بازگشت به صفحه نخست

جغرافیای چهل

چهل سالگی؛

یعنی پایان حماسه ی بلوغ،

یعنی پایان اسطوره هندسی خط عمود

۲۵ نظر در “جغرافیای چهل”

  1. بهار نوشته است:

    :(
    ………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. چرا غمگین؟

  2. مریم نوشته است:

    سلام
    نه دیگه اینطورها هم نیست! :)
    به نظرم یه نقطه عطفه. تازه به یه تحلیل پخته از زندگی و آرزو میرسی و برای بقیه عمر برنامه ریزی موثرتری میکنی
    ………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. بله، اینجوری هم میشه نگاه کرد.

  3. مریم شادی سرپولکی نوشته است:

    رویارویی با قله چهل سالگی و اینکه نمی خوام از این قله فرود بیام و یا شاید که می ترسم منو بهم ریخته …
    چهل سالگی ، قله ای با چشم اندازی از گذشته و آینده ای به سمت میان سالی در پیش رو … من چه کردم ؟ ، از گذشته ام و صعودم لذت برده ام ؟ ، الان که به قله رسیدم چرا از پایین آمدن نگرانم ؟ فکر می کنم کجا کم گذاشتم ؟ باید چه دستاوردی می داشتم ؟
    خودآگاهی و پختگی من دیگه مجالی برای چرخ الکی زدن نداره .
    زنها و مردها برای طی این دوره به دوران جدید رفتارهای متفاوتی دارند گاه زنها سعی می کنند به دنبال معنا و مفهوم و هوایی تازه بروند گاه به سوی تغییر در ظاهر جسمانی و زندگی و مردان نیز به اقتضای روحیه و جنسیت شون گاه با ماجراجویی ها و تنو ع طلبی های جنسی سعی می کنند قدری دیرتر با دوران جوانی وداع کنند .
    در نهایت ما ( مردان و زنان ) در هر جایگاهی که هستیم می خواهیم بدونیم جای ما کجاست . تا قبل از چهل این عدد مقدس نگاه ما به زندگی در پیش رو مثل لنز واید مسیر را می بیند اما به نزدیک این قله یا بر فراز آن نگاه ما مثل لنز تله است همه چیز و همه لحظه را ثانیه به ثانیه ، میلیمتر به میلیمتر می بینیم ، زمان سریع تر می گذرد . زن بودن و زایش و زیبایی برای ما زنها مفهومی عمیق تر پیدا می کند و برای مردان قدرت و جذابیت مردانگی در مسیر جوانی مهم تر می شه ، همه ما میخوایم بدونیم بازم میتونیم باشیم .
    شادی سرپولکی
    ………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. جالب بود. سپاس.

  4. ناهید نوشته است:

    سلام دوست عزیز . این را برای دوستانی می نویسم که به عبارت بالای شما معتقدند . اجازه ندیم مرزها ما را محدود کنند . چهل ، شصت ، نود ؟؟!!!! برای روح بی زمان مادامیکه با عشق در این جهان خاکی زندگی می کند صد سالگی نیز بی معناس . اما برای روحی که به دنیا از دریچه مادیات گذرا نگاه می کند بیست سالگی هم رنج آور است . مشت گره خورده ات را بازکن و به جای آن دستهایت را به سوی آسمان کن که تازه راه آغاز شده .در ضمن موضوعی را که برای گفتگو انتخاب کردید بسیار جالب است و بحث برانگیز است ممنون
    ………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. سپاس از شما.

  5. م.معظم نوشته است:

    چهل سالگی یعنی آغاز زندگی !
    چهل سالگی یعنی سنگ محک !
    چهل سالگی یعنی با چشم عقل دیدن !
    چهل سالگی یعنی بیشتر مواظب سلامتی بودن !
    چهل سالگی یعنی نصف راهو اومدن که اگه می خوای این نصفه راه یک چهارم راه باشه باید نذاری امید و سلامتی ازت دور بشه !
    چهل سالگی یعنی در ایران چون در کشورهای دیگر سن آن متفاوت است مثلا در آمریکا ۵۰ سالگی برای مردان مهم است !
    چهل سالگی یعنی ببینی سن بیولو÷یکت چنده نه شناسنامه !
    چهل سالگی یعنی ببینی چند چندی !؟
    چهل سالگی یعنی …….!!!
    ………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. خوب بود. سپاس.

  6. فرشته نوشته است:

    پیشنهاد میکنم تقاضا کنی کسانی که برای این سری پست ها کامنت میگذارن اعلام کنن خودشون به چهل سالگی رسیدن یا نه :)
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. پیشنهاد بدی نیست. من که موافقم.

  7. بهار نوشته است:

    سلام.چون من همیشه با هر تغییر سن در بازه زمانی پنج سال درگیر میشم و نمیدونم چه کنم.نوشته شما من رو به دو سال آتی خودم برد.در چهل سالگی خودم.با چه حجمی از حرفها و فکرها و داشته ها و نداشته ها و خیلی چیزها مواجه خواهم شد و چطور ازشون میگذرم؟ممنون
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. امیدوارم تن شما همیشه سالم باشه. همین خیلی خوبه.

  8. مریم نوشته است:

    نه دیگه حالا درین حد…..

    سخت گرفتیدا….

    اقا از من بشما نصیحت… همین سن ۴۰ هم مثل باد میگذره. و یک ثانیه اش هم بر نمیگرده… مطمئن باشید که سن ۵۰ هم دچار بحران میشه ادم ودلش میخاد کاش ۱۰ سال پیش بود …

    این غافله ی عمر عجب میگذرد..دریاب دمی که با طرب میگذرد

    ساقی غم فردای حریفان چه خوری…. پیش آر پیاله را که شب میگذرد
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. من ناراحت نیستم، فقط دارم توصیف می کنم.

  9. ماهی نوشته است:

    سلام

    خوبه وسط این همه دغدغه فکری فرصت دارید که به چهل سالگی هم فکر کنید!
    من هم سن شما هستم، ولی خط کش رو زمین گذاشتم و سعی می کنم خیلی به آینه فکر نکنم.
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. زنده باد شما.

  10. بک خواننده نوشته است:

    سلام
    من بچه که بودم فکر میکردم یه آدم بیست ساله خیلی بزرگه، بیست سالم بشه چی میشه، هیچی نشد. بعد گفتم دیگه سی سالم بشه حتما متحول میشم ولی اتفاقی نیافتاد. به نظرم این ذهنیت ماست که به سن و سال مفهوم میدیم. سن فیزیولوژیکمون به طرز زندگیمون بستگی داره و سن روحیمون به طرز تفکرمون.
    تنها نقطه پایان، مرگه که البته اونم پایان نیست، گذاره. شاید، پایانِ رشد انسان باشه. ولی تا اون لحظه که نمی‌دونیم چه موقعه, باید رشد کرد و دنیا رو بهتر کرد.
    برای روح و قلبتون آرامش آرزو می‌کنم و شادی واقعی :)
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. این ذهنیتی که شما داشتید احتمالا برای همه به وجود اومده یا به وجود میاد.

  11. ایران نوشته است:

    چهل سالگی یعنی کامل شدن…
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. کامل شدن؟

  12. محمد نوشته است:

    آرش دادش چطوری؟ چی شده!!…ما چند روز نبودیم پسر سایت کون ف ی کون شده …نبینم غم داشته باشی…آقا تازه یادمون افتاد که ما هم یه زمانی ۴۰ سالگی رد گردیم ولی از این شعر و شاعریا نکردیم…پسر تو هم غم نداری هم زن نداری وگرنه این چیزا را نمی گفتی …آقای نگاران مه رو چی شد… همین که این نگاه مهر رو و اینا رو می گیری یعنی جوونی …په خوش باش…فدایی داری یوزپلنگ
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. طنز گفتارن خوبه. سپاس.

  13. babak نوشته است:

    “پایان اسطوره هندسی خط عمود”.
    خیلی‌ قشنگ بود. بارها و بارها این جمله رو خوندم.
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. چه برداشتی کردی؟

  14. مریم نوشته است:

    سلام آرش جان. البته به قول فرشته خانم اول بگیم که چقدر این حال و هوا رو تجربه کردیم؟ من که هنوز چهل ساله نشدم . اما به نظرم خیلی فرق میکنه برای آدمهای مختلف. شاید برای خیلی ها این سن یه بار ممعنایی خاص و یکم افسردگی از گذر عمر داشته باشه ولی برای تو که به قضاوت همگان بسیار خلاقانه و موثر از این سالهای گذشته استفاده کردی نباید اینطور باشه. اگه الان میگی راضی نیستم از عملکردم و باید بهتر می بود ! میگم که معیار قضاوت منصفانه رای بقیه ست و خب تو از خودت زیاد انتظار داری. توو همین ممنوعیتها و محدودیتها عملکرد قابل قبول که نه تحسین برانگیزی داشتی که تازه داره نتیجه بخشی از زحماتت دیده میشه و شاید برای بهره برداری از بقیه تلاشهات سالها زمان لازم باشه. اینو بپذیر و شاد باش. منکه بهت افتخار میکنم
    تازه ناصرخسروی سفرنامه نویس هم توو چهل سالگی وارد این بازه جدید زندگیش شد. خدا رو چه دیدی! شاید میخوای از چهل به بعد دنیا رو هم متحول کنی ;)
    پیشنهاد میکنم دوستات یه جشن تولدت بینظیر برای آخر شهریور تدارک ببینن ;)
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس از محبت شما. هیچ وقت دوست نداشتم و ندارم کسی برای تولدم کاری کنه. هیچ وقت.

  15. شیدا نوشته است:

    آقا این حرفها چیه ؟! الله اکبر ! البته برای ما که فرقی نمیکنه ! چون ما بالاتر از ۱۴ نمیریم .
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. زنده باد شما.

  16. شمیل نوشته است:

    سلام.

    سحرگه رهروی در سرزمینی
    همی گفت این معما با قرینی
    که ای صوفی شراب آنگه شود صاف
    که در کوزه برآرد اربعینی.

    حافظ.
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. سپاس.

  17. s نوشته است:

    حس چهل سالگی
    گاهی فکرشو کردم, گاهی ندیده گرفتم , گاهی بهش خندیدم … رسیدم ( حس تو ام بچگی و بزرگی , پختگی و خامی, جنگیدن با آرامش و شاد بودن از این تلاش . به امید آینده ای خیلی بهتر)‌ دوسش دارم :)
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. زنده باد.

  18. کیوان فرهمند نوشته است:

    آقا، برادر، مرد حسابی، دود از کنده بلند میشه، این حرفا چیه؟؟؟
    این خط عمود، سن و سال نمیشناسه که اگه بخوای تو هفتاد سالگی هم واست اسطوره میسازه ;)
    حالا ما که در حد شما نیستیم ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازست، چهل سالگی یعنی همون پختگی و با چشم عقل دیدن.
    ……………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. خوبی؟ کجایی؟

  19. Nassim نوشته است:

    چحل ثالگی یعنی وقتی توی خیابون هستی به جوانترها بگی شما یادتون نمیاد اینجا همش بیابون بود
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. جالبه.

  20. شبنم نوشته است:

    چهل سالگی یعنی وقتی تازه میفهمی دیگه باید فقط از تجربه هات استفاده کنی !!! یعنی موی سفید ، یعنی اول احساس پا به سن گذاشتن
    حس خام پختگی
    حس مادری رو دوست داشتن
    درک پیرهای فامیل
    حس گیجی ، گیر کردن بین گذشته و حال و اینده
    سوال که امیدوار باشم یا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. آدم بدون امید که نمیتونه بمونه. میتونه؟

  21. پروین میرعنایت نوشته است:

    من چهل سالگی راتجربه نکردم ولی به نظرم شروع هردهه زندگی فرصتیه واسه اینکه یه کم بایستی ونگاهی به پشت سرت بندازی به راهی که اومدی. صادقانه خوب وبدشووارسی کنی وبعددوباره بری به استقبال دهه جدید باهمه اشتباهاتو وخوبیهاوبدیهاش.به نظر میادحس سنگینی دارین از چهل سالگیتون ولی من دوس دارم وقتی به این نقطه میرسم خوشحالترازشماباشم
    ……………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. امیدوارم برای شما بهتر از من باشه.

  22. المیرا نوشته است:

    بدترین موضوع پیر شدن ودرنهایت مردن اینه که …..
    ما می میریم وتنمون زیر خاک می گنده … ولی رو این زمین لعنتی دخترکهای جوان و لپ گل انداخته ای هنوزم هستن که قاقاه می خندن و ما فرصت نکردیم باهاشون باشیم ..
    (به نقل از زوربا در کتاب زوربای یونانی)

    میشه اینقدر باحال به زندگی و عمر نگاه کرد ….هرچند خودم اینطور ادمی نیستم
    …………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. زنده باد نیکوس کازانتزاکیس.

  23. رسول ایرانشناس نوشته است:

    انرژی عجیبی در وجود من در مرز چهل سالگی متبلور شد و هنوز هم بعد از سه سال پر امید برای ساختن آینده ای بهتر از گذشته تلاش می کنم .
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام. زنده باد.

  24. شیلا نوشته است:

    سلام. خدا کنه تحمل چهل سالگی داشته باشم. بیست و چند سالگی که پر بود از نشیب و ننشیب و نشیب, سی و چهل سالگی چه شود..
    …………………………………………………………………………………………………………………
    جواب: سلام. زنده باشید.

  25. مهدی نوشته است:

    :
    تا قبل ازسی سالگی چهل سالگی برایم‌کابوس بود طبیعی بود درکشوری با سن امیدبه زندگی ۳۵
    ولی اکنون که کم کم‌پابه چهل میگذارم بیشترمشتاقم که فرابرسد تاآن نیروی محرکه هرچه زودترازادگردد

    چهل سالگی رازایش مجددمیدانم همانطورکه بودا درچهل سالگی به روشنی رسید وابوعلی سینا و محمدپیامبر ،موسی زرتشت، ناصرخسرو وخیلی های دیگر حتی درتاریخ انقلابهادرچهل سالگی به نقطه عطف رسیدند
    خودم رابرای این به قول انگلیسیهاجوانی دوم دارم اماده میکنم جوانی که برخلاف اول هیجان وشوردیوانه وارنداردولی شوروشعفی عمیقتروریشه دارتر دارد زندگی درعرض بجای طول وباشخصیتی پخته تروبالغ تر
    وباطیف وسیعتری ازاحساسات که مثل رنگین کمانی ازجلوچشمانت میگذرندوتواینک به اختیارخودت میتوانی انتخاب کنی بجای اینکه اسیرافسردگی میانسالی شوی عواطفت رامدیریت می کنی
    تجمیع منطق واحساس وجمع اضداد همیشه تولیدانرژی میکندنوعی مراقبه هست
    اگرچه مثل کرم ابریشمی که قبل از پروانه شدن به گمان ناظرین مرده است مرده به نظرمیرسم اما بسیارمشتاقم به این زایش مجدد
    اری چهل سالگی دارد می اید ارام ارام
    بهتراست به اوخوشامدبگوییم وبااغوش باز آن رابپذیریم ومشاهده اش کنیم تابتوانیم به ورای آن برویم .تنهاانکه خوب واصیل زندگی کند ازمرگ وگذرعمردرهراس نخواهدبود

ارسال نظر

 
نام:
ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت:


برای جلوگیری از فرستادن هرزنامه،‌کاراکتر های روبرو را در زیر وارد نمایید در صورت ناخوانا بودن اینجا را کلیک کنید
Click to hear an audio file of the anti-spam word