بازگشت به صفحه نخست

جرعه ای از کویر

هفته پیش (۲۱ تا ۲۴ دی ماه ۱۳۹۳) فرصتی دست داد تا به کاشان و نائین و جندق و روستای فرحزاد بروم.

چند عکس از این سفر تقدیم می شود:

نمایی از “نارین قلعه” نایین

من هنوز در تهران ندیدم که برف بر روی زمین بنشیند، اما در نایین برف باریده بود.

نایین

قبرستان “جندق” حرف های بسیاری برای گفتن دارد.

اگر دقت کنید در بیشتر قبرستان های ایران، تابلوها در عرض مزار (که مستطیل شکل است) قرار داده می شوند، ولی در این تصویر می بینید که همه تابلوها در طول قبر جاگذاری شده اند. دلیلش این است که دوستان و بستگان متوفی رو به قبله بنشینند و همزمان که تصویر مرحوم یا مرحومه را می بینند، فاتحه بخوانند و یادش را گرامی بدارند.

فضاهایی که در تصویر می بینید از زمین ارتفاع گرفته اند، در وقع محفظه هایی هستند که متوفیان به صورت موقت در آنها به خاک سپرده می شدند تا بعدا به مکان دیگری از قبیل کربلا، مشهد یا شهرهای دیگر انتقال داده شوند.

این هم یکی از همان محفظه های دفن موقت است که به صورت آجری ساخته شده.

در این تصویر مشخص است که متوفی را از مکان موقتش خارج کرده و به مکان ابدی انتقال داده اند.

بر روی سمت چپ سنگ قبر نوشته شده: “مشهد مقدس”

یعنی اینکه آن چه در تصویر می بینید محل دفن موقت متوفی بوده و اکنون در مشهد به عنوان مکان ابدی دفن شده.

برای اینکه آب باران باعث تخریب مزار موقت نشود چیزی شبیه ناودان تعبیه کرده اند.

در این قبری که تازه به نظر می رسد، حالا یک خانم جوان دفن است که حدود یکماه از فوتش می گذرد. ولی قبل از او جسد دو تن از بستگانش در این مکان دفن شده بودند که حالا در مکان های دیگری آرام گرفته اند.

نمایی از کوچه باغ های جندق

نمایی از قلعه باستانی جندق که پیشینه اش به دوره ساسانی می رسد.

حمام قدیمی داخل قلعه جندق

نمایی از قلعه جندق که هنوز مردمان در آن زندگی می کنند. خانه “یغمای جندقی” هم در این قلعه است که امروزه رو به تخریب می رود.

بدون شرح

نمایی از داخل مهمانپذیر سنتی قلعه

نمایی دیگر از داخل مهمانپذیر سنتی قلعه

موزه جندق

موزه جندق

موزه جندق

آقای “طباطبایی” مالک مهمانپذیر و موزه، که برای نگهداری بافت تاریخی جندق زحمت زیادی کشیده را در تصویر می بینید. ایشان از سرکار خانم “حیدری” به عنوان کسی که در همه مراحل همکاری دلسوزانه ای برای حفظ بناها و محوطه های تاریخی قلعه جندق داشته، نام می برد.

کویر اطراف روستای فرحزاد

همان

همان

من

۱۲ نظر در “جرعه ای از کویر”

  1. میم گاف نوشته است:

    دلم برات تنگ شده
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. لطف دارید.

  2. رامین نوشته است:

    سلام درمورد قبرستان چیز جدید یادگرفتم ممنونم ،جاده جندق به فرحزاد خاکیه هنوز؟
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. میدونی که دو تا جاده داره. ولی اونی که منظور شماست هنوز خاکیه که متاسفانه میخوان آسفالتش کنن.

  3. نوشین نوشته است:

    سلام وسپاس
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام.

