بازگشت به صفحه نخست

آیینه های کاغذی!

پشت هر صندلی هواپیما پاکتی هست.

این به من یادآوری می کند که گاهی همه امان می توانیم تهوع آور باشیم، به ویژه در بلندپروازی هایمان!

۲۱ نظر در “آیینه های کاغذی!”

  1. سحر مکارمی نوشته است:

    یک لبخند تلخ :/
    ………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. همینه دیگه.

  2. لیلا نوشته است:

    متنتون فق العاده هست …واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم
    ………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس.

  3. اشکان نوشته است:

    خیلی خیلی زیبا بود و البته کوتاه و ادبی
    ………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس.

  4. یک دوست نوشته است:

    متن بسیار جالبی بود .
    ………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس.

  5. 666 نوشته است:

    بله دقیقا مثل خود تو که خیلی تهوع آوری …شاید اونارو برای همسفرانیکه تو تورلیدرش هستی گذاشتن !
    ………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. بزار چند تا مساله رو برات بگم:
    ۱- البته که یکی از مخاطبان این نوشته، خود من هم هستم. بله، من هم گاهی برای خودم و برای همه تهوع آورم.

    ۲- در همه هواپیماها و همه پروازها این پاکت ها هست. حتی هواپیماهایی که من توش نیستم و البته تو ممکنه باهاشون پرواز کنی.

    ۳- حداقل داستان اینه که من جسارت دارم که چنین متنی بنویسم و خودم رو هم نقد کنم، خیلی طول می کشه که تو جرات پیدا کنی که ماهیت داشته باشی. هرچند فعلا یک ماهیت شیطانی داری که خودت هم اشاره کردی. عنوان ۶۶۶ و ایمیل ۶۶۶_devil@yahoo.com از طرز تفکر احمقانه ات پرده برمی داره.

    ۴- و در آخر:
    من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را کوش ///// هر کسی آن درود عاقبت کار که کِشت
    (برای حرف ک در کشت کسره گذاشتم که خوب بفهمی و یک وقت برای ک ضمه نزاری و نخونی “کُشت”. چون کسانی مثل تو برای کُشتن آمده اند نه برای کِشتن)

  6. زهراجعفری و محمدرضا منصوری نوشته است:

    ای کاش یاد بگیریم واسه خالی کردن خودمون …

    کسی رو لبریز نکنیم …

    لطفا به ماهم سربزنید و ما رو بهره مند از نظراتتون کنید

    راستی من وهمسرم هردو راهنمای گردشگری هستیم و جشن عروسی ماهم نزدیکه…
    مثل اون یکی دوستامون…!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. زنده باد شما. آرزوی موفقیت دارم براتون.

  7. مریم نوشته است:

    سلام آرش جان .آرزو میکنم خوب خوب باشی ولی میخواستم بهت بگم اونچه که تهوع آوره ما نیستیم اون شرایط انتخاب شده است که مارو به تهوع وامیداره شاید یه وقتهایی بلند پروازیهای تهوع آور رو انتخاب میکنیم خوب تاوانشم حالت تهوعه دیگه … بعدش خوب میشیم
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. شاید اینطور باشه. سپاس.

  8. سیما نوشته است:

    پسر ۷ساله من هم در سفر اخیرمون دلیل وجود این کیسه رو جویا شد وقتی دلیلش رو توضیح دادم با تعجب گفت چرا برای هرکس یک شاخه گل نمیذارن تا اونو بو کنه و حالش به هم نخوره؟!!!
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. بهتون پیشنهاد می کنم برای پرورش خلاقیت و نبوغ این بچه کار کنید. زنده باد.

  9. انجمن نادانان جوان نوشته است:

    کجا موهاتو گم کردی؟
    که موجش اومده اینجا؟
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. زیبا بود.

  10. زهرا نوشته است:

    عالیییییی هم برای خودم پیش اومده و هم تو دیگران دیدم و چقدر یه انسان تهوع آور میشه
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. بله، فکر کنم برای همه پیش میاد. فقط باید جسارت داشته باشیم و کجی های خودمون رو ببینیم.

  11. ناهید سعادتیان نوشته است:

    سلام .
    خوب است بعضی تلنگرها….
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. بله خوبه. سپاس.

