بازگشت به صفحه نخست

بازیافت انگیزه

تهرانم.

همین دو ساعت پیش برگشتم.

“باهارتا” که عنوان این گزارش است، “طلوع” معنی می دهد به زبان آشوری. به یک دلیل ویژه، این اسم را برای سفرم انتخاب کردم.

حدود ۵۰ ساعت رانندگی در ۶ روز، به همراه اتفاقات الهام بخش که در این سفر رخ داد، حالم را خوب کرده.

شما را به خواندن گزارش این سفر دعوت می کنم:

همان طور که در پُست قبلی نوشتم، در “نهبندان” مهمان دوستان عزیزم، “بهزاد” و”پونه” بودم. صبح روز دوشنبه به همراه بهزاد در شهر و اطراف گشتی زدیم تا با جاذبه های گردشگری و موارد فرهنگی آشنا شوم.

در تصویر قلعه ای را مشاهده می کنید که در داخل شهر نهبندان قرار دارد و به قلعه نهبندان معروف است. ما نتوانستیم در ورود به قلعه را پیدا کنیم، این است که بسنده کردم به گرفتن چند عکس از دیوارهای قلعه.

گفته می شود که تاریخ این قلعه به قبل از اسلام (دوران ساسانی یا اشکانی) مربوط می شود و ظاهرا تا زمان صفویه مورد استفاده قرار می گرفته است.

در داخل شهر بقایایی از آسبادهایی دیده می شود که در سایه سهل انگاری و فراموشی هویتی تخریب شده اند. ظاهرا تاریخ این آسبادها به زمان قاجار برمی گردد.

نمایی از داخل یکی از آسبادهای داخل شهر نهبندان

شبیه این تپه ها را می توان در جاده چابهار-گواتر و همچنین در برخی از مسیرهای استان سیستان و بلوچستان مشاهده کرد که به کوه های مینیاتوری شهرت دارند. این عکس را در جاده منتهی به نهبندان، در مسیر شهداد-نهبندان گرفتم.

همان توضیح بالا

در چند کیلومتری شهر نهبندان، روستای کوچکی به نام “خوان شرف” وجود دارد. خوشبختانه آسبادهای این روستا را مرمت کرده اند و قابل بازدید است.

با توجه به تصویر بالایی می توانید حدس بزنید که از چه چیزی عکس گرفته ام.

نزدیک روستای “خوان شرف” یک تپه بلند منفرد دیده می شود که بر بالای آن قلعه ای قرار دارد به نام قلعه “شاهدژ”. نام دیگر قلعه “شاه دزد” است.

تا وقتی که به تپه نزدیک نشده باشید نمی توانید وجود قلعه را تشخیص دهید!

و تا وقتی از تپه بالا نروید نمی توانید وسعت و معماری قلعه را تصور کنید! حداقل من بعید می دانم یک قلعه سنگی با این وسعت در جایی از ایران وجود داشته باشد.

قلعه “شاه دژ” از لحاظ سوق الجیشی در مکان بسیار جالب توجهی قرار گرفته. این گونه عنوان می شود که پیشینه قلعه به زمان ساسانیان بر می گردد، ولی بیشترین استفاده از آن در زمان سلجوقیان و اسماعیلیان صورت گرفته.

در تصویر “بهزاد” را می بینید که بر سکوی ورودی قلعه نشسته. در همه ی قلعه اتاق های کوچکی دیده می شود که با سنگ و بدون استفاده از هیچ ملاتی بنا شده اند. وقتی در داخل قلعه قدم زدیم با چندین حوض بزرگ که محل نگهداری آب بوده، روبرو شدیم.

در تصویر نان پخته شده در “نهبندان” را می بینید. شبیه این نان را در برخی از شهرهای استان سیستان و بلوچستان هم دیدم.

تاسوعا؛ دست های نیازمند آسمان

ناهار روز تاسوعا را که در منزل پونه و بهزاد خوردم، ازشان خداحافظی کردم و از مسیر زاهدان به سمت “خاش” رفتم. شب را در خاش اقامت کردم.

روز عاشورا “خاش” را به همراه یک دوست به مقصد “سراوان” ترک کردیم. هدف دیدار از چند روستای اطراف”خاش” و “سراوان” بود.

در تصویر بانوان بلوچ را می بینید که در روستایی در نزدیکی “خاش” به بافتن “سیاه چادر” مشغولند.

همان

همان

در همان روستا به سیاه چادر برپا شده ای وارد شدیم و با این آقا گپ و گفتی کردیم. به قول خودش فلج شده بود. با دست راستش طنابی را تکان می دهد تا کودک آرام بخوابد.

در مسیر “خاش” به “سراوان” شهر کوچکی وجود دارد به نام “گُشت”. وارد آن شدیم.

این شهر به سنگ نگاره هایش، قلعه اش، قبرستان قدیمی اش، نخلستان هایش، حوزه علمیه هفتاد ساله اش (قدیمی ترین حوزه علمیه بلوچستان) و قلعه نمکی اش شهرت دارد.

در تصویر بانویی را می بینید که علوفه دامهایش را بر سر خود نهاده. با او کمی صحبت کردم و اجازه گرفتم عکسی بیندازم.

نمایی از نخل و نخلستان “گُشت”

بدون شرح

بدون شرح

در داخل شهر، تپه کوچکی وجود دارد که اهالی به آن “قلعه نمک” می گویند. نام دیگر این تپه “قلعه میر عمر معصومی” است.

بر روی این تپه، آب همچون چشمه می جوشد و نمک بر روی تپه مشاهده می شود. بعید می دانم که تحقیقات قابل توجهی در رابطه با املاح موجود در این تپه انجام شده باشد (حداقل من در این مورد مطلب ویژه ای پیدا نکردم).

روایت است که:

مردم منطقه اعتقاد خاصی به این مکان (قلعه نمک) داشته اند. در گوشه ی تپه جایی است که هرگاه شخصی مرتکب جرم یا گناهی می شده وی را به این مکان می آورده اند و پای او را در پاگیر قرار می داده اند. اگر شخص مجرم بود پایش در همان پاگیر می مانده و تا گوسفندی را قربانی نمی کردند آزاد نمی شده. اگر هم مجرم نبود پایش فرو نمی رفت.

بخشی از سنگ نگاره های کوه های اطراف “گُشت” را در داخل پارک ابتدای شهر قرار داده اند که در تصویر مشاهده می کنید.

در ۲۵ کیلومتری جنوب شرقی “سراوان”، روستایی وجود دارد به نام “کلپورگان”. چند سالی هست که نام این روستا به خاطر سفال هایش معروف شده. من در سفر قبلی ام به استان سیستان و بلوچستان از روستای “هُلون چگان” بازدید کردم و ساخت سفال را در آنجا توسط دو بانوی بلوچی مشاهده کردم. “هُلون چگان” را کسی نمی شناسد ولی “کلپورگان” حالا کمی معروف تر شده. عکس های مربوط به روستای “هُلون چگان” (حوالی قصر قند) را در آدرس زیر مشاهده بفرمایید: http://nooraghayee.com/?p=23766#more-23766

سفالگران هر دو روستایی که نامشان را ذکر کردم زنان هستند، و در هر دو روستا روش ساخت سفال ها طبق همان طرح و الگوی هزاران سال گذشته است، بدون استفاده از چرخ و با استفاده از خاک منطقه. حتی رنگی که برای نقش و نگار سفال ها استفاده می شود از نوعی سنگ است که معمولا کنار چشمه ها یافت می شود.

این سفال ها توسط بانوان بلوچی روستای “کلپورگان” ساخته شده.

در چهل کیلومتری غرب شهر “سراوان”، شهر دیگری قراردارد به نام “سوران”. در ۱۱کیلومتری جنوب شرقی “سوران” روستایی هست به نام “سیب”. ما بعد از دیدن “کلپورگان” و خرید چند قطعه سفال به سمت این روستا رفتیم تا از قلعه زیبای آن که در تصویر دیده می شود، بازدید کنیم.

نام دیگر “قلعه سیب” (سب)، قلعه “میرغلام رسول” است و قدمت آن به دوران زندیه و قاجاریه می رسد. ۲۰ متر ارتفاع دارد و در دو طبقه ساخته شده. این قلعه چنان که در تصاویر مشاهده می کنید بازسازی شده و بازدید از آن هیچان انگیز است.

به نطرم می شود از این قلعه به عنوان مکانی برای اقامت گردشگران، رستوران، فروشگاه صنایع دستی یا موزه می توان استفاده کرد.

مسیر داخل قلعه

نمای روستا از داخل قلعه

نمای یکی از اتاق های داخل قلعه

کنگره های قلعه و مرد بلوچ

در قدیمی یکی از اتاق های قلعه

پنجره زیبای یکی از اتاق های قلعه

بدون شرح

بعد از بازدید از قلعه “سیب” دوباره به “خاش” (محل اقامتم) برگشتیم. صبح روز چهارشنبه برای دیدن منطقه گردشگری “تفتان” رفتیم. در تصویر نمایی از جاده منتهی به روستای “دره گل” را مشاهده می کنید. این روستا از جاده اصلی خاش - زاهدان حدود ۳۰ کیلومتر فاصله دارد و فاصله اش تا خاش حدود ۵۰ کیلومتر است.

بدون شرح

در “دره گل” رودی جاری است که بستر آن سفید رنگ است که احتمالا مربوط می شود به رسوبات آب جاری از کوه.

ما قصدی برای صعود به قله “تفتان” نداشتیم، این شد که کمی بر روی سنگ ها استراحت کردیم و تصمیم گرفتیم به سمت “ایرانشهر” برویم. رفتیم، و در نهایت از “ایرانشهر” خودمان را رساندیم به “بمپور” برای دیدار قلعه این شهر.

این قلعه تاریخی بسیار مهم در ابتدای شهر “بمپور” واقع شده و قدمت آن را به زمان ساسانیان نسبت می دهند. طبق باور باستان شناسان بخشی از این قلعه در زمان قبل از ساسانیان هم وجود داشته و همچنین در زمان های بعدی، همچون سلجوقیان هم مورد استفاده بوده.

نمایی از داخل قلعه

یکی از ساختمان های کنار قلعه

این عکس را از داخل قلعه گرفتم.

نمایی در مسیر “ایرانشهر” به “خاش”

۳۱ نظر در “بازیافت انگیزه”

  1. گلاره نوشته است:

    سه لام

    زور جوان … به تایبه ت عه کسی ژماره ی چوار و حه وت
    ……………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام.

  2. م.الف.گندم نوشته است:

    سلام این آسیاب بادی‌های نشتیفان نیست شما که نهبندان بودید
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. این ها آسبادهای نهبندان و خوان شرف هستند.

  3. عزیزمحمدی نوشته است:

    سلام و طلوعت مبارک ، اقا همیشه بسفر و شادی ، خوشحالم که حالت خوب شده و پر انرژی و با نشاط شده یی ، همیشه شاد و سبز باشی . و اما کویر همیشه زیبا و دیدنی و پر از چیز های خوب و قشنگ است و شما هم که درست انها را نشان می دهید …
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از محبت و توجه شما.

  4. اسکندری نوشته است:

    سلام آرش
    خوشحالم که با حال بهتر برگشتی
    غیبتت طولانی شد کم کم داشتیم نگران میشدیم
    منتظر دیدن و خواندان بیشتر از باهارتا هستیم رفیق
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  5. mina نوشته است:

    سلام… برای شش روز واقعا کم بود ….عکساتونم که شرح نداره ولی زیباست.
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. الان که شرح داره. قبلا هم نوشته بودم: کامل نیست.

  6. جهانگرد کوچک نوشته است:

    جناب نورآقایی با سلام خیلی خوشحالم از حال خوبتان. این قدر خلقتان سرد بود که فقط می شد خواند و زود رفت!تا مبادا چینی نازک تنهایتان ترک بردارد.
    سفالینه های چه شبیه سفال های کلپورگان است؟!
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از لطف شما. بله، مال همان روستاست.

  7. نیکفر نوشته است:

    خوشحالم که بهترید ، حتی اگر موقتی باشه که امیدوارم نباشه !

    عکسها عحیب و بعضا سوررئال به نظرم آمدند .
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  8. saeid ayoubi نوشته است:

    مرد کبیر ، عالی بود نوشته هایت
    خوشحالم که بهتری
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام سعید عزیز. سپاس از تو.

  9. م.معظم نوشته است:

    سلام
    سپاس از سفرنامه و عکس از زاویه ی جدیدی از ایران
    ایران چهار فصل زوایای زیادی دارد برای تجربه و دیدن و خیلی از ما ندیده به دنبال زیباییها ی خارج از ایرانیم
    موفق و سلامت باشید
    ……………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس.

  10. ایران نوشته است:

    سلام
    سپاس که مینویسی
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس که میخونی.

  11. خاطره نوشته است:

    آرش جان بعد از مدت ها شرح سفر کاملی نوشتی.خوشحالم که دوباره ما رو با سفرهات به جای جای گمشته این سرزمین می بری.
    پیروز و تندرست باشی
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. لطف داری. به امید دیدار.

  12. مهدیس نوشته است:

    سلام. به دنبال باهارتا تا بمپور و کنکاش در یادگاری های ساسانیان … کنگره های “سیب” باید رازهای زیادی از باهارتاهای امید و یاس این سرزمین را برای سده ها در دل داشته باشند، خوب است که آن سرزمین های فراموش شده باهارتای امید و انگیزه برای شما شدند، عنوان سفر نوشت خیلی مسرت بخش بود. خوشحال شدم. شاد زی
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. قربان محبتت. مثل همیشه لطف داری.

  13. مژگان نوشته است:

    سلام؛سپاس ازاطلاعات مفیدتان؛الان ازاین قلعه ها نگهداری میشه؟میراث فرهنگی رسیدگی میکنه یانه؛چقدرخوب بوداگرداخلش تبدیل به فروشگاه صنایع دستی؛اجرای نمایش ویاکارهای فرهنگی از این قبیل میشد
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. کلا حفاظت از بناهای تاریخی و سایت های فرهنگی و طبیعی در کشور ما با مشکلات جدی روبرو است. نه مردم و نه دولت، عزم جدی برای این کار ندارند.

  14. پرویز شجاعی پارسا نوشته است:

    سلام آرش جان
    میدونم که خیلی دلت برام تنگ شده ولی اینو بدان که دل به دل راه داره مرد !!!!!!!!!!
    در ضمن این گزارشت عالی بود چون که کلی ایده سفر بهم دادی .
    و اینکه خدا رو شکر میکنم که حالت خوبه یه کم نگرانت بودم مخصوصا” اینکه چند روزی ازت خبری نبود .
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. صد البته که دلم برات تنگ شده. ارادت دارم. به امید سفرهای بسیار با هم در آینده نزدیک.

  15. یک آشنا نوشته است:

    سلام
    زیبا بود و یادآور خاطراتی شیرین
    تصور می کنم هیچ جای ایران به اندازه این منطقه (سیستان و بلوچستان ) خاکش دامنگیر نباشه. این منطقه مغناطیس عجیبی داره که آدم رو به راحتی رها نمی کنه.
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. کلا خاک ایران دامنگیره.

  16. مریم نوشته است:

    سلام آرش جان
    امیدوارم سکوت و گرمای دل مردمان بلوچستان بهت حال و هوای خوبی داده باشه. از عکسها که پیداست سفر دلپذیری داشتی. خوشحالم که داری دوباره طلوع میکنی. پاینده باشی
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از لطف شما.

  17. زینب فارسی نوشته است:

    درود
    سپاس که اجازه دادید ما هم با شما همسفر شویم…
    “حالم را خوب کرده”…..شنیدن این جمله از دوستانم حال مرا هم خوب می کند…
    خوش باشید.
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از محبت شما.

  18. کیجا نوشته است:

    چه خاطره ای خوبی برام زنده شد
    سفر سیستان و بلوچستان من برام خیلی زود . خیلی بی تجربه تر از الان بودم . واقعا نیازه این منطقه هم چند سال تجدید سفر بشه
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. به هر جای ایران باید بارها و بارها و بارها سفر کرد.

