همچون فراموشی

“رُم” بودیم و فردا به “ونیز” می رویم.

بخشی از جاذبه های رمانتیک شهر در دست تعمیر است، از جمله چشمه عشاق و پله های اسپانیا. این شد که فرصت نشد شبی را در کنار fontana de trevi بنشینیم، دستی در گردن شهر بیندازیم و نگاه رد و بدل کنیم.

“رُم” یک “مدیوم” است. فصلی است بین خواب و بیداری. مثل بیهوشی می ماند. آغشته به رخوت رمانتیکی است،  اما خار هم دارد.

نمی دانم این دو سه روز در “رُم” چگونه گذشت. اما در این ساعات آخر فهمیدم که کشف نشده های بسیاری دارد برایم هنوز.

“رُم” مثل بقیه زندگی بعد از چهل سالگی می ماند برایم. باشد یا نباشد، فرقی نمی کند.

دیدگاه ها

  1. 0000000

    چهل سالگی که خوبه ، من همه اش دلم میخواد 45 سالم بشه تا کلا دیگه دست از کار بکشم برم دنبال آرزوهای دست نیافتنی .
    بعدشم ، شما خیلی لوس شدی دیگه . ♡
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام.

  2. بهار

    بودن و نبودن بقیه چهل سالگی اگر برای شما فرقی نکنه،پس ما چی بگیم؟هنوز چند روز مونده.امیدوارم گرفتار نشانه های خوبی بشید.
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  3. عباس فاميل زارع

    سلام ارش جان ماه تولدت راتبريك ميگويم واميد وارم كه سلامت باشى وسفر شادى داشته باشى من با خاطرات سفر شما سفر سال گذشته رابه يادمى اورم كه واقعنا خوش گذشت. باميد ديدار
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. تولد شما هم مبارک باشه. امروز تولد یکی دیگه از همسفران رو تو ونیز جشن گرفتیم. جای شما خالی. موفق باشید.

  4. مریم

    “رُم” مثل بقیه زندگی بعد از چهل سالگی می ماند برایم. باشد یا نباشد، فرقی نمی کند.

    شاید برای شما فرق نکند ، برای من شخصا بودن شما فرق میکند.. یجوری ادم رو دچار بهران چحل سالگی میکنید.. دلم میلرزه…

    من تو سن 30 سی سالگی همین حس رو داشتم. بودن یا نبودنش برام فرقی نمیکرد… ولی الان چندساله که واقعا خشالم که زمان گذشت و من به سی رسیدم ، و روزها و سالهای بعد از 30 رو دیدم و از 3 دهه ی قبل تر زندگیم هم بیشتر بهم خش میگذره. هم قدر لحظه ها رو بهتر میدونم ..

    پایدار باشی و سالم استاد….
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. امیدوارم پیروز و پاینده باشید.

  5. 0000000

    – یک اصل در رسانه داریم بنام «شرافت خبرنگاری»، چیزی شبیه سوگندنامه پزشکان! و خبرنگار و روزنامه‌نگاران همه جای دنیا به آن اعتقاددارند و اگر کسی ذره‌ای از این اصل بلغزد؛ می‌شود باج‌گیر،کارت هدیه بگیر و یا خبرنگار صداوسیما!

    در برنامه «چرک گویانه» و «خفت گیرانه»ای بنام «صرفاً جهت اطلاع»مورخه پنجشنبه 30 مرداد 1393 خبرنگار صداوسیما در پاریس، پل معروفی را با هزاران قفل‌زده شده روی نرده‌های کناری آن نشان داد و با بغض همیشگی«صداوسیمایانه» (این نوع بغض مخصوص رسانه ملی است) گفت مردم این قفل را می‌زنند چون گرفتاری دارند و به دلیل بحران اقتصادی و مشکلات اقتصادیروی این پل به‌قدری قفل‌زده‌اند که دیگر این پل توان ندارد (وهم‌زمان تلویزیون نشان می‌داد که کشتی توریستی حامل ده‌ها توریست از زیر آن رد می‌شود) و …
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. واقعا اینو گفت؟ باورم نمیشه.

  6. نادره

    چرا رم همیشه درحال تعمیراست؟؟؟چراهمیشه همه جا داربست وکارگران مشغول کاردیده می شود؟؟؟؟یعنی آدمها بعداز 40سالگی انقدر فرسوده می شوند؟؟؟ترسیدمممم.باید تدابیری بیاندیشیم. نمیدانم …یعنی خوب نفهمیدمتتتت
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. ایتالیا زیاد توریست داره و زیاد هم آثار تاریخی و فرهنگی. از اون طرف هم توی مرمت آثار تاریخی خیلی خوبن و وسواس دارن. پس بعید نیست که گاهی این آثار رو تعمیر و مرمت کنن.

  7. مریم ناوی

    سلام آرش خان!
    نگاهتان به ” بعد از چهل سالگی ” 180 درجه با نگاه من فرق دارد. نگاه شما زندگی پس از چهل سالگی باشد یا نباشد فرقی نمی کند اما نگاه من به زندگی پس از چهل سالگی تازه آغاز تمام آرزوهای قروکوفته ایست که در گیر و دار ایام شباب مجالی برای بروزشان نبود!
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. خوبه. امیدوارم موفق باشید.

  8. سمیه

    سلام
    یعنی واقعا برات فرقی نمیکنه؟؟!!! بعد از چهل سالگی هم بخشی از عمره دیگه. چطور آدم میتونه نسبت به عمرش بی تفاوت باشه؟! فکرمیکردم آدم خستگی ناپذیری هستی ولی حالا شنیدن این حرف برام عجیب بود. فکر میکردم برای بعد از چهل سالگیت باید ایده های نو داشته باشی.
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. من اتفاقا خیلی هم خستگی پذیرم.

  9. ارزو

    چه قدر زيبا توصيف كرديد رم را. من يك بار رم را ديدم ولي در حسرت دوباره ديدنش بيقرارم
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. امیدوارم دوباره به دیدنش برید.

  10. مامان محمد فاضل

    خیلی خیلی لذت بردم راستش خوبه که باز امثار شما ایران گردان و چهان گردان هستین که ما هم بفهمیم دنیا از چه جهاتی قابل دیدن است ممنون همیشه پایدار و موفق باشید .
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. ارادتمندیم. امیدوارم برای شما هم سفرهای خوبی پیش بیاد.

  11. مريم

    سلام
    وقتي به گذشته نگاه ميكنم جز حسرت نيست و آينده نيز برايم مانند يك تونل است كه انتهايش معلوم نيست .
    و شايد چهل سالگي نيز در ابتداي اين تونل وشايد انتهايش باشد.
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. شاید.

  12. سامیه مهر

    “رُم” مثل بقیه زندگی بعد از چهل سالگی می ماند برایت. باشد یا نباشد، فرقی می کند.چون فردا همیشه راز الود ست.شاید فردای چهل سالگیت انچه که در ذهن تو نقش بسته نباشد آن فرصت های در بستر خفته باشد که شادترت کند
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. شاید.

  13. مسعود

    من خیلی علاقه دارم که بتوانم بازدیدی از ایتالیا و خصوصا رم داشته باشم، که متاسفانه هنوز توفیق این موضوع فراهم نشده است.
    از آقای نورآقایی هم که تجربیاتشان را در اختیار خوانندگان قرار می دهند، بسیار سپاسگزارم.
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. خواهش می کنم. امیدوارم به آرزوهاتون برسید.

  14. عباس محجوب

    اگر عمر را به سرسره تشبیه کنیم تا چهل سالگی بالا رفتن از این سرسره است که همش هیجان داری برای لحظات سر خوردن و لذت بردن از آن پس من و تو تازه می خواهیم لذت سر خوردن رو تجربه کنیم … فقط حیف که ته سرسره چاله گور منتظرمونه 🙂 شانس بیاریم آخرش ناصرالدین شاه منتظرمون نباشه وگرنه …
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. کاملا باهات موافقم.

  15. رضا

    من هم رم رو دوست دارم هم چهل سالگی رو و هم شما رو پس با این پستت اصلا موافق نیستم
    ………………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. راستش، شما درست تر میگی تا من.

  16. پروین میرعنایت

    چقدرشماخوب می نویسید
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. نه خیلی. اما شما لطف داری.

  17. پروین میرعنایت

    …..دستی در گردن شهر بیندازیم و نگاه رد و بدل کنیم….این جمله فوق العاده س خییییییییییییییلی.شکسته نفسی نکنید
    ………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. لطف دارید شما.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *