قصه‌های تاکسی 9

در تاکسی شاهد جدال راننده با یکی از مسافران بودم. در زیر به بخشی از دیالوگ این دو نفر توجه بفرمایید. به نظرم این پدیده در عین حالی که بسیار اتفاق می افتد، بسیار جالب توجه هم هست.

……………………..

– حاجی احترام خودتو نگه دار.

– حاجی خودتی، احترام هم شوهر کرد.

– اِ!

– عید نه، همین الان.

– استغفرالله، آخه من به تو چی بگم؟

– فعلا شما از سقف برو بالا، زوده برات به من چیزی بگی.

دیدگاه ها

  1. fahimeh

    مثل دیالوگ فیلمهای مسعود کیمیائیه.همه مردم هنرپیشه اند
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. موافقم.

  2. ♫◇◆яднд◆◇ ♫

    سلام
    متاسفانه انقدر از این قبیل مکالمه ها شنیدیم که یه جورایی برامون عادی شده….
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. بله، دقیقا.

  3. ماهی

    سلام

    چه حاضر جواب بوده!

    راستی فکر می کنم اینجا “جدل” درست تر باشد (مشاجره لفظی).

    اینجوری از زمان مدرسه یادم مونده.
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. شاید، نمی دونم.

  4. بيتا اشرفى

    عجب قصه هايي داره اين تاکسى! راستى آيا قديما هم مردم
    اينقد بهم بى احترامى مى کردند؟
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام. بی احترامی همیشه بوده. کم یا زیاد، اینجوری یا جور دیگه.

  5. نوید صبوری

    اینا باز خوبشه.رئیس یکم بیشتر تاکسی سوار شی اطلاعاتت تکمیل میشه
    …………………………………………………………………………………………………………………………..
    جواب: سلام.

  6. نغمه

    این که تازه خوبشه ……
    ……………………………………………………………………………………………………………….
    جواب: سلام.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *