ) هم پایان باشه هم آغاز.
    وقتی که میگید به فکرید برای گرفتن یک تصمیم … یعنی چیزی تمام شده و دیگری در راه است …
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. شاید.

  7. انجمن نادانان جوان نوشته است:

    اول که متن و تو روز نوشت گذاشتین باهاش میشد کنار اومد
    ولی وقتی جاش رفت تو کته گوری “خیلی کوتاه کمی ادبی ”
    قضیه فرق کرد .
    اصلا به اندیشه ی نوشته کاری ندارم
    ولی بهتر نیست که اضافه هارو از نوشته هاتون حذف کنید
    تا بیشتر خودش رو نشون بده
    و همینطور نشون بده که یک نویسنده ی حرفه ای اون رو نوشته
    به طور مثال : احمد شاملو میگه : سال بد . سال باد . سال اشک . سال شک
    درحالیکه میتونست بگه سال بدی است سالی پر از شک و تردید است…
    من اگر جای شما بودم مینوشتم :
    خانه درد میکند
    مینویسم دوره گردی
    یک حذف های کوچک
    و یک جابه جایی های کوچک نوشته تون رو زیباتر میکنه
    حیف که همینجوری رها بشن
    به عنوان نماینده انجمن نادانان جوان چند تا پیشنهاد براتون دارم :
    آواها و نشانه ها در زبان فارسی از احمد شاملو
    و سبک های جدیدی مثل حجم و … مطالعه بفرمایید .

    و یک جمله از استاد بزرگ : کلمات شخصیت دارن با بی دقتی نباید استفاده شون کرد
    با گفتن حتی یک آوا کلی معنارو میشه رسوند .
    نمیدونم چرا فکر میکنم میدونید و رعایت نمیکنید .
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. به نظرم آنچه که من نوشتم از آنچه که شما پیشنهاد دادی ادبی تره. دیگه اینکه فقط خودم میدونم پشت این دو خط، چه ترجمانی نهفته است.

  8. انجمن نادانان جوان نوشته است:

    مرسی روحیه انتقاد پذیری .

    خب وقتی درست نوشته بشه . درست هم خونده میشه .
    نباید نگران این باشی که مخاطبت میفهمه یا نه .
    تو عرضه میکنی و نمیتونی همه جا همراه مخاطبت بری و بهش بفهمونی منظورت رو
    بر اساس نظریه “مرگ مولف ” (رولان بارت ) .
    و اگر میخوای برای این زمان تو و نوشته هات بمونید کاملا توجیه شده اس
    ولی اگر قراره برای زمانه بمونید باید هنرمند زمانه بشی و به همین زمان اکتفا نکنی

    مدل نوشتن من اشتباه بود ولی ادبی تر از نوشته شما بود
    این رو شک نداشته باشین . بالاخره من از انجمن نادانان جوان مزاحمتون میشم

    خانه !
    درد میکند ،
    مینویسم ؛
    دوره گردی …

    با گذاشتن چند تا نشانه بار معنایی بهش میدی .
    اما خب مطمئنم گوش نمیکنی .
    هرطور مایلی
    اصراری نیست
    یک مخاطب هستم و در همین حد میتونم .
    …………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس.

  9. گندم نوشته است:

    می تونم به شما برا گم گردی هاتون و ناشناس موندن روستاهای خراسان و به خصوص روستاهای زیبا و فرحبخش و کوهستانی کوهسرخ را پیشنهاد بدم
    ……………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس فراوان. امیدوارم به زودی دوباره برای کشف خراسان برگردم.

  10. یک آشنا نوشته است:

    سلام
    بامزه بود.ممنون. می تونه عنوان یک کتاب باشه.
    ……………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس.

  11. المیرا نوشته است:

    راستش نتونستم معنی وحسی که داری را بفهمم(چون هنور با ادبیاتت کامل آشنا نشدم)….اما این خاطره برام تداعی شد …همین

    شب های سرد زمستانی …مردی با صدای لرزان …درکوچه های شهرم داد می زد….در کوچه های کودکی ام….

    جــــــــــــــارو….جــــــارررررررررو

    جاااااااااااااارو….واین صدا بس تلخ و محزون بود…..همه شهر این صدا را می شناخنتد وبرایش قصه ها داشتند…جاااااااااااارو…

    دوره گردی اش را با آن صدای لرزان فریاد می کشید…

    وما هیچ وقت از او جارو نخریدیم …..وحسرتش عمری است بر دلم مانده..
    ………………………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. همینه که شما نوشتی. در اینجور متن ها، هر کی هر چی درک کنه، همونه. این جور نوشته ها، گاهی اینجور نقاشی ها و مجسمه ها و …، فقط باید اندیشید و برداشت آزاده.

  12. رها نوشته است:

    با سلام و احترام
    حسودیم درد میکنه………(میشه خواهش کنم راجب جمله ایی که نوشتم نظرتون و برام بنویسید.)متشکرم
    …………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. با توجه به یکی از نظرهای قبلی شما، به نظرم منظورتون اینه که کوفتم بشه.
    در تاریخ ۲۷/۶/۹۲ ذیل نوشته “گام زدن در آسمان” برایم نوشته بودید:

    با سلام و احترام
    کوفتت بشه …حسودیم شد.

  13. میترا نوشته است:

    سلام
    یه جورایی بازم جای امیدواری هست؛ خانه من که در کما و مشکوک به مرگ مغزی است. با مصرف خیال به زندگی نباتی ام ادامه می دهم.
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. “مصرف خیال”. جالبه.

  14. Raha نوشته است:

    با سلام و احترم
    بله…کاملا درسته…چه خوب یادتون مونده…
    …………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. خیلی هم حافظه خوبی ندارم.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word