  12. میترا نوشته است:

    سلام
    جالب بود و در عین حال کامنتها، مرا به فکر یکی از دغدغه هایم که راه‌اندازی یک وبلاگ (در زمینه کاری خودم که مناسبت هم دارد) است؛ انداخت. گذشته از هزینه و زمان و انرژی زیادی که به روز نگه داشتن یک وبلاگ خوب می برد به نظرم شجاعت زیادی هم میخواهد. چون، صاحب وبلاگ فرد کاملا شناخته شده ای است که حرفها و افکارش را مکتوب و مستند میکند و در مقابل، برخی مخاطبان از نظر اسمی ناشناس هستند و برای هیچیک از کامنتهایشان جوابگو نیستند؛ البته میتوان کامنت های بدون نام را منتشر نکرد ؛ ولی اگر برای سایتی که میخواهم ایجاد کنم، بخواهم مثل شما مرامنامه بنویسم و به مرامنامه ای که خودم نوشتم پایبند باشم، میشوم مصداق حرف یکی از بزرگواران که؛ خودمان اسم بچه مان را گذاشتیم رستم و بعد ازش حساب می بریم! نع! من نیستم…
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. جالب بود.

  13. یاسمن نوشته است:

    سلام
    وقت همه دوستان عزیز بخیر
    با وبلاگ کاملا موااااااافقم،فکر خیلی خوبیه
    ……………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. با وبلاگ موافقید؟ چه چیزی فکر خوبیه؟ راستش نفهمیدم.

  14. مژگان نوشته است:

    سلام جناب نوراقایی.افرین به این همه صبروجنبه.به نظرمن لازم نبود این کیسه تهوع با نام ۶۶۶ را درسایت نشان دهید. درطول روز به اندازه کافی با امثال اینها درارتباط هستیم.اینجا برامون شده محل ارامش.
    ……………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. گاهی برای نمایش دادن یا نمایش ندادن دچار مشکل و البته تردید می شم. به هر حال، سپاس از شما.

  15. یاسمن نوشته است:

    با نظرخانم میترا(وبلاگ) موافقم …
    ……………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. دقیقا با کدوم بخشش موافقید؟ اینکه اصلا نباید وبلاگ درست کرد؟

  16. یاسمن نوشته است:

    ۱/شجاعت
    ۲/انتقال افکارنویسنده
    ۳/اسم بچه
    ۴/ای کاش یه گزینه ای بود با کسایی که پیغام میزارن در ارتباط بودین تا رفع سوال بشه قبل از نمایش عمومی…ممنون که نمایش دادین ولی برای اطلاع خودتون بود…اگردوست داشتین نظرات قبلی و پاک کنید …. سپاااااااااااااااااااااااااس
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. زنده باشید.

  17. سیما نوشته است:

    سلام و خسته نباشید(اگر مطابق متن مندرج در سایت آقامیر درست متوجه شده باشم…)
    نیکان از این جمله ها زیاد داره و خدا کمک کنه خوب راهبری بشه
    هموطن ۶۶۶ رو تحمل کنیم همه مون تابع تجربیات زندگیمون هستیم بعضی زود پخته میشن و بعضی دیر
    گاهی فقط باید شنید و همیشه باید برای همه بهترینها رو آرزو کرد
    …………………………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  18. اورامانات بهشت گمشده نوشته است:

    سلام کاک آرش….
    متن عالی بود…
    ولی خداییش حیف اون وقتی نبود که برای پاسخ به ۶۶۶ گذاشتین؟؟
    این جور آدم ها معلوم الحال هستند و همه جا هم سروکله شون پیدا میشه……
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. بله، این ها همه جا هستند. قبلا هم گفتم که گاهی نمیدونم باید جواب بدم یا سکوت کنم.

  19. پروین میرعنایت نوشته است:

    عااااااااااااااااااااالی بود
    …………………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس.

  20. المیرا نوشته است:

    چه تفسیر تلخی…..

    به نظر من این تهوع ..نباید مانع بلند پرواز ی شود….تمام این ترسهایی که مانع پرواز در اوج هاست(ازجمله ترس از قضاوت منفی دیگران) باید در کیسه دور ریخته شود وبه پرواز ادامه داد…
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. همه چیز که شیرین نیست. تلخی هم داریم گاهی.

  21. المیرا نوشته است:

    این ۶۶۶ که ظاهرا با شما دشمنی داشته … اومده وسایت شما را خونده و جذبش شده ومطالب را دنبال کرده و در همین اهانتش هم نوعی احترام پنهان نهفته است …و گرنه هیچ کس تمایلی به سرکشیدن استفراغ نداره !!!!!!
    …………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. شاید شما درست میگی.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word