  4. سوفی نوشته است:

    سلام دوستا (لطفا جهت ویرایش متن “نون” به آخر کلمه “دوستا” اضافه نکنید من دقیقا منظور دوستا است مثل: ساقیا، یارا، رقیبا، نگارا… امیدوارم درک کنید)
    فقط خواستم بگم عکس آخری منو یاد بابا لنگ دراز انداخت فقط همین!!!:-) زیاده عرضی نیست جز آرزوی سلامتی و تندرستی و شادی
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس.

  5. عباس محجوب نوشته است:

    سلام
    عالی بود به ویژه آن عکس آخر!
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. ارادتمندم.

  6. مریم نوشته است:

    سلام
    تصویر آخر مرا یاد کارتون بابالنگ دراز انداخت .خیلی جالب بود.
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس.

  7. مریم ناوی نوشته است:

    سلام استاد این گونه امانت به خاک سپاری فقط مختص این شهره یا آرامستان های دیگه هم شما مشاهده کردید؟
    یک پیشنهاد البته جسارتا چون مطلب مرتبط با مطالب سفر به دیگر سو و سایر آرامستان ها می باشد برچسب گذاری رو کاشکی تحت عنوان سفر به دیگر سو می ذاشتید تا دسترسی به این گونه خاک سپاری تحت همان عنوان قابل دسترس می بود! البته بازم هر جور صلاحه. شما که احتمالا اهل کارتون نیگا کردن نبودی ولی بابا لنگ دراز طفلی علیرغم اون نیت خیری که برای سرپرستی بچه های فقیر داشت نمی دونم چه خبطی به درگاه الهی مرتکب شده بود که مجبور شد آخر قصه با دختر خیال پردازی فقیر مو فرفری مثل جودی آبوت ازدواج کنه! دوستان کاش یک بلا به دوری می گفتن در هنگام قیاس کردن شما با بابا لنگ دراز ! نکته که خدای ناخواسته آخر داستان شما هم به همچین ازدواج ناهمگنی ختم بشه!
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. فکر کنم در برخی دیگه از شهرها هم اینگونه موارد یافت میشه. سپاس از شما.

  8. مریم ناوی نوشته است:

    نمادهای دیگر سو اشتباها سفر به دیگر سو ذکر شد
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. بله، فهمیدم.

  9. مهدیس نوشته است:

    سلام. می‌گم بریم گردشگری پس از مرگ رو به اسم ایران ثبت کنیم. خیلی جالب بود. واقعا راست میگما، ما افتخار داشتیم میزبان یکی از بزرگان موسیقی ایران باشیم در ییلاق پدریم. بعد ایشون از وقتی اونجا رو دیدن تو فکر این هستن که یه قبر اونجا بخرن. حالا فکر کنید خیلیا هستن که خیلی جاها رو ندیدن ولی اگر می‌دیدن احتمال داشت اونجا رو برای آرامش ابدی انتخاب کنند. خوب خیلی‌ها که دیدن می‌تونن مشورت بدن به اونایی که ندیدن (خیلی بد گفتم خودم می دونم). من الان باید برم یه لیست از جاهایی که اجتمال می‌دم بمیرم برم زیر گل ولی هیچوقت نبینم تهیه کنم بعد باهاتون مشورت کنم کدومش برای اسباب کشی بهتره ولی فعلاً موقت رو می دونم کجاست.
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. جالب بود.

  10. شهریار (سفرنویس) نوشته است:

    سلام و درود
    بدون اجازه و با افتخار آرامستان گردی شما در سفرنویس گنجانده و لینک شد.
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. لطف کردی.

  11. رضا-سفر به دیگر سو نوشته است:

    سلام
    سایه ها سراسر کویر را در سکوت سیر می کنند
    شما هم به سایه بازی دچاری…
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. اوهوم.

  12. گلاره نوشته است:

    چه عکسای قشنگی
    عکس آخر هم جالب بود و هم منو یاد (البته با احترام) “بابا لنگ” دراز انداخت.
    زنده باد استاد عزیز ما
    ………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word