  19. مولود نوشته است:

    سلام اقای نوراقایی
    عالی بود، فقط حیف که این بخش از ایران کمتر شناخته شده.
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. آره. موافقم. باید خیلی بیشتر معرفی بشه.

  20. حامد نوشته است:

    سلام،

    عکس ها و توضیحاتش عالین، حس سفر کاملا منتقل میشه باهاشون، ممنون.
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. زنده باشی حامد جان.

  21. مهدی نوشته است:

    “وسعت دلتنگی‏هایم به اندازه‏ ی همه‏ ی راه‏ های نرفته و جاهای ندیده است و از همین روست که بخشی از این اندوه را از پس هر سفری از دست می‏دهم اما کو تا پایان دلتنگی؟ … کو تا پایان نوردیدن همه‏ ی راه‏ها و دیدن همه‏ ی جای ها!
    و اگر چه مرگ حقیقتی است تلخ ( تلخ؟ ) و همین حقیقت تلخ یا شیرین به یاد می‏ آورد که فرصت اندک است و جای بسیار ندیده و راه بسیار نرفته مانده، پس تا مجال نفس هست، بایستی در پیچ و خم کوه‏ها و دره‏ ها نفس نفس زد تا آن‏دم که نفس افتاد! ”سلام و سپاس به خاطر سایت با محتوا اموزنده و زیباتون.مطلب بالا رو گوگل کردم یکی از لینکها سایت شمابود.خلاصه مدت یک هفته دارم از سایت شما لذت میبرم و از عباس جعفری بابت این اشنایی متشکرم.یه تعداد سوال دارم براتون ایمیل میکنم ممنون میشم جواب بدین.
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از شما. در خدمتم.

  22. فرشته نوشته است:

    سلام.
    شاه دژ یا شاه دزد نظر من جلب کرد. در کوههای مازندران بعد از کیاسر کوهی هست که همین دو اسم رو داره. جالب بود.
    متن و عکسها بسیار به دل نشست. ممنون.
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام بر فرشته عزیز. ارادتمندم. به امید دیدارت هستم.

  23. فاطمه نوشته است:

    سلام
    رسیدنتون به خیر ، ممنون . زیبا بود.
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس.

  24. mahdi نوشته است:

    سلام
    خسته نباشید علی بود
    یه سری هم به وبلاکم بزنید
    اگه خوشتون امد لینک کنیم
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از شما. حتما سر میزنم.

  25. تارا نوشته است:

    سلام
    به صورت اتفاقی وبتون رو دیدم.واقعا عالیه.عکس ها هم بسیار زیبا هستن.خسته نباشید
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس. ارادتمندم.

  26. احمدی نوشته است:

    سفرنامه بسیار خوبی بود …………. از خوندن سطر سطر آن و دیدن عکس های زیبایش بسیار لذت بردم.

    بهترین عکس این سفرنامه : دو کودک در کنار دوچرخه
    …………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس. خودم هم از اون عکس خیلی خوشم میاد.

  27. شمیل نوشته است:

    سلام
    و
    سپاس
    …………………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. ارادتمندم.

  28. نازی نوشته است:

    سلام آقا آرش بسیار زیبا مثل همیشه با آمدن به سایت شما به دانش ایران شناسی وجهانگردیم اضافه شد ممنون برای اشتراک آنها وهمچنین دلم برای ایرانم تنگ تنگ شد که چقدر غنی است.
    ………………………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. سپاس از توجه شما. موفق باشید.

  29. نسرین نوشته است:

    به آرامش یک چنین سفری محتاجم…
    ………………………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. همه محتاجیم. برخی بیشتر.

  30. سمیه نوشته است:

    سلام خوشحالم که بعد از مدتی دوباره از ایران نوشتید.بسیار عالی بود.من عاشق طرح زیبای اون پنجره قلعه سیب (سب) شدم
    …………………………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. قابلی نداشت.

  31. ف.حاتم زاده نوشته است:

    سلام
    واقعا عالی بود . عالی . انگار هر لحظه خودم بودم و حضور داشتم.
    اگه مسابقه مرد خستگی ناپذیر توی دنیا بود حتما برنده میشدین…
    موفق و مستدام باشید.
    ……………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. شما لطف دارید.

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word